آزاده محمودیان
۱. مسیری که این روزها در مواجهه با فضای مجازی و بهویژه سکوهای بدسابقه، طی میشود بسیار تأملبرانگیز است. در دل جنگی تمامعیار هستیم و هر روز نقاط متعدّدی از کشور مورد تعدّی دشمن واقع میشود؛ همین چند روز پیش چند بانک اصلی با حملات سایبری زمینگیر شدند؛ دشمن پیوسته از فعالشدن عُمال خود و نیروهای تجزیهطلب در داخل خاک ما سخن میگوید. در روزهای اخیر، سلبریتیها در اینستاگرام و تلگرام، آشکارا حملۀ خود به امنیت و روان جامعه را از سر گرفتهاند و...؛ مثل همیشه نظامِ تصمیمگیری برای فضای مجازی، منتظر و منفعل نشسته تا بعد از ضربهای مهلک، اقدامات امنیتی خود را آغاز کند!
۲. بعد از کودتای ۱۸ و ۱۹ دیماه، پژوهشهای میدانی نشان داد که بیش از هشتاد درصد از افرادی که بهنحوی درگیر این فتنۀ خسارتبار شده بودهاند، از طریق سکوهای صهیونی، بهویژه اینستاگرام، وارد آتش فتنه شدهاند. اینستاگرام برای این افراد، یا ایجاد انگیزه کرده، و حس خشم و سرخوردگی را به میزان بالایی، تا سرحد کنشگری، تحریک کرده، یا آموزش جنگِ خیابانی داده، یا محل امنِ شبکهسازیشان شده، یا راهنمای مرحله عملیات و اجرا شده و یا...
۳. یک نکتۀ بسیار قابلتأمل در این ماجرا، تعداد بالای نوجوانانی است که از طریق اینستاگرام درگیر این فتنه شده بودند. در گفتگو با برخی از آنان که دانشآموز بودند، متوجه شدم که حتی ابتداییترین آگاهی را درباره شعاری که دادهاند یا خطرهای احتمالی حضورشان در آشوبها نداشتهاند! چون فلان سلبریتی در اینستاگرام، یکی دوهفتهای برای این اقدامات تبلیغ میکرده! به همین سادگی، برخی از آنان دچار آسیبهای جبرانناپذیری شدهاند که اثرش تا پایان عمرشان خواهد ماند. بهطور کلی، پایین بودن سن و سطح تحصیلاتِ دستگیرشدگان در شورشهای دیماه، خبر از موجسواری سکوی اینستاگرام و تلگرام بر جهالت و بیخبری مخاطب میدهد.
۴. پس از چنین واقعۀ مهیبِ امنیتی، بهطور طبیعی دستگاههای مرتبط میبایست به این پرسش اساسی پاسخ میدادند که زمینۀ این موجسواری چگونه و توسط چه کسانی فراهم شده و «مجاری مصرف رسانهای» در ایران چطور چنین ناامن و مسموم شده است و از پسِ پاسخ به این پرسش، میبایست تغییراتی جدّی و محسوس و فوری در مدیریت و حکمرانی فضای مجازی اعمال میگردید. اما هیچ اقدام بازدارندهای برای وقوع آشوبهای بعدی انجام نشد، و حتی پیشبینی علمی و تخصصیای از احتمال زمینهساز بودن این سکوها در وقایع امنیتی آتی به عمل نیامد.
۵. در حالی که در بسیاری از کشورها که هدف هجوم دشمن نیستند، قوانین سختگیرانهای در مصرف اینستاگرام و تلگرام وجود دارد، مسئولان ایرانی در نظام حکمرانی بر فضای مجازی، نهتنها هیچ دغدغهای برای ایجاد امنیت برای جامعه مصرفکننده رسانهای ندارند؛ بلکه دانسته یا نادانسته، اقداماتی کردهاند که ناایمنتر شدن این عرصۀ مهلک را در پی داشته و تا امروز خسارات متعدّدی را به کشور وارد کرده است. باز شدن اینترنت بینالملل (بخوانید آمریکایی) آنهم طی یک مسیر فراقانونی، در اولین آثار خود حملات سایبری به چند بانک و معطل شدن چند روزۀ زندگی مردم را در پی داشت و اکنون با شدت گرفتن حملات دشمن، میتواند بستر وقوع فجایعی تلختر از گذشته باشد.
۶. همراهی و انسجام ملت در برابر دشمن، اصلیترین علت پیروزی ایران در جنگ چهلروزه بود. از مهمترین عوامل این همراهی، انسداد مجاری تأثیرگذاری و سیاهنمایی رسانههای معاند بود که ایمنی نسبی در مقابل تبلیغات دشمن آمریکایی صهیونی آفرید. اکنون به موازات زبانهکشیدن آتش جنگ، ضروری است که امکان نفوذ این سکوها، بهویژه اینستاگرام که راهبر اصلی در فتنۀ دیماه بود، هرچه سریعتر از بین برداشته شود.