صفحه گفته ها و نكته ها

ما برانداز نيستيم!

ابراهيم اصغر زاده (فعال سياسي اصلاح طلب) گفت: ما موافق هيچگونه براندازي و ناامني در كشور نيستيم. (روزنامه آرمان ملي، 17/7/99)

اين آقايان يا فراموشكارند يا خود را به فراموشي زده اند. اصلاح طلبان با حمايت از فتنه گران و هدايت و رهبري فكري آنان و نيز بالا رفتن از نردبان مرجعيت برخي آقايان، كشور را به لب پرتگاه بردند و چراغ سبز به دشمن نشان دادند. مقدسات ديني و ملي مردم را به ناسزا و تمسخر گرفتند و برخي شان بعد از اينكه ديدند در دل نظام و مردم جايي ندارند، بار خودشان را بستند و مقيم خارج شدند و الان هم از دور مي گويند لنگش كن! هنوز هم ليدر هاي فكري اين جريان مانند موسوي خوئيني ها و حجاريان آگاهانه يااز روي غفلت برخلاف امنيت ملي، مشغول تئوري پردازي و زمينه سازي آشوب هاي آينده هستند.

بهتر است ايشان قبل از هر سخني با رهبران فكري خود هماهنگ باشند!

مسئولان استعفا بدهند!

ناصر قوامي(فعال اصلاح طلب و نماينده مستعفي مجلس ششم): «اگر هركس كه در مسئوليت خود تخطي كرده استعفا بدهد، مردم متوجه مي شوند كه مشكل كجاست و آيا حل شدني است يا نه؟!»

راه حل مشكلات استعفاي مسئولان نيست. زيرا در اين صورت نه جامعه به اثر رأي خوب يا بد خود پي مي برد و نه هيچ مسئولي به اصلاح روند امور خواهد انديشيد! بلكه مسئولان بايد تا روزي كه قانون تعيين كرده در مسئوليت خود بمانند، نقاط قوت خود را تقويت و نسبت به رفع نقاط ضعف نيز اقدام كنند. زيرا فرايندهاي اداري و اجرايي كشور تنها با همين راه بهبود مي يابد. مگر در شرايط خاص.

روشن است كه اگر روشنگري لازم صورت گرفته بود، امروز يك چهره كه درك دقيقي از اهميت رأي مردم و مسئوليت پذيري ندارد و داغ استعفاء از نمايندگي مردم به بهانه هاي سياسي نيز بر پيشاني او حك شده؛ نمي توانست دوباره به صحنه بيايد و همين نسخه غلط را براي دوستان خود در دولت تجويز كند.

خاطرات جنگي يك برانداز!

عليرضا علوي تبار(تئوريسين اصلاح طلب) در يادداشتي نوشت: «بيش از سي سال از آن وقايع مي گذرد. جا مانده يك كاروان رفته ام. ظاهرا من سلامت از جنگ برگشتم، اما در واقعيت هيچكس از جنگ سالم برنمي گردد. تكه اي از دل شكسته ما آنجا مي ماند...»!!

انتشار اين يادداشت در مقطع فعلي توسط علوي تبار كه صراحتا دست به معارضه تئوريك عليه نظام اسلامي زده است جاي سؤالات و تأملات فراوان دارد.

همانطور كه سوابق مجاهدت براي نظام اسلامي و همراهي با شهيدان، محل احترام و افتخار است؛ اما تصور اينكه داشتن چنين سابقه اي بايد جاده صاف كن رفتارهاي غلط برخي افراد باشد نيز حتما غلط است. چهره هايي مانند طلحه و زبير و شمر كه روزي در ركاب پيامبر(ص) بودند، بعدها به دشمنان سرسخت ولايت تبديل شدند كه نمي توان به دليل آن سوابق، از دشمني ها و توطئه هايشان كه هر يك منجر به تغيير مسير تاريخ ميليارهاي انسان شده، گذشت.

با توجه به اظهارات و اقدامات امثال آقاي علوي تبار، بايد نسبت به خاطره نگاري ها با عينك احتياط نگاه كرد. عليرضاعلوي تبار پيش از اين در اظهاراتي براي تغييرات ماهوي در نظام گفته بود: « خط قرمز اصلاح طلبي خشونت (اقدام عليه افراد و اموال) است. اما اصلاح طلبان ممكن است از روش هاي «قانوني» و «غيرقانوني اما خشونت پرهيز» بهره بگيرند!» (سايت مشق نو، مقاله "راديكاليسم و تندروي") وي همچنين در جمع متحصنين مجلس ششم بر ضرورت ورود به پيگيري تغييرات بنيادين در نظام جمهوري اسلامي پافشاري كرده بود.

لازم به ذكر است كه «عليرضا علوي تبار» سردبير روزنامه صبح امروز- به مدير مسئولي سعيد حجاريان- بوده است. اين روزنامه نقش ويژه اي در تحريك به تشنج و آشوب داشته است. علوي تبار به همراه اكبر گنجي و چنگيز پهلوان، نمايندگان روزنامه صبح امروز در كنفرانس ننگين برلين بودند. وي در جريان تحصن نمايندگان مجلس ششم در كنار مصطفي تاج زاده وظيفه تهييج متحصنين را بر عهده گرفت.

ما اكنون اين قضاوت را به عهده مردم و مخاطبان محترم مي گذاريم كه وقتي چنين فردي با چنين نظرات و تئوري هايي اقدام به انتشار خاطرات خود از دوران جنگ و رونمايي از تصويرش در لباس رزمندگي مي كند؛ دقيقا به چه معناست!؟

عاقبت شجريان؛
از قرائت قرآن و "ربنا" تا نقد اسلام و همنشيني با بهاييان!

محمدتقي فاضل ميبدي در روزنامه آرمان ملي درباره ربناي شجريان نوشت: «حيف كه سال ها اين آواز ملكوتي از مردم دريغ داشته شد. اميد است مسئولان رسانه ملي اين صداي روحي و معنوي را به صداوسيما بازآورند و «ربناي»اي كه وقف مردم شد، به گوش مردم بسپارند».

نگارنده ضمن احترام به تمام علاقمندان شجريان، بايد به اين حقيقت تلخ اشاره كند كه با حب و بغض هاي شخصي و هيجانات نمي توان و نبايد حقيقت را انكار كرد. هر كس هر چه قدر هم اسطوره هنر و سياست باشد، اما ملاك حال فعلي افراد است. حال فعلي را هم ما تعيين و قضاوت نمي كنيم، بلكه ازگفته و آثارشان پي به افكار و انديشه هايشان مي بريم. هرچند فراز و نشيب زندگي اعتقادي و سياسي شجريان مجال بيشتري مي طلبد اما به همين اندازه اشاره مي كنيم كه اگر او با «ربنا» در اوج زندگي هنري و مذهبي قرار گرفته باشد، اما در نهايت به آغوش نامحرمان قرار گرفت و خود را در كنار كساني(بهاييان) ماندگار كرد كه دشمن قسم خورده اسلام و معارف ديني هستند.

حقيقت آن است كه وي در ساليان اخير در برابر جبهه اسلام و انقلاب و رهبران آن مواضعي اتخاذ كرد كه در خور يك شخصيت فرهيخته فرهنگي نبود. وي كه دين را از سياست جدا مي دانست، نبايد اينچنين وارد عرصه سياست مي شد و با شبكه هاي معاند امريكايي و انگليسي دمخور شود و موجبات ناراحتي خود و طرفداران و دلسوزان نظام را فراهم كند. نبايد مهربان تر از دايه شد براي كسي كه دست به "خودتحريمي" زده و پخش آثارش را از صدا و سيما منع كرده است.

آري؛ بازيگران، هنرمندان، بازيكنان فوتبال، و... نبايد ملاك حق و باطل باشند كه اميرالمومنين(ع) در جنگ جمل به شخصي كه دچار ترديد شده بود كه حق با داماد پيامبر(ص) است يا همسر پيامبر(ص)، فرمود: "اعرف الحق تعرف اهله؛ حق را بشناس، اهلش را خواهي شناخت". (روضةالواعظين، ج 1 ، ص 31 _ بحارالأنوار ، علامه مجلسي، ج 40 ، ص 125).

 گوناگون

تقواي مطبوعاتي

روزنامه «آرمان ملي» در تيتر صفحه اول خود به تغيير قانون اساسي تصريح كرد. اين روزنامه از ميان سخنان مصطفي كواكبيان، اين جمله را در صفحه اول خود قرار داد و تلويحا به تغيير اصول قانون اساسي كه سال ها توسط مخالفين نظام و براندازان تصريح شده، اشاره كرد كه خود مي تواند يك تخلف مطبوعاتي در راستاي تشويش اذهان عمومي باشد. در حالي كه مي توان بسياري از مشكلات كشور را در همين چارچوب قانوني با كمك مردم حل و فصل نمود. مهم منتخبين مردم هستند كه بايد مردمي، اهل كار و باورمند به انقلاب و ارزش هاي آن باشند.

 حديث تلخ

هاشمي رفسنجاني

ديروز:
-ما از سال 42 كه مبارزه را آغاز كرديم، امريكا و اسرائيل و شاه ايران را، با هم محكوم مي كرديم؛ تا امروز هم همينطور بوده است. 06/06/1360
-به هر حال فكر مي كنم "مرگ بر امريكا" را ضعيف و كم نكنيد. آن شعار بزرگي است كه مي دهيد و داريد با همين شعار دنيا را تكان مي دهيد. خطبه هاي نمازجمعه – خرداد 1361
- تا هنگامي كه امريكا از اسرائيل حمايت مي كند، دشمني ما به قوت خود با امريكا باقي است و اصول خود را فداي دريافت اسلحه نمي كنيم. خطبه هاي نماز جمعه- 16/08/1365
امروز:
-من ذاتا با حرف هاي تند و فحاشي ها مخالفم و آن ها را مفيد نمي دانم. گاهي تندروي مي كرديم، ولي شعار مرگ بر فلاني را نمي پسندم. ماهنامه مديريت ارتباطات، شماره2، تير 1389، ص16.
-من از ايشان ]امام خميني[خواستم ... آمريكا قدرت برتر دنيا است. مگر اروپا با آمريكا، چين با آمريكا و روسيه با آمريكا چه تفاوتي از ديد ما دارند؟ اگر با آن ها مذاكره داريم، چرا با آمريكا مذاكره نكنيم؟ صراحت نامه، ص11.

 اعتراف

ايران پيشرو

ماركو روبيو(سناتور جمهوري خواه ايالت فلوريدا): اين واقعيت كه ايران همچنان به ارتقا و بهبود قابليت هاي متعارف خود ادامه مي دهد، مغفول واقع شده و اين كاري است كه به رغم تحريم ها انجام داده اند. تصور كنيد اگر تحريم نبودند چه مي كردند؟ چقدر منابع بيشتري جهت پيشرفت داشتند؟ من فكر مي كنم مادامي كه ايران همچنان به ساخت و توسعه قابليت هاي متعارف و نامتقارن خود ادامه دهد، و اين توانايي را دارد كه در برابر اقدام(خصمانه)، طرف مقابل را وادار به پرداخت هزينه كند و مادامي كه به تقويت امنيت داخلي خود ادامه مي دهد ، گزينه نظامي كه مي تواند برنامه هسته اي آن ها را از بين ببرد، روز به روز كمتر و كمتر امكان پذير مي شود....ديگر مانند گذشته نيست كه يك نقطه نور بيندازيم و بگوييم اينجا را خواهيم زد. لذا اين يك نگراني عميق است كه مي تواند يك عامل باشد و بايد بررسي و سنجيده شود. اميدوارم اين لحظه هيچ وقت فرا نرسد.

 گفت ولي نگفت


روزنامه «آفتاب يزد» در يادداشتي نوشت: آقاي روحاني! استعفا دهيد به قاعده لطف نه بر مدار استيصال؛ ما نمي گوييم ناتوانيد، نمي نويسيم بي تدبيريد، نخواهيم گفت بي كفايت بوده ايد بلكه خواهيم نوشت بزرگوارانه چون صلاح مردم و مملكت برايتان مهم بود استعفا داديد و گرهي بزرگ را گشوديد.
ولي نگفت: با استعفاي روحاني جز اتلاف وقت ثمرديگري ندارد و باز هم نگفت كه در مدت زمان باقي مانده از عمر دولت، مملكت چگونه اداره مي شود؟ و اصولا تفكر معاون اول وخود رئيس جمهور چه تفاوتي با هم دارد؟

ابراهيم اصغر زاده (فعال سياسي اصلاح طلب): اصلاح طلبان ...بايد به مردم ثابت كنند كه همچنان در كنار آن ها بوده و صداي بي صدايان جامعه همچون كارگران، فقرا، زنان ، دانشجويان، معلمان و اقليت ها هستند. (روزنامه آرمان ملي، 17/7/99)
ولي نگفت: اگر اصلاح طلبان به انتخابات اعتقاد و به نظام اعتماد داشته باشند، صدا و سخن مردم از صندوق انتخابات بارها شنيده شده است؛ چه آن زمان كه به اصلاح طلبان راي داده اند و چه زماني كه راي نداده اند.

ابراهيم اصغر زاده (فعال سياسي اصلاح طلب) گفت: ما موافق هيچگونه براندازي و ناامني در كشور نيستيم.
(روزنامه آرمان ملي، 17/7/99)
ولي نگفت: پس اين چند صدايي در بين اصلاح طلبان مثل نامه موسوي خوئيني ها و مقاله هاي حجاريان مبني بر احتمال آشوب هاي در آستانه انتخابات چگونه تحليل مي شود؟ بهتر است ايشان قبل از هر سخني با رهبران فكري خود هماهنگ باشند!
محمود واعظي (رئيس دفتر رئيس جمهور): مگر من بيكارم گزينه كانديداتوري باشم.
ولي نگفت: اداره كردن كشور نيازمند مديريت و علم و تعهد است كه ممكن است در من نباشد!
محسن هاشمي(رئيس شوراي مركزي حزب كارگزاران) درباره احتمال كانديداتوري در رياست جمهوري 1400 گفت: با وضعيتي كه الان هست فكر نمي كنم هيچ عاقلي كانديدا شود. اميدوارم كه بنده گول نخورم و نيايم.
ولي گفت: بلا نسبت يعني اگر كسي نامزد شود، عقل درست حسابي ندارد؟! و نگفت كه مسبب اين وضعيت حمايت هاي ابوي محترمشان از برنامه هاي آقاي روحاني بوده است!