در زبان انگلیسی بدلم به معنای: هرجومرج کامل، آشوب، بینظمی گسترده، غوغا و اغتشاش است.
و در تاریخ انگلیس، بدلم نام رایج بیمارستان سلطنتی بتلهم بود. این بیمارستان از قرن ۱۵ میلادی محل نگهداری بیماران روانی است.
ترامپ جمله بالا را بعد از این جمله گفت: «ذخایر نفتی ما هم حدود چهار هفته دیگر تمام میشود. ذخایری در سراسر جهان وجود دارد، و ذخایر ما واقعاً تمام میشد و زمانی برای افزایش دوباره حجم ذخایر نداشتیم».
یعنی اگر فکر میکنید الان قیمت بنزین بالاست و اوضاع بد است، تصور کنید چه هرجومرجی به وجود میآمد، اگر تنگه هرمز باز نمیشد. یعنی اگر تنگه هرمز باز نمیشد، هرجومرجی در جامعه آمریکا دیده میشد شبیه دارالمجانین قرن ۱۵ لندن.
پشت خیمه معاویه بودیم. با توجه به نقض فاحش تفاهمنامه از روز اول، علیالاصول باید تنگه هرمز دوباره بسته شود. باز شدن دوباره تنگه هرمز یعنی قابل تحمل بودن هزینه حمله به ایران. یعنی امکان تکرار چرخه: حمله، آتش بس، مذاکره، حمله، بعد از پر شدن ذخایر نفتی آمریکا.
نشریه آتلانتیک در گزارشی انتقادی، دولت دونالد ترامپ را به عادیسازی فساد سیاسی متهم کرده و نوشته است که حجم و تکرار رسواییها در این دولت به حدی رسیده که حتی پروندهای در ابعاد «واترگیت» نیز دیگر قادر به ایجاد شوک سیاسی در آمریکا نیست.
این گزارش پس از آن منتشر شد که جی دی ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، در جریان بازدید از کتابخانه ریچارد نیکسون، رسوایی واترگیت را کم اهمیت توصیف کرد و مدعی شد اگر چنین پروندهای امروز رخ میداد، بیش از «12 ساعت» در صدر اخبار باقی نمیماند و نمیتوانست به سقوط یک رئیس جمهور منجر شود.
به نوشته آتلانتیک، اظهارات ونس ناخواسته واقعیتی نگران کننده را آشکار میکند؛ اینکه در دولت ترامپ، رسواییهای سیاسی و مالی آن قدر تکرار شدهاند که افکار عمومی نسبت به آنها حساسیت خود را از دست داده است.
این گزارش به نمونههایی از جمله معاملات مالی بحثبرانگیز با دولتهای خارجی، عفوهای جنجالی، واگذاری قراردادهای کلان به حامیان مالی کارزار انتخاباتی ترامپ و استفاده از داراییهای شخصی رئیس جمهور در برنامههای دولتی اشاره کرده و این موارد را نشانههای گسترش تعارض منافع و تضعیف استانداردهای اخلاقی در دولت آمریکا دانسته است.
آتلانتیک همچنین معتقد است برخلاف دوران ریاست جمهوری ریچارد نیکسون که در نهایت با فشار هر دو حزب از قدرت کنار رفت، فضای سیاسی امروز آمریکا به دلیل قطبی شدن شدید و انبوه حاشیههای روزانه، تحمل بیشتری نسبت به رسواییها پیدا کرده است.
به باور نویسنده، راهبرد ایجاد مداوم جنجال و خبرسازی، موجب پراکندگی توجه افکار عمومی و کاهش اثرگذاری هر پرونده جدید شده است.
در پایان، این گزارش هشدار میدهد که اگرچه ممکن است امروز پروندهای مشابه واترگیت تنها چند ساعت در اخبار بماند؛ اما این موضوع نه نشانه سلامت نظام سیاسی؛ بلکه بیانگر عادی شدن فساد و کاهش حساسیت نسبت به پاسخگویی در بالاترین سطوح قدرت در آمریکاست.
این در حالی است که دو روز پیش جو بایدن، رئیسجمهور سابق آمریکا، در یک گردهمایی حزب دموکرات در ایالت مریلند، بار دیگر به دونالد ترامپ حمله کرد و او را به فساد، خودشیفتگی و سوءاستفاده از قدرت متهم کرد.
او همچنین گفت آنچه بیش از خودشیفتگی و ناکارآمدی دولت ترامپ نگرانکننده است، «فساد آشکار و بیسابقه در تاریخ آمریکا» است. بایدن تأکید کرد که این نوع فساد در هیچ دولت دیگری در تاریخ ایالات متحده دیده نشده است.
بایدن در حالی این اظهارات را مطرح کرد که پس از پایان دوره ریاستجمهوریاش همچنان در حال حضور در رویدادهای حزبی برای تقویت جایگاه دموکراتهاست؛ اما همزمان بحثها درباره عملکرد او در انتخابات 2024 و آینده سیاسیاش در داخل حزب ادامه دارد.
همچنین بر اساس نظرسنجی مشترک مجله اکونومیست و مؤسسه یوگاو که حدود یک ماه پیش انجام شد، بخش عمدهای از شهروندان آمریکا معتقدند فساد در کنگره این کشور گسترده و فراگیر است.
طبق نتایج این نظرسنجی، 41 درصد از پاسخدهندگان بر این باورند که بیش از نیمی از اعضای کنگره فاسد هستند. همچنین 33 درصد دیگر گفتهاند «بخش قابل توجهی از اعضای کنگره» دچار فساد هستند، هرچند کمتر از نیمی از نمایندگان را شامل میشود. تنها 5 درصد از شرکتکنندگان معتقدند که تقریباً هیچ فسادی در کنگره وجود ندارد.
بر این اساس، در مجموع 74 درصد از آمریکاییها فساد در کنگره را پدیدهای گسترده ارزیابی کردهاند.
این یافتهها نشان میدهد بیاعتمادی عمومی نسبت به نهاد قانونگذاری آمریکا، فراتر از اختلافات سیاسی و حزبی همچنان در سطح بالایی باقی مانده است.
مذاکره در کنار اعمال اقتدار
رضا رحمتی

تحولات اخیر مذاکرات ایران و آمریکا، بار دیگر یک واقعیت مهم را در برابر تصمیمگیران ایرانی قرار داد؛ اینکه در روابط با ایالات متحده، بهویژه در دورهای که دونالد ترامپ در رأس قدرت قرار دارد، صرف ورود به مذاکره یا حتی ارائه نشانههای حسن نیت، الزاماً به کاهش تنش یا تعدیل ادبیات طرف مقابل منجر نمیشود. برعکس، تجربه نشان داده هرگاه طرف آمریکایی احساس کند ایران به هر دلیل در موقعیت نیاز به توافق قرار گرفته یا برای رسیدن به نتیجه عجله دارد، سطح مطالبات خود را افزایش داده و همزمان از ادبیات تهاجمیتری استفاده میکند.
اظهارات اخیر ترامپ علیه ایران، تهدیدهای لفظی و استفاده از ادبیاتی خارج از عرف دیپلماتیک را باید در همین چارچوب تحلیل کرد. بخشی از این رفتار ناشی از شخصیت وی است؛ شخصیتی که همواره تلاش میکند از طریق نمایش قدرت، ایجاد فضای روانی و استفاده از ادبیات تحقیرآمیز، طرف مقابل را در موضع تدافعی قرار دهد؛ اما بخشی دیگر از این رفتار، محصول برداشت او از وضعیت مذاکرات و ارزیابی او از سطح نیاز طرف مقابل به توافق است.
در این میان، برخی تحلیلگران معتقدند بازگشایی سریع تنگه هرمز و ارسال پیامهایی مبنی بر کاهش تنش در شرایطی که هنوز هیچ امتیاز عملی از سوی آمریکا دریافت نشده بود، به شکلگیری این برداشت در واشنگتن کمک کرده که ایران بیش از طرف مقابل به آرامش و توافق نیاز دارد. در عالم سیاست خارجی، برداشتها گاهی به اندازه واقعیتها اهمیت دارد. اگر طرف مقابل تصور کند شما برای رسیدن به توافق عجله دارید، به جای نرمش بیشتر، معمولاً خواستههای خود را افزایش میدهد.
ضرورت راستیآزمایی عملی به جای اعلام تعهد سیاسی
موضوع مهم دیگر، مسئله بدعهدی آمریکا در حوزه مالی است. بر اساس گزارشهای منتشر شده، حتی در زمینه آزادسازی بخشی از منابع مالی ایران نیز وعدههای مطرح شده، عملی نشده است؛ این مسئله جدید نیست. سابقه روابط ایران و آمریکا طی دهههای گذشته نشان میدهد یکی از ابزارهای اصلی واشنگتن، استفاده از وعدههای مرحلهای، تعویق اجرای تعهدات و ایجاد ابهام در مسیر اجرای توافقات است. به همین دلیل، هرگونه طراحی راهبردی از سوی ایران باید بر مبنای «راستیآزمایی عملی» و نه صرفاً «اعلام تعهد سیاسی» استوار باشد.
مدیریت هوشمندانه فضای رسانه
البته در کنار این تحولات، برخی رفتارهای هیئت ایرانی در عرصه نمادین و رسانهای قابل توجه بود. جلوگیری از تبدیل نشست به یک نمایش تبلیغاتی برای رسانههای آمریکایی، خودداری از ثبت تصاویر مشترک و تلاش برای حفظ استقلال و شأن هیئت ایرانی، پیام مهمی را منتقل کرد. در فضای سیاست بینالملل، نمادها و تصاویر، نقش مهمی در شکلدهی افکار عمومی و برداشتهای سیاسی دارند. از این منظر، مدیریت هوشمندانه فضای رسانهای میتواند از سوءاستفاده طرف مقابل جلوگیری کند.