امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

تئوریزه کردنِ «خیانت» به بهانه «تنش‌زدایی»

محمد نخعی

 

در شرایطی که استکبار جهانی با تکیه بر خوی تروریستی و خباثت ذاتی خود، شمشیر را از رو بسته و در بزنگاه‌های حساس تاریخی، دشمنی و کینه‌توزی عریان خود را علیه استقلال و عزت ملت ایران به نمایش گذاشته است، بار دیگر پژواک اصوات ناهنجار و ذلت‌بار طیفی در داخل شنیده می‌شود که سال‌هاست مأموریت بزک چهره کریه شیطان بزرگ را بر عهده دارند. 
اخیراً جواد امام، سخنگوی جبهه مدعیان اصلاحات، در ادامه سنت مألوف و نخ‌نمای این جریان، با ژستی خیرخواهانه، اما با باطنی مشحون از خودتحقیری و وادادگی، مدعی شده است: «وضعیت روابط ایران و آمریکا حساس، سرنوشت‌ساز و بسیار نگران‌کننده است و خطر تشدید تنش‌ها را نمی‌توان نادیده گرفت. متأسفانه ما در استفاده به‌موقع و مؤثر از فرصت‌های دیپلماسی بارها فرصت‌سوزی کرده‌ایم و هر تصمیم شتاب‌زده می‌تواند هزینه‌های سنگینی به همراه داشته باشد.»
این ادبیات سخیف و تکراری، سخن تازه‌ای نیست؛ پیش از این نیز چهره‌هایی چون غلامحسین کرباسچی، حسین مرعشی و محمدجواد ظریف با کلیدواژه‌هایی چون «هزینه فایده»، «تله تنش» و «فرصت‌های ازدست‌رفته»، درست در زمانی که کشور زیر شدیدترین تهاجمات دشمن قرار داشته، با لکنت زبان در برابر قاتلان و با زبانی گزنده علیه مقاومت ملت، عملاً راهبرد «تسلیم بی‌قیدوشرط» را تئوریزه کرده‌اند. سؤال بنیادین از این جماعت مدعی فهم سیاسی و عقلانیت این است: کدام انسان آزاده، کدام منطق ملی و کدام وجدان بیدار می‌پذیرد که در میانه مذاکره و تبادل پیام‌های دیپلماتیک، وقتی تمامیت ارضی کشور دوبار هدف آتش و تجاوز وحشیانه آمریکا و سگ هار منطقه یعنی رژیم صهیونیستی قرار می‌گیرد، باز هم توپ تقصیر، در زمین حاکمیت و ملت مظلوم ایران انداخته شود؟! آیا نام این رفتار، چیزی جز توجیه جنایت دشمن و خالی کردن پشت جبهه خودی در شرایط جنگی است؟
تاریخ معاصر و تحولات پسا «جنگ رمضان» گواهی زنده بر بطلان سراب مذاکره با متجاوزان است. با وجود خباثت بی‌پایان دشمن در به شهادت رساندن مظلومانه فرزندان این مرز و بوم، فرشته‌های مظلوم میناب و داغ سنگین امام شهیدمان، نظام اسلامی حجت را بر همگان تمام کرد و مسیر گفتگو را در پیش گرفت که منتج به «توافق اسلام‌آباد» شد. اما کارنامه شیطان بزرگ چه بود؟ نقض عهد، دبه کردن در تعهدات و توطئه آشکار برای دور زدن مؤلفه اقتدار و بازدارندگی ایران، یعنی بستن کریدورهای جدید به‌قصد بی‌اثر ساختن تسلط راهبردی ایران بر تنگه هرمز! طرحی خبیثانه که البته به فضل الهی و صلابت فرزندان مقاومت، به شکستی خفت‌بار و مفتضحانه برای واشنگتن و نوکران منطقه‌ای‌اش انجامید. 
در چنین منظومه‌ای از خباثت و پیمان‌شکنی عیان دشمن، مضحک و در عین حال دردآور است که غرب‌گرایان زبون به‌جای انگشت‌نما کردن دولت تروریستی آمریکا و رژیم کودک‌کش صهیونیستی، مقصر و ریشه بحران را مقاومت و تدبیر حاکمیت ایران جا می‌زنند!
در این بین حتی مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی، علی‌رغم باوری که به گفتگو داشت، صریحاً به خباثت طرف غربی اعتراف کرده و گفت: «ما داشتیم گفت‌وگو می‌کردیم، این نامردها آمدند و قاعده و بازی را به هم زدند.»
حال باید از مدعیان دروغین اصلاح‌طلبی و نسخه‌پیچ‌های تسلیم پرسید: با کدام منطقِ شرعی، ملی، انقلابی یا حتی عقلانیت ابزاریِ عرفی، قربانی جنایت را به «فرصت‌سوزی» متهم می‌کنید و برای جلاد، سند ائتلاف می‌تراشید؟! حقیقت آن است که این قبیله، شهامت و جسارت گفتن حقیقتِ مقصود شوم خود را ندارند؛ اصطلاحاتی چون «فرصت‌سوزی دیپلماتیک» و «ضرورت تنش‌زدایی»، نام مستعار و پوشش تزویرگرانه‌ای بیش نیست برای همان واژه شرم‌آوری که از بیان علنی آن واهمه دارند: «تسلیم شدن در برابر آمریکا و لگدمال کردن خون شهدا و عزت ملت ایران»
اما به این جماعت باید یادآور شد که خواب پریشان حراج منافع ملی و دست‌اندازی به مؤلفه‌های اقتدار کشور در مسلخ لبخندهای مسموم غربی‌ها هرگز تعبیر نخواهد شد و ملت سلحشور ایران، حقارتِ امثال شما را به پای آرمان‌های انقلاب اسلامی نخواهد نوشت.
نویسنده: 
دسته بندی مطالب: