صفحه حوزه و دانشگاه

پارادايم حاكم بر توسعه دانش در آينده،جهان بيني اسلام ناب خواهد بود

دكتر عليرضا علي‌احمدي

ساختار دانش بشري در حوزه هاي علوم اجتماعي متشكل از مفروضات و مباني فلسـفي پـارادايم هـا، اصـول و نظريه هاي علمـي، روش شناسي ها، دستاوردهاي كاربردي مبتني بر بكارگيري ابزارها و روش ها براي حل مسـائل و مشـكلات اجتمـاعي است. مباني فلسفي هر دانش بطور متعارف متشكل از مبادي معرفت شناسـي، ارزش شناسـي، هستي شناسي و روش شناسي است كه معمولاً از آن ها به عنوان اجزاي يك پارادايم علمي ياد مي شود.

بشر بايد براي عقلاني سازي فرآيند دستيابي و ارزيابي دانش راهي پيدا كند، بر اين اساس، بنظر مي رسد ماهيت، هويت و ارزش علم به اعتبار و ارزش "روش توليد و ارزيابي علم" باز مي گردد. اساس علم در آينده "روش مندي" خواهد بود. از اين رو روش هاي تحقيق و توليد علم، تلاش مي كنند تا با عقلاني سازي فرآيند خود، در چارچوب دانش هاي معتبرتر از خويش، با يكديگر رقابت كنند.

سير تحولات در فلسفه دانش نه تنها حوزه هاي علوم انساني و علوم اجتماعي را متأثر ساخته، بلكه حوزه هاي علوم پايه و مهندسي را نيز تحت الشعاع قرار داده است، به گونه اي كه به طور مثال شاهد شكل گيري "منطق فازي" در كنار "منطق رياضي و منطق صوري" هستيم و يا ديدگاه "مكانيك كوانتومي" در كنار "مكانيك نيوتوني"، ديدگاه "تحقيق در عمليات و سيستم هاي نرم" در كنار "تحقيق در عمليات و سيستم هاي متعارف" "رويكردهاي كيفي" در كنار "رويكردهاي كمي" تحقيق و... تكوين يافته و براي پيشبرد دانش بشري و حل مسايل در حوزه هاي مختلف علوم، مهندسي، علوم اجتماعي و... مورد استفاده و كاربرد قرار گرفته است. از ديدگاه اغلب صاحب نظران پارادايم هاي حاكم بر توليد و ارزيابي دانش بشري، هر يك از پارادايم هاي فلسفه علم داراي مباني معرفت شناختي، هستي شناسي و روش شناسي مختص به خود است(به جز ديدگاه طرفداران پراگماتيسم كه قايل به حل مسئله به هر طريق ممكن با رويكرد و پارادايم تركيبي است).

پارادايم از ديدگاه بوريل و مورگان مجموعه اي از مفروضات در ارتباط با سئوالات معرفت شناسي، هستي شناسي و روش شناسي است كه ساختار دانش را در هر حوزه تخصصي و رشته تحصيلي شكل مي دهد. سؤالات معرفت شناسي با راه و روشي كه دانش درباره جهان، جامعه و افراد مي تواند ايجاد و اعتبار بخشي و ابلاغ نمايد سروكار دارد؛ سؤالات هستي شناسي با ماهيت فيزيكي و مادي جهان، انسان و جامعه سروكار دارد و نهايتاً مفروضات روش شناسي به فرآيندهايي مي پردازد كه پديده و موضوع مورد نظر، بررسي مي شود تا دانش معتبر حاصل شود، مي پردازد. همچنين با توجه به اينكه رابطه محقق با ارزش ها و ديدگاه هاي محقق يكي از مباحث اصلي معرفت شناسي مي باشد، موضوع ارزش شناسي نيز از ديدگاه فلاسفه علم يك ركن پارادايم تحقيق تلقي مي گردد. لازم به يادآوري است، چون دانش علوم اجتماعي با انسان و جامعه(علاوه بر پديده هاي طبيعي) سروكار دارد، از يك سو، موضوع انسان شناسي و جامعه شناسي و تاريخ بعنوان بخشي از هستي شناسي متعارف تلقي شده و از سوي ديگر در جهان بيني توحيدي، عالم هستي نيز با خالق هستي و عالم ماوراءالطبيعه مرتبط است، بنابراين موضوعاتي نظير خداشناسي، وحي و نبوت شناسي، معاد و قيامت شناسي و عالم غيب و... نيز جزئي از هستي شناسي پارادايم تحقيق در نگرش توحيدي تلقي مي گردد.

هر پارادايم فلسفه علم، پشتوانه فلسفي براي اين سؤال است كه چرا ما در يك موقعيت از روش يا روش هاي خاصي براي تحقيق و حل مسئله استفاده مي كنيم. به عبارت ديگر روش شناسي تحقيق، رهنمودهايي براي انجام فعاليت هايي است كه در يك تحقيق بايد انجام شود در حالي كه روش تحقيق، توصيف مي كند كه چگونه فعاليت هاي يك تحقيق بايد انجام شود تا نتايج معتبر بدست آيد، ضمن آنكه مسئله حل مي شود.

يكي از دانشمندان براي ضرورت درك مباني فلسفي تحقيق چندين جنبه مهم را بدين شرح مطرح مي كند:

الف– درك فلسفه تحقيق به مشخص شدن طرح تحقيق كمك مي كند، تا مشخص شود بدنبال گردآوري چه شواهدي باشيم؟ اين شواهد را كجا جستجو كنيم؟ و چگونه اين شواهد را براي دستيابي به پاسخ سؤالات تحقيق بكار گيريم؟

ب– اين امر كمك مي كند تا محقق، ابتدا تشخيص دهد، كدام تحقيق مي تواند، پاسخگوي سؤالات تحقيق او باشد و كداميك نمي تواند؟

ج- اين امر كمك مي كند تا محقق به طرح هايي متفاوت از تجربيات گذشته خود، حتي طرح هاي تحقيق خلاقانه، دست يابد.

بدون يك مبناي فلسفي مشخص، نتايج يك تحقيق ممكن است، بي معنا و حتي گمراه كننده باشد، بنابراين از ديدگاه اغلب فيلسوفان علم(جز پراگماتيست ها) هر تحقيق بايد بر بستر يك پارادايم مشخص انجام شود تا بين مباني فلسفي(معرفت شناسي و ارزش شناسي، هستي شناسي و انسان شناسي و...) و متدولوژي ها، روش ها و ابزارهاي آن سازگاري وجود داشته باشد و از سوي ديگر اين طرح تحقيق و نوع سؤالات تحقيق است كه متدولوژي و بدنبال آن، روش تحقيق را تعيين مي كند. پاي بندي به اين موضوع، تضاد بين فرآيند تحقيق و نتايج تحقيق را مرتفع مي سازد.

لازم به يادآوري است كه هستي شناسي و روش شناسي هر مكتب معرفت شناسي، متأثر از نظام ارزشي حاكم بر آن مكتب بوده كه با برداشت و نحوه بيان و شيوه سخنوري و زبان شناسي انديشمندان آن پارادايم در هر عصر و زمانه ارائه مي شود. قبل از انتخاب روش تحقيق و بكارگيري ابزارهاي تحقيق، محقق بايد موضوع تحقيق خود را بشناسد و آنرا بر يكي از مكاتب معرفت شناسي و پارادايم نظير آن استوار نمايد.

ما بر اين باوريم كه چارچوب فكري(پارادايم) حاكم بر توسعه دانش در آينده، جهان بيني اسلام ناب محمدي(ص) خواهد بود. لازم است به موازات معرفي روش هاي تحقيق ذيل هر يك از پارادايم هاي متعارف دانش بشري، به طراحي و تبيين روش هاي متناسب با مباني و مفروضات جهان بيني اسلامي پرداخته شود و روش هايي مناسب براي تحقيق ذيل جهان بيني اسلامي ارائه شود و در اين زمينه تلاش هايي صورت گرفته است كه البته كافي نيست و بايد مسير را ادامه داد.

 در محضر فرزانگان

روزي هزار مرتبه اناانزلنا...

آيت الله بهجت(ره) درباره استادشان آيت الله شيخ محمد حسين اصفهاني(كمپاني) مي فرمودند:
مرحوم آيت الله اصفهاني در كنار فعاليت هاي علمي، زيارت عاشورا و نماز جعفر(ع) از برنامه هاي عادي روزانه ايشان بود. روزهاي پنجشنبه طبق سنتي كه بزرگان و علما درنجف روضه هفتگي داشتند و توسلي انجام مي دادند كه زمينه اي براي ديدار دوستان و اساتيد و شاگردان با يكديگر باشد، مرحوم اقا شيخ محمد حسين نيز روضه اي داشتند و مقيد بودند پاي سماور بنشينند و كفش ها را جفت كنند. در عين حال زبان ايشان مرتب در حال حركت بود و خيلي تندتند چيزي را مي خواندند كه ما متوجه نمي شديم چه ذكري است كه ايشان اين قدر مقيد است در حال نشستن، برخاستن و... مرتب تكرار كند.
يكي از دوستان كه با ايشان خيلي مانوس تر بود(ظاهرا مرحوم آقا شيخ علي محمد بروجردي) سوال كردند: اين چه ذكري است كه حتي بين سلام و احوالپرسي آن را ترك نمي كنيد؟ ايشان لبخندي زده و بعد از تاملي فرموده بود: خوب است انسان هر روز هزار مرتبه اناانزلنا بخواند!
نقل از آيت الله مصباح يزدي - ذو الشهادتين امام، ص70 و 71.

 گوناگون

نكته

آداب كار تشكيلاتي
* ايجاد چنين تشكيلاتي از نعمت هاي بزرگي است كه چنان ساده و آسان هم به ما دست نخواهد داد. خيلي دشوار است و خيلي زحمت دارد و خيلي افت و خيز دارد... ما خيال مي كنيم كه داشتن يك تشكيلات اسلامي كار آساني است و كاري ندارد كه ده نفر آدم دور هم جمع شوند و يك اسم و اساسنامه، يك نمودار تشكيلاتي و تمام شد! ولي اينطور نيست!
* گر به تجربه هاي شخصي تان بنگريد مي بينيد كه مشكل بزرگ، داشتنِ يك تشكيلات در درون يك يك ماست! ما به اين آساني ها انسان نمي شويم؛ بر سر راهِ انسان شدنمان صدها عقبه وجود دارد كه «فلا اقتحم العقبه» (بلد: 11)! صدها تنگه وجود دارد و تا وقتي كه بخواهيم از اين تنگه ها عبور كنيم، اولا بايد تنگه ها را بشناسيم؛ ثانيا بايد توانايي اش را داشته باشيم و تازه از يك تنگه كه عبور مي كنيم خيال نكنيم كه تمام شد، تنگه هاي سخت تر بر سرِ راهمان است و اين تا لحظه ي مرگ انسان هست.
شهيد بهشتي ـ مجله سروش شماره 5
15 تير 1361

 پرسش ها و پاسخ ها

پرسش و پاسخ ‌هاي ديني

اگر از اين به بعد تصميم بگيريم كه تقوا را مراعات كنيم جبران اشتباهات گذشته ما مي شود؟
بله، يكي از آثار تقوا همين است، خدا گذشته ها را مي بخشد. در آيات قرآن كريم آمده است نه تنها مي بخشد بلكه به جايش كارهاي خير و ثواب هم مي نويسد( فرقان آيه 70 ). بله، (خدا) براي تشويق آدم گناهكار به توبه كردن فرموده است هم قبلي ها را پاك مي كنم و هم جايش حسنه مي نويسم.
با توجه به اين كه تقوا يعني «انجام واجب و ترك حرام» در اين آيه شريفه كه خداوند فرموده است: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ »(حجرات آيه13)، اتقي به چه معني است؟
يعني هر كسي كه بيشتر گوش به حرف خدا بدهد، اتقي افعل تفضيل «تقوي» است ديگر.
آيا در آيه شريفه: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ»، كلمه اتقي دلالت بر نسبي بودن تقوا دارد؟
تقوا نسبي نيست، يك مرحله كاملي است. انجام واجب و ترك حرام استثناء ندارد به هيچ وجه، اين تقواي درجه اول است. بعضي ها اضافه بر تقواي درجه اول مراحل غيرواجب را هم قاطي مي كنند مثلاً پاره اي از مستحبّات را هم زحمت مي كشند عمل مي كنند. وقتي اولي محفوظ باشد و از دومي هم استفاده كنيم اين اتقي مي شود. آن اضافه كردن بعدي ها مزد بيشتري مي خواهد، چون منزلتش پيش خدا گرامي تر مي شود.
شما مي فرماييد اول انجام واجبات؛ آيا به اين معني است كه مستحبات را ترك كنيم؟
نه، خود مستحبّات را هم خدا گفته است انجام بدهيد، منتهي گفته اگر بخواهيد مستحبّات اثر كند بايد واجبات را هم درست كنيد، گناه را ترك كنيد بعد اثر مي كند. امّا اگر شما به سوء اختيار خواستي هم مستحب انجام بدهي و هم گناه بكني، آزادي؛ امّا فايده نمي بريد، اشكالش اين است. و الّا انجام بده چه عيبي دارد، خدا مزد مي دهد ولي تأثير در رشد ايمان ندارد.
آيا انجام مستحبّات و ترك مكروهات در مرحله اول تقوا هست؟
نه خير، فقط اطاعت فرمان واجب و حرام، ما بقي كارِ آزاد است اگر انجام بدهي اضافه حقوق مي گيري و ندهي نه. آنچه كه واجب است و جهنم پشت سرش است مسأله تقوا در واجب و حرام است. اين براي همه واجب است اما آن واجب نيست، شما را جهنم نمي برند و بگويند چرا مستحب را انجام نداده اي، خود خدا فرموده است آن ها اختياري است. اگر ثواب بيشتر مي خواهي انجام بده و نمي خواهي انجام نده.
حضرت آيت الله خوشوقت(ره)