امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

نقش مؤثر مردم در خنثی‌سازی توطئه‌های دشمن

اشاره: طبق روال نشریه پرتو، ذیلاً خلاصه یکی دیگر از سخنرانی‌های علامه مصباح (ره) تقدیم شده است.
--------------------------------
اگر این نقشه‌ها درست پیش برود، به همان نسبتی که تابه‌حال پیش رفته - من عرض می‌کنم به همان نسبتی که تابه‌حال پیش رفته - اگر با همین آهنگ و با همین سرعت پیش برود، آن‌ها پیروز خواهند شد! لا سَمَحَ اللَّهُ! تنها چیزی که در مقابل این نیروها وجود دارد، هوشیاری و بیداری توده‌های مردم مسلمان است؛ همان چیزی که امام‌رضوان‌الله‌علیه برای ایجاد انقلاب روی آن تکیه کرده بود. امام نه به حزب تکیه کرد، نه به نیروی نظامی و نه به فعالیت‌های مسلحانه؛ به هیچ‌کدام از این‌ها ایمانی نداشت. امام تنها امیدش به مردم مسلمان کشور بود؛ معتقد بود اگر مردم آگاه شوند، دست دشمنان را کوتاه خواهند کرد. این بود که سعی کرد مردم را آگاه کند و به هدف هم رسید.
امروز هم تنها چیزی که می‌تواند در مقابل نقشه‌های شوم آمریکا مقاومت کند و آن‌ها را خنثی کند و تودهنی محکمی به آن‌ها بزند و سیلی‌ای بزند که تا مدتی تلوتلو بخورند و گیج بشوند، باز هم حرکت توده‌های مردم مسلمان است.
بیداری دینی؛ عامل پیروزی و تداوم انقلاب
من کسی را نمی‌شناسم که به اندازه امام‌رضوان‌الله‌علیه اهمیت این مطلب را درک کرده باشد. تا آخرین روزهای نهضت، حتی نزدیک‌ترین یاران امام آن اعتقادی را که امام به این کار داشت، نداشتند. اینکه عرض می‌کنم، وَلَا یُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ. [فاطر، 14] نزدیک‌ترین یاران امام و خوش‌بین‌ترین آن‌ها پیش‌بینی می‌کرد که این انقلاب بیست سال دیگر پیروز خواهد شد. شخص معینی را در نظرم هست که از شهدای بزرگوار است و دوست ندارم اسم ببرم. ایشان معتقد بودند و خیلی خوش‌بینانه پیشرفت نهضت را دنبال می‌کردند. ایشان می‌گفتند ان‌شاءالله این نهضت تا بیست سال دیگر به پیروزی می‌رسد؛ این در حالی بود که چند روز بعد، این نهضت به پیروزی رسید و شاه فرار کرد و رفت.
خداوند متعال نعمتی به این مردم داد که در طول تاریخ این کشور بی‌سابقه بود؛ می‌دانید که این معنایش چست؟! یعنی مصداق این آیه شریفه که إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْكُمْ؛ [محمد، 7] خطاب این آیه به یک فرد، یک گروه یا یک جمع نیست، مخاطب این آیه، جامعه اسلامی است؛ جامعه اسلامی اگر یار خدا شد، خدا هم یار آن‌ها خواهد شد.
نمونه‌ای از هوشیاری عمومی در دفاع از ارزش‌ها
گمان من این است که اگر امروز امام‌رضوان‌الله‌علیه در میان ما بود، همان خوش‌بینی‌ای را که در زمان قبل از انقلاب نسبت به این مردم داشت، امروز اگر مضاعف نشده بود، این خوش‌بینی را لااقل در همان حد داشت. می‌گویید نه؟! مردم شریف یزد در مقابل یک حرکت مبتذل فرهنگی چه‌کار کردند؟! وقتی فهمیدند و باور کردند که یک حرکت شیطانی در جهت دین‌زدایی است، حرکتی انجام دادند که تحسین تمام مردم، مقام معظم رهبری و مسئولان کشور را برانگیخت و سدی شد برای بدخواهانی که منتظر این بودند که به دنبال آن، نقشه‌های دیگری را اجرا کنند.
این معنایش چیست؟! معنایش این است که مردم از عمق دلشان دین را دوست دارند، امام زمانشان را دوست دارند، انقلابی را که صدها هزار شهید برای آن دادند دوست دارند و بی‌تفاوت از کنار آن نمی‌گذرند، نمی‌گذارند آمریکا بیاید هر غلطی که می‌خواهد بکند و هر جوری که می‌خواهد با خون‌های شهدای ما بازی کند.
این حرکت چه زمانی انجام گرفت؟! وقتی مردم درست باور کردند که دینشان در معرض خطر است و هدف دشمن قرار گرفته است. این بود که امام‌رضوان‌الله‌علیه از روز اول نهضت، تمام تلاشش این بود که به مردم بباورانند که دین شما در خطر است. سخنرانی‌های امام و بیانیه‌ها و اعلامیه‌های ایشان را ملاحظه بفرمایید. آخرین تهدیدی که به مردم می‌کرد، می‌گفت: «من احساس خطر برای اسلام می‌کنم.» برای اینکه می‌دانست مردم هیچ چیز را مثل اسلام دوست نمی‌دارند و اگر برای اسلام احساس خطر کنند همه چیزشان را فدا خواهند کرد و کردند.
خطر تحریف و قرائت‌های انحرافی از اسلام
آنچه امروز مایه نگرانی است این است که آمریکا و دشمنان اسلام به وسیله ایادی‌شان موفق شوند چنین وانمود کنند که «اسلام در خطر نیست و آنچه در خطر است، یک قرائتی از محافظه‌کاران و مرتجعین است؛ اما اسلام قرائت‌های پیشرفته، نو و مدرن دیگری هم دارد و هیچ خطری هم آن‌ها را تهدید نمی‌کند. پس اسلام در خطر نیست، خطر برای این محافظه‌کاران است؛ این‌هایی که دین را دکان خودشان قرار دادند؛ این‌ها در خطر هستند، وگرنه اصل اسلام در خطر نیست.»
من فرض را بر این می‌گذارم که این‌ها هیچ غرض و مرضی ندارند. از آن‌ها سؤال و خواهش می‌کنم که به من بگویند آن اسلامی که در خطر نیست، آن اسلام چیست؟! آیا اعتقاد به خداست؟! آیا اعتقاد به پیغمبر است؟! آیا اعتقاد به امام زمان است؟! آیا اعتقاد به قرآن است؟! آیا اعتقاد به احکام قرآن است؟! این اسلامی که هیچ خطری متوجه آن نمی‌شود چیست؟!
امروز در جامعه ما می‌بینید که ضروری‌ترین عقاید ما در معرض تشکیک است. جوان‌های مسلمان عزیز ما و بچه‌های شهدا، وارد دانشگاه که می‌شوند چندی نمی‌گذرد که در اصلی‌ترین عقایدشان شک می‌کنند. اگر اعتقاد به خدا، اعتقاد به وحی، اعتقاد به قرآن، اعتقاد به اینکه قرآن کلام خداست، اگر این‌ها به خطر افتاد، آیا این‌ها خطر برای اسلام نیست؟! اگر در خصوص ضروری‌ترین احکام اسلام وانمود شد که لازم نیست به آن‌ها عمل شود، این‌ها تاریخ‌مصرفشان گذشته است، آیا این خطر برای اسلام نیست؟! پس اسلام چیست؟!
بله، در کنفرانس برلین یک تعریفی برای اسلام کردند که مارکسیست‌ها و فداییان گفتند: «اگر اسلام این است، ما همه‌مان مسلمان هستیم!» اسلامی که نه با دین مردم کاری دارد و نه با اعتقاد مردم؛ نه به افکار و رفتارشان کاری دارد و نه به سیاست و اقتصادشان؛ به هیچ چیز؛ هر که هر جوری می‌خواهد باشد. آیا این می‌شود اسلام؟! خب اگر اسلام این است که همه دنیا مسلمان هستند، برای اینکه هر کس هر جور که بخواهد هست. اما اگر اسلام یعنی محتوای قرآن، یعنی آنکه پیغمبر اسلام آورده، آنکه ائمه اطهار فرمودند، آن را که می‌بینیم یکی پس از دیگری در معرض خطر واقع می‌شود، در آن شک می‌شود، بعد انکار می‌شود و بعد هم مورد استهزا قرار می‌گیرد! آیا باز هم خطری برای اسلام نیست؟! می‌گویند: «نه، اسلام، اسلام است.» خب، این اسلامی که شما می‌گویید چیست؟! به ما هم بگویید تا ما هم آرام شویم و بفهمیم که خطری متوجه اسلام نیست.
خطر مسئولان نفوذی و ضرورت روشنگری و افزایش بصیرت اجتماعی
اینجاست که عرض می‌کنم متأسفانه بخش عظیمی از سناریوی آمریکا در حال تحقق است؛ یعنی نفوذ در کسانی که مسئولیت‌هایی در کشور دارند؛ افکار این‌ها را دزدیده‌اند و این‌ها باور کرده‌اند که مسائل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ربطی به دین ندارد و دین فقط این است که برو در مسجد نماز بخوان و در حسینیه سینه بزن. دین یعنی همین. قانون مملکت چه باشد؟ هر چه اکثریت مردم رأی دادند. اکثریت، چه کسانی هستند؟ یک‌مشت اوباشی که عرق می‌خورند و پول بگیرند و بیایند رأی بدهند، این‌ها مردم هستند و هر چه این‌ها می‌گویند می‌شود قانون مملکت و حاکم بر اسلام!
بله، فقط اگر می‌خواهی عبادت کنی در مسجد برو! حسینیه هم برو! سینه هم بزن! برای امام حسین هم گریه کن! این به دین کاری ندارد؛ اسلام همین است. تأکید بر اینکه امروز دین باید عرفی باشد و بالاخره چه عرض کنم، سرانی که کارهای کلیدی کشور دستشان است تصریح کرده‌اند که حکومت آینده ما باید یک حکومت جمهوری دموکراتیک باشد و یک کلمه از دین و اسلام نباید جایی باشد و بی‌شرمانه و صریحاً دم از همکاری و نوکری آمریکا می‌زنند! آیا این همان چیزی نیست که آمریکا می‌خواهد؟!
ما با چنین خطری مواجه هستیم. اگر مردم ما بفهمند که چنین خطری هست، هرگز اجازه نخواهند داد این بچه‌شیطان‌ها سرمایه این مملکت و عزت و افتخار و اسلام و شرف ما را به باد بدهند. این بچه‌شیطان‌ها چشم مردم مسلمان را دور دیده‌اند. این‌ها را با لالایی تساهل و تسامح و تولرانس خوابشان کرده‌اند. اگر مردم بفهمند چه خطری متوجه دینشان هست، آیا این‌ها آرام می‌نشینند؟!
بزرگ‌ترین وظیفه من و شما به عنوان یک مسلمان این است که این خطرها را برای مردم خودمان درست توضیح دهیم. هیچ چیز دیگر نمی‌خواهد؛ همین که مردم بفهمند شیاطین عالم برای نابودی اسلام چه نقشه‌هایی کشیده‌اند و چگونه دارند مردم را فریب می‌دهند و مراحل آن را یکی پس از دیگری اجرا می‌کنند؛ این واجب‌ترین واجب و وظیفه‌ای است که بر دوش همه ما سنگینی می‌کند؛ این همان چیزی است که امام‌رضوان‌الله‌علیه می‌خواست؛ این همان چیزی است که انبیا و اولیا راهشان بود؛ بیدار کردن مردم و غفلت‌زدایی؛ وگرنه تلاش‌های چندین دهه ما و مردم ما، از دوران نهضت تابه‌حال شاهد بر این است که فطرت همه مردم، عاشق دین و عاشق ارزش‌های اسلامی است.
حقیقت دموکراسی آمریکایی
امروز سران CIA به پنتاگون و رئیس‌جمهور آمریکا توصیه می‌کنند که خیال تسلط بر ایران را از سر خودت بیرون کن! ایران کشوری نیست که نظامش از پا دربیاید. تعبیرشان این بوده؛ اما کسانی که تشنه قدرت هستند، گوششان به حرف‌های مشاوران خودشان هم بدهکار نیست. این من و شما هستیم که باید آگاه باشیم که دیگر فریب شعار دموکراسی آمریکا را نخوریم.
 (سخنرانی در حسینیه ثارالله یزد، در جمع طلاب و دانشجویان؛ 10 آبان، 1381)