(بخش پایانی) رسول رضایی
پول اعتباری، بستر مستعمره شدن
یکی دیگر از آسیبهای پول اعتباری، آن است که ایالات متحده در اواخر جنگ جهانی دوم با نمایش یک شعبدهبازی سیاسی در اجلاس برتونوودز، کشورهای دنیا را معتقد و متمایل به استفاده از «دلار» به عنوان ارز مرجع در تعاملات بینالمللی نمود. به اعتراف «مایک ملونی»، آمریکاییها با اعتباربخشی کاذب به «دلار» به عنوان ارز مرجع و رسمی در تبادلات جهانی و تراکنشهای نفتی، موفق شدند به طور بیمحابا اقدام به چاپ پول بدون پشتوانه کرده و از این رهگذر، تورم ۴۰۰ درصدی کشورشان را پنهان سازند. ساکنان کاخ سفید در پرتو آقایی و سروری دادن به دلار، توانستهاند بدهیهای سنگین و تورم ویرانگر کشورشان را از چشم جهانیان مکتوم کرده، تورم افسارگسیخته خود را به سایر کشورها صادر نموده و نهایتاً ثروت دیگر کشورها را بدون کمترین زحمتی در جیب سردمداران امریکایی، کارتلهای نفتی، راکفلرها، روچیلدها و خاندانهای زراندوز صهیونیستی سرازیر کنند. فدرال رزرو آمریکا با چاپ روزانه هزاران کاغذ رنگی تحت عنوان دلار، کالا و خدمات کشورهای مستضعف را به راحتیِ آب خوردن، تملک کرده و با زیرکی هرچه تمامتر به جای آنکه طلا و نقره به فروشنده تحویل دهد، مقداری کاغذ بیارزش (که عاری از پشتوانه طلایی است) تحویل فروشندگان میدهند. از دیگر مصیبتهای پذیرفتن پول اعتباری آن است که نظام پولی دولتها بهصورت تدریجی متصل و وابسته به دلار شده، قابلیت رصد و کنترل توسط سامانه سوئیفت پیدا کرده، استعداد تحریمپذیری یافته و به مرور مستعمره دلارهای آمریکایی میگردند. شوربختانه باید گفت فقط بانک مرکزی آمریکا نیست که متوسل به این نوع کلاهبرداری گشته است، بلکه بانک مرکزی سایر کشورها نیز با الگوگیری از فدرال رزرو ایالات متحده و با روی آوردن به پول اعتباری و چاپ پول عاری از پشتوانه طلا، سر ملت خود شیره مالیده، با فشردن دکمههای کیبورد رایانه و تایپ پول در حساب افراد نورچشمی، فقر و فاصله طبقاتی و کاهش ارزش پول ملی کشورشان را نهادینهتر میکنند.
اهتمام امیرالمؤمنین در مقابله با جهالت؛ نیاز امروز بشریت
مشخص شد که یکی از بارزترین ممیزات گروهک خوارج «سادهلوحی و خشکمغزی» آنان بود. از مظاهر جهالتشان، عدم تفکیک میان ظاهر و معنی قرآن بود. خط و جلد قرآن را مهمتر از محتوای قرآن دانسته و لذا فریب نیرنگ ساده معاویه و عمروعاص را خوردند. «جهالت» و «عبادت» در این گروهک توأم گشته بود. امیرالمومنین علیهالسلام بنا داشتند با جهالت آنها بجنگند، نه با عبادتشان. اما چگونه ممکن بود جنبه زهد و تقوا و عبادت اینها را از جنبه جهالتشان تفکیک کرد؟! بیماری «خاماندیشی» آنها آنقدر مسری و وخیم بود که عبادتشان عین جهالت گشته بود. از آنجائی که «عبادت توأم با جهالت» از نظر امیرالمومنین (که اسلامشناس درجه اول است) ارزشی نداشت و بلکه مخرب به حال جامعه اسلامی بود؛ لذا با جدیت و قاطعیت هرچه تمامتر، آنها را کوبیدند و در منطقه نهروان سپاهشان را درهم شکستند. آری، وجهه «زهد، تقوا و معنویت» خوارج، نتوانست سپری در مقابل شمشیر عدل علی علیه السلام قرار گیرد.
خطر جهالت این گونه گروهکهای مقدسمآب، بیشتر از این ناحیه است که تیری در کمان شیطان شده، ابزار و آلت دست زیرکها قرار گرفته و سد راه مصالح عالیه اسلامی واقع میشوند. اساساً تاریخ ثابت کرده است «جریان تحریف و نفاق» موفقیت خود را از ناحیه سادهلوحی دیگران کسب کردهاند. منافقین زیرک، تلاش میکنند مقدسان احمق را علیه مصالح اسلامی برانگیخته نموده و از آنها استفاده ابزاری برای رسیدن به مطامع خبیث خود کنند. شمشیری میگردند در دست آنها و تیری در کمان آنها. اکنون که بحمدالله تا حدودی دانسته شد که امثال معاویه، عمروعاص، چرچیل و سایر جهانخواران با سوار شدن بر اسب «جهل و نادانی»، مشغول چپاول آرام و بیسروصدای ملتهای در حال توسعه هستند، پس یک "جهاد تبیین علی وار" نیاز است تا پردههای جهل و غفلت را از پیش چشم ملتها برداشته، روشنگری کند که بدون کنارگذاشتن نظام ظالمانه «اقتصاد نئولیبرالی» که مبتنی بر «پول اعتباری» و «خلق پول از هیچ» است، نمیتوان جهانی آباد و سرشار از عدالت و انسانیت را شاهد باشیم.
«جهاد تبیین» پیششرط «مهار تورم»
اما راهکار معالجه وضعیت نابسامان اقتصادی و سرشار از تورم امروز چیست؟ در دنیای پزشکی معروف است که «اگر درد به طور صحیح و دقیق تشخیص داده شود، نسخهپیچی برای درمان هم آسان خواهد بود». با توصیفات بالا فهمیدیم که عمروعاصهای قرن ۲۱ با تمسک به ترویج و تجویز «پول اعتباری» توانستهاند ملتها را به بند کشیده و فاصلههای طبقاتی را رقم بزنند؛ بنابراین آن آژیر خطر که فرهیختگان و دلسوزان جامعه میبایست هرچه زودتر به صدا درآورند تا دست بانکداران و متصدیان خلق پول را قطع نمایند، آژیر «جهاد روشنگری»، «تبیین» و «بصیرتپراکنی» است.
«بصیرت و دشمنشناسی» به مثابه چراغ اتومبیل است که بسترساز حرکت بدون خطر ماشین در ظلمات شب میگردد. از این رو «تقلیل آگاهی» و ایجاد خدشه در «شعور تودههای مردم»، نقطه هدف استعمار در پانصد سال اخیر بوده است. انسان نادان، نه تنها قرابتی با انسانیت نداشته؛ بلکه به افق حیوانات و جمادات نزدیکتر است. یک ملت گرفتار در پنجه «فقر اقتصادی» اگر بخواهد حرکت رو به ترقی خود را کلید بزند، شرط اول قدمش آن است که «فقر فرهنگی» خود را برطرف سازد و الا تا «اسارت فکری» وجود دارد، «معیشت طبقات ضعیف» در گروگان بانکداران گرگصفت باقی خواهد ماند. به تعبیر جناب مولوی: اول ای جان، دفع شر موش کن/ بعد از آن در جمع گندم کوش کن. همانطور که در صدر این وجیزه به نقل از چرچیل اشاره شد، استعمار غرب سالها و بلکه قرنها با سوءاستفاده از «جهالت» ملتها، به استثمار و بهرهکشی از منابع انسانی و طبیعی کشورها مشغول بوده، گهی لپلپ و گهی دانهدانه شیره جان ملتها را به یغما برده است؛ بنابراین تا وقتی که مردم در خامی و خواری به سر برده، از بحرانهای پول اعتباری بیخبر بوده و متاسفانه عدهای اقتصاددان ناشیانه هشتک «من ریال را دوست دارم» راه میاندازند، خیال جهانخواران هم آسوده خواهد بود.
جهان امروز، تشنه یک «جهاد تبیین» برای روشن ساختن خسارات پول اعتباری است. بدون تردید از وقتی که موج بیداری پدیدار شود، خواب راحت استعمارگران بینالمللی پریشان و مشوش خواهد گشت. حتماً ضربالمَثَل معروف «دزد، دشمن مؤذّن است» را شنیدهاید. اما علت هراس سارق از اذانگو چیست؟ سرّ مطلب در این است که تا مردم در خواب تشریف دارند، دزد میتواند با خیال راحت دستبرد بزند؛ ولی از وقتی که مؤذن رفت بالای مناره و فریاد «اللَّه اکبر» او به هوا برخاست، به تدریج خوابآلودهها بیدار و هوشیار گشته، پرچم صیانت از مال و جان خویش را با تمام توان در دست گرفته و دزد نابکار را به سزای عمل خویش میرسانند.
پول طلا؛ خلاصی از کمند استعمار پولی
شعار امسال متبرک به «مهار تورم» شده است و این یعنی همت تمام مسئولین و دلسوزین میبایست در راستای یافتن راهکاری مناسب برای ریشهیابی و خلاصی از بیماری مزمن و تلخ «تورم» باشد.
با توجه به اینکه انقلاب اسلامی ایران، مشمول انواع تهدیدها، شیطنتها و تحریمهای جهانی قرار گرفته است، به نظر میرسد که بهترین مسیر برای عبور از تورم افسارگسیخته کشور و حل نابسامانیهای اقتصادی، متوقف بر پذیرفتن نظام مالی «پول طلایی» میباشد؛ چرا که «پول خلقت» علاوه بر «تورمناپذیری» و «تحریم گریزی»، هماهنگی با فقه اسلامی و همسویی با عدالت و انسانیت را نیز در کارنامه خود دارد. خوشبختانه بر اهل فن واضح گشته که نظام بانکی و پولی کنونی مبتنی بر خلق پول اعتباری بوده و همین امر نیز مُقَوم نظام سرمایهداری غرب است. پس با عنایت به این نکته که نظام ظالمانه لیبرال سرمایهداری چه از حیث نظری و چه از جنبه عملیاتی، قادر به تامین اهداف عدالتطلبانه و مقاصد معنوی انقلاب اسلامی نیست، نتیجه میگیریم که راهبرد دولت سیزدهم که عنوان «انقلابی و مردمیبودن» را یدک کشیده و دغدغه برطرف کردن فقر و تورم را در سر دارد، میبایست متمرکز بر تاسیس یک نظام پولی جدید با محوریت سکههای طلا و نقره باشد. این جراحی اقتصادی از آن رو ضروری است که «پول طلا» علاوه بر اینکه زمینهساز احیای زکات و سایر احکام تعطیل شده شرعی میگردد، معیشت ایرانیان را بر بستر پول ثابت، عاری از نوسان و حلال بنیانگذاری کرده، ریشه وابستگی مالی به دلار و سوئیفت و FATF را میخشکاند. بحمدالله در کتاب "نظریه پول طلا" بهصورت نسبتاً مفصل به ابعاد بحرانهای پول اعتباری پرداخته شده و ضرورت پول طلایی شدن ایران در گام دوم انقلاب مورد تدقیق قرار گرفته است. همچنین پیرامون «پول طلا» دو جزوه از بیانات آیتالله حائری شیرازی به نام " در اسلام، پول کار نمیکند" و "پول رایج جهانی و احیای پول اسلام" منتشر شده است. علاقهمندان میتوانند به کتب مذکور مراجعه کرده و جویای تفصیل مطلب در آنجا شوند. به امید روزی که دولتمردان جمهوری اسلامی هرچه زودتر به این درک از واقعیت نائل گردند که نظام پول اعتباری که مبتنی بر "خلق پول از هیچ" است، تکیهگاه نظام لیبرال سرمایهداری بوده، و جامعه را به سمت "تورم افسارگسیخته" و تعمیق فاصلههای طبقاتی هبوط میدهند.