کشاکش تاریخی انقلاب اسلامی با هژمونی رو به زوال آمریکا وارد مرحلهای تعیینکننده و بیبازگشت شده است. سالهاست که نظام سلطه با تکیه بر پروپاگاندای رسانهای و هیبت پوشالی ناوگان دریایی خود، تلاش کرده سایه تهدید را بر منطقه مسلط نگه دارد؛ اما وقایع اخیر و تحولات میدانی اثبات کرد که دوران «پاسخهای متناسب، محتاطانه و مدیریتشده» رسماً به پایان رسیده است. کشتیبانان جدید سیاست دفاعی جمهوری اسلامی ایران با عبور جسورانه از خطوط قرمز توهمی دشمن، دکترین بازدارندگی فعال را به «راهبُرد تهاجمی ضربات بزرگ و غافلگیرکننده» ارتقا دادهاند؛ راهبُرد نوینی که صریحترین پیام آن یک جمله است «باید ناو بزنیم.»
هدف قرار گرفتن ستون فقرات کارزار نظامی پنتاگون در آبهای پیرامونی - از ناوشکنهای پیشرفته موشکی گرفته تا نمادهای اصلی قدرتنمایی دریایی آمریکا یعنی ناوهای هواپیمابر - تنها یک واکنش تاکتیکی یا تبادل آتش مقطعی نیست؛ این یک زلزله بنیادین در دکترین نظامی غرب است. تحلیلگران بینالمللی و حتی رسانههای غربی و منطقهای نظیر الجزیره نیز ناچار به اعتراف شدهاند که تهران زمین بازی را دگرگون کرده است. هدفگیری قلب تپنده نیروی دریایی آمریکا نشان داد که دوران جولان بیهزینه برای ناوگانهای متجاوز سپری شده و واشنگتن اکنون در بنبست هولناک میان یک «عقبنشینی مفتضحانه» یا گرفتار شدن در «باتلاق جنگی فرسایشی و نامتقارن» گیر افتاده است.
اهمیت این دکترین نوظهور در تحمیل «شوک بازدارنده» به اتاقهای فکر فرماندهی در واشنگتن نهفته است. زدن یک ناو هواپیمابر، برخلاف پایگاههای ثابت خاکی، مستلزم شکستن زنجیرهای پیچیده از جنگ الکترونیک، پدافند چندلایه، رادارهای آرایهفازی و انهدام هدفی متحرک در فواصل دوردست (۱۸۰ تا ۳۰۰ کیلومتری ساحل) است. عبور موفق موشکهای نقطهزن ایرانی از این سدهای سنگین فناورانه، حاوی پیام راهبردی خطرناکی برای طراحان سنتکام است: دست برتر موشکی، اشراف اطلاعاتی و توان پیادهسازی راهبرد «ضد دسترسی» توسط سپاه اسلام، ادعای برتری تسلیحاتی آمریکا را بیاثر کرده است. این عملیاتها تنها رونمایی از گوشهای از ظرفیتهای پنهان سامانهای ایران بود که نشان داد آسیبپذیری ناوگان متجاوز بسیار فراتر از آن چیزی است که به افکار عمومی جهان مخابره میشود.
همانگونه که در مواضع اخیر ارکان تصمیمساز کشور تصریح شده است، ضربات سنگین به شناورهای متجاوز نشان داد که قواعد بازی بازنویسی شده و هراس از تصعید تنش، دیگر متغیری در محاسبات ایران نیست. امنیت منطقه یا متعلق به همه ملتهای این جغرافیا خواهد بود، یا برای غارتگران فرامنطقهای، به جهنمی متلاطم بدل خواهد شد. هزینه حضور تروریستهای آمریکایی در خلیجفارس و دریای عمان به اوج خود رسیده و بازدارندگی کاغذی آنان فرو ریخته است.
دشمن باید بداند که هرگونه شرارت یا خطای محاسباتی، دیگر پاسخی تشریفاتی یا متوازن در پی نخواهد داشت؛ پاسخ فرزندان غیور امت اسلامی، سهمگینتر، پیشدستانه و مستقیماً متوجه مراکز ثقل فرماندهی و شناورهای متجاوز خواهد بود. ضربه به ناو، آغاز تحمیل اراده جبهه حق بر ساختار پوسیده استکبار است.