صفحه آخر

در سخنراني علامه مصباح يزدي مطرح شد:
موانع رسيدن به نعمت هاي بي نهايت الهي

به گزارش پايگاه اطلاع رساني آثار حضرت آيت الله مصباح يزدي، ايشان در مراسم اختتاميه نيمه اول دوره غيرمتمركز طرح ولايت، يادآوري نعمت هاي خدا را يكي از شيوه هاي قرآن كريم براي هدايت، و تعليم و تربيت مردم معرفي كرد، و گفت: خداوند پس از تذكر اين نكته گاهي مي فرمايد: «أَفَلا تَشْكُرونَ؛ آيا نمي خواهيد شكر كنيد؟» اما گاهي مسئله را به صورت جدي تري مطرح كرده و مي فرمايد: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابي لَشَديدٌ؛ در مقابل اين نعمت ها يا شكر مي كنيد يا كفران نعمت؛ اگر شاكر باشيد، نعمت تان را زياد خواهم كرد، اما اگر كفران نعمت كنيد، قطعا عذاب من شديد است.»

وي ضمن توضيح علت تأكيد خداوند بر شكر نعمت ها، ادامه داد: در اين جا سؤالاتي از اين قبيل مطرح مي شود كه چرا خداوند اين نعمت ها را به ما داده است؟ از اعطاي اين نعمت ها چه هدفي داشته است؟ خداوند كه احتياجي به تشكر كردن ما ندارد، چرا از ما مي خواهد كه شكرگذار باشيم و چرا فرموده اگر شكر نكنيد دچار عذاب شديد الهي مي شويد؟

استاد اخلاق حوزه علميه قم براي پاسخ به اين سؤالات گفت: خداوند رحيم است و از خوبي اوست كه به ما نعمت هايي را مي دهد. وجوب شكر كردن هم براي اين است كه خود ما ترقي كنيم؛ اما اين كه براي ناسپاسي عذاب گذاشته، براي تعادل بين ثواب و عقاب است. يعني اگر با توجه به اختيار داشتن انسان، انتخاب شكر، جزاي مثبت دارد، بايد انتخاب ناشكري نيز جزاي منفي داشته باشد تا تعادلي در نتيجه رفتارهاي اختياري ما ايجاد شود و انگيزه اي براي انتخاب هر يك از طرفين وجود داشته باشد.

وي با اشاره به نعمت هاي مختلفي كه پيرامون ما را احاطه كرده ، به مقايسه اين نعمت ها پرداخت، و افزود: همه نعمت هاي دنيايي براي اين است كه بهره اي از آن ها در اين دنيا داشته باشيم و فرصت استفاده ما از آن ها نهايتاً تا پيش از مرگ مان است. اما نتيجه برخي نعمت ها بي نهايت است و بركت آن ها تنها براي عمر دنياي ما نيست.

آيت الله مصباح يزدي درباره نعمت هايي كه نتيجه بي نهايت را براي انسان رقم مي زند، گفت: خداوند به ما نعمتي هايي داده كه اگر به درستي از آن ها استفاده كنيم، فايده بي نهايت دارد. حال چه مقدار بايد شكر چنين نعمت هايي را به جا بياوريم؟ روشن است كه شكر يك لحظه از اين نعمت ها را هم نمي توانيم به جا بياوريم؛ پس در مقابل نعمتي كه اثرش بي نهايت است چه كار بايد بكنيم؟

استاد حوزه علميه قم در ادامه با ذكر چند سؤال درباره اين نعمت ها افزود: اولين سؤال اين است كه آيا اساساً نعمتي وجود دارد كه ما بتوانيم به آن دسترسي پيدا كنيم و از آن بهره مند شويم و فايده اش بي نهايت باشد؟ ما كه مسلمان هستيم مي گوييم بله؛ چنين نعمتي وجود دارد. چون قرآن صريحاً به نعمت بي نهايت بهشت اشاره كرده است.

وي دومين پرسش را چگونگي به دست آوردن اين نعمت عنوان كرد، و گفت: بر اساس قرآن و روايات مي توانيم في الجمله بگوييم دست يابي به اين نعمت ها هم امكان پذير است و راه آن عمل به دستورات قرآني است.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ضمن بيان اين حقيقت كه هيچ كميت محدودي قابل مقايسه با بي نهايت نيست، ادامه داد: اما سؤال اين جاست كه ما براي رسيدن به اين نعمت بي نهايت الهي چقدر زحمت مي كشيم؟! آيا مي دانيم كه هر لحظه كه از اين نعمت بي نهايت دور باشيم، چه قدر ضرر كرده ايم؟! تصور كنيد نعمت بي نهايتي را بيابيم كه براي ما تا آخر عمر روزانه ميلياردها سود داشته باشد، آيا در اين صورت چنين چيزي را رها مي كنيم؟! روشن است كه رها كردن چنين نعمتي منطقي نيست؛ اما اكثر انسان ها در عمل اين نعمت را ناديده مي گيرند.

وي در پاسخ به اين پرسش كه اگر من تصميم گرفتم كه از چنين نعمت بي نهايتي بي بهره نباشم، چه كار بايد بكنم؟ گفت: اول بايد گاه و بي گاه به خود يادآوري كنم كه رسيدن به نعمتي كه ثمره بي نهايت دارد امكان پذير است. به عبارت ديگر به خودم بفهمانم كه چنين نعمتي وجود دارد و مي توان به آن رسيد. در مرحله بعد بايد به دنبال مسيري باشم كه بتوانم از اين نعمت بهره مند شوم و سپس اين انگيزه را در خودم تقويت كنم كه مرا وادار به پايداري در اين مسير كند. اگر هم چيزي مانع حركت به سوي اين نعمت است، آن را از سر راه بردارم تا بتوانم در اين مسير پيش بروم.

عضو مجلس خبرگان رهبري با اشاره به اين واقعيت كه گاهي انسان مطالبي را مي داند، اما طبق آن ها رفتار نمي كند، به بيان علت اين مسئله پرداخت، و خاطر نشان كرد: اولين عامل اين مشكل شناخت ضعيف است. پس اگر بخواهيم مسير حركت به سوي نعمت الهي را رها نكنيم، لازم است معرفت و شناختمان نسبت به اين مسير را زياد كنيم و هم چنين از عاقبت منفي رفتن به مسير غلط نيز آگاه شويم. گام دوم اين است كه آدمي خودش را از عادت هاي منفي كه مبتلا به آن ها شده است، برهاند. اعتياد به رفتار هاي غلط انسان را از عمل به دانسته هايش باز مي دارد. سومين مرحله رها شدن از محيطي است كه مرا به سمت ديگري سوق مي دهد و از نعمت بي نهايت الهي دور مي سازد. چون ويژگي افراد و شرايط موجود در بعضي از محيط ها به گونه اي است كه توجه آدمي را بيشتر به دنيا و ماديات جلب مي كند. روشن است كه چنين فضايي باعث مي شود كه انسان، گرچه مي داند كه اين ها نعمت اصلي نيست، اما باز بيشتر به سمت آن ها برود.

وي در پايان اين گونه نتيجه گيري كرد كه ناآگاهي نسبت به نعمت، نشناختن مسير رسيدن به نعمت، نداشتن انگيزه قوي براي رفتن به سوي نعمت، و انس گرفتن به لذت هاي زود گذر مانع رسيدن آدمي به نعمت هاي بي نهايت الهي هستند . لذا ما بايد سعي كنيم تا جايي كه توان داريم وظيفه خود را بهتر بشناسيم و موانع را برطرف كنيم. در اين صورت است كه مي توانيم اميدوار باشيم كه به لطف خدا و توجهات اهل بيت عليهم السلام در پيمودن مسير صحيح موفق باشيم.

 حديث مهدي(عج)

به سوي ظهور

عَنْ الاِمامِ الْمَهْدىّ عليه السلام فى تَوْقيعِهِ اِلى مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمانَ:
وَ اَكْثِرُوا الدُّعآءَ بتَعْجيلِ الْفَرَجِ فَاِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُمْ.
حضرت مهدى عليه السلام در نامه مباركش به سفير خود محّمد بن عثمان فرمود: براى تعجيل فرج زياد دعا كنيد، چون همين دعا موجب فرج است.
[منتخب الأثر، ص 268.]

 در پرتو خورشيد

ماجراي مراجعه همسر رهبرانقلاب به بيمارستان

روزي در حسينيه جماران منبر رفتم و خاطراتي از زندگي مقام معظم رهبري بيان كردم . بعد از سخنراني، شخصي كه خود را پزشك معرفي مي كرد به من مراجعه كرد و گفت: اجازه بدهيد من هم يك خاطره براي شما بگويم: روزي در مطب بيمارستان نشسته بودم، بيماران را ويزيت مي كردم كه خانم بسيار محجبه اي به همراه فرزندش به عنون بيمار به من مراجعه كردند . پس از معاينه، قيافه فرزند مرا به فكر فرو برد، چون به مقام معظم رهبري شباهت فراواني داشت . از مادر آن نوجوان سؤال كردم كه آيا شما با آيت الله خامنه اي نسبتي داريد؟ گفت: بله، من همسر ايشان هستم . تعجب وجودم را فرا گرفت، به خانم مقام معظم رهبري عرض كردم: مگر شما پزشك خصوصي نداريد؟ ايشان گفتند: «خير، آقا چنين كاري را اجازه نمي دهند و مي گويند شما بايد مانند ساير مردم، به بيمارستان مراجعه كنيد ».
حجت الاسلام والمسلمين آقاي احدي ( از اساتيد حوزه علميه قم)

 گوناگون

در سايه ولايت

امروز كشور و ملت احتياج دارد به اين كه مردم، تيزبين ، هوشيار، بيدار و دشمن شناس باشند؛ بفهمند دشمن چه مى كند.
بيانات در ديدار جمعي از خانواده هاي شهدا 5/07/1377

 راه امام

خطر علم بدون تهذيب

آنان كه دين سازي كرده، باعث گمراهي و انحراف جمعيت انبوهي ‎ ‎ شده اند، بيشترشان اهل علم بوده اند؛ بعضي از آنان در مراكز علم تحصيل ‎ كرده، رياضت ها كشيده اند. ... اگر انسان خباثت را از نهادش بيرون ‎ ‎ نكند، هر چه درس بخواند و تحصيل نمايد نه تنها فايده اي بر آن مترتب ‎ ‎ نمي شود؛ بلكه ضررها دارد.... در نفسي كه ‎ ‎ مهذب نشده، علم، حجاب ظلماني است: اَلعِلمُ هوالحِجابُ الاَكبَر ؛ لذا شرّ ‎ ‎ عالِم فاسد براي اسلام از همة شرور خطرناكتر و بيشتر است. علم، نور ‎ ‎ است؛ ولي در دل سياه و قلب فاسد دامنه ظلمت و سياهي را گسترده تر ‎ ‎ مي سازد. علمي كه انسان را به خدا نزديك مي كند، در نفسِ دنياطلب، ‎ ‎ باعث دوري بيشتر از درگاه ذي الجلال مي گردد. علم توحيد هم اگر براي ‎ ‎ غير خدا باشد، از حُجُب ظلماني است؛ چون اشتغال بماسوي الله است. ‎ ‎ اگر كسي قرآن كريم را با چهارده قرائت لِما سوي الله حفظ باشد و بخواند، ‎ ‎ جز حجاب و دوري از حق تعالي چيزي عايد او نمي شود. اگر شما درس ‎ ‎ بخوانيد، زحمت بكشيد، ممكن است عالم شويد؛ ولي بايد بدانيد كه ‎ ‎ ميان «عالم» و «مهذب» خيلي فاصله است. مرحوم شيخ، استاد ما ‎ (آيت الله شيخ عبدالكريم حائري) ‎ ‎ رضوان الله تعالي عليه ـ مي فرمود اينكه مي گويند: «ملا شدن چه آسان، ‎ ‎ آدم شدن چه مشكل» صحيح نيست. بايد گفت: ملا شدن چه مشكل، آدم ‎ ‎ شدن محال است!
جهاد اكبر، ص5-7.