اشاره: طبق روال نشریه پرتو، ذیلا خلاصهای از یکی دیگر از سخنرانیهای مرحوم علامه مصباح(ره) تقدیم میشود.
ضرورتهای شناخت آگاهانه
برای اینکه انسان بتواند به هدف خودش برسد و راه صحیح را آگاهانه و با اراده خودش انتخاب کند، لوازمی نیاز دارد؛ اولاً باید بفهمد که هدف چیست و اگر از این راه برود، به کجا میرسد. اگر این مسئله را نداند، کار کورکورانهای انجام داده است و ارزشی ندارد. ثانیاً باید راهی که او را به آن هدف میرساند، بشناسد. در مرحله بعد باید برای پیمودن این راه، انگیزه داشته باشد. باید در وجودش انگیزهای برای خیر وجود داشته باشد که نسبت به حوادث عالم بیتفاوت نباشد. خداوند درباره برخی از انسانها میفرماید: ما پیغمبرانی فرستادیم که مردم را هدایت کنند؛ اما اینها گفتند: بله برای پدرانمان هم پیغمبرانی آمدند، آنها هم گاهی زندگی سختی داشتند، گاهی هم راحت بودند؛ قَدْ مَسَّ آبَاءنَا الضَّرَّاء وَالسَّرَّاء؛ بیاعتنایی کردند، دم را غنیمت شمردند. سرانجامشان چه شد؟ فَأَخَذْنَاهُم بَغْتَةً وَهُمْ لاَ یَشْعُرُونَ. (اعراف، ۹۵)
برای اینکه انسان راه کمال را انتخاب کند، باید انگیزه فطری و درونی به طرف کمال داشته باشد و بخواهد کاملتر شود. خداوند انگیزهای در درون ما قرار داده است که ما را به طرف پیشرفت، خیر و کمال میکشاند. افزون بر شناخت هدف و راه، و داشتن انگیزه، باید در خارج نیز وسایلی فراهم شود که انسان بتواند کاری که میخواهد انجام بدهد. بسیاری از انسانها دوست دارند که عالم، مجتهد، فیلسوف یا... شوند؛ ولی این وسایل برایشان فراهم نیست. من خودم در سفری که به بروکسل داشتم با مسلمانانی از شمال آفریقا روبهرو شدم که عاجزانه میگفتند: دعا کنید ما میخواهیم فرزندانمان را به قم بفرستیم درس دینی بخوانند؛ اینجا هیچ وسیلهای نیست و جز این فرهنگ فاسد غربی چیزی یاد نمیگیرند. اما ما قدر این مدارسی را که در اطراف ماست نمیدانیم.
جایگاه ربوبیت تشریعی
با توجه به مطالب بالا، انسان به ربوبیت دیگری غیر از ربوبیت تکوینی نیازمند است تا مقدمات بالا برایش فراهم شود. این ربوبیت همان ربوییت تشریعی است که متعلقش، کار اختیاری انسان است. خداوند نسبت به ما ربوبیتی تکوینی دارد، مثل اینکه یکی را مرد و یکی را زن قرار داده است؛ یا ابتدا انسان شیرخوار است، بعد نوجوان و سپس جوان میشود. اینها ربوبیت تکوینی الهی است. اما اینکه انسان چه یاد بگیرد، حق و باطل را بشناسد و بتواند بر اساس آن عمل کند، و شرایط بیرونی چگونه باشد، به ربوبیت تشریعی برمیگردد.
وقتی قرآن صحبت از نعمتهای الهی میکند، میفرماید: سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى* الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى* وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى. (اعلی، ۱-۳) وقتی فرعون از موسی و هارون پرسید که این خدایی که شما میگویید، کیست؟ گفتند: رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى. (طه، ۵۰) خلقت، ربوبیت تکوینی است و هدایت، ربوبیت تشریعی. خداوند هم امور تکوینی انسان را تأمین کرده است و هم ابزار هدایت او را. فرستادن انبیا، هدایت تشریعی الهی است. این باب دیگری از الطاف و رحمتهای الهی است که مخصوص انسان است. حیوانات و فرشتگان، هدایت تشریعی ندارند و هر چه نیاز دارند، خداوند به صورت تکوینی به آنها داده است. این انسان است که به مدیریت خاصی احتیاج دارد که به او بگوید این راه را برو! آن راه را نرو! و اگر این راه را بروی چنین میشود. یک نظام فکری که این دستورات را بدهد نیز حق و باطل دارد. حق در اینجا کاربرد دیگری غیر از حق به معنای هدف داشتن است. این یعنی واقعاً انسان را به آنچه کمال و سعادتش است راهنمایی میکند و در آن خطا و اشتباهی نیست؛ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِكُونَ. (توبه، ۳۳)
حق و تکلیف
حقوقی که خداوند برای ما قرار داده است نیز جزو هدایتهای تشریعی خداست. یعنی تو حق داری این کار را بکنی و این کار را نکنی. هرجا این حق ذکر شود، با نوعی تکلیف توأم است. بسیار شنیدهاید که حق و تکلیف متضایف هستند؛ اما تضایف حق و تکلیف، دارای دو معناست. یکی اینکه هر جا حقی برای کسی است، تکلیفی برای دیگران است. وقتی چیزی حق من است، دیگران مکلفاند که این حق را رعایت کنند و به حق من تجاوز نکنند. اما در معنای دیگری، حق و تکلیف هر دو مربوط به یک نفر است و آن به این صورت است که خداوند در کنار حقوقی که برای کسانی تعیین میکند، تکالیفی نیز برای همانها تعیین میکند. به عبارت دیگر، هرجا خداوند حقی برای کسی تعیین میکند، همراه آن تکلیفی نیز برعهده او میگذارد. این توأم بودن حق و تکلیف برای هر انسان، یکی از ویژگیهای نظام احسن در تشریع است که انشاءالله در جلسه آینده دربارهاش صحبت میکنیم.
(گزیدهای از سخنان حضرت آیتالله مصباحیزدی (ره) در دفتر مقام معظم رهبری که در تاریخ ۲۱/۳/۹۶، مطابق با شانزدهم ماه مبارک رمضان ۱۴۳۸ ایراد فرمودند.)