امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

ادیان؛ تنها منبع جهان‌بینی و ایدئولوژی صحیح

در زندگی همه ما کمابیش اتفاق افتاده باشد که مدت‌ها به دنبال چیزی بوده‌ایم؛ اما بعد از آنکه به آن رسیده‌ایم و از آن بهره‌مند شده‌ایم، دیده‌ایم که اشتباه کرده‌ایم، خبری نبوده است و ارزشی نداشته است. ما معتقدیم همان‌گونه که آنچه خداوند درباره هستی به ما فهمانده است، حق است، آنچه درباره ارزش‌ها به ما الهام فرموده است، نیز خواستنی‌تر است و جا دارد ما همه توانمان را صرف کنیم، تا آن‌ها را به دست بیاوریم.

 آن زمان این‌گونه در مدارس، مراکز علمی و رسانه‌ها ترویج می‌شد که بهترین زندگی این است که ما به فلان کشور اروپایی شباهت پیدا کنیم. وقتی سخن از اروپا به میان می‌آمد دهان‌ها پر می‌شد؛ اروپا کجا، ما کجا؟! ما هرچه داریم از آن‌ها داریم، ماشینی که سوار می‌شویم، آن‌ها باید بسازند، هواپیما می‌سازند! ما کی به آن‌ها می‌رسیم؟! نوعی خودباختگی در جامعه ما وجود داشت

اشاره: طبق روال نشریه پرتو، ذیلاً خلاصه یکی دیگر از سخنرانی‌های علامه مصباح (ره) تقدیم شده است.
--------------------------------
آن‌گونه که تاریخ فرهنگ عالم نشان می‌دهد، از چند قرن قبل از میلاد مسیح تا به حال، هم در زمینه باور‌ها و هم در زمینه ارزش‌ها تحولات زیادی پیدا شده و مکاتب مختلفی وجود داشته است. یک نمونه از آن، اختلاف مکاتب فلسفی است که در عالم وجود دارد. ما معتقدیم که در بین همه این مکاتب و تحولاتی که پیدا شده است، آنچه صحیح است و باید به آن اعتماد کرد، همان است که خداوند به وسیله انبیا‌علیهم‌السلام به انسان‌ها فهماند. جهان‌بینی صحیح همان است که خداوند فرموده است؛ یعنی ما آفریدگاری داریم که از روی حکمت عالم را آفریده است و این عالم سرسری و بیهوده نیست. خداوند می‌فرماید: لَوْ أَرَدْنَا أَن نَّتَّخِذَ لَهْوًا لَّاتَّخَذْنَاهُ مِن لَّدُنَّا إِن كُنَّا فَاعِلِينَ؛ أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ؛ فکر می‌کنید شما در عالم آفرینش، بازیچه هستید؟! این‌ها حساب دارد، حکمت دارد. بنابراین جهان‌بینی الهی بر دستگاه حکیمانه‌ای مبتنی است که بر هستی حاکم است. این دستگاه از خداوند متعال ناشی شده و به‌وسیله فرستادگانش به دیگران شناسانده می‌شود.
در زمینه ارزش‌ها نیز بحث درباره این است که ما باید به دنبال چه چیزهایی برویم، چه چیزهایی خواستنی‌ترند که اگر آن‌ها را پیدا کردیم، پشیمان نمی‌شویم. یعنی ممکن است در یک زمان چیزی را خواستنی بدانیم و در راه به دست آوردن آن تلاش کنیم؛ اما وقتی آن را به دست آوردیم بفهمیم که اشتباه کرده‌ایم و آن‌قدر هم ارزش ندارد. شاید در زندگی همه ما کمابیش اتفاق افتاده باشد که مدت‌ها به دنبال چیزی بوده‌ایم؛ اما بعد از آنکه به آن رسیده‌ایم و از آن بهره‌مند شده‌ایم، دیده‌ایم که اشتباه کرده‌ایم، خبری نبوده است و ارزشی نداشته است. ما معتقدیم همان‌گونه که آنچه خداوند درباره هستی به ما فهمانده است، حق است، آنچه درباره ارزش‌ها به ما الهام فرموده است، نیز خواستنی‌تر  است و جا دارد ما همه توانمان را صرف کنیم، تا آن‌ها را به دست بیاوریم.
انقلاب اسلامی و تأثیر آن در جهان‌بینی و ایدئولوژی ما
در تاریخ زندگی ما پدیده‌ای به وقوع پیوست که منشأ تحول در شناخت‌ها و ارزش‌ها در سطح جامعه ما شد. این پدیده سپس گسترش پیدا کرد و به جوامع نزدیک و همسایگان و سپس کل دنیا صادر شد؛ تحولی که 41 سال پیش در ایران اتفاق افتاد، پدیده عجیبی بود و هنوز ما نمی‌توانیم عظمت این پدیده را ارزیابی کنیم. سال‌های بسیاری باید بگذرد تا معلوم شود که چگونه به وقوع پیوست و چه برکاتی به دنبال داشت. این تحول به وسیله یک انسان شروع شد؛ انسانی که از امکانات ظاهری برخوردار نبود، زندگی خودش را به زحمت اداره می‌کرد، اما چگونه توانست چنین حرکتی را در جهان پدید بیاورد و عالم را به تکاپو وادارد؟! این تأثیرات نشانه این است که انقلاب اسلامی مبدأ تحولی در جهان‌بینی و ایدئولوژی ما شده است. پیش از انقلاب شناخت‌های ما برداشت‌هایی سطحی و کودکانه از زندگی بود. در آن زمان این‌گونه در مدارس، مراکز علمی و رسانه‌ها ترویج می‌شد که بهترین زندگی این است که ما به فلان کشور اروپایی شباهت پیدا کنیم. وقتی سخن از اروپا به میان می‌آمد دهان‌ها پر می‌شد؛ اروپا کجا، ما کجا؟! ما هرچه داریم از آن‌ها داریم، ماشینی که سوار می‌شویم، آن‌ها باید بسازند، هواپیما می‌سازند! ما کی به آن‌ها می‌رسیم؟! نوعی خودباختگی در جامعه ما وجود داشت که هم نسبت به توانایی، خودمان را بسیار ضعیف و ناتوان می‌دیدیم و هم نسبت به ارزش‌ها، بسیار کودکانه فکر می‌کردیم. شخصیت معروف سیاسی ما در دوران مشروطیت می‌گفت: «ما وقتی پیشرفت می‌کنیم که از مغز سر تا ناخن پا فرنگی شویم»؛ کلامی که سرتاپا بی‌هویتی ما را نشان می‌داد، یعنی ما خودمان هیچ چیزی نداریم! و این در حالی بود که در روزگاری همین کشورهای اروپایی نسبت به کشورهای شرقی و به‌خصوص کشور ایران چنین احساسی را داشتند، آن‌ها زندگی عادی روزمره‌شان را نمی‌دانستند. همین اروپاییان حتی خانه‌هایشان دستشویی نداشت و در اتاق‌های زندگی‌شان سطلی برای تخلیه بود! وقتی که ما بزرگ‌ترین تمدن‌های جهان را داشتیم و اداره می‌کردیم، آن‌ها ریزه‌خوار ما بودند، علوم از اینجا به آنجا رفت. بعد از آنکه مسلمانان به اسپانیا رفتند و مبدأ پیدایش و پیشرفت علم در اروپا شدند. کم‌کم ورق برگشت و ما هویتمان را فراموش کردیم؛ ما شدیم ریزه‌خوار و نوکر آن‌ها و کسانی که می‌بایست از مغز سر تا نوک انگشت پا را از آن‌ها یاد بگیریم!
در این شرایط چه کسی باور می‌کرد که روزی بیاید که شخص ساده‌ای که نه ایل و قبیله‌ای دارد، نه ثروتی و مکنتی دارد و نه ریاست و حزبی دارد، در مقابل بزرگ‌ترین قدرت عالم بایستد و بگوید: شما غلط کردید، ما در دهان شما می‌زنیم و بعد این کار را اثبات کند. کار اما تنها یک شعار زبانی نبود، گفته ایشان نشانه از یک قدرت روحی و اعتماد به شخصیت خودش و هویت ملتش داشت و آن را اثبات کرد. امروز ما در زمانی زندگی می‌کنیم که پیشرفته‌ترین کشور دنیا (براساس مقیاس‌های دنیوی) رئیس‌جمهوری دارد که آن‌قدر بی‌هویت، بی‌شخصیت، بی‌منطق، بی‌ادب و بی‌فکر است که دست‌کم پنجاه درصد مردم آن کشور خجالت می‌کشند که بگویند ما در کشوری زندگی می‌کنیم که این رئیس‌جمهور آن است. او هم عروسکی از دستگاه قدرت استکباری دنیاست که آن را می‌چرخانند. ملاحظه فرموده‌اید که طبق مسائل خودشان وقتی بحث محاکمه‌اش مطرح می‌شود، هیچ شاهدی برای شهادت حاضر نمی‌شود؛ چرا که تهدید می‌شوند و خطرهایی جدی برایشان مطرح می‌شود. با اینکه خودشان گفته بوده‌اند که ما شواهدی داریم و کمابیش هم محتوای شهادت‌هایشان را به شکل دیگری بیان کرده‌اند؛ ولی در نهایت حاضر نشده‌اند مطرح کنند و می‌گویند: اسرار و امنیت کشور به خطر می‌افتد. این بزرگ‌ترین کشور دنیاست که کشورهای دیگر آرزو می‌کردند ایالتی از آن بشوند! به هر حال چهل سال پیش بنیاد تحول عظیمی گذاشته شد و روز به روز در حال گسترش است؛ کَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ.
 (پایگاه اطلاع‌رسانی علامه مصباح یزدی رحمت الله علیه)
دسته بندی مطالب: