فقه پویا و نیازهای فراروی جامع
به نوشته خبرگزاری حوزه عصر کنونی و با شتاب گرفتن تحولات در حوزههای گوناگون بشری مانند حوزههای فنّاورانه، زیست شناختی و اقتصادی چالش جدیدی پیش روی صاحبان ایده و نظامپرداز در حوزههای یاد شده دیگر مقولههای جدید التأسیس ایجاد شده است و این پرسش به تبع آن با چالشهای نو مطرح میشود که چگونه میتوان قوانین الهی و احکام شرعی سنتی را با واقعیتهای نوین تطبیق نمود؟ در این نوشتار بر آن شدیم تا به نحو اجمال و با هدف ضرورت فقه پویا بر اساس روش تحلیلی که در محتوای این پژوهش خواهد آمد ثابت میشود که فقه نباید به معنای تغییر اصول؛ بلکه باید به معنای بازخوانی مصادیق باشد. یافتههای پژوهش پیش روی مخاطب گرامی بر این است که بدون وجود یک فقهِ پاسخگویِ فراروی، شکاف میان (احکام الهی)، (اخلاق دینی) و (رفتار بشری) عمیقتر شده و منجر به بیتفاوتی جامعه نسبت به آموزههای وحیانی خواهد شد.
از منظر لغویون (فقه) به معنای (فهم عمیق) است. البته این کلمه در لغت، مطلق فهم نیست؛ بلکه موشکافی و ریزبینی و فهم دقیق را (فقه) میگویند.
فقه در طول تاریخ، همواره نقشی فراتر از یک مجموعه خشک از قوانین را ایفا کرده و به عنوان (نظام مدیریتِ اجتماعی) عمل نموده است و با این حال، گذار از دوران پیشامدرن به دوران مدرن و اکنون به پسامدرن، مفاهیم بنیادین هستی را دگرگون کرده است.
پرسش اصلی این است: آیا فقه در برابر چالشهایی چون: مهندسی ژنتیک، اقتصاد دیجیتال، هوش مصنوعی، بانکداری الکترونیکی ایستادگی کند یا همواره ظرفیّت پاسخگویی به نیازهای مختلف بشری در اعصار گوناگون و عصر جدید و آینده پیش رو را دارد؟ این مقاله بر این فرض استوار است که فقه، به دلیل ساختار (استنباطی) خود، ظرفیت پاسخ گفتن به نیازهای یاد شده را دارد.
۱. مبانی معرفت شناختی: (ثبات در عین تغییر)
برای درک درست از پویایی فقه، باید میان دو لایه مهم تفکیک قائل شد:
الف. لایه اصولی (الثوابت):
اصولی مانند صداقت، حرمت ظلم و حفظ حیات، عدل که با تغییر قرون، غیرقابل تغییر بوده و از قواعد بنیادین دین مبین اسلام هستند. قرآن مجید بر این ثبات تأکید دارد: «فَأمّا الزّبَدُ فَیذهَبُ جُفاءَ وأمای َنفَعُ النّاسُ فیمکُثُ فی الأرض؛ و اما آن کف (باطل) به زودی نابود میشود، و اما آن آب و فلز که به نفع مردم است مدّتی در زمین درنگ میکند».
ب. لایه مصداقی (المتغیرات):
بدیهی است مصادیق اعمال روشهای اجرای عدالت با پیشرفت علم تغییر میکند. فقه پویا و مبتنی بر نیاز فراروی جامعه موظف است (اصل عدالت) را در (روشهای نوین اقتصادی یا علمی) اعمال کند.
۲. تحلیل قرآنی و روایی، ضرورت تجدید نظر و پویایی فقه
قرآن کریم و سنت نبوی و سیره اهل بیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) و احادیث گهربار معصومین همواره بر (نگاه تحلیلی) و (عدم جمود) تأکید داشتهاند. کتاب وحی با نگاه محبوسانه و در بند کشیدن اندیشه مخالف بوده و همواره انسان را به تفکر و زندگی کردن بر اساس موازین عملیاتی و البته مشروع ترغیب میکند:
الف. ضرورت مشاهده و تحلیل
«قُل سیروا فی الأرضِ فَانظروا کیفَ بدأ الخَلق...؛ ای رسول به مردم بگو که در زمین سیر کنید و ببینید که خداوند چگونه خلق را ایجاد کرده است...» خداوند متعال در این آیه شریفه، انسان را به مطالعه پدیدههای نو و بررسی چگونگی تکامل در دنیا ترغیب میکند. فقیه به عنوان استخراج کننده حکم خدا از ادله اربعه (قرآن، عقل، نقل و سیره معصومین)، باید بتواند با مطالعه علمی پدیدههای جدید در جهان، حکم شرعی مناسب را استخراج و فتوای مبتنی بر ادله یادشده و مطابق با شرایط روز را صادر کند.
ب: پذیرش تغییرات زمان
خداوند متعال میفرماید: «وَ ما أمرُنا الاّ واحدةُ کَلَمحِ بالبَصَر؛ و فرمان ما (در همه عالم) یکی است (وهیچ تبدیل پذیر نیست چه امر در ایجاد و چه در کار معاد، و در سرعت) به مانند چشم بر هم زدنی انجام یابد». تمام عالم وجود برای این است رشد و کمال انسان حاصل شود و جوهره اصلی در این زمینه، تغییر به سوی یک فعلیّت است. جنس تغییر نیز حرکت از قوه به فعل است. با توجه به تغییرات دفعی و یا مقطعی انسانها و جوامع بشری، فقه نباید خود را در زمان صدور وحی حبس کند؛ بلکه باید برای زمانه جدیدِ انسانها موازین عملیاتی ارائه دهد.
۳. استناد به روایات اهل بیت (علیهمالسلام)
امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابیطالب (علیهالسلام) میفرمایند:
حَسبُ المَرءِ... مِن عِرفانهِ،عِلمُهُ بزمانه
برای آگاهی انسان همین بس که زمانه خود را بشناسد.
امام جعفر صادق (علیهالسلام) فرمودند:
العالمُ بزمانهِ لاتَهجُمُ علیهِ اللّوابس.
کسی که به اوضاع زمانه خود آگاه باشد، گرفتار هجوم اشتباهات نمیشود.
قطعاً یکی از عناصر مؤثر در پویایی فقه، عنصر زمان است و فقه باید در زمینههای گوناگون موازین عملیاتی ارائه بدهد و از یک فقیه پذیرفتنی نیست که در مسائل حیاتی روز، اظهارنظر کارشناسانه نکرده و از کنار موضوعات مهم و مبتلیبه زندگی مردم به راحتی عبور کند. با توجه به دو روایت فوق الذکر باید ادعا کرد فقه و فقیه همواره (نه همراه زمان؛ بلکه در زمان حرکت میکنند) و از موضوعات مهم جهت پیشرفت مادی و معنوی غافل نیستند.
۴. برخی چالشهای تخصصی و نقش فقه پویا
وقتی از فقه پویا سخن به میان میآید، قطعاً به دنبال راهحلهای نو پیرامون چالشهای جدید از مسیری کهن هستیم؛ از جمله چالشهای زندگیهای کنونی، هوش مصنوعی که در ادامه به اختصار ورود این مقوله در زندگی انسان اشاره میکنیم:
چالشهای فقهی در عصر هوش مصنوعی و راهحلها
ورود هوش مصنوعی به عرصههای تصمیمگیری انسانی، الگو وارههای (نظریهها فرضیهها، روشهای تحقیق و معیارها) سنتی فقه در حوزه (تکلیف)، (مسئولیت) و (حرمت) را با چالشهای جدی مواجه کرده است:
۱.مسئله (شخصیت حقوقی و شرعی):
در فقه (مکلّف) حتماً باید دارای (عقل) و (اراده) باشد. اما با ظهور سیستمهای خود مختار، فقه میتواند با الهام از مفاهیم (مال) یا (وکالت)، نوعی از (شخصیت قراردادی) را برای این سیستمها تعریف کند تا نظم اقتصادی و حقوقی حفظ شود.
۲. مسئله (مسئولیت و ضمان):
اگر یک سیستم هوشمند دچار خطا شود، مسئولیت با کیست؟ با توجه به پدیده (جعبه سیاه) که (بهوسیله آن تا حد بسیار به فهم خطا کمک میکند)، فقه باید میان (خطای عمدی) و (خطای ناشی از نقص فنی سیستم) تمایز قائل شود و قواعد مربوط به (ضمانِ مالک یا تولید کننده) را برای حفظ حقوقِ متضررین، باز تعریف کند.
۳. مسئله (عدالت اجتماعی):
اگر دادههای آموزشی دارای تبعیض باشند، هوش مصنوعی بیعدالتی را باز تولید میکند؛ لذا فقه باید بر اصول عدالت و نفی ظلم با وضع قوانین بنیادین مبنی بر شفافیت حل مسئله، از تبدیل شدن فنّاوری به ابزاری برای ظلمِ ساختاری جلوگیری کند.
نتیجهگیری
فقه، نه یک موجود ایستا و متصل به گذشته؛ بلکه یک نظام زنده و پویاست. ضرورت فقه در آینده نه برای تکرار احکام گذشته؛ بلکه برای تضمین حضور اخلاق الهی در دنیای فنّاوری است. اگر فقه نتواند با استفاده از روشهای استنباطی و با تکیه بر آیات و روایات حاکم بر (تغییر)، خود را با نیازهای فراروی دنیای امروز تطبیق دهد، از نقش هدایتگری خود باز خواهد ماند. لذا اجتهاد پویا تنها راه نجات پیوند میان ایمان علم و فنّاوری است.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی:
حمایت از دولت نباید مانع نقد کارشناسی شود
دکتر بیژن رنجبر، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی، در یادداشتی نوشت:
انسجام ملی، هم در خنثیسازی محاسبات دشمن و هم در استمرار کارکردهای حیاتی کشور، نقشی تعیینکننده دارد و اکنون زمان آن است که با حفظ این مؤلفه، آن را در مسیر رسیدن به ایران قوی به کار گرفت.
اکنون نیز تثبیت این پیروزی، بیش از هر چیز مستلزم جلوگیری از فرسایش همان سرمایهای است که پیروزی را امکانپذیر کرد. در منظومهای که رهبر انقلاب ترسیم کردهاند، اتحاد به دفاع متقابل و سپس همکاری و همافزایی در عرصههای علم، امنیت، ثروت و پیشرفت منتهی میشود؛ بنابراین وحدت را باید از سطح «همراهی در برابر تهدید» به سطح «همافزایی برای ساختن آینده» ارتقا داد.
به بیان دیگر، اگر مقاومت و انسجام، پیروزی ایران را در میدان رویارویی تثبیت کرد، از این پس همین وحدت باید به پیشران بازسازی، کارآمدی، توسعه و اقتدار پایدار کشور تبدیل شود و هر اقدامی که به شکاف اجتماعی، فرسایش اعتماد عمومی و تضعیف همکاری میان ارکان کشور بینجامد، در نقطه مقابل این ضرورت تاریخی قرار خواهد گرفت.
از این زاویه، مراقبت از انسجام اجتماعی و ضرورت حمایت از دولت، ممزوج یکدیگر و واجد یک دلالت روشن و فراتر از مناسبات سیاسی روزمره است. نباید به بهانه حمایت، دولت را از ارائه نقدها و تحلیلهای علمی و کارشناسی محروم کرد؛ دستگاههای اجرایی برای موفقیت، بیش از هر زمان دیگری به نقد علمی، ارزیابی سیاستها و مشورت نخبگان نیاز دارند.
البته نباید فراموش کرد که عبور از شرایط خطیر کنونی، بدون برخورداری از دولت مقتدر ممکن نیست و از این بابت، باید همه تلاش را برای کمک به کار بست.