امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

د‏‏ر محضر قرآن 1137

اعمال بد انسان، عامل عذاب  
اگر شکر گزارید و ایمان آورید، خداوند می‌خواهد با عذاب شما چه کند؟ در حالی که خداوند همواره حق‌شناس داناست. (آیه ۱۴۷ سوره نساء)
پیام‌ها
۱- کیفرهای الهی، بر پایه‌ی عدالت اوست، نه انتقام و قدرت‌نمایی. عامل عذاب، خود انسان‌ها هستند. «ما یَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِكُمْ إِنْ شَکَرْتُمْ»
۲- شناخت نعمت‌های او و شکر آنها، زمینه‌ی قبول دعوت و ایمان است. «شَکَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ»
۳- ایمان به خداوند، بارزترین جلوه‌ی شکرگزاری است. «إِنْ شَکَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ»
۴- شکر، هم مایه‌ی نجات از قهر، هم سبب دریافت لطف بیشتر است. «ما یَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِكُمْ، کانَ اللَّهُ شاکراً»
۵- اگر شما شکر کنید، خداوند هم نسبت به شما شاکر است. «کانَ اللَّهُ شاکراً»
۶- خداوند، با آنکه بی‌نیاز است؛ ولی از بنده‌ی کوچکش تشکر می‌کند. چرا ما شکر او را به جا نیاوریم؟! «إِنْ شَکَرْتُمْ، کانَ اللَّهُ شاکراً»
  
من و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله، چونان روشنايى يك چراغيم    
آفریده نشده‌ام که غذاهای لذیذ و پاکیزه، مرا سرگرم سازد، چونان حیوان پرواری که تمام همّت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پر کردن شکم بوده، و از آینده خود بی‌خبر است. آیا مرا بیهوده آفریدند؟ آیا مرا به بازی گرفته‌اند؟ آیا ریسمان گمراهی در دست گیرم و یا در راه سرگردانی قدم بگذارم؟ گویا می‌شنوم که شخصی از شما می‌گوید: «اگر غذای فرزند ابی‌طالب همین است، پس سستی او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان باز مانده است». آگاه باشید درختان بیابانی، چوبشان سخت‌تر، و درختان کناره جویبار، پوستشان نازک‌تر است. درختان بیابانی که با باران سیراب می‌شوند، آتش چوبشان شعله‌ورتر و پر دوام تر است. من و رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم چونان روشنایی یک چراغیم، یا چون آرنج به یک بازو پیوسته‌ایم. به خدا سوگند اگر اعراب در نبرد با من، پشت به پشت یکدیگر بدهند، از آن روی بر نتابم، و اگر فرصت داشته باشم به پیکار همه می‌شتابم، و تلاش می‌کنم که زمین را از این شخص مسخ شده «معاویه» و این جسم کج‌اندیش، پاک سازم، تا سنگ و شن از میان‌دانه‌ها جدا گردد.
 (نامه 45 نهج‌البلاغه)