امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

رهنمودهای رهبر معظم انقلاب به زوج‌های جوان (قسمت دوازدهم)

حجت الاسلام محمّدجواد حاج علی اکبری

 

ساده‌زیستی و میانه‌روی
زندگی را ساده بردارید؛ البتّه ما خیلی هم اهل زهد و تقوا نیستیم. خیال نکنید. آن سادگی که ما  میگوییم، آن سادگی زُهّاد و عُبّاد و اینها نیست. سادگی به نسبت این کارهایی است که مردم امروز میکنند. والّا نه، سادگی ما را اگر چنانچه آن مردان خدا بیایند نگاه کنند، شاید هزار تا ایراد هم به آنچه که ما سادگی میدانیم بگیرند.
زندگیتان را بر پایه اسراف قرار ندهید، زندگی را ساده قرار دهید. زندگی را آن طوری که خدای متعال می پسندد قرار دهید و از طیّبات الهی بهره‌مند شوید بر حسب اعتدال و عدالت. هم اعتدال و  میانه‌روی و هم عدالت. یعنی ملاحظه انصاف را بکنید، ببینید دیگران چطوری‌اند. خیلی بین خودتان و دیگران فاصله درست نکنید.
یکی از موجبات سعادت خانواده‌ها و اشخاص، این است که تقیّدات زاید و تجمّلات زیادی و پرداختن بیش از اندازه لازم به امور مادی، از زندگی‌ها دور شود. لااقل بخش اصلیِ زندگی محسوب نشود. یک چیز حاشیه‌ای، یک کنار باشد. زندگی را از اوّل باید ساده برداشت و محیط زندگی را باید محیط قابل تحمّلی کرد.
ساده زندگی کردن منافاتی با رفاه هم ندارد. آسایش هم که اصلاً در سایه ساده زندگی کردن است.
مسابقه بدون برنده
اسیر تجمّلات و تشریفات و چشم و همچشمی‌ها نشوید. خودتان را در دام مسابقه مادّی در امر زندگی نیندازید. هیچ کس در این مسابقه، خوشبخت و کامیاب نمی‌شود. این ظواهرِ زرق و برقدارِ زندگی شخصی، اینها هیچکدام انسان را نه خوشبخت می‌کند، نه دلشاد را راضی می‌کند. اصلاً انسان هرچه گیرش می‌آید، باز چیز بیشتری را می‌خواهد. در حسرت یک چیز بهتری است. در شرع مقدّس هست ـ العفاف و الکفاف ـ به همان زندگی که بشود گذراند و انسان محتاج کسی نباشد و در عسرت نباشد. اینجور پیش ببرید.
زندگی تشریفاتی، زندگی تجمّلاتی، زندگی اشراف منشی، زندگی پرُخرج و زندگی مصرفی، انسانها را بدبخت می‌کند. این خوب نیست. زندگی باید با کفاف و راحت بگذرد، نه پرخرج و مسرفانه. این دو تا را بعضی‌ها چرا با هم اشتباه می‌کنند؟ با کفاف یعنی محتاج کسی نباشند و بتوانند زندگی‌شان را اداره کنند، بدون احتیاج به هیچ کس. دلخوشی هم باید داشته باشند والّا زندگی با درآمدِ زیاد و مخارج زیاد و تشریفات که خوب نیست.
اینها اصلاً راحتی نمی‌آورد. دلخوشی نمی‌آورد.
اوّل زندگی را ساده بردارید، هرچه می‌توانید در این جهت سعی کنید. البتّه،  اعتقاد نداریم که افراد بایستی بر عیال خودشان، بر نزدیکان خودشان سخت گیری‌های تنگ‌ نظرانه بکنند. این عقیده را نداریم؛ امّا عقیده داریم که همه از روی عقیده و ایمان و عشـق و دل خودشان به یک حـدّی قانع باشند.
زندگی را ساده بگیرید، خودتان را اسیر تشریفات نکنید. اگر از اوّل وارد مسابقه تشریفات شدید، دیگر رها شدن از آن سخت است. حالا هم جمهوری اسلامی است. اگر کسی بخواهد ساده زندگی کند، می‌تواند. یک روزی بود که نمی شد، سخت بود. اگرچه بعضی به دست خودشان مشکل می‌کنند، در لباسشان، در مسکنشان، در تجمّلاتشان، همه را بر خودشان سخت می‌کنند.
قناعت برای همه مفید است
به شما عرض می‌کنم: ما شما را دعوت نمی‌کنیم به زُهد سلمان و ابوذر. بین امثال من و شما با سلمان و ابوذر، فاصله خیلی زیاد است. ما هرگز ـ نه من و نه شما ـ طاقت آن چیزها را و آن عُلوّ و عروج و آن والایی را نداریم که بخواهیم خودمان را به آن چیزها برسانیم. یا مثلاً فرض کنید که آرزوی آن را حتی در دلمان بیاوریم. امّا من این را عرض میکنم که اگر بین ما و آنها، زندگی ما و زندگی آنها، هزار درجه فاصله است، می‌شود این هزار درجه را، ده درجه، بیست درجه، صد درجه کم کرد. خودمان را به زندگی آنها نزدیک کنیم.
قناعت کنید، از قناعت خجالت نکشید. بعضیها خیال می‌کنند که قناعت مال آدم‌های تهیدست و فقیر است و اگر آدم داشت، دیگر لازم نیست قناعت کند. نه، قناعت یعنی در حدّ لازم، در حدّ کفایت، انسان توقّف کند.
توقّعات مادّی زیاد و بالا، موجب تنگی معیشت و موجب ناراحتی خود انسان می شود، اگر انسان توقّع خودش را از زندگی توقّع کمی قرار دهد، این مایه سعادت خواهد بود. نه فقط برای آخرت انسان خوب است، که برای دنیای انسان هم خوب است.
سعی‌تان را بگذارید بر زندگی ساده و به دور از اشرافی‌گری، بر زندگی‌ای که منطبق باشد بر زندگی متوسط مردم. نمی‌گویم پایین‌ترین مردم، متوسط مردم، نگاه نکنید به مسابقه مادّی‌گری .مسابقه هست. چنانکه در راه بهشت خدا مسابقه هست، در راه بهشت خیالی دنیا هم مسابقه هست. برای تجمّلاتش، برای مقام و قدرتش، برای اسم درآوردن و معروف شدنش، مسابقه هست. این مسابقه، مسابقه ناسالمی است... هرکدام که بخواهید به این مسابقه وارد شوید، آن دیگری مانع شود و به عنوان یک ناصح با شما عمل کند.
در همه مراحل بایستی میانه‌روی و قناعت و گرایش به روش متواضعانه و فقیرانه را فراموش نکرد که این نظر اسلام است.
از مراسم عروسی آغاز کنید
در همه امور زندگیتان سادگی را رعایت کنید. اوّلش هم از همین مراسم ازدواج است، از اینجا شروع  می‌شود. اگر ساده برگزار کردید، قدم بعدیاش هم می‌شود ساده، والّا شما که رفتید آن مجلس کذاییِ مثل اعیان و اشراف‌های زمان طاغوت را درست کردید، بعد دیگر نمی‌توانید بروید توی خانه کوچکی مثلاً با وسایل مختصری زندگی کنید. اینجور نمی‌شود دیگر. چون خراب شده و از دست رفته است. از اوّل، زندگی را پایه‌اش را براساس زندگی و  ساده‌زیستی بگذارید تا زندگی بر خودتان، بر کسانتان و بر مردم جامعه  ان‌شاءالله آسان شود.
حال پدر و مادر را رعایت کنید
متأسفانه این پرداختن به تشریفات ازدواج و مهری‌های گران و جهیزیه‌های سنگین و مجالس آن‌چنانی، خیلی اخلاق‌ها را فاسد کرده است! شما دخترها و پسرها که عروس و داماد می‌شوید، پیشقدم شوید. بگویید ما این‌جوری  نمی‌خواهیم، به این زیادی نمی‌خواهیم. وقتی جامعه مشکل دارد، وقتی در جامعه فقیر هست، باید انسان ملاحظه کند.
ما به دخترها و پسرها سفارش می‌کنیم اصرار نکنید. زیاده نخواهید. پدر و مادرها را زیر فشار قرار ندهید تا در رودربایستی بمانند... این چیزها را بریزید دور. اصل، یک حادثه انسانی است .آن چیست؟ زناشویی، انسانی‌ترین کارهای دنیاست. این را مادّی و پولی نکنید، آلوده‌اش نکنید.
اگر دختر و پسر اهل قناعت و ساده زیستی باشند، بزرگترها هم مجبور  می‌شوند از آنها تبعیت کنند.
حجاب و عفاف
اسلام که راجع به حجاب حرف می‌زند، آیات قرآن که راجع به حجاب حرف  می‌زند، راجع به حدود زن و مرد با یکدیگر دستور دارد، این به خاطر خود مردم است، به خاطر همین خانواده‌هاست. همین دخترهای جوان که شوهرشان را می‌خواهند از دست ندهند، این پسرهای جوان که زن محبوبشان را می‌خواهند از دست ندهند؛ این، بدون حجاب و بدون رعایت نمی‌شود، آیات قرآن این‌طور  حکمت‌آمیز و عمیق است.
این محرم و نامحرم‌ها، این حجاب و حفظ زن، این قل للمؤمنین یغضّوا من أبصارهم و یحفظوا فروجهم...  و قل للمؤمنات یغضضن من أبصارهنّ و یحفظن فروجهنّ، چشمهای‌تان را به هر منظره‌ای باز نکنید، به هر چیزی نگاه نکنید تا به هر طرفی کشانده نشوید؛ این برای چیست؟ این برای این است که این زن و شوهر به هم مهربان و وفادار بمانند. آن مردی و آن زنی که در جوامع فاسد دنیا به هر جا رسیدند، به هر گذرگاهی که رفتند، هر طور دلشان خواست سوءاستفاده کردند و اختلاط پیدا شد، دیگر برای آن‌ها محیط خانوادگی چقدر اهمیّت پیدا خواهد کرد؟ هیچ. اسمش را هم گذاشته‌اند "آزادی" که اگر این آزادی باشد، بزرگترین بلیّه‌های بشر محسوب می‌شود. آن مردی که هر طور دلش بخواهد به هر طرف متمایل باشد به طرف زن‌ها، عِنانی ندارد، حفاظی ندارد و آن زنی که با حیا و عفاف و حجاب انسانی آراسته نیست ،حفاظی ندارد، چنین زن و مردی برای زن خودشان، برای شوهر خودشان احترامی قائل نیستند! در اسلام، یک زن و مرد در مقابل هم مسئول هستند و به هم  علاقه‌مندند. به هم محتاج
و وابسته‌اند. یک سلسله عظیم و طولانی که از احکام ناشی می‌شود، از چیست؟ از اینکه می‌خواهند خانواده محکم بماند و این زن و شوهر به هم خیانت نکنند و با هم باشند.
---------------------
اشاره
طراوت و شیرینی زندگی، محصول مهارتها و رعایت‌های زن و شوهر است. علی علیه‌السلام فرمودند: لکلّ شیءٍ آفهٌ؛ هر چیزی در این عالم آفتی دارد. برای نگاه‌داری و بهره‌مندی شایسته از هر چیز خوب و باارزشی، باید اوّل، آفات آن را شناسایی کرد. آنگاه با درایت و هوشمندی، به مقاوم‌سازی و ایجاد صیانت همّت گماشت. این قاعده زندگی دنیاست. هرچه ارزش چیزی افزونتر باشد، آفات آن هم بیشتر و خطرناک‌تر است. «زندگی مشترک» که با میثاق مقدّس ازدواج آغاز  می‌شود، یکی از باارزش‌ترین نعمت‌های الهی برای انسان‌هاست و از اتفاق در معرض آفت‌های فراوان قرار دارد. چشمِ باز و مراقبتِ همسران جوان و شناخت درست از آسیب‌ها، راهِ نجات از فتنه‌های شیطان است. راهنمای بیدار و خردمندِ ما، در این باره هشدارهای مهمی دارند:
حسادت و غیرت یکدیگر را تحریک نکنید!
من همیشه به مردهای جوان توصیه می‌کنم که شما در معاشرت با نامحرم و حتی محارم، کاری نکنید و حرفی نزنید که زنانِ خود را وادار به حسادت کنید. به دختران جوان هم سفارش میکنم، که در برخوردشان با مردهای بیگانه، کاری نکنند و حرفی نزنند که حسّ حسادت و غیرت شوهرانشان را تحریک نمایند.
این حسادتها بدبینی می‌آورد و پایه‌های محبّت را سست می‌کند و از ریشه می‌سوزاند.                   ادامه دارد...