اینکه آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند، یا ما به دهان آمریکا میزنیم، امام (ره) به وسیله این سخنان روح قدرت و اعتماد به نفس را در جوانان ایرانی دمید؛ در حالی که بنده در همان سالهای دفاع مقدس از بسیاری از شخصیتهایی که امروزه در برخی پستهای مهم حضور دارند شنیدم که با زبانهای مختلف میگفتند: ما تا چه زمان باید با آمریکا بجنگیم؟! و در پایان نیز برنامهای طراحی شد که به جنگ خاتمه داده شود، و جام زهر را به حضرت امام (ره)، بنوشانند!
ما باید راهبُرد فعالیت خود را بر اساس مقابله با سیاستهای دشمنان طراحی کنیم، و توجه داشته باشیم با چه کسی مواجه هستیم، چه نقشهها و اهدافی دارد، تا بتوانیم در زمینههای فکری، ارزشی، و سیاسی که وظیفه روحانیت است، به خوبی به انجام وظیفه بپردازیم.
اشاره: طبق روال نشریه پرتو، ذیلاً خلاصه یکی دیگر از سخنرانیهای علامه مصباح (ره) تقدیم شده است.
--------------------------------
عدهای از فرهنگ، چیزهایی مانند گویشها و لهجههای محلی، لباسها و غذاهای ایرانی، سرودها، موسیقیها و احیاناً حرکات موزون اراده میکنند؛ اما مراد ما از فرهنگ، اموری است که ریشه در اعتقادات و ارزشها دارد؛ باورها و ارزشهایی که مخصوصاً پس از انقلاب، در جامعه ما پدید آمده و یا پررنگتر شده است.
با توجه به تأثیر عوامل گوناگون بر مسائل فرهنگی، در بسیاری از موارد نمیتوان اولویت قطعی آینده را دقیقاً مشخص کرد؛ هرچند برخی امور کلی را میتوان پیشبینی نمود؛ همانگونه که مسئله دشمنی با آمریکا به عنوان رأس عالم استکبار، امری تقریباً مشخص است؛ لذا امام (ره) از همان سالهای اول انقلاب در این مسئله با سیاستمدارانی که عمدتاً از ملیگراها بودند، اختلاف نظر داشت.
عدهای در زمان جنگ میگفتند: ما تا چه زمان باید با آمریکا بجنگیم؟!
اینکه آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند، یا ما به دهان آمریکا میزنیم، امام (ره) به وسیله این سخنان روح قدرت و اعتماد به نفس را در جوانان ایرانی دمید؛ در حالی که بنده در همان سالهای دفاع مقدس از بسیاری از شخصیتهایی که امروزه در برخی پستهای مهم حضور دارند شنیدم که با زبانهای مختلف میگفتند: ما تا چه زمان باید با آمریکا بجنگیم؟! و در پایان نیز برنامهای طراحی شد که به جنگ خاتمه داده شود، و جام زهر را به حضرت امام (ره)، بنوشانند!
عدهای معتقد بودند آداب دیپلماسی باید در برابر دشمن هم رعایت شود
علاوه بر مقام معظم رهبری، تعداد انگشت شماری را میتوان یافت که به صورت جدی همفکر امام (ره) باشند. عدهای از مسئولین سخنان و موضعگیریهای انقلابی، تند و علنی امام (ره) علیه آمریکا و ابرقدرتها را مسخره کرده، آن را تندروی میدانستند و معتقد بودند آداب دیپلماسی باید در برابر دشمن هم رعایت شود.
اگر امروز ما میبینیم گوشه و کنار کسانی در صددند که با آمریکا رابطه برقرار کنند و روی گذشته خط قرمز بکشند و کمکم مرگ بر آمریکا را حذف کنند، نشان از این دارد که این افراد، اصلاً با امام (ره) همفکر نبودند؛ تا آنجا که در دورهای، رئیس جمهور کشور به صراحت گفت که من شعار مرگ را نمیپسندم و در حال حاضر نیز سعی میشود بهتدریج با آمریکا رابطه برقرار شود.
افرادی که فکر میکنند با مذاکره میشود مشکلات را حل کرد، این سادهانگارند
برخی از این افراد، واقعاً به تصور خدمت به نظام چنین میکنند و لذا مذاکرات را از افتخارات دولت خود برمیشمارند؛ چرا که معتقدند با این کار نشان دادهاند دورهای که با زور میشد کار را پیش برد گذشته، و امروز با مذاکره هم میشود مشکلات را حل کرد و از آنها امتیاز گرفت؛ در حالی که این سادهانگاری است.
آمریکا خود را خدای همگان میداند
آمریکا بعد از اینکه با کشورهای قدرتمند دیگر به مقابله برخاست و مخصوصاً بعد از موفقیتش در مقابل اتحاد جماهیر شوروی و مرعوب کردن کشورهای دیگر، به این نتیجه رسید که میتواند کدخدای عالم باشد.
امام (ره) در شرایطی که آمریکا خود را همه کاره عالم میدانست، آنها را تحقیر کرد و شعار مرگ بر آمریکا سر داد. برای آمریکا خیلی سخت بود که یک روحانی به آنها که دارای قدرت سیاسی، نظامی، اقتصادی و نظایر آن هستند، بگوید: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند»!
آنچه اتحاد شوروی را بهزانو درآورد، نفوذ آمریکا در آن کشور بهوسیله تبلیغات، و تأسیس و ترویج و تقویت گروههایی بود که با آنها همفکر باشند. آنها هر کسی را به وسیلهای با خود همراه میکردند، و این کار با فرمولهای روانشناختی، پول، تبلیغات، تسهیلات، و معرفی افرادی به عنوان چهرههای علمی و ادبی در دنیا و نظایر آن انجام میشد، و همین شگردها هنوز هم مایه امید آنها برای تغییر نظام ایران اسلامی بود.
آمریکا به این نتیجه رسید که تنها راه مقابله با ایران، نفوذ فرهنگی و عوض کردن فکر مردم است؛ حتی تحریمها نیز هر چند بر مردم ایران سخت بود؛ اما سبب پیشرفت ایران شد؛ لذا نفوذ فرهنگی و به عبارت بهتر، عوض کردن اعتقاد مردم و تغییر دادن ارزشها در جامعه در دستور کار آنها قرار گرفت.
آمریکا به این قانع نیست و به دنبال زدن ریشه اصلی اسلامیت نظام، یعنی ولایتفقیه است. برای آنها نماز و روزه و زیارت و برخی دیگر از امور عبادی که در کشورهای دیگر اسلامی نیز وجود دارد اهمیتی ندارد؛ بلکه این ولایتفقیه است که قدرت مرکزی و سبب انسجام مردم و رمز پیروزی و مقاومت ملت ماست، و لذا آن را نشانه گرفتهاند.
هدف آمریکا نشان دادن الگویی برای کنار آمدن ملت ایران با این کشور بود
مسئله اصلی برای امریکا، تحول فکری مردم انقلابی و حزباللهی ایران است. بهترین راهی که میتوانست دشمنان را به هدف خود برساند، این بود که الگویی را معرفی کنند تا به مردم نشان دهند که میتوان با آمریکا کنار آمد، تا سوژهای برای مطلوبیت رابطه با آمریکا و حذف شعار مرگ بر آمریکا باشد؛ البته این از حماقت آمریکاییهاست که خودشان همین الگوی خودشان را نیز سست کرده و کاری کردند که حتی مدافعان رابطه با آمریکا نیز مجبور شدند زبان به اعتراض باز کنند.
باید راهبُرد فعالیت خود را بر اساس مقابله با سیاستهای دشمنان طراحی کنیم
ما باید راهبُرد فعالیت خود را بر اساس مقابله با سیاستهای دشمنان طراحی کنیم، و توجه داشته باشیم با چه کسی مواجه هستیم، چه نقشهها و اهدافی دارد، تا بتوانیم در زمینههای فکری، ارزشی، و سیاسی که وظیفه روحانیت است، به خوبی به انجام وظیفه بپردازیم.
باید درباره تبیین ولایتفقیه و حکومت اسلامی، یک طرح آماده قابل قبولی داشته باشیم و بتوانیم شبهات آن را پاسخ دهیم؛ ولی ما در این زمینه چه اندازه کار کردهایم؟ این در حالی است که در خود حوزه نیز افرادی در جهت مخالف عمل میکنند، و بدتر اینکه حامیان ولایت فقیه را به اتهام حمایت از تمرکز قدرت در یک فقیه، و تلاش برای دولتی کردن حوزه به باد انتقاد میگیرند!
هویت حوزه و نظام اسلامی، مرهون ولایتفقیه است
هویت حوزه و نظام اسلامی مرهون ولایتفقیه است. اگر بنا بود اختلافات فرقهای و گروهی در کشور وجود داشته باشد و فرد آگاه مدبری نبود که حرف آخر را بزند، الآن کشور ما در چه وضعی قرار داشت؛ نعمت ولایتفقیه، بزرگترین نعمتی است که خداوند به برکت امام (ره) و هزاران شهیدی که خونشان را در این راه نثار کردند، به ما داده است.
(جلسه کانون طلوع / مهر 95)