امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

هشدار به کابوی قمارباز؛ پاداش کلوخ‌انداز، سنگ است

علی‌اکبر عالمیان

 

قانون جنگل به معنای برتری «موازنه زور» در دنیای امروز است؛ چرا که هیچ خط قرمزی در قانون جنگل متصور نیست. منطق این قانون و دنیای حاکم بر آن این است که کسی باقی می‌ماند که قوی‌تر باشد. پس باید بکشی، وگرنه کشته می‌شوی!

در آغازین روزهای سال جدید میلادی، جلوه‌ای دیگر از این قانون توسط «سرطان بزرگ قرن» به نمایش در آمد و در اقدامی حیرت‌انگیز، رییس جمهور قانونی یک کشور ربوده شد و به بهانه محاکمه، به خاک ایالات متحده منتقل شد. در دنیای آزاد و قانون‌مدار، این روایت‌ها به یک افسانه و یا یک فیلمنامه سینمایی شباهت دارد؛ اما در دنیایی که قانون جنگل بر آن حاکم است، این‌گونه رخدادها امری عادی و طبیعی به نظر می‌رسد. به هر حال در دنیایی که یک کابوی قمارباز یکه‌تازی کند، باید هم این‌گونه اتفاقات کاملاً طبیعی جلوه کند و اصول و مفاهیمی مانند حاکمیت ملی، حق تعیین سرنوشت ملت‌ها، رعایت حقوق بشر و مانند آن به سخره گرفته شود.
البته ترامپ، نمونه و نمادی از ابتذال یک دولت جنایتکار است که سالیان سال بر اسب سرکش قدرت سوار بوده و ملت‌ها را تارومار کرده است. این دولت جنایتکار دهه‌هاست که در آمریکای لاتین، خاورمیانه و سایر نقاط جهان رد خون به جا می‌گذارد و تعفن حضور غاصبانه آن در اقصی‌نقاط جهان، مشام همگان را می‌آزارد. از کودتای 28 مرداد 1332 ایران تا کودتای 11 سپتامبر 1973 شیلی، از تجاوز به عراق تا تجاوز به لیبی و از بمباران اتمی ژاپن تا رییس جمهور ربایی در پاناما، از جنگ و نزاع در افغانستان تا فاجعه غزه همه و همه از آثار شوم حضور قلدرمآبانه یک دولت جنایت‌پیشه است که بر اساس قانون نانوشته جنگل، می‌تازد و دنیا را می‌آزارد.
ترامپ، نوک قله کوه یخ این تاریخ پر نکبت و پر فلاکت است. او آمده است تا چهره کریه «جنگلی‌های قانون‌شکن» را با اجرای قوانین «قانون جنگل» آشکار کند. از زمان آمدن ترامپ جنگ طلب، دنیا دیگر روی آرامش ندید و این کابوی قمارباز ثابت کرد که ایالات متحده فقط قانون زور و جنگل را می‌پذیرد.
 در قانون جنگلِ این «سرطان بزرگ قرن»، هیچ خط قرمزی متصور نیست و تا زمانی که ترامپِ تروریست وجود دارد، دنیا همین است و بدتر از این هم خواهد شد. او تمام قوانین حاکم بر این دنیای بی‌صاحب را به سخره گرفته است. بر اساس بند 4 منشور ملل متحد، هر گونه استفاده از زور علیه تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کشورها ممنوع است؛ اما او آشکارا به یک دولت مستقل حمله نظامی می‌کند. طبق کنوانسیون 1973، هرگونه حمله و یا ربایش «رییس دولت»، جرم بین‌المللی است؛ ولی او بی اعتنا به این قوانین، رییس جمهور قانونی کشوری دیگر را می‌رباید! بر اساس حکم دیوان لاهه (2002)، روسای جمهور مستقر، دارای «مصونیت مطلق» هستند و هیچ دادگاه خارجی حق بازداشت آن‌ها را ندارد؛ ولی او رییس جمهور قانونی یک کشور را به دادگاه نیویورک می‌کشاند تا محاکمه کند.
واقعاً باید با این دیوانه قمارباز چکار کرد؟ وقاحت او به اندازه‌ای است که حتی نظام مقتدر جمهوری اسلامی و رهبر پرصلابت آن را نیز تهدید می‌کند. پاسخ به او باید متناسب با همان روحیه کابوی‌وار او باشد. باید با همان ادبیاتی که او صحبت می‌کند با او سخن گفت. باید او را تهدید کرد و با زبان زور با او سخن گفت. نباید دست از سرش برداشت. از قدیم گفته‌اند که پاداش کلوخ‌انداز، سنگ است. اگر بعد از جنایت این «سرطان بزرگ قرن» در به شهادت رساندن شهید قاسم سلیمانی، با قاطعیت رفتار کرده و او را با «تیر غیب الهی» به درک واصل می‌کردیم، امروز دیگر گرفتار رفتارهای نامتعادلانه این کابوی قمارباز نبودیم. 
دنیای امروز و دنیای فردا، دنیای زور است و قدرت. باید به این اصل مهم در دنیای بی‌قانون امروز توجه بیشتری داشته باشیم که «اگر قوی نباشیم و قوی ظاهر نشویم، توسط وحوش دریده خواهیم شد!»