امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

تاریخ عاشورا و قیام امام حسین(ع) از منظرامام شهیدخامنه‌ای (2)

مؤمن به هیچ کیفیّتی نباید ذلّت را قبول کند. شما می‌بینید امام حسین (علیه‌السلام) فرمودند که ما ذلّت را نمی‌پذیریم. «هیهات منّا الذّلّه»، «أَبَا الله ذلک». خدا ابا دارد که ما ذلت را بپذیریم. ذلت تسلیم در مقابل کفار، ذلت پذیرش فشار کفار و تحمیل کفار؛ این ذلت‌ها را مؤمن حق ندارد قبول بکند

اشاره
متن حاضر بخش‌هایی از فرمایشات امام شهید خامنه‌ای درباره تاریخ عاشورا و قیام امام حسین (علیه السلام) است که تقدیم حضورتان می‌شود.
خواصِ طرفدارِ حق، دو نوعند. یک نوع کسانی هستند که در مقابله با دنیا، زندگی، مقام، شهوت، پول، لذّت، راحت، نام و همه‌ی متاع‌های خوبْ قرار دارند. این‌هایی که ذکر کردیم، همه از متاع‌های خوب است. همه‌اش جزو زیبایی‌های زندگی است. «مَتاعُ الْحَیاهِ الُّدنْیا.» «متاع»؛ یعنی «بهره». این‌ها بهره‌های زندگی دنیوی است. در قرآن که می‌فرماید: «مَتاعُ الْحَیاهِ الُّدنْیا»، معنایش این نیست که این متاع، بد است؛ نه. متاع است و خدا برای شما آفریده است. منتها اگر در مقابل این متاع‌ها و بهره‌های زندگی، خدای ناخواسته آن قدر مجذوب شدید که وقتی پایِ تکلیفِ سخت به میان آمد، نتوانستید دست بردارید، واویلاست! 20/03/1375
شما از خواص طرفدار باطل چه توقّع دارید؟ بدیهی است توقّع این است که بنشینند علیه حق و علیه شما برنامه‌ریزی کنند؛ لذا باید با آن‌ها بجنگید. با خواص طرفدار باطل باید جنگید. اینکه تردید ندارد. تاریخ یعنی من و شما؛ یعنی همین‌هایی که امروز اینجا هستیم. پس، اگر ما شرحِ تاریخ را می‌گوییم، هر کداممان باید نگاه کنیم و ببینیم در کدام قسمتِ داستان قرار گرفته‌ایم. بعد ببینیم کسی که مثل ما در این قسمت قرار گرفته بود، آن روز چگونه عمل کرد که ضربه خورد؟ مواظب باشیم آن طور عمل نکنیم. 20/03/1375
در هر جامعه، خواصی داریم و عوامی. …«خواص»، طبعاً دو جبهه‌اند: خواصِ جبهه حق و خواص جبهه باطل. عدّه‌ای اهل فکر و فرهنگ و معرفتند و برای جبهه حق کار می‌کنند. فهمیده‌اند حق با کدام جبهه است. حق را شناخته‌اند و براساس تشخیص خود، برای آن، کار و حرکت می‌کنند. این‌ها یک دسته‌اند. یک دسته هم نقطه مقابل حق و ضد حقّند. اگر باز به صدر اسلام برگردیم، باید این‌طور بگوییم که «عدّه‌ای اصحاب امیرالمؤمنین و امام حسین، علیهماالسلام هستند و طرفدار بنی‌هاشمند. عدّه‌ای دیگر هم اصحاب معاویه و طرفدار بنی‌امیّه‌اند.» 20/03/1375
خواص و عوام، هر کدام وضعی پیدا کردند. حالا خواصی که گمراه شدند، شاید «مغضوب علیهم» باشند؛ عوام شاید «ضالّین» باشند. البته در کتاب‌های تاریخ، پُر از مثال است. 18/02/1377
چطور شد که جامعه‌ی اسلامی به محوریّت پیامبر عظیم‌الشّأن، بعد از پنجاه سال کارش به آنجا رسید که فرزند همین پیغمبر را با فجیع‌ترین وضعی کشتند؟! چند مثال از خواص: خواص در این پنجاه سال چگونه شدند که کار به اینجا رسید؟ 18/02/1377
جا دارد ملت اسلام فکر کند که چرا پنجاه سال بعد از وفات پیغمبر، کار کشور اسلامی به جایی رسید که مردم مسلمان در کوفه و کربلا جمع شدند و جگرگوشه پیغمبر را با آن وضع فجیع به خاک و خون کشیدند؟! خوب؛ انسان باید به فکر فرو رود که «چرا چنین شد؟» از هر طرف حرکت می‌کنیم به خواص می‌رسیم. 20/03/1375
شهدای کربلا همه در یک روز کشته شدند؛ توّابین نیز همه در یک روز کشته شدند. اما اثری که توّابین در تاریخ گذاشتند، یک هزارم اثری که شهدای کربلا گذاشتند، نیست! به‌خاطر اینکه در وقت خود نیامدند. کار را در لحظه‌ی خود انجام ندادند. دیر تصمیم گرفتند و دیر تشخیص دادند. 20/03/1375
اگر همه ما عاشورایی باشیم، حرکت دنیا به سمت صلاح، سریع، و زمینه ظهور ولی مطلقِ حق، فراهم خواهد شد. 03/03/1374
مؤمن به هیچ کیفیّتی نباید ذلّت را قبول کند. شما می‌بینید امام حسین (علیه‌السلام) فرمودند که ما ذلّت را نمی‌پذیریم. «هیهات منّا الذّلّه»، «أَبَا الله ذلک». خدا ابا دارد که ما ذلت را بپذیریم. ذلت تسلیم در مقابل کفار، ذلت پذیرش فشار کفار و تحمیل کفار؛ این ذلت‌ها را مؤمن حق ندارد قبول بکند. 10/06/1362
لُبّ و جوهر حادثه عاشورا این است که در دنیایی که همه جای آن را ظلمت و فساد و ستم گرفته بود، حسین بن علی (علیه‌السّلام) برای نجات اسلام قیام کرد و در این دنیای بزرگ، هیچ‌کس به او کمک نکرد! حتّی دوستان آن بزرگوار. 10/04/1371
امام حسین (علیه‌السلام) قیام کرد تا آن واجب بزرگی را که عبارت از تجدید بنای نظام و جامعه اسلامی، یا قیام در مقابل انحرافات بزرگ در جامعه اسلامی است، انجام دهد. این از طریق قیام و از طرق امر به معروف و نهی از منکر است؛ بلکه خودش یک مصداق بزرگ امر به معروف و نهی از منکر است. البته این کار، گاهی به نتیجه حکومت می‌رسد؛ امام حسین برای این آماده بود. گاهی هم به نتیجه شهادت می‌رسد؛ برای این هم آماده بود. 19/03/1374
عاشورا یک حادثه‌ی تاریخیِ صرف نبود؛ عاشورا یک فرهنگ، یک جریان مستمر و یک سرمشق دائمی برای امت اسلام بود. 05/11/1384
وجود مقدس سیدالشهداء (علیه‌السلام) اگر چه بیشتر با بُعد جهاد و شهادت معروف شده؛ لیکن آن بزرگوار در حقیقت مظهر انسان کامل و عبد خالص و مخلِص و مخلَص برای خداست. اساساً جهاد واقعی و شهادت در راه خدا، جز با مقدمه‌ای از همین اخلاص‌ها و توجه‌ها و جز با حرکت به سمت «انقطاع الی الله» حاصل نمی‌شود. 10/12/1368
عاشورا تبعیت مطلق از رهبر است، هر چه رهبر گفت؛ کلمه به کلمه و مو به مو حوادث و وقایع با اشاره‌ی مقام مقدس رهبری، در مقابل رهبر تسلیم بودن. کدام رهبر؟ آن رهبری که انسان آگاهانه او را انتخاب کرده و به او ایمان آورده، این رهبر است؛ لذا شما امروز در زیارت ائمه (علیهم‌السلام) هم می‌خوانید: «سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ». در مقابلِ کسانی که با شما می‌جنگند در جنگم؛ اما با کسانی که نسبت با شما سلمند و تسلیمند، من هم با آن‌ها سلم و تسلیمم. رهبر اسلامی معناش همین است که با نفوذ در دل‌ها و با حاکمیت بر جان‌ها اداره‌ی حقیقی جامعه اسلامی را انجام بدهد. 28/05/1367
کسی مثل حسین بن علی که مظهر اسلام است، نسخه‌ی بی‌تغییر پیغمبر مکرم اسلام است – «حسین منّی و أنا من حسین» – در این شرایط چه‌کار باید بکند؟ او باید کاری کند که دنیای اسلام را – نه‌فقط آن روز؛ بلکه در طول قرن‌های بعد از آن – بیدار کند؛ آگاه کند؛ تکان بدهد. این تکان با قیام امام حسین شروع شد. 19/10/1387
یک درس دیگر محرم این است که وقتی برای خدا و اسلام موجودی جان خودش را فدا می‌کند، ولو در آن وقتی که جان خودش را قربان می‌کند در کمال غربت باشد؛ مثل غربت حسین بن علی (علیه‌السلام). این شمع فروزان و این نهال بالنده هرگز از صحنه‌ی روزگار محو نخواهد شد و این خون هرگز نخواهد خشکید؛ این هم درس دیگری. اگر کسی در وضع حسین بن علی به شهادت می‌رسید، به حسب طبیعت باید به‌کلی فراموش می‌شد. اما حسین فراموش نشد؛ نه‌فقط فراموش نشد که خون او هر روز جوشان‌تر شد، هر روز دل‌های بیشتری را برانگیخته کرد. 24/05/1367
در راه این قیام، جان مطهر و مبارک و گران‌بهای امام حسین که برترین جان‌های عالم است، اگر قربانی شود به نظر امام حسین، بهای زیادی نیست. جان بهترینِ مردمان که اصحاب امام حسین بودند، اگر قربان شود، برای امام حسین بهای گرانی محسوب نمی‌شود. 19/10/1387
این جمله‌ای که از رسول اکرم (صلوات الله علیه و آله) نقل شده که فرمودند: «انَّ الْحُسین مِصباحُ الْهُدی وَ سَفینَهُ الْنِّجاه»؛ یعنی حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است؛ مال همه‌ی زمان‌هاست. منتها در بعضی از زمان‌ها یک ظهور و تجلی بیشتری پیدا می‌کند. یقیناً آن روزی که حادثه‌ی عاشورا واقع شد از جمله‌ی همین زمان‌ها بود؛ که چراغ هدایت بودن جگرگوشه‌ی زهرا و نور چشم پیغمبر برای آن کسانی که باید این را بفهمند و بدانند، معلوم شد. ده سال قبل از آن امام حسین امام بود، آن روز هم مصباح هدایت و سفینه‌ی نجات بود؛ اما اینقدر برای مردم این مطلب روشن نبود؛ در عاشورا بروزی پیدا کرد. امروز هم بی‌شک از همان زمان‌هاست. امروز سفینه‌ی نجات بودن حسین بن علی (علیه‌السلام) از صد سال پیش و پانصد سال پیش بیشتر است. 02/07/1364