صفحه سياسي

پاسخ امام خميني (ره) به همفكران آقاي علوي بروجردي

 حجت الاسلام دكتر قاسم روان‌بخش

تكرار حرف هاي سكولارها از زبان يك عالم حوزوي خطري است كه هم حوزه علميه و هم جامعه مسلمين را تهديد مي كند. سال هاست كه اين گونه سخنان از زبان و قلم روشنفكران غرب زده تكرار مي شد ولي تاثير چنداني بر افكار عمومي نمي گذاشت بر اساس نظريه پردازي موسسه "رند" تنها راه براي گسترش و تاثيربخشي اين گونه حرف ها نفوذ در حوزه هاي علميه و بيان همين سخنان از زبان و قلم علماي حوزوي است. به عنوان نمونه اين سخن كه «پيغمبر يك مرشد معنوي است و كاري به حكومت و سياست ندارد» بيان تازه اي نيست؛ آقاي بازرگان از پيش از انقلاب اسلامي بر اين باور بود و بعد از انقلاب اسلامي نيز بر آن تاكيد مي ورزيد ( در كتاب خدا، آخرت هدف بعثت انبياء هفت دليل بر سكولاريسم اقامه كرده است.) شاگردان فكري وي نيز از قبيل سروش و شبستري و .... همان حرف ها را با عنوان «دين اقلي» مطرح كرده اند و با همين عناوين سلسله مقالاتي و كتاب هايي نيز نوشته اند. اظهارات اخير آقاي علوي بروجردي مبني بر اين كه« پيغمبر يك مرشد معنوي است»يا اين كه « بعثت لاتمم مكارم الاخلاق آمده ارزش هاي معنوي جامعه را بالا ببرد نه اينكه بيايد اقتصاد درست كند نه اينكه بيايد علوم درست كند ...اقتصاد اسلامي هم يك شوخي است»، «چيزهايي در آوردند الان دنيا را رويش بنا كردند از كشورها حكومت ها دموكراسي و در علوم سياست هر چه كه بوده بنا كردند سازمان ملل درست كردند ما خيلي هنر داريم اين منابع را بياوريم پخته كنيم بروز كنيم به عنوان نظريه علمي در دنيا مطرح كنيم » همه و همه تكرار همان حرف هاي سكولارهاي وطني است كه بارها و بارها به آن ها پاسخ داده شده است و در اين زمينه كتاب هايي نيز به رشته تحرير درآمده است.

ولي نكته اي كه در اينجا بيان آن ضروري است، هوشمندي و آينده نگري حضرت امام ره است كه معظم له در منشور روحانيت بسياري از حوادثي كه اين روزها در حوزه علميه در حال وقوع است پيش بيني كرده بودند و نسبت به وقوع آن هشدار داده بودند. ايشان بارها نسبت به سر برآوردن جريان سكولار در حوزه هاي علميه هشدار داده ، فرموده اند:«وقتي شعار جدايي دين از سياست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احكام فردي و عبادي شد و قهراً فقيه هم مجاز نبود كه از اين دايره و حصار بيرون رود و در سياست و حكومت دخالت نمايد، حماقت روحاني در معاشرت با مردم فضيلت شد» ايشان افزودند « به زعم بعض افراد، روحانيت زماني قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاي وجودش ببارد و الا عالم سياس و روحاني كاردان و زيرك، كاسه اي زير نيم كاسه داشت. و اين از مسائل رايج حوزه ها بود كه هر كس كج راه مي رفت متدين تر بود. » امام ره به طلاب جوان هشدار دادند «بايد مراقب بود كه تفكر جدايي دين از سياست از لايه هاي تفكر اهل جمود به طلاب جوان سرايت نكند و يكي از مسائلي كه بايد براي طلاب جوان ترسيم شود، همين قضيه است.» امام ره درباره ادعاي كساني كه كارامدي نظام اسلامي را زير سوال مي برند فرموده اند«نبايد براي رضايت چند ليبرال خود فروخته در اظهارنظرها و ابراز عقيده ها به گونه اي غلط عمل كنيم كه حزب اللّه عزيز احساس كند جمهوري اسلامي دارد از مواضع اصولي اش عدول مي كند. تحليل اين مطلب كه جمهوري اسلامي ايران چيزي به دست نياورده و يا ناموفق بوده است، آيا جز به سستي نظام و سلب اعتماد مردم منجر نمي شود؟! تأخير در رسيدن به همه اهداف دليل نمي شود كه ما از اصول خود عدول كنيم. همه ما مأمور به اداي تكليف و وظيفه ايم نه مأمور به نتيجه . اگر همه انبياء و معصومين - عليهم السلام - در زمان و مكان خود مكلف به نتيجه بودند، هرگز نمي بايست از فضاي بيشتر از توانايي عمل خود فراتر بروند و سخن بگويند و از اهداف كلي و بلند مدتي كه هرگز در حيات ظاهري آنان جامه عمل نپوشيده است ذكري به ميان آورند. در حالي كه به لطف خداوند بزرگ، ملت ما توانسته است در اكثر زمينه هايي كه شعار داده است به موفقيت نايل شود.»

امام ره با بيان برخي موفقيت هاي چشمگير انقلاب اسلامي به همه كساني كه در آينده ممكن بود به تضعيف نظام بپرازند پاسخ كوبنده اي دادند«ما شعار سرنگوني رژيم شاه را در عمل نظاره كرده ايم، ما شعار آزادي و استقلال را به عمل خود زينت بخشيده ايم، ما شعار مرگ بر آمريكا را در عمل جوانان پرشور و قهرمان و مسلمانان در تسخير لانه فساد و جاسوسي آمريكا تماشا كرده ايم، ما همه شعارهاي مان را با عمل محك زده ايم. البته معترفيم كه در مسير عمل، موانع زيادي به وجود آمده است كه مجبور شده ايم روش ها و تاكتيك ها را عوض نماييم. ما چرا خودمان و ملت و مسئولين كشورمان را دست كم بگيريم و همه عقل و تدبير امور را در تفكر ديگران خلاصه كنيم؟ » امام در باره امكان به قدرت رسيدن مجدد انقلابي نماها نيز فرمودند «من به طلاب عزيز هشدار مي دهم كه علاوه بر اين كه بايد مواظب القائات روحاني نماها و مقدس مآب ها باشند، از تجربه تلخ روي كار آمدن انقلابي نماها و به ظاهر عقلاي قوم كه هرگز با اصول و اهداف روحانيت آشتي نكرده اند عبرت بگيرند كه مبادا گذشته تفكر و خيانت آنان فراموش و دلسوزي هاي بي مورد و ساده انديشي ها سبب مراجعت آنان به پست هاي كليدي و سرنوشت ساز نظام شود. من امروز بعد از ده سال از پيروزي انقلاب اسلامي همچون گذشته اعتراف مي كنم كه بعض تصميمات اول انقلاب در سپردن پست ها و امور مهمّه كشور به گروهي كه عقيده خالص و واقعي به اسلام ناب محمدي نداشته اند، اشتباهي بوده است كه تلخي آثار آن، به راحتي از ميان نمي رود؛ گر چه در آن موقع هم من شخصاً مايل به روي كار آمدن آنان نبودم ولي با صلاحديد و تأييد دوستان قبول نمودم و الان هم سخت معتقدم كه آنان به چيزي كمتر از انحراف انقلاب از تمامي اصولش و هر حركت به سوي آمريكاي جهان خوار قناعت نمي كنند، در حالي كه در كارهاي ديگر نيز جز حرف و ادعا هنري ندارند. امروز هيچ تأسفي نمي خوريم كه آنان در كنار ما نيستند چرا كه از اول هم نبوده اند. انقلاب به هيچ گروهي بدهكاري ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهاي فراوان خود را به گروه ها و ليبرال ها مي خوريم، آغوش كشور و انقلاب هميشه براي پذيرفتن همه كساني كه قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولي نه به قيمت طلب كاري آنان از همه اصول، كه چرا مرگ بر آمريكا گفتيد! چرا جنگ كرديد! چرا نسبت به منافقين و ضدانقلابيون حكم خدا را جاري مي كنيد؟ چرا شعار نه شرقي و نه غربي داده ايد؟ چرا لانه جاسوسي را اشغال كرده ايم و صدها چراي ديگر»

امام درباره اتهام سوسياليستي بودن انقلاب اسلامي نيز اين گونه پاسخ داده، فرموده اند «ديروز مقدس نماهاي بي شعور مي گفتند دين از سياست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز مي گويند مسوولين نظام كمونيست شده اند! تا ديروز مشروب فروشي و فساد و فحشا و فسق و حكومت ظالمان براي ظهور امام زمان ارواحنا فداه را مفيد و راهگشا مي دانستندامروز از اين كه در گوشه اي خلاف شرعي كه هرگز خواست مسولين نيست رخ مي دهد فرياد وااسلاما سر مي دهند.»

 يادداشت هفته

ابعاد مختلف مجاهدت سيد الشهداء(ع) و تكليف جهادي امروز ما

آيت الله عباس كعبي
«فجاهدهم فيك صابرا محتسبا حتي سفك في طاعتك دمه و استبيح حريمه اللهم فالعنهم لعنا وبيلا و عذبهم عذابا اليما» (فرازي از زيارت اربعين) حضرت امام حسين عليه السلام بر ضد دشمنان يزيدي براي خدا مجاهدت و مقاومت نمود؛ به خدا نزديك شد و به لقاي خدا شتافت. در حال انجام ماموريت الهي خونش ريخته شد و بعد از شهادت تعرض به زنان وكودكان اهل بيت عليهم السلام توسط جانيان خون آشام آزاد اعلام گرديد. بار خداوندا لشكريان بني اميه را نفريني سخت و ناگوار و به عذاب دردناك دچار ساز.
ماهيت جهاد حسيني
جهاد امام حسين عليه السلام يعني به كارگيري تمام توان جسمي و روحي و همه ظرفيت و توانمندي براي خدا و مقاومت و فداكاري و آمادگي براي بذل جان در راه خدا و پرداخت هزينه هاي بزرگ در راه مأموريت الهي. ميدان اين جهاد بزرگ و مقدس در زمان ما بسيار وسيع است. به عنوان نمونه برخي از ميدان هاي اين جهاد را نام مي برم:
ميدان جهاد حسينى
جهاد فرهنگي، جهاد سياسي، جهاد توليد علم و پيشرفت علمي، جهاد توليد قدرت نرم بر پايه ايمان و عمل صالح و مبارزه با جنگ نرم دشمن، جهاد توانمندسازي اجتماعي و مدني و مقابله با آسيب هاي اجتماعي، جهاد خدمت به مردم، جهادسلامت، جهاد امنيت، جهاد حفظ نظام اسلامي، جهادمديريت، جهاد توليد و خودكفايي، جهاد كسب و كار فراگير تأمين حداقل هاي معيشت مردم، جهاد تقويت پول ملي و بانكداري اسلامي، جهاد عمران و آباداني، جهاد كارگشايي و حل مشكلات مردم، جهاد تعالي خانواده و جمعيت، جهاد مبارزه با فقر و فساد و تبعيض، جهاد مطالبه گري و امر به معروف و نهي از منكر، جهاد رسانه اي، جهاد اقامه عدل وحق، جهاد قضاوت عادلانه، جهاد تعليم و تربيت، جهاد بصيرت افزايي و روشنگري و بيدارسازي، جهاد خودسازي جمعي، جهاد جامعه پردازي، جهاد تمدن سازي اسلامي.
سنگر جهاد حسيني
جهاد تقويت وحدت و همدلي و مقابله با فتنه و تفرقه، جهاد پيشرفت و اقتدار امت اسلامي، جهاد آزادسازي فلسطين و قدس، جهاد مبارزه با استكبار جهاني و آمريكا و صهيونيست ها، جهاد انتخابات و انتخاب اصلح، و....
بنابراين در همه ميادين مي توان مجاهد حسيني بود. كافي است جبهه و ميدان خود را بشناسيم و در سنگر قرار بگيريم و دشمن را بشناسيم و سلاح مناسب خود را خوب و دقيق به كار ببريم و به دستور ولايت و بر اساس مأموريت به سمت دشمن شليك كنيم. در اين صورت مجاهد حسيني خواهيم بود. لبيك يا حسين.