غیاثالدین رحیمی
اشاره: ایران باید در سیاست و تعاملات خارجی خود، شرق را انتخاب کند یا غرب را؟ یا شاید هر دو را؟ این سؤالی است که همیشه مطرح بوده؛ ولی این روزها بیشتر از گذشته به آن اندیشیده میشود. این انتخاب تا زمانی که قرار نباشد ایران را به کشوری تابعه تبدیل کند، هیچ مغایرتی با شعار «نه شرقی، نه غربی» که از ابتدای انقلاب راهنمای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بوده است، ندارد. اما حالا جواب درست کدام است؟
ایران به عنوان دولتی که مانند هر دولت دیگری به دنبال منافع خود است عمل میکند. این منافع با منافع کشورهای غربی در تضاد قرار دارد و به همین دلیل عملاً امکان رابطه طبیعی و بدون چالش با آنان برای ایران وجود ندارد. حتماً این سؤال پیش خواهد آمد که چرا بسیاری کشورهای دیگر به اندازه ایران با غرب چالش ندارند؟ در پاسخ باید گفت آن کشورها یا منافع خود را بسیار محدود تعریف کردهاند و از پیش پذیرفتهاند که برای همیشه یک دولت معمولی بمانند و یا در اکثر مواقع اصلاً بنیههای تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ در سطح منطقه یا جهان را ندارند.
ایران در دورههای زمانی مختلف تمام سعی خود را انجام داده تا ضمن حفظ استقلال خود، روابط معقولی را با طرف غربی برقرار کند؛ اما هر بار پس زده شده است؛ زیرا از نظر طرفهای غربی، ایران اولاً باید تحت کنترل آنها باشد و ثانیاً حد و حدود خود را بداند و به دنبال مقدار بیشتری از قدرت نباشد. این قدرت هم الزاماً قدرت نظامی نیست؛ بلکه حتی توسعهی اقتصادی ایران به طوری که یک تولیدکننده فناوریمحور باشد را نمیپذیرند.
در مورد کشورهای شرقی چه؟ در حال حاضر مهمترین کشورهای شرقی یا همان کشورهایی که خارج از مدار قدرت غرب به رهبری آمریکا قرار دارند، چین و روسیه هستند. هر دوی این کشورها نیز همانند ایران با اقدامات خصمانه غرب روبهرو هستند.
در چنین شرایطی و از نگاه واقعگرایانه، ایران برای بقا و توسعه باید به ائتلافها و همکاریهایی بپیوندد که محدود به اراده غرب نباشند. این همکاریها نه برگرفته از ایدئولوژی؛ بلکه بر اساس هماهنگی طبیعی منافع است.
چیزی که توجیهپذیری این همکاریها را نسبت به گذشته افزایش میدهد آن است که دنیای غیرغربی به سرعت در حال قدرتگیری است. چین با تبدیل شدن به دومین اقتصاد جهان بر اساس روش محاسبه اسمی و برترین اقتصاد جهان بر اساس روش محاسبه برابری قدرت خرید، روسیه با بازگشت نظامی و ژئوپلیتیکی خود و قدرتهای نوظهور مانند هند، برزیل، اندونزی و آفریقای جنوبی، همگی در حال شکل دادن به نظمی چند قطبیاند که در آن دیگر یک قدرت واحد تصمیمگیر نهائی نیست. این روابط میتواند ایران را از انزوا خارج و توان چانهزنی آن را افزایش دهد.
بدین ترتیب انتخاب دوستان در نظام بینالملل پدیدهای نیست که تابع علایق و آرزوها باشد؛ بلکه محدوده منافع ملی هر کشور و آرایش نیروها است که تعیین میکند چه نوع رابطهای با چه دولتی امکان شکلگیری دارد.