صفحه جوان

ارزش فرزند آوري(2)
ارزش فرزندآوري در قرآن

 دكتر محمدناصر سقاي بي ريا

ارزش فرزند آوري در قرآن از قاعده كلي هزينه- فايده مستثني نيست و از همين اصل پيروي مي كند، به اين معني كه به آثار دنيوي و اخروي فرزندآوري براي ارزش گذاري آن توجه شده است. اگر فرزند آوري تنها آثار دنيوي داشته باشد، آن گاه جا دارد كه تنها هزينه- فايده دنيوي براي محاسبه ارزش آن در نظر گرفته شود. گرچه آثار درازمدت دنيوي فرزندآوري، هنگامي كه در همه ابعاد بررسي شود، به احتمال قوي بر هزينه هاي آن غلبه دارد، ولي حداقل كساني كه با برنامه ريزي در صدد تضعيف فرزندآوري بويژه در ايران اسلامي هستند، ادعا مي كنند كه فرزندآوري به دردسرش نمي ارزد و همان شعار فرزند كمتر زندگي بهتر را سر مي دهند. اما وقتي فرزندآوري را با در نظر گرفتن همه آثار دنيوي و اخروي آن در نظر بگيريم، ممكن است به وضوح بيشتري به ارزش هاي نهفته در آن پي ببريم.

اگر نتيجه آن باشد كه فرزندآوري يكي از ارزش ها و تكاليف الهي است، مانند بسياري از ارزش ها و تكاليف الهي در اسلام، بايد هزينه هاي سنگين و مشكلات آن را به جان خريد، و البته دولت ها بايد تلاش مضاعفي داشته باشند تا به دست آوردن آن براي افراد جامعه تسهيل شود.

در اين مقاله آيات قرآن در زمينه فرزندآوري با هدف كشف ارزش آن در دو زيرعنوان، "ارزشمندي فرزند خواهي در قرآن" و “نقش امت ها در صلاح و فساد نسل ها،" مورد بررسي قرار مي گيرد.

ارزشمندي فرزند خواهي در قرآن

در برخي از آيات قرآن به دعاي بندگان شايسته خدا براي فرزند صالح اشاره شده است، به عنوان مثال دعاي حضرت زكرياي نبي براي فرزند چنين بود: «هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ»(1) زكريا پروردگارش را خوانده گفت اي پروردگار من، از جانب خود به من فرزندي پاكيزه ببخش به راستي تو شنونده دعايي.

حضرت زكريا از خواستن فرزند، هدف بلندي در ذهن داشت كه انجام آن را با توجه به شرايط خاص زندگي خود و نازايي همسرش ممكن نمي ديد. اما وقتي آمدن روزي از خزانه غيب براي حضرت مريم را ديد، گويا به الهام الهي دريافت كه اين خواسته با عنايت غيبي پروردگار شدني است. به همين جهت دست به دعا براي درخواست فرزندي پاكيزه از خداي متعال برداشت. بنابر آيات ابتدايي سوره مريم، جناب زكريا اظهار داشت كه من از برخي خويشاوندانم پس از خود مي ترسم و همسرم نازاست. پس از جانب خويش فرزندي به عنوان ولي كه وارث من و آل يعقوب باشد به من ببخش و او را مورد رضايت قرار ده.

از اين آيات استفاده مي شود كه فرزند صالح نقش مهمي در ادامه راه صالحين دارد. به ويژه پيامبران كه ادامه رسالت خويش را در فرزندي پاكيزه مي بينند. اين مسئله، در درجاتي پايين تر، براي هركسي كه راه خدا را در زندگي پي مي گيرد صدق مي كند. يك عالم و دانشمند، يك صاحب حرفه و هنر و ... اگر بخواهد هدفش بعد از او ادامه يابد و پيگيري شود، راهي جز فرزند خلف و صالح ندارد. امام صادق (ع) ذيل آيات 5 و 6 سوره مريم از پيامبر(ص) نقل فرمودند: «ميراث خداي عز و جل از بنده مومن اش فرزندي است كه بعد از او خدا را عبادت كند»(2). در اين عنوان عام، هر مؤمني كه در طول عمرش مشغول به كاري شود كه از نظر خدا مطلوب باشد، بندگي و اطاعت خدا كرده است. اين بندگي را مي تواند به وسيله فرزند خويش ادامه دهد و به اين ترتيب خير بندگي خداي متعال را تداوم بخشد. در روايت مشابهي آمده است: «ميراث خداي متعال از بنده مؤمن اش فرزند صالحي است كه براي او استغفار مي كند»(3).

در آيه اي ديگر حضرت يحيي را به عنوان هبه و هديه و بخشش خداوند به حضرت زكريا و همسر ايشان ياد شده است؛ چرا كه در كار خير كوشا بودند و از روي بيم و اميد خدا را ميخوانند و خاشع بودند. (4)

آيه ديگر در باره فرزند خواهي حضرت ابراهيم (عليه السلام) است: «رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ. فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ»(5) پروردگارا به من از صالحين ببخش پس او را به پسري بردبار بشارت داديم.

روشن است كه حضرت ابراهيم(ع) فرزندي صالح مي خواست كه ادامه دهنده راه او باشد. تعبير بشارت هم مي تواند گوياي ارزش فرزند آوري باشد. بشارت در جايي است كه امر داراي ارزش و مطلوبيت نزد مخاطب باشد كه برآورده ساختن آن وي را خوشحال سازد و از اين راه بشارت يابد.

آيه ديگر كه به ارزش فرزند آوري اشاره مي كند، آيه اي است كه سخن عده اي از بندگان خدا را در باره طلب كردن همسران و فرزندان نقل مي كند: «وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا»(6)؛ و كساني كه مي گويند اي پروردگار ما، از همسران و فرزندان ما روشني چشم به ما ارزاني دار و ما را براي پرهيزكاران امام قرار بده.

شايد ذكر فرزند صالح بعد از همسران، اين باشد كه همسر گزيني خوب، يكي از مقدمات فرزندان صالح است و در واقع هر دو، باعث روشني چشم فرد و جامعه خواهند بود. پس هم همسراني كه روشني چشم باشند داراي ارزش اند و بايد فراهم ساختن زمينه آن را از خدا طلب كرد و هم فرزندان روشني چشم، داراي ارزش بالا هستند و بايد براي رسيدن به آن دعا كرد.

نقش امت ها در صلاح و فساد نسل ها

در بعضي از آيات قرآن به نقش منفي برخي از امت ها در فساد نسل ها اشاره شده است، به عنوان مثال:

«إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا»؛(7) پروردگارا براستي اگر تو آن ها را رها كني بندگانت را گمراه مي كنند و نمي زايند مگر فاجر و ناسپاس.

اين دعا كه از زبان حضرت نوح نقل شده در حقيقت نفريني بود كه به هدف اجابت رسيد و در پاسخ او خداي متعال قوم او را در طوفان غرق كرد. يك نكته مهم در اين دعا آن است كه اگر در يك امت اميدي به نسل صالح وجود داشته باشد، آن امت دچار عذاب استيصال نخواهد شد. دليل حضرت نوح براي نفرين استيصال دو نكته بود يكي گمراه كردن انسان ها و بندگان موجود و ديگري عدم اميد براي به وجود آمدن انسان هاي صالح از آنان. در چنين شرايطي حضرت نوح كه خواسته اش منطبق با حكمت هاي الهي بود، از خداي متعال ريشه كن ساختن آن امت را خواست و خداي متعال هم آن را پذيرفت. اگر اين امر با حكمت الهي سازگار نبود خداي متعال آن را مستجاب نمي كرد همان گونه كه دعاي نوح را در حق فرزند ناخلفش مستجاب نكرد و او با ديگر منكران غرق شد.

در برابر، آياتي است كه ملاك ارزش يك امت را تلاش آن براي ايجاد صلاح و سداد ميان بندگان خدا مي داند. به عنوان مثال آيه اي كه در باره فضيلت امت اسلام در مقايسه با امت هاي ديگر آمده چنين مي گويد: «كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آَمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ»(8)؛ شما بهترين امتي بوديد كه براي مردم بيرون آورده شد، به معروف امر مي كنيد و از منكر نهي مي كنيد در حالي كه ايمان به خدا داريد و اگر اهل كتاب ايمان مي آوردند، حتما براي آن ها بهتر بود، برخي از آنان را مومنان و اكثر آن ها را فاسقان تشكيل مي دهند.

در اين آيه به نوعي امت ها با هم مقايسه شده اند. از يك سو برتري امت اسلام به دليل اين كه امر به معروف و نهي از منكر مي كنند و بدين ترتيب مردم را به شكل عملي به سوي حق دعوت مي كنند. در مقابل امت اسلام، اهل كتاب را ذكر مي كند كه بر خلاف انتظار اقليتي از آنان به اسلام ايمان مي آورند و اكثر آن ها را فاسقان تشكيل مي دهند. روشن است كه مصداق فسق آن ها عدم پذيرش امر به معروف و نهي از منكر از سوي امت اسلام است. گرچه نسل و فرزندان به صورت صريح در اين آيه نيامده ولي تعبير "اخرجت" به آن اشاره دارد. يعني امتي كه از راه فرزندآوري به وجود آمده است. پر واضح است كه نسل چنين امتي باعث خشم دشمنان آن باشد و نقشه ها براي محدود ساختن آن بكشند.

پي نوشت:

1. آل عمران : 38.

2. ميراث الله عز وجل من عبده المؤمن ولد يعبده من بعده (الكافي، ج 6 ص4).

3. عنه ( عليه السلام ) : ميراث الله من عبده المؤمن ولد صالح يستغفر له (وسائل الشيعه، ج 15، 97 باب 2.).

4. انبياء/ 90: «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ».

5. الصافات : 100-101.

6. الفرقان : 74-75.

7. نوح : 27.

8. آل عمران : 110.

 گوناگون

حديث جوان

پيامبر اسلام(ص): « لا تَزولُ قَدَما عَبْدٍ يَوْمَ الْقيامَةِ حَتّى يُسْاَ لَ عَنْ اَرْبَعٍ عَنْ عُمُرِهِ فيما اَفْناهُ وَ عَنْ شَبابِهِ فيما اَبْلاهُ وَ عَنْ مالِهِ مِنْ اَيْنَ اَ كْتَسَبَهُ وَ فيما اَ نْفَقَهُ وَ عَنْ حُبِّنا اَهْلَ الْبَيْتِ».
انسان، در روز قيامت، قدم از قدم برنمى دارد، مگر آن كه از چهار چيز پرسيده مى شود: از عمرش كه چگونه گذرانده است، از جوانى اش كه چگونه سپرى كرده، از ثروتش كه از كجا به دست آورده و چگونه خرج كرده است و از دوستى ما اهل بيت. خصال، ص253.

ولايت و جوانان

بي تفاوتي و خونسردي جايز نيست
در حركت عظيم ملت ايران، نسل جوان بايد پيشرو باشد. براي نسل جوان - به خصوص نسل جوان دانشجو - بي تفاوتي و خونسردي جايز نيست. آن جواني كه به سرنوشت كشور نينديشد و حوادث و خصومت هايي را كه نسبت به كشورش در دنيا سازماندهي مي شود، نبيند و نسبت به آن ها نجوشد و نخروشد، آن جوان لايق اين نيست كه نام جوان شهروند يك ملت انقلابي را روي خودش بگذارد. روح جوان، آن روح پر تپشي است كه در سختي ها، به داد كشور و ملت رسيد و آن ها را نجات داد.
حواستان جمع باشد!
جوانان عزيز! دشمن روي شما سرمايه گذاري هاي زيادي مي كند؛ حواستان جمع باشد. عده يي را به بي تفاوتي مي كشاند و عده يي را دل سرد و مأيوس مي كند. يأس، بزرگترين آفت جوان است. جوان ها بدانند كه متأسفانه يأس به روح جوان زودتر راه پيدا مي كند؛ همچنان كه اميد اين گونه است. در مقابل يأسي كه دشمن مي خواهد به جوان ها تلقين و تزريق كند، خودتان را مصونيت بدهيد.
تفكرات سياسي غلط
امروز، هر انديشه يي كه جوان را دچار اين احساس بكند كه از مسؤولان و پيشروان انقلاب و مديران كشور جداست، اين انديشه و تفكر، از نوع همان تفكرات سياسي غلط تزريق شده است. امروز بايد ملت و دولت، پشت به پشت و دست به دست هم و در كنار يكديگر، با تمام توان تلاش كنند تا همه ي طلسم هاي استكبار و سلطه را بشكنند و از بين ببرند. اين، صحنه ي بسيار مهم و حساسي است. تفكري كه شما را هدايت خواهد كرد و بايد بكند، تفكر اسلامي است. بايد در دانشگاهها به تفكرات اسلامي و كار اسلامي، خيلي اهميت بدهيد.
بيانات در ديدار با دانشجويان و دانش آموزان، به مناسبت سيزدهم آبان ماه 10/08/1368

طنز

غول چراغ جادو
شخصي در حال قدم زدن در جنگل بود كه ناگهان پايش به چيزي برخورد كرد. وقتي كه دقيق نگاه كرد، چراغ روغني قديمي اي را ديد كه خاك و خاشاك زيادي هم روش نشسته بود. آن شخص با دست به تميز كردن چراغ مشغول شد و در اثر مالشي كه بر چراغ داد يك غول بزرگ پديدار شد.
آن شخص پرسيد: حالا مي توانم سه آرزو بكنم؟
غول جواب داد: نخير! زمانه عوض شده است و بيشتر از يك آرزو اصلاَ راه نداره، حالا بگو آرزويت چيست؟
آن شخص گفت: در اين صورت من مايلم در خاورميانه صلح برقرار شود و از جيبش يك نقشه جهان را بيرون آورد و گفت: نگاه كن. اين نقشه را مي بيني؟ اين كشورها را مي بيني؟ من مي خواهم اينها به جنگ هاي داخلي خود و جنگ هايي كه با يكديگر دارند خاتمه دهند و صلح كامل در اين منطقه برقرار شود و كشورهاي متجاوزگر و مهاجم نابود شوند.
غول نگاهي به نقشه كرد و گفت: اين كشورها بيشتر از هزاران سال است كه با هم در جنگند. من كه فكر نمي كنم هزار سال ديگه هم دست بردارند و بشود كاري كرد. درسته كه من در كارم مهارت دارم ولي ديگه نه اينقدر ها. يك چيز ديگر بخواه. اين محال است.
آن شخص مقداري فكر كرد و سپس گفت: من هرگز نتوانستم همسر ايده آلم را پيدا كنم. همسري كه عاشق باشد و دلسوزانه برخورد كند و باملاحظه باشه. بتواند غذا درست كند و در كارهاي خانه مشاركت داشته باشد. به من خيانت نكند و معشوق خوبي باشه و همه اش روي كاناپه ولو نشود و كنترل تلويزيون هم دست من باشد! ساده تر بگم، يك شريك زندگي ايده آل...
غول مقداري فكر كرد و بعد گفت: اون نقشه رو بده دوباره يه نگاهي بهش بندازم....