امام حسین (علیه السلام) پس از دریافت خبر شهادت مسلم بن عقیل و در مسیر حرکت به سمت کربلا فرمودند: " آیا نمیبینید به حق عمل نمیشود و از باطل جلوگیری نمیگردد. در چنین شرایطی بر مؤمن لازم است که به دیدار پروردگارش راغب باشد."
انسان برای عمل به حق و دوری از باطل و گناه، تکلیف دارد. باید تابع دین باشد. دین همان عمل به حق و جلوگیری از باطل است. اگر دین و اسلام عزیز در خطر بود، باید از جان گذشت. در عصر امام عاشورا، دین را به مسلخ برده بودند. امام حسین (علیهالسلام) پس از دعوت کوفیان از ایشان، در نامهای به بزرگان بصره مینویسند: و أنا اَدْعُوکُمْ إلی کتابِ اللهِ و سُنَّةِ نَبِیَه(صلی الله علیه وآله وسلم) فَإنَّ السُّنَّةَ قَدْ أمِیتَتْ - من شما را به کتاب خدا و سنت پیامبرش فرا میخوانم؛ چرا که (این گروه) سنت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) را از بین بردهاند. امام (علیه السلام) در همان نامه نوشتند: وَ اِنَّ البِدْعَةَ قَدْ اُحْییَتْ - این گروه بدعت (در دین) را احیا کردند. در چنین شرایطی تکلیف چیست؟ تکلیف را امام عاشورا مشخص کردهاند. باید آماده شهادت شد، تا دین بماند؛ ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی - اگر دین پیامبر با کشته شدن من پابرجا میماند، ای شمشیرها جان مرا بستانید، تا دین بماند. حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) در سال ۵۸ ق، دو سال پیش از مرگ معاویه، در سفر حج و برای اتمام حجت با علمای زمان خود، قریب به هزار نفر از صحابه و تابعین را در صحرای منا جمع مینمایند و خطبهای ایراد میکنند و میفرمایند:" مالی را در راه خدا نبخشیدید و جانی را در راهی که خدا شما را برای آن آفریده بود، به خطر نیانداختید و با قومی به خاطر خدا دشمنی نکردید" . زمان، زمان بذل جان و ایثار و به استقبال شهادت رفتن است. باید از جان گذشت، تا دین و اسلام ناب بماند.
دقیقاً در همین وضعیت و دوران، امام حسین (علیه السلام) پیامبر را در مکه و در عالم رویا مشاهده کردند و حضرت به ایشان امر فرمودند: یا حسین أخرج، فإنّ اللَّه تعالی قَد شاءَ أن یَراک قَتیلا - ای حسین، از مکه خارج شو و قیام کن؛ چرا که خداوند متعال میخواهد کشته تو را ببیند. در میدان دفاع از دین بایستی جان باخت. این میدان هم، میدان ایثار جان همگان است. هر کس با امام عاشوراست، باید از جان بگذرد. امام حسین (علیه السلام) به یاران خود فرمودند: فانَّ من لَحِقَ بی منکم اُسْتُشْهِد و مَن تَخلَّف لم یَبْلُغ الفتحَ - هر که به من بپیوندد، به شهادت میرسد و هر کس هم تخلّف کند و بازماند، به فتح و پیروزی نمیرسد. مگر میشود در عصر عمل به تکلیف دفاع از اسلام، و حرکت در رکاب امام زمان خود، رهبریت جامعه دینی را حمایت نکنیم و پیروز هم بشویم؟! خیلیها این وظیفه را تشخیص ندادند. دنیا خیلیها را فریفت. اگر مردم غرق در گمراهی و جهل و نادانی نبودند که کسی جرئت نداشت حق را از بین ببرد و در جامعه به حق عمل نشود. چون گمراهی بالاست و مردم گرفتار جهلاند، امام و یارانشان باید جان بدهند، تا جامعه از ضلالت و گمراهی و نادانی بیرون آید. در زیارت امام حسین (علیه السلام) در روز اربعین میخوانیم: "بارخدايا! من گواهى می دهم كه آن بزرگوار ... خون خود را در راه تو نثار كرد تا بندگانت را از جهالت و سرگشتگىِ گمراهى برهاند ، در حالى كه آنان كه دنيا فريبشان داد و بهره خود [از آخرت] را به [دنياى] پَست فروختند ، عليه او هميار شدند." وقتی دنیاگرایی اصل شد. وقتی مردم در جهل مرکب غرق شدند و خود هم نفهمیدند که جاهل و گمراهاند، چارهای جز انتخاب راه شهادت وجود ندارد. چون انحطاط بالاست، این کژی را تنها با شهادت میتوان درست کرد. لهذا امام عاشورا با یاران با وفایش به مسلخ عشق رفتند تا با قطعهقطعهشدن خود، راه مستقیم را به مردم نشان بدهند. این یک روی سکه است. این فدا شدن، حیات جامعه را تضمین میکند و بساط ظلم و ظالم را برمیچیند. این هم یک قاعده کلی است. پایان ظلم نمرود و فرعون و یزید و یزیدیان، نابودی ظالمان و پیروزی حق و حقیقت است. خون بر شمشیر پیروز میشود. مردان حق، کفر و شرک و نفاق را شکست میدهند. وقتی که اباذر غفاری به سبب مبارزه و مخالفت با دستگاه حکومت، به دستور عثمان به منطقه ربذه تبعید گردید، امام حسین (علیه السلام) به زیبایی این تبعید را با دین پیوند زدند و در بدرقه اباذر فرمودند: یَا عَمَّاهْ! إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَادِرٌ أَنْ یُغَيِّرَ مَا قَدْ تَرَى - ای عمو جان! به راستی که خدای متعال توانایی دارد که این وضع را که میبینی، دگرگون کند، وَ اللَّهُ کُلَّ یَوْمٍ فِی شَأْنٍ - تغییر و تحولات همه به دست خداست، وَ قَدْ مَنَعَكَ الْقَوْمُ دُنْيَاهُمْ - همانا این مردم دنیای خود را از تو دریغ داشتند، وَ مَنَعْتَهُمْ دِینَكَ - و تو هم دین خود را از آنها بازداشتی، فَمَا أَغْنَاكَ عَمَّا مَنَعُوكَ - و راستی که تو چه بینیازی از آنچه آنان از تو دریغ داشتند، وَ أَحْوَجَهُمْ إِلَى مَا مَنَعْتَهُمْ - و چه نیازمندند آنان به آن چه تو از آنها بازداشتی، فَاسْأَلِ اللَّهَ الصَّبْرَ وَ النَّصْرَ - پس از خداوند صبر و یاری بخواه، وَ اسْتَعِذْ بِهِ مِنَ الْجَشَعِ وَ الْجَزَعِ - و از حرص و بیتابی به او پناه ببر، فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الدِّينِ وَ الْکَرَمِ - صبر از دین و کرم است، وَ إِنَّ الْجَشَعَ لَا یُقَدِّمُ رِزْقاً... - و بدان حرص روزی را پیش نمیاندازد و بیتابی اجل را به تاخیر نمیافکند. آن روز امام حسین (علیه السلام) سیساله بودند. در آن دوران، امام، فردا را میدیدند، و شعار زندگی خود را بر همان مبنا برگزیدند و تا قتلگاه کربلا بر همین عهد ماندند تا راه بشریت به سمت کمال، شفاف بماند. با نگاه به حال، تصور میشود عاشورائیان رفتند، و گمان میکنیم دین و جامعه حامی ندارند. باید با نگاه به آینده حوادث را تفسیر و تبیین و تحلیل کنیم. خون شهید ظلم را بر میچیند و حق را پیروز و غالب میکند. راه اباذر غفاری ماندگار شد. راه امام حسین (علیه السلام) ماندگار شد. اسلام ماند و بساط ظلم یزید در هم شکست. انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی میماند و قطعاً بساط سردمداران کاخ سفید، مانند بساط محمدرضا پهلوی و صدام و داعش در هم میشکند. این وعده الهی است و خداوند تخلف نمیکند. گذشت از جان و مال برای حمایت از حرف و راه خدا، تضمین کننده عزت امروز و فردای جامعه و مردم است. این قاعده یقینی است و استثناء بردار هم نیست. عزت و سعادت امروز ملت ایران، مرهون حماسه عاشورا و امام عاشوراست.