امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

گرمای فاجعه بار در اروپا؛ از شوک اقلیمی تا بحران ساختاری

آمارها نشان می‌دهد که این قاره با سرعتی بیش از دو برابر میانگین جهانی در حال گرم شدن است و این روند دیگر یک استثنای فصلی نیست، بلکه به بحرانی دائمی برای سلامت عمومی، اقتصاد، انرژی و زیرساخت‌های شهری بدل شده است.

زیرساخت‌های شهری و حمل‌ونقل نیز از گرما بی‌نصیب نمانده‌اند؛ ذوب آسفالت، تاب برداشتن ریل‌های قطار و اختلال در مترو و فرودگاهها به رخدادهایی عادی تبدیل شده است. هزینه‌های اقتصادی این بحران فراتر از خسارت‌های مستقیم است و شامل کاهش بهره‌وری نیروی کار، افزایش غیبت، رشد هزینه‌های درمان و افت گردشگری می‌شود و سالانه میلیاردها یورو بر اقتصاد اروپا تحمیل می‌کند.

سرعت بالای گرمایش اروپا
اروپا که روزگاری با آب‌وهوای معتدل و چشم‌اندازهای سبز خود شناخته می‌شد، امروز به یکی از داغ‌ترین نقاط جهان تبدیل شده است. آمارها نشان می‌دهد که این قاره با سرعتی بیش از دو برابر میانگین جهانی در حال گرم شدن است و این روند دیگر یک استثنای فصلی نیست؛ بلکه به بحرانی دائمی برای سلامت عمومی، اقتصاد، انرژی و زیرساخت‌های شهری بدل شده است. در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۹۵ درصد از مساحت اروپا، دمایی بالاتر از میانگین بلندمدت را تجربه کرد و حتی مناطقی درون مدار قطب شمال، چندین هفته دمای بالای ۳۰ درجه را ثبت کردند؛ رخدادی که تا چند دهه پیش غیرقابل تصور بود.
چرا ۴۰ درجه در اروپا بحران‌آفرین است؟
اما پرسش اساسی اینجاست: چرا دمای ۴۰ درجه که در بسیاری از نقاط جهان عادی تلقی می‌شود، در اروپا به فاجعه‌ای انسانی و اقتصادی تبدیل می‌گردد؟ پاسخ را باید در طراحی شهری و معماری این قاره جستجو کرد. بیشتر ساختمان‌های اروپایی برای مهار سرما ساخته شده‌اند و گرما را در خود محبوس می‌کنند؛ در حالی که تنها بخش کوچکی از آن‌ها به تهویه مطبوع مجهز است. افزون بر این، پدیده «جزیره گرمایی شهری» باعث می‌شود دمای مراکز شهرها بین ۳ تا ۷ درجه از حومه گرم‌تر باشد و در شب‌های موسوم به «شب‌های گرمسیری» که دما از ۲۰ درجه پایین‌تر نمی‌آید، بدن انسان فرصت بازیابی نمی‌یابد و بسیاری از مرگ‌ومیرها در همین ساعات رخ می‌دهد.
آمار تلفات انسانی
پیامدهای انسانی این بحران هشداردهنده است. سازمان جهانی بهداشت تخمین می‌زند که سالانه حدود ۴۸۹ هزار مرگ ناشی از گرما در جهان رخ می‌دهد که سهم اروپا با وجود جمعیت کمتر از ۹ درصد جهان، به ۳۶ درصد می‌رسد. تنها در تابستان ۲۰۲۲، بیش از ۶۱ هزار مرگ اضافی مرتبط با گرما در ۳۵ کشور اروپایی ثبت شد. این تلفات عمدتاً میان سالمندان، بیماران قلبی، کودکان، کارگران فضای باز، مهاجران و افراد بی‌خانمان متمرکز است؛ گروه‌هایی که نه‌تنها به دلیل سن و شرایط جسمانی؛ بلکه به خاطر عوامل اجتماعی مانند فقر، کیفیت پایین مسکن و دسترسی محدود به سرمایش، آسیب‌پذیرتر هستند.
پیامدهای چندبعدی
گرما فقط به سلامت انسان محدود نمی‌شود؛ بلکه شبکه انرژی اروپا را نیز به چالش کشیده است. در روزهای بسیار گرم، مصرف برق برای سرمایش به اوج می‌رسد و از سوی دیگر، نیروگاه‌های هسته‌ای و حرارتی برای خنک‌سازی به آب رودخانه‌ها وابسته‌اند؛ اما خشکسالی و کاهش دبی رودخانه‌ها، تولید برق را مختل کرده و در تابستان‌های اخیر چندین نیروگاه در فرانسه و سوئیس مجبور به کاهش یا توقف فعالیت شده‌اند. بخش کشاورزی نیز آسیب دیده؛ تولید گندم، ذرت و روغن زیتون در جنوب اروپا به پایین‌ترین سطح دهه‌های اخیر رسیده و دامداری با کاهش تولید شیر و افزایش هزینه‌های نگهداری روبه‌رو شده است. آتش‌سوزی‌های جنگلی نیز میلیون‌ها هکتار از جنگل‌های اروپا را نابود کرده و فصل آتش‌سوزی بهار و پاییز را نیز در بر گرفته است.
زیرساخت‌های شهری و حمل‌ونقل نیز از گرما بی‌نصیب نمانده‌اند؛ ذوب آسفالت، تاب برداشتن ریل‌های قطار و اختلال در مترو و فرودگاه‌ها به رخدادهایی عادی تبدیل شده است. هزینه‌های اقتصادی این بحران فراتر از خسارت‌های مستقیم است و شامل کاهش بهره‌وری نیروی کار، افزایش غیبت، رشد هزینه‌های درمان و افت گردشگری می‌شود و سالانه میلیاردها یورو بر اقتصاد اروپا تحمیل می‌کند.
نابرابری و عدالت اقلیمی
با وجود این واقعیت‌ها، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که سیاستگذاری اروپا همچنان میان «کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای» و «سازگاری با گرمایش» دچار عدم توازن است. اتحادیه اروپا با اهداف بلندمدتی مانند کربن صفر تا ۲۰۵0، سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در انرژی‌های تجدیدپذیر کرده؛ اما از نیازهای فوری امروز غافل مانده است. آژانس محیط‌زیست اروپا هشدار داده که از ۳۶ خطر اقلیمی شناسایی‌شده، بیش از نیمی نیازمند اقدام فوری هستند؛ در حالی که بسیاری از برنامه‌های ملی برای سال‌های ۲۰۴۰ و ۲۰۵۰ طراحی شده‌اند. این شکاف زمانی حادتر می‌شود که به ناعدالتی اقلیمی نگاه کنیم: کشورهای جنوب اروپا (اسپانیا، ایتالیا، یونان، پرتغال) بیشترین آسیب را می‌بینند؛ اما کمترین توان مالی برای سازگاری دارند. از سویی منابع مالی اتحادیه اروپا بیشتر صرف کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای می‌شود تا سازگاری فوری با گرما.