حجت الاسلام محمّدجواد حاج علی اکبری
عقد اسلامی یا عقد جاهلی
در ازدواج، شرع مقدّس اسلام، قیود جاهلی و شرایط مرسوم بین جهّال را برطرف کرد و یک سلسله حرفها و شرایط جدید و سنتهای تازهای را پایهگذاری کرد. اگر ما کاری کنیم که عقد و ازدواج ما از آن چیزهایی که اسلام ازِاله کرده، دور و پاک باشد و به آن سنتهایی که اسلام بنیانگذاری کرده است، آراسته و مزین باشد، عقد و ازدواج ما اسلامی خواهد شد و عقد بر اساس رضای پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) و رهبر عظیمالشأن بشریت خواهد شد. اگر خدای ناکرده آن چیزهایی را که اسلام ازِاله کرد و ریخت بیرون، اینها را ما در عقد ازدواج بیاوریم، آن وقت عقد ما، عقد جاهلی خواهد شد. خودمان مسلمانیم، اسممان مسلمان است؛ اما کارمان، کار جاهلیّت خواهد شد. یا اگر آن چیزهایی را که اسلام بنا گذاشت در کار ازدواج، این را رعایت نکنیم، باز عقد، عقد اسلامی کامل نخواهد بود.
اگر عقد، اسلامی بود، به سبک سنتهای قرآنی و بنیانگذاری شده به وسیله اسلام، زندگی شیرین میشود و زن و شوهر با هم خوب زندگی میکنند.
آسان بگیرید، خداوند کفایت میکند
جوانها وقتی صحبت میشود، میگویند: اگر ازدواج کنیم، بعدش چه کار کنیم برای خانه، برای شغل؟ اینها همان قیودی است که همیشه جلوی کارهای اصلی و اساسی را میگیرد. فرمود: ان یکونوا فقراء یغنهِم الله من فضله یعنی خدای متعال اینها را کفایت خواهد کرد. ازدواج بکنید. ازدواج در وضع معیشت آنها دشواری خاصّی به وجود نمیآورد؛ بلکه به عکس، خداوند آنها را از فضلش غنی هم میکند. این را خدای متعال فرموده است. بله، ما برای خودمان به قول معروف به جای خَرج، برَج درست میکنیم. اضافههای زندگی و نیازهای کاذب به وجود میآوریم. بله، البتّه مشکل پیش میآید. تقصیر کیست؟ در درجه اوّل، تقصیر متمکّن است. آن کسانی که امکانات دارند، سطوح را بالا میبرند، سطوحِ خواهشها و توقّعات و نیازهای کاذب را بالا میبرند. بعد هم تقصیر بعضی از مسئولین است که بالاخره باید بگویند، باید وسایل را فراهم کنند، فراهم نمیکنند. نمیخواهیم بگوییم که دولتها برای جوانها و برای ازدواجشان وظایفی ندارند؛ امّا این باید برای جامعه اسلامی جا بیفتد که ازدواج یک ضرورت است، باید انجام بگیرد. باید تحقّق پیدا کند. اینکه دخترها بگویند ما هنوز آماده ازدواج نشدهایم، پسرها بگویند ما هنوز عقل زندگی نداریم، حرفهای منطقی آنچنانی نیست. در خیلی از مسائل زندگی، ما میبینیم که نه، جوانها آمادگی هم دارند، خیلی هم خوب هستند. میفهمند. منتها این ازدواج، یک مسئولیّتپذیری هم هست. این حسّ گریز از مسئولیّت، مقداری مانع میشود از اینکه این کار انجام شود.
با شادی و میهمانی موافقیم، با اسراف نه
تجمّلات برای یک جامعه، مضرّ و بد است. آن کسانی که با تجمّلات مخالفت میکنند، معنایش این نیست که از لذتها و خوشیهایش بیاطلاعاند، نه! آن را کاری مضر برای جامعه میدانند. مثل یک دارو یا خوراکی مضر. با تجمّلات زیادی، جامعه زیان میکند. البتّه در حد معقول و متداول ایرادی ندارد؛ امّا وقتی که همینطور مرتب پای رقابت و مسابقه به میان آمد، اصلاً از حدّ خودش تجاوز میکند و به جاهای دیگر میرود.
برخی، اسراف میکنند، میریزند و میپاشند. در این روزگار که فقرایی در جامعه هستند، کسانی هستند که اوّلیّات زندگی هم درست در اختیارشان نیست، این کارها اسراف است، زیادی است، بیخود است؛ هر کس بکند خلاف است.
بعضی از مردم با این کاری که میشود با آن ثواب بردن، گناه میبرند. با اسرافهایی که میکنند، با خلافهایی که انجام میدهند، با آمیختن این عمل حَسن و حسنه به کارهای حرامی که انجام میدهند. حرام همهاش هم این نیست که محرم و نامحرم و این چیزها باشد. آنها هم البتّه حرام است؛ امّا ریختوپاش زیادی هم حرام است، اسراف حرام است. سوزاندن دل مردمی که ندارند، در مواردی واقعاً حرام است. زیاده روی کردن، حرام و حلال کردن برای اینکه بتواند جهیزیه دخترش را فراهم کند، اینها حرام است.
بنده راضی نیستم از کسانی که با خرجهای سنگین و با اسراف در امر ازدواج، کار را بر دیگران مشکل میکنند. البتّه با جشن و شادی و میهمانی موافقیم؛ ولی با اسراف مخالفیم.
چقدر دخترها و پسرها که اگر ازدواج هم میکنند، به خاطر بیبندوباری پولدارها، احساس کمبود میکنند، احساس غصّه میکنند، احساس عقده میکنند، فکر میکنند چیزی کم دارند، احساس سرکوفت میکنند.
این هتلها و سالنهای پرخرج، عروسی را شیرین نمیکند
این هتلها و سالنها و جشنهای پرخرج را رها کنید. البتّه ممکن است توی یک سالنی هم کسی جشن بگذارد؛ اما ساده، مانعی ندارد. من نمیخواهم بگویم حتماً؛ چون بعضی خانههایشان جا ندارد یا امکاناتش را ندارند؛ ولی اسراف نکنید. شادی و میهمانی و دعوت کردن از دوستان و نزدیکان و خویشاوندان و رفقا خوب است؛ اما اسراف بد است. شأن ملّت مسلمان ما نیست.
عروسی و عقد و شادی چیز خوبی است. حتّی پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) هم برای دختر مکرمه خودشان، مجلس عروسی گرفتند، شادی کردند و مردم شعر خواندند. زنها دست زدند و خوشی کردند؛ امّا نباید در این مجلس عقد و عروسی و اینها، اسراف انجام بگیرد. یکی از اسرافها همین مجالس عقد و عروسی گرانقیمت است. در هتلها، در این سالنهای گرانقیمت، مجالس درست میکنند. مبالغ زیادی شیرینی و میوه و خوراکی حرام میشود، از بین میرود، روی زمین ریخته میشود و ضایع میگردد. برای چه؟ برای چشم و همچشمی؟! برای عقب نماندن از قافله اسراف؟!
اسراف نباید بشود. اسراف اگر شد، هم به خودتان ضرر زدهاید، هم به مردم دیگر، هم به جوانها و دخترها و پسرها ضرر زدهاید و هم خودتان را از چشم پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم انداختهاید، از چشم امامزمان علیهالسلام انداختهاید. این اسراف و زیادهروی، کار خلاف محسِوب میشود.
عروسی شیرین، آن عروسیای نیست که توی آن خیلی خرج میشود و اسراف زیاد در آن میشود. عروسیِ شیرین، عروسی صمیمانه است. صمیمانه که بود، عروسی شیرین میشود، ولو مختصر باشد. یک اتاق دو اتاق توی خانه، قوم و خویش، دوست و آشنا و رفیق دور هم بنشینند، این میشود عروسی. این میهمانیهای مفصّل و سالنهای آنچنانی یا توی هتلها، خرجهای زیاد، جنسهای گران برای میهمانی، اینها هیچ مناسب نیست. نمیگویم ازدواج را باطل میکند، نه! ازدواج درست است؛ امّا اینها محیط جامعه و محیط زندگی را تلخ میکند.
مگر سابق که این سالنها نبود، این چیزها نبود، توی دو تا اتاق کوچک جشن میگرفتند، میهمانها میآمدند شیرینی میخوردند، ازدواجها بیبرکتتر از امروز بود؟ عزّت دخترها مگر کمتر از امروز بود که حالا باید حتماً بروند توی این سالنهای بزرگ. عیبی ندارد، من مخالفتی نمیکنم با این سالنها. من با «تشریفات» مخالفم. حالا بعضی میروند توی هتل، از آن کارهای غلط است که لزومی ندارد.
هرچه مراسم را کمتر و سادهتر بگیریم، بهتر است. بگذارید آن کسانی که ندارند، به ازدواج تشویق شوند و آن کسانی که ندارند، مأیوس نشوند.
اشتباه بعضی از مسئولین
اینکه حالا معلوم شده که توی باشگاههای چنین و چنان و توی هتلها میهمانی میگیرند، اینها اصلاً مناسب شأنِ اهلِ علم نیست، مناسب شأن مردمان پرهیزگار و مؤمن نیست. اینها هم مال همان قدیمیهاست.
متأسفانه بعضی امروز اشتباه میکنند. چون که سابق، مسئولین کشور و سردمداران آن طور رفتار میکردند، حالا هم که اینها شدند سردمدار، خیال میکنند باید از این کارها بکنند. نه آقا! آنها طاغوتی بودند، آنها اهل دنیا بودند. ما روحانی هستیم، آنهایی هم که روحانی نیستند، اهل دین هستند. ما زندگیمان جور دیگر است، رفتارمان جور دیگر است. منشمان جور دیگر است، اخلاقمان جور دیگر است، هدفمان اصلاً با آنها فرق دارد. نباید از آنها تقلید کنیم. ما باید کاری بکنیم که مردم از ما تقلید کنند.
این، آبرو و عزّت نیست
بعضی خیال میکنند که تشریفات و توی هتل چنین و چنان رفتن، سالنهای گران گرفتن، خرجهای زیادی کردن، عزّت و شرف و سربلندیِ دختر و پسر را زیاد میکند. نخیر! عزّت و شرف و سربلندی دختر و پسر، به انسانیّت و تقوا و پاکدامنی و بلندنظری آنهاست، نه به این چیزها...
بدانید! ساده برگزار کردن ازدواج، چه در مهریهّ، چه در جهیزیهّ و چه در مجلس عروسی، ننگ نیست که بعضی خیال میکنند اگر ما عروسی را برای دخترمان ساده برگزار کنیم، دختر ما سرشکسته خواهد شد. نه! سرشکسته نخواهد شد، این اشتباه شماست.
ما به آنهایی که ندارند نصیحت میکنیم که به عَرب و عجم متوسل نشوند که پول قرض کنند برای اینکه آبرویشان را به قول خودشان بخرند. آبرو چیست! این آبرو است؟ اگر چشم را باز کنیم، این آبرو نیست. بعضیها خودشان را قرضدار میکنند. برای اینکه بتوانند؛ مثلاً آبرومند از آب دربیاورند! بیخود و بیجهت.