مرعشی در زمین چه کسی بازی میکند؟
جوان آنلاین: در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به آرامش، انسجام و پرهیز از ایجاد شکافهای داخلی نیاز دارد، طرح برخی ادعاهای مهم و اثرگذار بدون ارائه مستندات، آن هم درباره روابط راهبردی ایران با یک قدرت بزرگ مانند چین، نمیتواند صرفاً یک اظهارنظر سیاسی تلقی شود.
حسین مرعشی، دبیرکل حزب اصلاحطلب و رانتخوار کارگزاران سازندگی، در اظهارنظری مدعی شده است که سفر محمدباقر قالیباف به چین و گسترش روابط تهران و پکن، مشروط به بازگشایی تنگه هرمز، عدم دریافت هزینه از کشتیهای عبوری و همچنین حلوفصل اختلافات ایران با عربستان و امریکا بوده است؛ ادعایی که بلافاصله دفتر رئیس مجلس و نماینده ویژه جمهوری اسلامی ایران در امور چین آن را صراحتاً تکذیب و تصریح کرد: مخالفت قاطع و صریح جمهوری خلق چین در برابر تحریمهای یکجانبه امریکا، نشاندهنده رویکرد حمایتی چین در قبال جمهوری اسلامی ایران است.
اما نکته مهمتر آنجاست که موضع رسمی و رفتار دیپلماتیک چین در موضوع تنگه هرمز، دستکم در ماجرای اخیر گروه ۲۰، نهتنها ادعای مرعشی را تأیید نمیکند؛ بلکه میتواند قرینهای جدی در جهت تردید به روایت مطرحشده باشد. بنا بر اطلاعات مطرحشده در همین زمینه، چین حاضر نشد پیشنویس بیانیه گروه ۲۰ درباره «آزادی، امنیت و قابل پیشبینی بودن کشتیرانی در تنگه هرمز» را امضا کند. موضوعی که مورد اذعان وزیر خزانهداری امریکا نیز قرار گرفت و او گفت: چین از پیوستن به بیانیه وزرای دارایی گروه ۲۰ در مورد تنگه هرمز خودداری کرده است. این موضع نشان میدهد پکن در قبال مسئله هرمز، در چارچوبی که در ادعای مرعشی ترسیم شده حرکت نمیکند و نمیتوان به سادگی ادعا کرد که چین برای توسعه روابط با تهران، چنین شروطی را پیش پای ایران گذاشته است.
در چنین شرایطی، تکرار ادعاهای فاقد مستند و اختلافبرانگیز، اگر نگوییم «خیانت»، دستکم خطایی بزرگ و پرهزینه در قبال منافع ملی است که نباید به سادگی از کنار آن گذشت.
مرعشی در بخش دیگری از سخنان خود از ضرورت جمع شدن «بساط باندبازی» در حوزههایی مانند نفت، صنعت و خصوصیسازی سخن گفته است. این موضعگیری نیز طبیعتاً باید با کارنامه و سابقه سیاسی و اقتصادی جریان متبوع وی سنجیده شود. کسی که درباره مبارزه با رانت و باندبازی سخن میگوید، بیش از دیگران باید آماده پاسخگویی درباره عملکرد و مناسبات اقتصادی جریان سیاسی خود در سالهای گذشته باشد. ادعاهای حقبهجانب مرعشی درباره مبارزه با «باندبازی» در حالی است که او و همفکرانش طی سه دهه گذشته با خیمه زدن بر گلوگاههای بزرگ اقتصادی، بیشترین رانت را از طریق اعمال نفوذ در قدرت به دست آوردهاند. حالا و در حالی که روزانه میلیاردها تومان از محل رانتی که با راهاندازی هلدینگ هواپیما، خودرو و مواردی از این قبیل به جیب میزند، مانند یک خائن با نظام نمک بر زخم مردم میپاشد!
جواب بسیج دانشگاه تهران به اظهارات عوامانه برهانی
درحالیکه محسن برهانی در قامت وکیل مدافع دانشجویان اغتشاشگر ظاهر شده، بسیج دانشگاه تهران بر برخورد با دانشجویان عبورکننده از خطوط قرمز تأکید دارد.
همزمان با نزدیکشدن به زمان برگزاری کمیته تجدیدنظر درباره احکام دانشجویان اخراج شده در جریان اغتشاشات دی ۱۴۰۴، بسیج دانشگاه تهران در نشریه «سپیدار» به اظهارات محسن برهانی واکنش نشان داد و تأکید کرد که «بازگرداندن دانشجویان پرچمسوز، یعنی عادیسازی خیانت».
برهانی که یکی از استادان اخراجی دانشگاه تهران بود و با وساطت دولت چهاردهم در زمره ۴۰۰ استادی قرار گرفت که به سمت خود بازگشتند، در واکنش به این موضوع ۹ شهریورماه در فضای مجازی نوشت: «جماعتی جاهل علیه وزیر علوم شاخ و شانه کشیدهاند و نسبت به بازگشت دانشجویان اخراج شده به دانشگاه ژاژخایی کردهاند.» روز بعد نیز در یادداشتی، عبور دانشجویان از خطوط قرمز را مستوجب برخورد ندانست. حال آنکه کمیته بدوی تاکنون فقط برای ۲ نفر حکم اخراج صادر کرده است.
بسیج دانشجویی دانشگاه تهران با نصب پارچهنوشته در سردر دانشگاه تهران، اعتراض خود را به این روند نشان داد و در نشریه با اشاره به مواضع برهانی درباره حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی، این پرسش را مطرح کرد که چگونه تجاوز دشمن به خاک کشور را میبیند؛ اما رفتار این دانشجویان متخلف را نادیده میگیرد. دانشجویان خاطرنشان کردند پیامدهای اجتماعی اهانت به پرچم یک کشور، قابل چشمپوشی نیست.
روزنامه زنجیرهای به نمایندگی از ترامپ، طرح او را بازنویسی کرد!
دونالد ترامپ در آوریل 2026 اعلام کرد که طرح «سرمایهگذاری مشترک» در تنگه هرمز بررسی میشود. 5 ماه بعد، روزنامه زنجیرهای «اعتماد» به نمایندگی از ترامپ طرح او را بازنویسی کرد و با آب و تاب بسیار، پیشنهاد داد که به «مدیریت مشترک هرمز» فکر کنیم!
همزمان با چنگ و دندان نشان دادن ترامپ و حمله آمریکا به خط ساحلی ایران در جنوب، روزنامه اعتماد «پرچم سفید» برداشت و ثابت کرد که زبان ترامپ و جبهه غرب در کام مدعیان اصلاحات میچرخد.
روزنامه متعلق به رئیس شورای اطلاعرسانی دولت ذیل تیتر «از تقابل نظامی تا رقابت بر سر معماری...» نوشت: «هرمز برای ایران تنها یک نقطه جغرافیایی نیست؛ بلکه بخشی از امنیت ملی، اقتصاد و موقعیت ژئوپلیتیکی کشور است. با این حال، تبدیل هرمز به یک ابزار فشار دایمی، میتواند هزینههایی را نیز برای ایران ایجاد کند؛ از افزایش ریسک بیمه و حملونقل گرفته تا فشار بر تجارت، درآمدهای انرژی و روابط اقتصادی با همسایگان».
اعتماد در ادامه به تئوریبافی برای جا انداختن «مدیریت مشترک» پرداخت و به اسم ایجاد «نظم» پیشنهاد شراکت داد.
این روزنامه زنجیرای نوشت: «عمان میتواند حلقه اتصال میان ایران، کشورهای منطقه و بازیگران بینالمللی باشد. هرمز نباید به میدان دائمی آزمون قدرت تبدیل شود. قدرت ایران در هرمز زمانی به حداکثر اثر راهبردی خود میرسد که از «توان ایجاد هزینه» به «توان ایجاد نظم» تبدیل شود... امنیت این تنگه برای ایران، کشورهای عربی منطقه، قدرتهای جهانی و اقتصاد بینالمللی یک منفعت مشترک است. بنابراین، ایران میتواند با ابتکار عمل دیپلماتیک، روایت بحران را از «تهدید هرمز» به «مدیریت مشترک هرمز» تغییر دهد». مدیریت مشترک تنگه هرمز ترجمه «اعتماد به آمریکا» و حذف تدریجی ایران از جغرافیای هرمز است که مدتی قبل ترامپ در قالب «سرمایهگذاری مشترک» ارائه داد و سعی کرد با رویای منفعت مالی دیو طمع را به جان ایران بیندازد.
چهارشنبه 8 آوریل 2026، حدوداً 5 ماه قبل از پیشنهاد وقیحانه اعتماد، دونالد ترامپ در مصاحبه با «جاناتان کارل» از شبکه «ایبیسی نیوز» گفت: «در حال بررسی یک سرمایهگذاری مشترک با ایران برای دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز است»؛ طرحی که از نظر ترامپ یک «ایده زیبا» بود و امروز این ایده زیبا با حذف رنگ و لعاب اقتصادی از سرمایهگذاری مشترک به «مدیریت مشترک» تنزل یافت و از صفحه اول روزنامه اعتماد سر درآورد. علیایحال، مدعیان اصلاحات روز به روز در ارائه پیشنهاد غربیتر و در توصیههای سیاسی بیغیرتتر میشوند؛ مدتی قبل از معامله هرمز میگفتند و اکنون به اسم مدیریت مشترک و ایجاد نظم، تنگه را «پیشکش» میکنند.
27 مرداد، سازندگی ذیل تیتر «اهرم فشاری که نباید بسوزد» نوشت: «هرمز را گروگان نگیریم؛ بلکه معامله کنیم»؛ ارگان حزب اشرافی کارگزاران در ادامه پیشنهاد داد: «ایران اکنون میتواند از هرمز برای دستیابی به مجموعهای از امتیازات مشخص استفاده کند، لغو محاصره دریایی... رفع تحریمهای آمریکایی، کاهش فشار اقتصادی و باز شدن مسیرهای مالی میتواند یک نقطه شروع واقعبینانه برای توافق باشد».
پیشنهاد سازندگی برای معامله کردن هرمز در دوران «آتشبس نانوشته»، کمتر از یک ماه به صورت گستاخانهتر در اعتماد مطرح شد و پس از حمله ترامپ به ایران و نشان دادن چنگ و دندان در قالب یادداشت منتشر شد و این پرسش را بیجواب گذاشت که «چرا مدعیان اصلاحات، پس از چنگ و دندان نشان دادن دشمن، پرچم سفید برمیدارند؟».
عکس هفته
موجهای کوبنده تنگه هرمز، بالای سر کشتیهای متجاوز