صفحه جريان‌شناسي

مطالبه گر حقيقي انقلاب، ديده بان بصير كشتي نظام

 محمدرضا ابوترابي

قسمت دوم

اصول مطالبه گري (بايد ها ونبايد ها)

مطالبه گري شاخص ها و اصولي دارد كه شامل بايد ها و نبايد هاست. اين اصول از توصيه هاي دقيق و واقع بينانه رهبر معظم انقلاب در اين عرصه است و مي تواند براي نخبگان جامعه اعم از حوزوي و دانشگاهي به خصوص قشر جوان بسيار راهگشا باشد و عمل بر طبق آن ،سر منشاء تحولات بزرگي در جامعه گردد. اين اصول عبارتند از:

1-بلند كردن پرچم مطالبه گري وتداوم آن

دو نكته مهم در اين رابطه وجود دارد:

نكته اول : پرچم مطالبه گري بايد به دست اهل آن بر افراشته شود و ادامه پيدا كند .چون اگر زمين گذاشته شود افراد ديگري هستند كه تحت پرچم مطالبه گري جمع مي شوند و از شعار مطالبه گري و رفع مشكلات مردم سوء استفاده كرده و در حقيقت، انقلاب و نظام و اسلام را آماج حملات خود قرار مي دهند و سر تيرباري را كه بايد به سمت دشمن باشد به سمت جبهه انقلاب مي گيرند. افرادي كه انگيزه هاي مختلف مي تواند آن ها را به اين سمت بكشاند كه شهرت طلبي ،غرور و... مي تواند از جمله عوامل آن باشد.

نكته دوم : تداوم مطالبه گري است كه از دو جهت حائز اهميت است. جهت اول اين كه اگر مطالبه گري طبق اصول خود تداوم پيدا نكند، توسط عده اي مورد سوء استفاده قرار گرفته و به انحراف كشيده مي شود.

جهت دوم اين است كه تداوم مطالبه گري در ريل خود، باعث تغيير نگرش و ايجاد گفتمان مي شود و اين گفتمان وقتي زياد مورد تأكيد قرار گرفت و تبيين شد بر اذهان عمومي جامعه تاثير گذاشته و موجب رشد جامعه مي شود و در رفتار جامعه ، تاثير به سزايي خواهد گذاشت. كما اينكه در انتخابات سال 84 ،نوع تبيينِ نخبگان حوزوي و دانشگاهي ِجامعه و هشدارهاي پياپي و مطالبه گري ها، تاثير خود را در روند انتخاب جامعه گذاشت و باعث شد در سال 84 دولتي مكتبي و انقلابي بر سر كار آيد. هرچند متاسفانه بعدها جريان انحرافي در دولت نفوذ كرد و مسير دولت را منحرف كرد اما به هر حال مطالبه گري در راستاي آرمان هاي انقلاب، باعث گفتمانِ انقلابي مي شود و تداوم گفتمان انقلابي مي تواند يك دولت انقلابي را بر سر كار آورد. خوب است در اين رابطه به فرمايشات مهمّ رهبر انقلاب بپردازيم .

ايشان در اين رابطه در جمع دانشجويان فرمودند: «[اگر] كسي در جامعه پرچم عدالتخواهي را به دست نمي گرفت. مطمئن باشيد يك دولت عدالتخواه و يك گفتمان عدالتخواهي مثل امروز به وجود نمي آمد. شماها كرديد؛ كار شما جوان ها بود؛ …اين را در دانشگاه ها جوان هاي مؤمن، جوان هاي متعهّد، جوان هاي بامسئوليت مطرح كردند، گفتند؛ وقتي تكرار شد، به شكل يك گفتمان عمومي درمي آيد و نتيجه اش را در گزينش هاي مردم، در جهت گيري هاي مردم، در شعارهاي مردم، در انتخابات مردم، نشان مي دهد. بنابراين شما يك گام جلو آمديد. من مي بينم بعضي از دوستان دانشجو - حالا چه در اين جلسه، چه شايد بيش از اين؛ در ارتباطات ديگري كه با من گرفته مي شود - نسبت به برخي از مسائل مربوط به عدالت و رفع تبعيض و مبارزه ي با فساد، در ذهنشان سؤالاتي مطرح ميشود كه خوب حالا چي كه دائم گفتيم. بله، گفتيد و شد؛ منتها اين انتظار كه همه ي آنچه را كه ما خواستيم، در كوتاه مدّت تحقّق پيدا كند، عملي نيست؛ در هيچ شرائطي در كوتاه مدت، آرمان هاي بزرگ تحقّق پيدا نمي كند. آرمان هاي بزرگ احتياج به استمرار عمل دارد. كار را بايستي به صورت پيگير دنبال كرد و از آن مأيوس نشد تا به نتيجه برسد.»(1)

و در جاي ديگر در مورد تداوم اصول مطالبه گري مي فرمايند: «من هميشه گفته ام كه اين سلسله مراتب عمل، از بالا تا پايين يك سلسله مراتب انساني است؛ همه ي انسان ها مغز دارند، دل دارند، اراده دارند، عزم دارند؛ در اين سلسله مراتبِ پنج شش واسطه اي، [اگر] يكي شان نخواهد انجام بدهد كار انجام نمي گيرد. مثل يك سيم برق نيست كه اگرچنانچه شما اينجا دكمه را زدي، صد چراغ روشن بشود؛ نه، اين سيم هاي وسط همه شان داراي اراده اند، داراي عزمند؛ انسان ها هستند. بايد نظارت بشود، بايد كنترل بشود، بايد دنبال گيري بشود، بايد رصد بشود، بايد مطالبه ي دائمي بشود و شماها مي توانيد در اين زمينه نقش ايفا كنيد. [نمونه] اين [مطالبه گري] مسئله ي اقتصاد مقاومتي است، مسئله ي عدالت همين جور است، پيشرفت ايراني اسلامي همين جور است.(2)... ما يكي از آفت هامان اين است؛ آدم ها چند صباحي در محيطي قرار مي گيرند، رنگي به خودشان مي گيرند، از آن محيط كه دور شدند، مثل آهني مي شوند كه از كوره بيرون بياوري؛ تا توي كوره است، رنگش سرخ است، وقتي بيرون آورديد، تدريجاً رنگش به سياهي مي گرايد؛ اينجوري نشوند. از درون بجوشيد. اين فكرها را در دلتان ريشه دار كنيد»(3)

2- گفتمان سازي (تصميم ساري ونه تصميم گيري)

گفتمان سازي با تداوم راه و استمرار در مسير صحيح به وجود مي آيد. رهبر معظّم انقلاب در تعريف و اهميت گفتمان سازي مي فرمايند: «گفتمان سازي يعني همين كه شما يك مطلبي را مي گوييد، پخش مي شود، مجموعه ي جواني و غير جواني آن را مي شنوند، به تدريج ذهنيّت درست مي كند. اين ذهنيّت ها همان گفتمان است؛ يعني يك به اصطلاح جهت گيريِ فكري مشخّصي در جامعه به وجود مي آورد كه اين چيز باارزشي است. خواهش من اين است كه جريان هاي دانشجويي به گفتمان سازي اهميت بدهند. مسائل نظام را استخراج كنيد، فكر كنيد، راه حل هاي سنجيده و قوي پيش بيني كنيد، اينها را مطرح كنيد.» گفتمان سازي باعث جلب اقبال عمومي به مجموعه هاي جوان و پيشرو خواهد شد و اقبال عمومي ، اثر خودش را در انتخاب مديريّت ها و امثال آن به جا مي گذارد.

نكته مهم در باب گفتمان سازي، تفاوت بين تصميم سازي وتصميم گيري در اين زمينه است.

آنچه كه در مطالبه گري نياز است ، توانايي تصميم سازي براي دست اندركاران اجرايي كشور است. در واقع يكي از فوايد و آثار گفتمان سازي و پيگيري آن در مسير صحيح و مطلوب، اين است كه مجري و مسئولين اجرائي را مي كشاند دنبال تصميم گيري و عمل كردن بر طبق آن. اما تصميم گيري براي نظام صحيح نيست و صلاح جامعه و نظام را به مخاطره و جامعه را در معرض روشي غلط و خطر آشوب و هرج ومرج و سرپيچي خواهد گذاشت. بديهي است كه تصميم گيري را در نهايت ، بايد دست اندركاران اجرايي كشور انجام دهند، اما در اين زمينه مي توان و بايد از آن ها سؤال كرد و در مقابل ، آن ها بايد مسئول و پاسخگو باشد.

پي نوشت ها:

1. 17/07/1386 ديدار دانشجويان نخبه و فعالان تشكل هاي سياسي فرهنگي دانشگاه ها

2. 12/04/1395 ديدار جمعى از دانشجويان

3. 17/07/1386 ديدار دانشجويان نخبه و فعالان تشكل هاي سياسي فرهنگي دانشگاه ها

 گوناگون

گام دوم

تحولاتي كه طبق بيانيه گام دوم انقلاب بايد صورت بگيرد
اكنون وارد گام دوم انقلاب شده ايم گام دوم فصل نو و دوران جديد انقلاب اسلامي است كه رهبر معظم انقلاب امام خامنه اي (مدظله) با افتخار به گذشته انقلاب معتقدند اتفاقاتي افتاده است كه مي توان با بهره گيري از آن ها يك مقطع تاريخي را رقم زد رقم خوردن اين مقطع تاريخي نياز به يكسري اقداماتي دارد.
بعضي از اين اقدامات عبارتند از:
1-تحول نرم افزاري
براي آماده شدن همه دستگاه هاي كشور و كمك عمومي مردم، انشاءالله بايد از ابتداي قرن پانزدهم هجري شمسي اجراي الگوي پيشرفت ايراني با مقدمات كافي و سرعت مطلوب آغاز شود و امور كشور بر مدار آن قرار گيرد.
2-تحول در نيروي انساني
براي ايجاد تحول در امور كشور زمام امور بايد به دست جوانان بيفتد.
3-تغيير تحول در نظم حكمراني
محور تمام حركت هاي موثر در مسير پيشرفت نظام وانقلاب بايد هسته هاي خودجوش مردمي و حلقه هاي مياني باشد و براي اين حركت نيازمند به تشديد جنبش هاي اجتماعي هستيم حركتي عمومي موفق و منضبط.
4- تحول گفتماني
شعار خدمت رساني براي تحقق عدالت و پيشرفت بايد همگاني شود. اگر اين اتفاق بيفتد ما در برابر يك مقطع تاريخي قرار مي گيريم كه مرحله دوم خودسازي و جامعه سازي وتمدن سازي است و آن طليعه ظهور حجت خداست.
لازم به ذكر است در زمان بيداري اسلامي نيز رهبر معظم انقلاب اشاره و تاكيد بر ساماندهي برخي امور داشتند و در سخنراني هاي خود به خصوص خطاب به نخبگان كشور هاي بيداري اسلامي توصيه وتاكيد بر آن داشتند و مي فرمودند اگر اين اتفاق ها رخ ندهد خداوند نعمتش را بر مي گرداند كه متاسفانه همين اتفاق هم افتاد و بيداري اسلامي در آن مقطع به نتيجه نرسيد يا سركوب شد و يا به انحراف كشيده شد و يك فرصت ونعمت بزرگي كه از طرف خداوند فرستاده شده بود و مقطعي تاريخي ،از دست رفت و به نتيجه نرسيد. «آيا نديدي كساني را كه نعمت خدا را به كفران و ناسپاسي تبديل كردند و قوم خود را به سراي نابودي و هلاكت كشاندند» (ابراهيم / 28)

برگي از تاريخ

 حجت الاسلام مهدوي نژاد

علت ذلت و خواري بني اسرائيل در قرآن
حجت الاسلام مهدوي نژاد
بني اسرائيل در سختي و مشقت، پاي كار حضرت موسي(ع) آمدند. اصل حق را پذيرفتند، اما براي برپايي حكومت «الله» روي كره زمين پاي كار نيامدند. از همين رو وقتي از فرعون نجات يافتند، با اينكه معجزاتي مانند شكافته شدن رود نيل، غرق شدن فرعون، يد بيضاء و... را ديده بودند، مغرور و زياده خواه شدند تا اينكه موسي(ع) به آن ها گفت: «اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُمْ مَا سَأَلْتُمْ» به همان ديار خودتان برگرديد زندگي كنيد، شما حقتان همان چيزهايي است كه قبلاً داشتيد. همان زمان كه از دريا عبور كردند، عده اي را مشغول بت پرستي ديدند! به موسي گفتند: مانند اين خدا براي ما درست كن! (اعراف/ 138)
اين حالات بني اسرائيل است؛ بني اسرائيلي كه زير شكنجه ها دوام آوردند، به حضرت موسي(ع) ايمان آوردند اما در آسايش و نعمت، رفاه طلب شدند و به قساوت قلب دچار شدند. از همين رو كساني كه ظرفيت و لياقت نعمت را نداشته باشند، دچار سختي و تنگي در زندگي دنيا مي شوند: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا »(طه/ 124) يعني: و هر كس از ياد من اعراض كند همانا معيشتش تنگ شود.
نقل است فردي يهودي بعد از رحلت پيامبر اكرم(ص) نزد اميرالمومنين(ع) آمد و چنين اعتراض كرد: پيامبر شما تازه از دنيا رفته بود كه سر جانشيني و وصايتش دعوا كرديد؟! حضرت امير(ع) در جدالي احسن فرمود: شما نمي خواهد از اين حرف ها بزنيد! شما قومي هستيد كه وقتي از رود نيل رد شديد، هنوز كف پاي شما خشك نشده بود، در اصل توحيد تشكيك كرديد و از پيامبرتان تقاضاي بت كرديد!
هر چند پيش از اين در زمان پيامبر(ص) و بعد از غزوه تبوك، وقتي حضرت با يارانشان بر قومي گذر كردند كه به شاخ و برگ درختان پارچه بسته بودند و گويي آن را عبادت مي كنند، اصحاب حضرت گفتند: «مي شود ما هم درختي داشته باشيم و دور آن مراسم بگيريم»! شايد منظور آنان بت پرستي نبود اما پيامبر اكرم(ص) به شدت تعجب كرد و فرمود: «الله اكبر! چقدر امت من شبيه امت موسي(ع) است!»