امام باقر علیه السلام فرمودند:  به خدا سوگند که او (مهدی (علیه السلام)) مضطر (حقیقی) است که در کتاب خدا آمده می فرماید: «اَمَّن یجیب المضطر اذ ادعاه و یکشف السؤ...» بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤١ 

«انسان‌ها» یا «عوام»؟ دوگانه ‌غربگرایان در مواجهه با مردم

محمد نخعی

 

روزنامه‌ی غربگرای شرق در یادداشتی با عنوان «هژمونی عوام» عصبانیت خود از حضور چشمگیر مردم در یوم‌الله 22 بهمن، روز جشن پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران را ابراز داشت و برای اثبات ایدئولوژی‌زدگی مردم، به صرافت اثبات فیلسوف بودن «غزالی» افتاد!

نویسنده یادداشت مذکور، غزالی را که فردی ضد فلسفه بود در کنار فیلسوفان بزرگی همچون ابن‌سینا، شیخ اشراق و صدرالمتالهین نشاند تا به بافته‌های غزالی در تخطئه مردم استناد کند.
 در بخشی از آن یادداشت آمده است: «اگر بخواهیم تفاوت عوام و خواص را از نگاه غزالی و بر مبنای تفاوت‌گذاری او به دوره و زمانه خودمان تعمیم بدهیم، چه اتفاقی رخ خواهد داد. بی‌شک در غیاب خواص یا تهیشدن جامعه از خواص (متفکران و اندیشمندان)، عوام بر جای آنان می‌نشینند.»
تقارن زمانی انتشار یادداشت مذکور با حضور دشمن‌شکن مردم در راهپیمایی 22 بهمن و مشی و مرام نویسنده و روزنامه شرق، حاکی از ناخرسندی این طایفه از پشتیبانی مردم و حمایت ایشان از امام جامعه و انقلاب اسلامی است و اگر مردم با ترشحات روشنفکرانه این جماعت همراه می‌بودند، با تمجید از آن‌ها به عنوان «انسان» یاد می‌کنند و در غیر این صورت با تعبیر «عوام» توصیف می‌شوند!
شاهد این ادعا یادداشتی است که شرق پیرامون اغتشاشات اخیر با عنوان «چرا انسان‌ها شورش می‌کنند؟»! منتشر کرد.
از نظر این طایفه، اگر مردم رفتاری ایدئولوژیک داشته باشند، عوام هستند و اگر با ایدئولوژی ناهمراه باشند، انسان هستند! اگر مردم پای آرمان‌های انقلاب خود ایستادگی کنند، عوام هستند و اگر به تعارض و تقابل برخیزند، انسان!
روی دیگر این سکه‌ی «عوام یا انسان دانستن» مردم، مواجهه غربگرایان با حاکمیت است که اگر از نسخه‌های پیامبران اومانیسم تقلید کند، دموکراتیک است و اگر از رهنمودهای پیامبران الهی تبعیت نماید، اقتدارگرا می‌شود.
این پارادایم آشفته‌ی غربگرایان، تنها مبنایی که دارد، بی‌مبنایی است و تنها واقعیت موجود برای تفسیر پدیده‌ها، اراده و خواست جناح و حزب و قبیله است؛ از این روی «اغتشاش فتنه‌گران» از منظر اینان، «اعتراض و شورش انسان‌ها» است، «تد رابرت گر» نویسنده‌ای نامشهور می‌شود «نظریه‌پرداز برجسته جامعه‌شناسی سیاسی قرن بیستم» و «غزالیِ» ضد فلسفه نیز می‌نشیند کنار فلاسفه شهیر!