کودتای آمریکایی در بغداد؟
حسین صادق
آنچه در سحرگاه ۲۸ ژوئن در منطقه سبز بغداد رخ داد، یک عملیات ضدفساد معمولی نیست. ورود زرهپوشهای CTS به امنترین منطقه عراق، محاصره مقر سیاستمداران ارشد، و بازداشت بیش از هشت نفر از نمایندگان مجلس و مقامات، نشانههای یک مهندسی سیاسی - امنیتی با ردپای واشنگتن است.
ضربه به هسته سخت شبکه المالکی
بازداشت محمد الصیهود (وزیر سابق و چهره قبیلهای نزدیک به المالکی) و بهاء النوری (کادر دولة القانون)، هدفگیری مستقیم زیرساخت سیاسی حزب الدعوه و ائتلافهایی است که دو دهه شریان نفوذ تهران در بغداد بودهاند. با ناکام ماندن المالکی در بازگشت به قدرت — پس از وتوی صریح ترامپ — این بار نوبت شبکه زیرین اوست.
قطع پلهای پشت صحنه بغداد - تهران
گزارشها از بازداشت عباس السودانی و عبدالکریم السودانی، دبیران شخصی دولت السودانی، حاکی از هدف قرار دادن لایهای است که هماهنگی عملیاتی و مالی میان دفتر نخستوزیری و بازیگران ایرانی را تنظیم میکرد — همان زیرساختی که واشنگتن بارها آن را «پوشش سیاسی برای شبکههای سپاه» نامیده بود.
پیام به شرکای سنی ایران
بازداشت مثنی الساماوی (رهبر عزم، که پس از جدایی از الحلبوسی به چارچوب هماهنگی نزدیک شده بود) و محمد الکربولی نشان دهنده این است که نه تنها متحدان شیعی تهران؛ بلکه بازیگران سنی که در بازی موازنه قدرت به ایران تکیه کردند نیز در معرض تصفیه هستند.
نخستوزیر علی الزیدی، که کمتر از دو ماه پیش با چراغ سبز واشنگتن و در مقابل وتوی تهران به قدرت رسید، اکنون در حال اثبات اعتبارنامههای خود به آمریکا از طریق عملیات امروز است. این جراحی سیاسی یک پیام روشن دارد: عراق پس از دوران جنگ آمریکا - ایران ۲۰۲۶، دیگر فضایی برای «خطوط قرمز» نیروی قدس در منطقه سبز نخواهد داشت.
بغداد وارد خطرناکترین مرحله تقابل ساختاری با نفوذ ایران شده — این بار از درون خود دولت.
مرحله دیگری از تثبیت نقشه امنیتی جدید خاورمیانه
تراپی، زیر باد کولر!

زهرا محسنیفر: دنیای عجیبی است! ما را با لوبیای سحرآمیز مسخره کردند، تا به یونجه و کنجاله راضی شویم. بحث کیفیت نیست؛ واقعیت این است که حبوبات کالیفرنیا، محبوب امریکوفیلهاست و الّا همه میفهمند خرید غلّات از آن گندهلات، غلط اندر غلط است و ما انگار داریم در دنیای افعال معکوس زندگی میکنیم؛ جایی که «پافشاری بر خطوط قرمز» خط قرمز محسوب میشود و تجربه کردن چندباره شکستها، بنبستشکنی. بله تازه حس مبعوث شدن گرفته بودیم که احساس «بر عبث پاییدن» را به ما القا کردند. قبول، اگر پشت خیمه معاویه نیستیم؛ اما زیر باد کولر هم ننشستهایم. ما خیابانپروران را از خلأ قدرت نترسانید؛ برای مردمی که کشور را رهبری کردهاند، پر کردن جای خالی قوه مقنّنه با قوه مخیّله، کار سختی نیست. اما عجیب است که کلنل لیاخوف، مجلس شورای ملی را به توپ بست و اصحاب خوف، مجلس شورای اسلامی را به قفل بستهاند؛ آنهم درست در زمانهای که امامِ در پرده، در جنگ نامتقارنِ توقیع با توییت، بسط ید و عصای دست میخواهد. اینها پیشکش، وقتی در گرماگرم نقض تفاهم موهومی، آسمان اقناع افکار عمومی کلیر میشود، مردم زیر بمباران «روایت اول» دشمن، بیپدافند روانی رها میشوند و نمیتوان در خلأ روایت رسمی، انتظار داشت ملت با خواندن گزارشهای «همه چیز آرومه» مشاور راهبردی رئیس مجلس، تراپی کنند. بله دنیای عجیبی است.
لطفاً کشور را معطل توهم ۳۰۰ میلیاردی نکنید
فؤاد ایزدی:
جاسم البدیوی، دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس، در مورد بستهی ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی ایران: «در مورد بستهی ۳۰۰ میلیارد دلاری، من چیزی ندیدهام. نه به من و نه به دیگران در کشورهای شورای همکاری خلیج (فارس) مطلبی گفته نشده. ما چیزی در این مورد نمیدانیم. ما نمیدانیم این بستهی ۳۰۰ میلیاردی چیست، چه کسی قرار است این بسته را تأمین مالی کند، چه کسی قرار است از این بسته بهرهمند شود».
لطفاً کشور را معطل توهم ۳۰۰ میلیاردی نکنید.
اگر ایران در تنگه هرمز عوارض دریافت نکند، آمریکا و شرکتهای بیمه انگلیسی دریافت خواهند کرد.
برآوردهای بینالمللی درباره ظرفیت درآمدزایی تنگه هرمز:
رویترز: ۱۱۰ میلیارد دلار
اندیشکده آکسفورد پراسس: ۸۰ میلیارد دلار
جی پی مورگان (بزرگترین شرکت خدمات مالی و بانکداری آمریکا): بین ۷۰ تا ۹۰ میلیارد دلار... یعنی دوبرابر فروش نفت.
دریافت عوارض، نقض هیچ قانون بینالمللی نیست. ایران عضو کنوانسیون حقوق دریاها نیست. دریافت عوارض متعارف، ایران را در دنیا منزوی نمیکند.
لطفاً در توهم لغو تحریمها توسط کنگره آمریکا، از منافع مالی نقد متعلق به مردم ایران نگذرید.
عکس هفته
نیمه پر دبه!