زمانی که نگاه غالب به دانشبنیان، توسعه چند شرکت فناور و تولید محصولات پیشرفته بود، رهبر شهید افق بزرگتری را ترسیم میکرد؛ افقی که در آن، دانشبنیان باید به متن اقتصاد و زندگی مردم راه پیدا میکرد و در خدمت حل مسائل کشور قرار میگرفت. این اهتمام صرفاً به حمایت از شرکتهای فناور محدود نبود؛ بلکه رهبر شهید با تبیین ابعاد مختلف مفهوم «دانشبنیان»، تلاش کردند این مفهوم را از یک موضوع صرفاً فناورانه به یک راهبرد کلان اقتصادی تبدیل کنند. از همین رو، در منظومه فکری ایشان، «دانشبنیان» تنها به شرکتهای فناور خلاصه نمیشود؛ بلکه دارای ابعاد گستردهتری است که اقتصاد کشور را نیز در بر میگیرد.
ایشان طی سالهای ۱۳۸۹ تا ۱۴۰۱، در سخنرانیها، پیامها و مکتوبات خود، بارها به موضوع «دانشبنیان» پرداخته و در مجموع بیش از ۳۳۰۰ کلمه درباره این موضوع بیان کردهاند. این حجم از توجه نشان میدهد که از منظر ایشان، دانشبنیان صرفاً یک اصطلاح فناورانه یا اقتصادی نیست؛ بلکه راهبردی بنیادین برای پیشرفت کشور، تقویت تولید ملی، افزایش اقتدار اقتصادی و دستیابی به توسعه پایدار به شمار میآید.
رهبر شهید همواره شرکتهای دانشبنیان را یکی از ارکان تحقق اقتصاد مقاومتی میدانستند و بر نقش آنها در حل مسائل اقتصادی کشور تأکید میکردند. اهمیت این موضوع در منظومه فکری ایشان تا آنجا بود که تشکیل معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری با پیشنهاد ایشان صورت گرفت و در ادامه نیز به پیشنهاد رهبر شهید، عنوان «اقتصاد دانشبنیان» به نام این معاونت افزوده شد؛ موضوعی که نشان میدهد ایشان اقتصاد دانشبنیان را نه یک مفهوم حاشیهای؛ بلکه راهبردی اساسی برای پیشرفت کشور میدانستند.
رهبر شهید انقلاب اسلامی در ۱۰ بهمنماه سال ۱۴۰۰ در دیدار با تولیدکنندگان و فعالان اقتصادی فرمودند که چند هزار صنعت دانشبنیان و بنگاه دانشبنیان به وجود آمده؛ آنچه که مورد غفلت قرار گرفته این است که ما صنایع بزرگ خودمان را دانش بنیان کنیم. این بیان بهخوبی نشان میدهد که از نگاه رهبر شهید، هدف از توسعه شرکتهای دانشبنیان صرفاً افزایش تعداد آنها نبود؛ بلکه مهم آن بود که صنایع بزرگ کشور نیز بر پایه دانش و فناوری متحول شوند و شرکتهای دانشبنیان در خدمت حل مسائل واقعی اقتصاد قرار گیرند. درواقع ایشان دانشبنیانها را از حالت لوکس، به حل مسائل کشور رساندند.