نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم!
رسول شمالی ورزنده
اخیراً بازگشت برخی از چهرههای عرصه هنر و موسیقی مبتذل و به اصطلاح سلبریتیهای آن سوی آبی به کشور آغاز شده و تعداد اندکی از این افراد که تا دیروز علیه نظام جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور تبلیغات گسترده میکردند و در دامان ضد انقلاب و تهماندههای رژیم سرنگون شده پهلوی نفس میکشیدند، حالا با ادعای «دلتنگی برای وطن» قدم به کشور گذاشتهاند! اما پرسش بنیادی این است: این بازگشتهای ناگهانی با چه نیتی و تحت چه برنامهریزی هدایت میشود؟
جامعه و مردم شریف ایران، بهویژه پس از تهاجمهای ددمنشانه جبهه آمریکایت - صهیونیستی و تقدیم شهدای گرانقدر از میان فرماندهان، دانشمندان و مردم بیگناه، ماههاست که با حضوری باشکوه در خیابانها و میادین، سنگر دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی را حفظ کردهاند. پیامی که این مردم در میدان مخابره میکنند، نفی مطلق فرهنگ مبتذل غربی و رد بازگشت به مناسبات دوران پهلوی است. در چنین شرایطی، چطور میتوان نسبت به حضور بیدغدغه و عادیسازی چهرههای بیهویتی که حتی پس از ورود نیز اصالت فرهنگی مردم را نادیده گرفته و بر ترویج نمادهای غربی اصرار میورزند، بیتفاوت بود؟ تصاویر منتشرشده از این افراد در فضای مجازی و متأسفانه برخی رسانههای زرد داخلی نشان میدهد که آنان همچنان در رؤیای طاغوت زیست میکنند و اهداف دیگری را دنبال مینمایند.
جبهه دشمن پس از شکستهای پیاپی در مواجهه نظامی، فتنه زیستی و ایجاد آشوبهای خیابانی، اکنون راهبرد خود را بر «نفوذ آرام فرهنگی» متمرکز کرده است. آنان با تکیه بر عناصر وابسته خود و پوشش «وطنپرستیِ دروغین»، در اندیشه بازسازی شبکه تأثیرگذاری فرهنگی و هنری هستند. هیچ ایرانی منصفی مخالف بازگشت هموطنان خارج از کشور به وطن مادری خود نیست؛ اما میان یک شهروند عادی با عنصری ضد انقلاب که سالها با برگزاری برنامهها و کنسرتهای سیاسی در زمین دشمن بازی کرده و خواهان سرنگونی نظام بوده، تفاوت ساختاری وجود دارد. تغییر چهره یکشبه این افراد بیش از آنکه یک حس وطنی باشد، بخشی از یک پروژه حسابشده برای نفوذ قدمبهقدم به نهادهای فرهنگی و برقراری ارتباط با برخی مراجع تصمیمگیر است.
پیشگیری از جولان این عناصر، نیازمند حساسیت و مراقبت دقیق چندلایه است. نهادهای امنیتی و اطلاعاتی باید لایههای پنهان و اهداف این بازگشتهای سازمانیافته را زیر ذرهبین قرار داده و از بررسی ابعاد آن چشمپوشی نکنند. همچنین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دولت نباید اجازه دهند بستر رسانهای و رسمی کشور برای برندسازی مجدد و عادیسازی چهرههای خودفروخته فراهم شود. استقبال بسیار محدود و انگشتشمار برخی افراد ناآگاه در فرودگاه یا مبادی ورودی نیز نشان داد که بدنه اصلی جامعه با بصیرت کامل، مرز خود را با این جریان مشخص کرده است. حماسه امروز ایران را فرماندهان و رزمندگان دلاور و مردم انقلابی در میادین مختلف رقم میزنند؛ همانهایی که فرهنگ واقعی اقتدار و ایستادگی این ملت را به جهان نشان دادند. حرف اول و آخر فرهنگ و هنر این مرزوبوم را همین مردم حاضر در صحنه میزنند، نه چند عنصر فراری که با ورود سؤالبرانگیز خود تلاش میکنند خیانتها و توطئههای سالیان گذشتهشان را پشت شعارهای ظاهری پنهان سازند. تاریخ و حافظه جمعی مردم ایران، خیانتهای آنان را فراموش نخواهد کرد.
مالهکشی بر کارنامه پاریس؛ وقتی شیفتگانِ الیزه دست به کار میشوند!
تقلیل موضوع، نادیده گرفتن عمدی و با بیان بهتر سفیدشویی قبله آمال، یعنی سفیدشویی و تطهیر کشورهای غربی امری تثبیتشده در مرامنامه فرقهای است که خود را همواره محق میداند و از هر موجی به نفع خود موجسواری میکند. باید از این طیف پرسید، چرا در ماجرای جنبش والاستریت، نو کینگ، اعتراضات مربوط به کشته شدن جرج فلوید و اعتراضات حمایتی از غزه در دانشگاههای آمریکا، مدعیان حقوق مدنی - سیاسی در ایران روزه سکوت گرفتند؟
اخیراً حسن نورانینژاد، سخنگوی حزب منحله مشارکت در یادداشتی عنوان کرده است: «فیلم شهردار سندنی فرانسه را چند بار دیدم؛ جایی که میان پلیس و معترضان میایستد، مانع برخورد با آنها میشود، رو به پلیس فریاد میزند که بس کنید و خودش هم از گاز اشکآور بینصیب نمیماند. به نظرم مخاطب این فیلم در ایران، امثال زاکانی نیستند. دستکم من اگر بخواهم آن را منتشر کنم، خطابم به زاکانی نیست. کسی که اساساً داعیهای در خشونتپرهیزی ندارد، خود را نیروی میانه و حائل میان معترض و سرکوب نمیداند و صریح و روشن یکسوی این نزاع ایستاده است، با دیدن چنین فیلمی قرار نیست ناگهان ژان والژان یا شهردار سندنی شود.»
وقتی خشونتی نیست که پلیس فرانسه برای سرکوب معترضان انجام نداده باشد و تصاویر فضای مجازی به خوبی گویای ضرب و شتم بیرحمانه نوجوانان و جوانان فرانسوی است؛ کسانی که در دوره دولت متبوعشان کراراً دم از مفاهیمی همچون حقوق بشر، حقوق مدنی - سیاسی، دموکراسی و توسعه سیاسی میزدند چرا خود را به نفهمیدن، نشنیدن و ندیدن میزنند؟ به لحاظ روانشناختی شاید طبیعی باشد که چون مدینه فاضله و سرزمین آرزویشان زیر سؤال میرود، خیلی علاقهای به پرداختن به موضوعات فوق را نداشته باشند.
چرا فرانسه پساانقلاب کبیر که زادگاه مفاهیمی همچون دموکراسی، حقوق بشر و لیبرالیسم است، امروز توسط سوپر نئولیبرالهای ایرانی مورد نقد و نکوهش قرار نمیگیرد؟ نهتنها مورد نقد نیست؛ بلکه غربگرایان ایرانی با فنهای خاص رسانهای سعی دارند که سرکوبهای خشن را سفیدشویی کرده و ذهنیت مردم ایران را منحرف کنند.
عشق و علاقه اصلاحطلبان به قدری است که سیاهی مدینه فاضلهشان را سفید میبینند؛ قطعاً در تاریخ خواهند نوشت که جمهوری اسلامی بهرغم وجود انگلوفیلها، آمریکوفیلها و فرانسوفیلها در برابر دشمنان استقامت کرد و کشور را از دل بحران بیرون آورد. این حجم از غرضورزی در بررسی موضوعات مشابه بین ایران و کشورهای غربی البته صرفاً به بیماری روحی غربگرایی برنمیگردد.
اعتراف بوق لندن به دفن نتانیاهو در باتلاق شکست!
بحران چندلایه و بیسابقهای که این روزها رژیم مجعول صهیونیستی را در بر گرفته، نهتنها رؤیاهای دور و دراز نتانیاهو را به کابوسی سهمگین بدل کرده؛ بلکه حتی صدای رسانههای زنجیرهای و بنگاههای خبرپراکنی استکبار را هم درآورده است؛ تا جایی که حتی خبرنگاران مزدور بیبیسی نیز ناچار به اعتراف به شکست مفتضحانه این رژیم در برابر جبهه مقاومت شدهاند.
نفیسه کوهنورد، خبرنگار ارشد بیبیسی، در تحلیل اخیر خود با اذعان به ناکامی کامل نتانیاهو صراحتاً تأکید کرد که وعدههای نخستوزیر جانی رژیم صهیونیستی مبنی بر نابودی حماس و حزبالله توهمی بیش نبوده است. حماس نهتنها نابود نشده؛ بلکه همچنان بهعنوان طرف اصلی و مقتدر در تمامی مذاکرات آتشبس و تبادل اسرا حضور دارد.
در جبهه لبنان نیز حزبالله با شلیک بیش از ۱۰۰ موشک در همان روزهای نخست، حیرت محافل دیپلماتیک غربی را برانگیخت و اثبات کرد اقتدار و توانمندی رزمیاش دستنخورده باقی مانده است.
از سوی دیگر، نظرسنجیهای منتشرشده در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ (کانالهای ۱۱، ۱۲ و معاریو) نشان میدهد ائتلاف حاکم نتانیاهو حتی توان کسب اکثریت شکننده (۶۱ کرسی) را هم ندارد و اردوگاه اپوزیسیون گوی سبقت را ربوده است. سرکرده جنایتکار کابینه تلآویو که حیات نکبتبار و آینده سیاسی خود را در معرض فروپاشی میبیند و پروندههای فساد مالی بر سایه شومش سنگینی میکند، دست به فرافکنی و شوهای تکراری تبلیغاتی زده است.
نتانیاهو که پیشتر مدعی نابودی کامل مقاومت بود، طبق گزارش کانال ۱۳ رژیم صهیونیستی اکنون مجدداً برای مدیریت فضای متشنج داخلی و فرار از دادگاه، به گزافهگویی افتاده و ادعا میکند «حماس گرچه ضعیف شده؛ اما قصد چالشآفرینی دارد!». وی همچنین با سناریوسازیهای ساختگی درباره «احتمال حمله ایران پیش از انتخابات»، سفر محرمانه به ابوظبی و حواشی پرواز فلایدبی، تلاش میکند ذهن جامعه بحرانزده صهیونیستی را از افلاس اقتصادی - سیاسی منحرف سازد.
جلاد تلآویو بداند که تاریخ مصرف این شوهای امنیتی به پایان رسیده و باتلاق غزه و لبنان به گورستان نهائی صهیونیستها بدل خواهد شد.
خنجر جناح رکود بر گرده مدیریت کارآمد!
در شرایطی که کشور در وضعیت جنگی قرار دارد و فشارهای اقتصادی و امنیتی بر مردم و دولت سنگینی میکند، شهردار تهران تمامقد به میدان حمایت از دولت چهاردهم آمده است. زاکانی در ماههای اخیر بارها بر ضرورت کمک به دولت تأکید کرده است. او در توئیتی نوشت: «همه وظیفه داریم برای حل مسائل کشور به دولت کمک کنیم؛ امروز نه وقت رقابت انتخاباتی است و نه مملکت به خروس جنگی نیاز دارد.» شهردار تهران با اشاره به شرایط جنگی، اولویت اول را جنگ دانسته و تصریح کرده که «امروز مهمترین میدان مبارزه با آمریکا، حل مشکلات مردم و کمکردن فشار از زندگی آنهاست.»
این موضعگیری زاکانی، تنها در حد حرف نمانده است. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، خود چند بار از همکاری شهردار تهران قدردانی کرده است. پزشکیان گفت: «آقای زاکانی در انتخابات به من گفت نمیگذارم رئیسجمهور شوی؛ اما الان دارد در شهرداری با ما بهخوبی همکاری میکند» و افزود: «دستشان درد نکند. شهرداری با عملکرد خود، کلی بار از روی دوش دولت برمیدارد.»
در ادامه همین رویکرد، زاکانی هفتم مهر از اجرای طرحی با عنوان «تورم صفر» خبر داد که در مرحله نخست، قیمت ۱۲ قلم کالای اساسی را برای شش ماه ثابت نگه میدارد. این کالاها در ۱۰۸ میدان میوه و ترهبار و ۱۸ فروشگاه شهروند عرضه میشوند و قرار است تعداد اقلام طرح نیز افزایش یابد. زاکانی اعلام کرد: «از دیروز ۱۰ قلم کالا از ۵ تا ۴۵ درصد زیر قیمت متعارف بازار در دسترس مردم قرار دادیم» و با حذف واسطهها، کالاهای عرضهشده از طریق فروشگاههای شهرداری نیز تا ۵۰ درصد پایینتر از قیمت فعلی به فروش میرسد.
در شرایطی که تورم نیمه نخست سال از کمکمعیشت دولت پیشی گرفته و خانوادهها با یارانه غیرنقدی بهسختی میتوانند چند قلم کالای اساسی بخرند، چنین اقدامی قطعاً جای تقدیر دارد. زاکانی خود در پاسخ به منتقدان نوشت: «پشت دیوار وظایف پنهان نشویم... دشمن در موشک و محاصره تقسیم کار نمیکند.»
اما اقدامات زاکانی به حوزه معیشت محدود نمیشود. در جریان جنگ40 روزه، شهرداری تهران مسئولیتهایی را پذیرفت که بخشی از آنها فراتر از اداره روزمره شهر بود. اسکان خانوادههای آسیبدیده و پذیرش مسئولیت بازسازی و نوسازی مناطق خسارتدیده از جمله این اقدامات بود. زاکانی اعلام کرد: «در جنگ ۴۰ روزه، ۵۱ هزار و ۴۷۰ خانوار در هتلها اسکان یافتند» و برای ساکنان خانههای آسیبدیده بهطور میانگین ۲ میلیارد تومان ودیعه مسکن و ۴۰ میلیون تومان اجاره ماهانه در نظر گرفته شد. همچنین ۹۶ درصد از ۵۱ هزار و ۷۲۴ واحد مسکونی آسیبدیده تعیین تکلیف شدند. مترو و خطوط BRT نیز در این دوره رایگان شدند؛ اقدامی که در شرایط محدودیت سوخت، به کاهش مصرف بنزین کمک کرد.
با این حال، روزنامههای شرق و اعتماد که خود را مدافع حقوق مردم میدانند، نهتنها از این اقدامات تقدیر نکردهاند؛ بلکه به بهانههایی مانند «انگیزه انتخاباتی» به زاکانی هجمه وارد کردهاند. شرق در گزارشی با عنوان «شهر زیر بار وعدههای بیعدد» نوشت که شورای شهر نه برای «تورم صفر» لایحهای دیده و نه بودجهای تصویب کرده است. این در حالی است که زاکانی تصریح کرده برنامه تورم صفر با استفاده از ظرفیتهای قانونی شهرداری و همکاری دولت اجرا میشود.
نکته قابل تأمل اینجاست که همین رسانهها در سالهای گذشته که کشور با بحرانهای مختلف مواجه بود، نهتنها از اقدامات مشابه حمایت نکردند؛ بلکه هرگونه ورود نهادهای غیردولتی به حوزه معیشت را زیر سؤال میبردند. حال آنکه وقتی شهرداری تهران در شرایط جنگی، بار اسکان و بازسازی را از دوش دولت برمیدارد و طرحی برای تثبیت قیمت کالاهای اساسی اجرا میکند، جای تقدیر دارد نه هجمه.
زاکانی در شرایطی که میتوانست مانند بسیاری از مدعیان اصلاحات، در لاک رقابتهای انتخاباتی باقی بماند، مسیر همکاری با دولت را انتخاب کرده است. رئیسجمهور خود بارها این همکاری را ستوده و آن را «کمک به مردم» توصیف کرده است. اقدامات شهرداری تهران در جنگ ۴۰ روزه و طرح «تورم صفر»، نشاندهنده رویکردی است که فراتر از جناحبندیهای سیاسی، به دنبال کاهش آلام مردم است. حال باید پرسید: آیا هجمه رسانههای اصلاحطلب به زاکانی، در خدمت مردم است یا در خدمت رقابتهای انتخاباتی؟
عکس هفته
این بار چیو بدیم بره...؟