امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

جوان 1280

آشفتگی نقش‌ها و مدارس کنکورمحور؛
چرا دختران امروز مهارت زندگی نمی‌آموزند؟
یکی از نکات کلیدی، شکاف نسلی عمیق بین دختران امروز و مادرانشان است. مادران نسل‌های گذشته، دغدغه‌ی چندگانگی نقش‌ها را نداشتند؛ زیرا فعالیت اجتماعی سهم کمرنگی در زندگی آنان داشت؛ بنابراین، دختران امروز نه از طریق الگوبرداری از مادر و نه از طریق آموزش کلامی در خانه، مهارت مدیریت هم‌زمان نقش‌های متعدد را نمی‌آموزند. این یک شکاف تربیتی است که مدارس نیز نه‌تنها آن را پر نمی‌کنند؛ بلکه با رویکرد صرفاً شناخت‌محور و کنکورمحور خود، بر عمق آن می‌افزایند.
در عصری که دختران ایران از مرزهای سنتی فراتر رفته‌اند، دیگر نمی‌توان آنان را با نسخه‌های قدیمی تربیت کرد. آنچه امروز به آن نیاز داریم، نه مدارسی برای حفظیات که مدارسی برای زندگی است؛ مدارسی که به دختران بیاموزند چگونه بین عشق به مادری، اشتیاق به شغل و مسئولیت شهروندی، یک زندگی متوازن بسازند.
تحولات شگرف در سبک زندگی و ورود گسترده‌ی دختران به عرصه‌های اجتماعی، تحصیلی و شغلی، نیازهای تربیتی آنان را به‌کلی دگرگون کرده است. اما به نظر می‌رسد که خانواده و مدرسه همچنان با نسخه‌های دهه‌های پیش، برای نسلی از دختران برنامه می‌ریزند که دیگر نه مانند مادرانشان خانه‌نشین‌اند و نه مانند نسل‌های قبل، اولویت‌های زندگی‌شان صرفاً در ازدواج زودهنگام خلاصه می‌شود.
دختران امروز شناخت بهتری از استعدادهای خود دارند و مشتاق نقش‌های اجتماعی‌اند؛ اما رمز مدیریت هم‌زمان این نقش‌ها را نه در خانه دیده‌اند و نه در مدرسه آموخته‌اند.
مهم‌ترین نیاز دختران
مهم‌ترین نیاز تربیتی دختران امروز، صرفاً یادگیری یک شغل یا مهارت فنی نیست؛ بلکه شناخت درست نقش‌ها و اولویت‌های زندگی است. اگر دختری نظام ارزشی خود را نسازد، در تزاحم میان تحصیل، شغل، ازدواج و فعالیت اجتماعی دچار تعارض نقش می‌شود و ممکن است حتی نقش‌های پایه‌ای خود را به درستی ایفا نکند. بسیاری از دختران امروز، بهترین سال‌های جوانی را صرفاً به تحصیل و اشتغال می‌گذرانند و ازدواج را به تأخیر می‌اندازند. این اولویت‌بندی اگر با آگاهی و آموزش همراه نباشد، پیامدهای فردی و اجتماعی جبران‌ناپذیری به همراه خواهد داشت.
شکاف بین نسلی
یکی از نکات کلیدی، شکاف نسلی عمیق بین دختران امروز و مادرانشان است. مادران نسل‌های گذشته، دغدغه‌ی چندگانگی نقش‌ها را نداشتند؛ زیرا فعالیت اجتماعی سهم کمرنگی در زندگی آنان داشت؛ بنابراین، دختران امروز نه از طریق الگوبرداری از مادر و نه از طریق آموزش کلامی در خانه، مهارت مدیریت هم‌زمان نقش‌های متعدد را نمی‌آموزند. این یک شکاف تربیتی است که مدارس نیز نه‌تنها آن را پر نمی‌کنند؛ بلکه با رویکرد صرفاً شناخت‌محور و کنکورمحور خود، بر عمق آن می‌افزایند.
از نظر تئوری، اسناد بالادستی مانند سند تحول بنیادین بر تربیت چندساحتی تأکید دارند؛ ساحت‌هایی مانند تربیت معنوی - اخلاقی، شهروندی، سیاسی و تربیت برای همسری و مادری. اما در عمل، این ساحت‌ها به حاشیه رانده شده‌اند. نظام آموزشی شناخت‌محور است و پرورش عواطف و مهارت‌ها در آن مغفول می‌ماند. در مدارسی که تمام توانشان صرف قبولی در کنکور است، به دختران آموخته نمی‌شود که چگونه بین مسئولیت‌های گوناگون خود تعادل برقرار کنند. خروجی نظام آموزشی کنونی تک‌بُعدی است و نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای واقعی دخترانی باشد که قرار است هم مادر، هم همسر، هم شهروند و هم متخصص باشند.
راهکار اصلی
راهکار این است که نظام آموزشی دستخوش تحول اساسی شود. صرفاً تغییر محتوای کتاب‌ها کافی نیست؛ بلکه باید هدف‌گذاری تربیتی بازتعریف شود، زمان و منابع کافی به ساحت‌های غیردرسی اختصاص یابد و روش‌های فعال و مشارکتی جایگزین آموزش‌های صرفاً نظری شوند. تداوم وضعیت کنونی، نسلی از دختران را تحویل جامعه خواهد داد که با وجود استعدادهای فراوان، در اولین برخورد با تعارضات زندگی، دچار سردرگمی و ناتوانی می‌شوند.
در عصری که دختران ایران از مرزهای سنتی فراتر رفته‌اند، دیگر نمی‌توان آنان را با نسخه‌های قدیمی تربیت کرد. آنچه امروز به آن نیاز داریم، نه مدارسی برای حفظیات که مدارسی برای زندگی است؛ مدارسی که به دختران بیاموزند چگونه بین عشق به مادری، اشتیاق به شغل و مسئولیت شهروندی، یک زندگی متوازن بسازند.

 

سه اولویت راهبردی برای آینده زنان

با توجه به تنوع مسائل زنان (معیشت، هویت، تعادل کار - زندگی و...) و تأکید بر اینکه «نباید مسائل را در برابر یکدیگر قرار داد»، سه اولویت کلان را می‌توان چنین برشمرد:
۱. تقویت خانواده با نگاه امیدوارانه: 
باید برای رفع موانع ازدواج و فرزندآوری، اقدام عملی کرد. به عنوان مثال، دادن وام مسکن آسان به زوج‌های جوان و اجباری کردن مرخصی پدرانه همراه با ایجاد مهدکودک در ادارات تا مادران شاغل، بین شغل و فرزند یکی را انتخاب نکنند.
۲. سرمایه‌گذاری روی زنان به‌عنوان سرمایه کشور
نباید زنان را به عنوان «مشکل» دید؛ بلکه باید روی آموزش، مهارت و کارآفرینی آن‌ها بودجه جدی اختصاص دهیم. به عنوان نمونه ایجاد پلتفرم فروش آنلاین برای زنان روستایی تا صنایع‌دستی خود را بدون واسطه بفروشند و اعطای گرنت پژوهشی به زنان نخبه تا جلوی مهاجرتشان گرفته شود.
۳. آمادگی برای دنیای دیجیتال و هوش مصنوعی
به دختران امروز سواد فناوری، کدنویسی و تحلیل رسانه یاد بدهیم تا فردا بیکار یا فریب‌خورده نباشند. مثلاً می‌توان با راه‌اندازی آکادمی آنلاین رایگان برنامه‌نویسی برای زنان شهرستان‌ها و گنجاندن درس «تشخیص اخبار جعلی» در مدارس، گام مهمی در این باره برداشت.
نکته کلیدی آنکه این سه اولویت مثل زنجیر به هم وصل‌اند؛ بدون خانواده‌ی امن، زنان استعدادشان را بروز نمی‌دهند و بدون مهارت‌های آینده، آن استعدادها هدر می‌روند. پس باید هر سه را با هم پیش برد، نه یکی را به‌جای دیگری.
دسته بندی مطالب: