صفحه اول

جريان شناسي عدالت خواهي در حكومت اميرمومنان(ع)

 دكتر محمدجواد سليماني

مقدمه

مفهوم عدالت مانند مفهوم مساوات، حق، آزادي مفهومي كلي است كه هم تعريف آن و هم تشيخص مصداق آن دقيق و دشوار است. لذا همواره بايد حدود اين واژه هاي ارزشي و مصاديق آن مورد بحث و بررسي قرار گيرد تا دستخوش تحريف نشود و افراد در تعيين مصداق آن به اشتباه نيفتند.

اخيرا برخي چنين گمان كر ده اند كه عدالتخواهي خود مجوزي است براي ولايت گريزي لذا گفته اند مالك اشتر به عنوان اسوه عدالتخواهي به اميرالمومنين(ع) انتقاد مي كرد و با توجه به اين انتقادات، ما هم مي توانيم ولي امر را زير سوال برده و مورد هجمه قرار دهيم.

در برابر اين برداشت ناروا از تاريخ بايد گفت: برفرض اعتبار اين اخبار سيره مالك اشتر نمي تواند براي ما مجوز شرعي درست كند، در ادامه اهتمام امام علي(ع) به عدالت را بيان نموده، آنگاه نمونه هايي از رفتارهاي مصحلتي آن حضرت را كه به ظاهر منافي حكم اولي اسلام بوده بر مي شمريم، سپس به ارزيابي واكنش عدالتخواهاني چون مالك و تمايزش با عدالتخواهي سطحي نگر افرادي چون خريت بن راشد مي پردازيم. و در نهايت در پرتو اين جريانشناسي ماهيت عدالتخواهي اصيل از عدالتخواهي غير اصيل را روشن مي نماييم.

اهتمام امام علي(ع) به عدالت ورزي

زماني كه به حضرت امير المومنين(ع) حكومت پيشنهاد شد، حضرت فرمود: «دَعُونِي وَ الْتَمِسُوا غَيْرِي»(1) مرا رها كنيد و سراغ ديگري برويد. اما وقتي حجت تمام شد و اصرار و اقبال مردم را ديد، فرمود،: چون خدا از علما عهدگرفته كه بر گرسنگي ستمديدگان و شكم بارگي ستمگران سكوت نكنند، من ولايت را مي پذيرم.(2) يعني من آمده ام عدالت را پياده كنم. كساني را كه ظالمانه صاحب ثروت هاي بادآورده هستند سر جاي خود بنشانم و آنچه به صورت ناروا از بيت المال گرفتند، برگردانم.

وقتي به حكومت رسيد دستور فرمود: از فردا صبح بيت المال مساوي تقسيم شود: «إعدلوا فيه ولاتُفَضِّلوا احداً علي احد»؛ «در تقسيم آنها، مساوي برخورد كنيد و هيچ كس را بر ديگري ترجيح ندهيد». آنها نيز قيمت مجموع اموال را ارزيابي كردند؛ سهم هر نفر سه دينار مي شد.

همچنين دستور داد هر كس قبل از اين به صورت ناروا از بيت المالي چيزي گرفته، بايد برگرداند حتي اگر آن پول را مهريه همسرش كرده باشد، باز مي ستانم. همچنين حدود الهي را در مورد همه افراد چه قوي و ضعيف، فقير و غني، اقازاده و غير آقا زاده مساوي اجرا مي شود.(3)

آن روزي كه طلحه و زبير براي گرفتن حقوق رفتند، ديدند به ديگران سه دينار داده شد، به آنها هم سه دينار داده شد. نزد حضرت رفتند و از اين تساوي شِكوه كردند كه چرا به ما كه از نزديكان رسول خدا هستيم و زحمت بسياري براي اسلام كشيديم، بايد مثل غلامان و مردم عادي رفتار شود؟ حضرت فرمود: شما بيشتر زحمت كشيديد يا من؟ شما سابقه تان بيشتر است يا من؟ سنت پيامبر درست بود يا سنت خلفا؟ سپس فرمودند: فواللّهِ مَا أَنا وأجيري هذا وَأَومَي بِيَده اِلي الأَجير الذي بين يديه ـ في هذا المالِ إلّا بمنزلة واحدة؛ «قسم به خدا، نسبت من و اين اجيرم ـ با دست به كارگري كه پيش رويشان بود اشاره كردند ـ به اين مال يك سان است!» (4)

بني اميه فشار مي آوردند كه هر چه از بيت المال به ما داده شده، نزد ما باشد و از اين به بعد مساوي تقسيم كن و كاري به اموال گذشته ما نداشته باشد. ولي حضرت نپذيرفت و فرمود: «چيزي نمي تواند حكم حقي را كه ساليان متمادي اجرا نشده است، به حكم باطل تبديل كند. اگر آن مال در شهرها پخش شده باشد، آن را [به خزانة بيت المال] باز مي گردانم؛ زيرا احقاق حق موجب گشايش مي شود، و هركس تحمل اجراي حق را نداشته باشد، تحمل ظلم برايش دشوارتر خواهد بود».(5)

در اجراي حدود الهي به اندازه اي اصرار ورزيد كه وقتي نجاشي (شاعري كه شعرهايش سپاه معاويه را در صفين به خشم مي آورد)، در روز اول ماه مبارك رمضان شراب خورد، فرمود بخوابانيد و شلاقش بزنيد. عده زيادي از جمله طارق بن عبد الله آمدند و گفتند: ما فكر نمي كرديم در دادگاه تو كساني كه سابقه جنگي با تو داشتند با غير آنان يك حكم داشته باشند. حضرت فرمود: مگر قرآن نخوانده اي كه فرموده است: «لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى»(6) نجاشي و عبد الله بن طارق به معاويه پيوستند. معاويه به آنان گفت از شما بعيد بود. آيا از جور علي به عدل من پيوستيد؟ گفتند نه؛ از عدل علي به جور تو پيوستيم! (7)

رفتارهاي مصلحتي اميرمومنان(ع)

از سويي ديگر، اميرالمومنيني كه بسيار بر عدالت ورزي اصرار داشت، در مواردي براي رعايت مصلحت اسلام و امت اسلامي، نتوانست آن گونه كه مي خواهد عدالت را اجرا كند.

قاعده مصلحت مي گويد: احكام اسلامي تابع مصالح و مفاسد است و در موارد تزاحم آن حكمي كه مصلحت بيشتر دارد بر احكام ديگر مقدم مي شود. به عنوان مثال: نجات جان مومن واجب و تصرف در زمين ديگري حرام است. اما از آنجا كه اهميت وجوب نجات جان مومن از حرمت تصرف زمين غصبي بيشتر است، اسلام اجازه مي دهد از زمين غصبي عبور شود و جان مومن را نجات دهيم. يا مثلا اگر براي خواندن نماز اول وقت در مسجد وارد شده ناگاه متوجه نجاست فرش مسجد شديم. اول بايد نجاست را از مسجد بزداييم بعد نماز بخوانيم، زيرا مصلحت طهارت مسجد بر خواندن نماز اول مقدم مي شود.

نمونه اول: نصب فرزندان عباس

حضرت اميرالمومنين(ع) وقتي به حكومت رسيد، افرادِ مدير و مدبر وعالم و باتقوايي كه مناسب پست هاي مديريتي باشند، امثال مالك اشتر و عمار و قيس بن سعد بن عباده و عثمان بن حنيف و محمد بن ابي را در كنار خود داشت كه مي توانستند پست هاي مهمي را احراز نمايند، به علت جايگاه قريش در جامعه و تعصب ها و رقابت هايي كه بين قريش و مردم مدينه و يمن وجود داشت مجبور بود براي حفظ وحدت و انسجام اجتماع برخي از پست هاي كليدي را به سران قريش بدهد.

فرزندان عباس از چهره هاي سياسي اجتماعي قريش بودند كه در عين اينكه برخي شرايط احراز پست هاي مهم حكومتي را داشتند ضعف هايي نيز در آنها مشاهده مي شد. آنها روز فتح مكه رسما ايمان آورده بودند لذا جزء طلقا (آزاد شدگان روز فتح مكه محسوب مي شدند.)

وقتي اميرمومنان(ع) به حكومت رسيد عبدالله بن عباس را والي بخشي از عراق(بصره) كرد و عبيدالله بن عباس را والي يمن نمود و قثم بن عباس را به فرمانداري حجاز(مكه، مدينه) نصب كرد. در حاليكه در همان زمان شايد افراد خوش سابقه تر از آنها در ميان ياران حضرت بودند ولي موقعيت آنها را در ميان قريش نداشتند. يا سياست آنها را نداشتند. لذا حضرت براي حفظ مصلحت امت اسلامي آنها را برگزيد.

اين امر موجب ناراحتي شخصيت برجسته اي چون مالك اشتر شد؛ بطوري كه در غياب حضرت ابراز ناراحتي كرده گفت:«فلما ذا قتلنا الشيخ بالأمس» (8) يعني فلسفه قتل عثمان اين بود كه كارگزاران نالايقي از بستگانش را بر مردم مسلط كرده بود، اگر بنا بود در حكومت شما نيز بستگانت امثال فرزندان عباس به استانداري و فرمانداري منصوب شوند پس چرا عثمان كشته شد؟!.

هنگامي كه خبر اعتراض مالك اشتر به اميرمومنان(ع) رسيد، فرمود: « اگر شخصي از فرزندان طلقا(طلقا كساني بودند كه روز فتح مكه ايمان آورده بودند و طبق اسناد تاريخي عباس عموي پيامبر(ص) و خانواده اش روز فتح مكه اسلام آوردند) را مي شناسي كه از آنها بهتر باشند آنرا بياور [تا استانداري را به وي بسپارم.]» (9)

اين جمله صريحا بيان مي كند كه گرچه به ظاهر اميرمومنان(ع) ياران زيادي داشت، ولي براي بعضي از پست هاي كليدي و مهم در حكومتش با كمبود نيرو مواجه بود، لذا مجبور بود از برخي از معيارهاي لازم براي انتخاب كارگزار مطلوب تنزل كند و به خيرالموجودين اكتفا نمايد، از سوي ديگر به دليل برخي محذورات پيش گفته، مي بايست از ميان طلقا افرادي را به پست هاي مهم مي گماشت.

نمونه دوم: پذيرش حكميت در صفين

نمونه ديگر پذيرش حكميت در جنگ صفين است. در حالي كه حضرت مي فرمود: «لا اعطي الا السيف»(10)؛ جز شمشير حواله معاويه نخواهم كرد. در جايي ديگر فرموده بود: «سوگند به خدايي كه دانه را شكافته و جانداران را آفريده، كه اينان اسلام نياوردند بلكه تسليم شدند و كفر را در درون خود پنهان داشتند و چون ياوراني بر كفر خويش يافتند، آن را آشكار نمودند».(11) همچين درباره معاويه و يارانش فرموده بود: «سِيرُوا إِلَى أَعْدَاءِ اللَّهِ سِيرُوا إِلَى أَعْدَاءِ الْقُرْآنِ وَ السُّنَنِ سِيرُوا إِلَى بَقِيَّةِ الْأَحْزَاب »(12) به جنگ دشمنان خدا برويد، به جنگ دشمنان قرآن و سنت پيامبر(ص) برويد، به جنگ باقيمانده احزاب برويد.

با اين حال علي(ع) وقتي ديد بخش معظمي از لشكرش وقتي معاويه قرآنها را بر بالاي ني كرد و گفت بياييد يك حَكَم از سوي ما و يك حَكَم از سوي شما بين ما و شما بر اساس كتاب خدا حُكم كنند، فريب خورده و ...

خواهان آتش بس و پذيرش حكميت هستند و اگر او حكميت را نپذيرد حكومت اسلامي سقوط خواهد كرد ولي اگر بپذيرد مردم به خدعه معاويه پي مي برند، حكميت را پذيرفت. در حالي كه حكم اولي عادلانه اسلام، جنگ با اهل بغي بود و معاويه از لحاظ ظاهري مصداق أتم اهل بغي به شمار مي آمد و از لحاظ باطني كافر بود، اما حضرت به دليل مصلحت امت اسلامي، آتش بس را پذيرفت. چون كار به جايي رسيده بود كه لشكريان حضرت فريب قرآني هاي بر نيزه را خوردند و حضرت را تهديد به قتل كردند. لذا حضرت امير براي بقاي اسلام آتس بس را پذيرفت. در اين جا نيز عدالت فداي مصلحت شد.

پي نوشت ها:

1. نهج البلاغه، خطبه 92.

2. نهج البلاغه، خطبه 3.

3. نهج البلاغه، خطبه 15.

4. نهج السعادة في مستدرك نهج البلاغه، ج1، ص240 و 241.

5. اثبات الوصية للامام علي بن ابي طالب، ص158.

6. مائده/8

7. شرح نهج البلاغه(ابن ابي الحديد)، ج 4، ص89 و 90.

8. شرح نهج البلاغة،ابن أبي الحديد، ج 15، ص 99-98.

9. شرح نهج البلاغة،ابن أبي الحديد، ج 15، ص 99-98.

10. مسعودي، مروج الذهب،ج2،ص365

11. نهج البلاغه، نامه 16.

12. بحارالأنوار، ج32، ص398 ـ وقعةصفين، ص94 ـ شرح نهج البلاغة(ابن ابي الحديد)، ج3 ، ص173.

 سرمقاله

... و اين گونه فتنه كرونايي عليه مذهب خنثي شد

  دبير سياسي

اين روزها در حالي كه كشور با موج جديد كرونا درگير است و ركورد روزانه 270 كشته كرونايي ثبت شده است، هنوز برخي افراد به انحاي مختلف اين پديده خطرناك را شوخي گرفته، در اصل وجود اين بيماري تشكيك مي كنند و آن را نوعي عمليات سياسي براي فرار مسوولان از پاسخگويي ذكر مي كنند. برخي ديگر نيز كروناهراسي در كشور را براي جداكردن مردم از مسجد و نماز جمعه و زيارت اربعين و ... مي پندارند. اين افراد با استفاده از برخي اخبار و اطلاعات از كشورهاي ديگر مبني بر اين كه مردم آن كشور هيچ يك از پروتكل هاي بهداشتي را رعايت نمي كنند و درعين حال دچار هيچ گونه آسيبي نشده اند ، اين گونه وانمود مي كنند چنان چه ما نيز بسان آن كشورها عمل كنيم كرونا نمي تواند به ما آسيبي بزند و خطرات آن كاهش مي يابد. يكي از شواهدي كه اين روزها در برخي كانال هاي حتي مدعي انقلابي دست به دست مي شود راهپيمايي امسال اربعين مردم عراق است اين ها مدعي اند كه اين راهپيمايي (بدون توجه به پروتكل هاي بهداشتي) موجب كاهش ده درصدي آمار مبتلايان به كرونا شده است. يا مثلا مي گويند در كشور بنگلادش كه از جهت بهداشت وضعيت بسيار نامطلوبي دارد و رعايت پروتكل هم نمي كنند ولي از جهت ابتلا به بيماري كرونا و آمار تلفات بسيار پايين تر از ما يا در حد صفر هستند. با اين مقدمات به مخاطب اين گونه القاء مي كنند كه التزام به مصوبات ستاد ملي مبارزه با كرونا خطا و اشتباه محض است و هر كس حتي به ضرورت رعايت پروتكل هاي بهداشتي ستاد كرونا توصيه مي كند خواسته يا ناخواسته در اشتباه است!
درباره اظهارات فوق چند نكته حايز اهميت است:
1. بي ترديد چنان چه القاي اين گونه مطالب به مردم، موجب بيمار شدن يا انتقال اين ويروس به فردي ديگر شود قطعا موجب ضمان است و اگر از دنيا برود در قتل او شريك خواهند بود.
2. درباره عدم ابتلاي كشورهايي مانند بنگلادش نيز پاسخ روشن است برخي كشورها به دليل شرايط زيست محيطي يا عوامل خاص ديگري ممكن است كمتر يا ديرتر مبتلا شوند. بر اين اساس نمي توان با ذكر اين مصاديق( بر فرض صحت خبر) توصيه به مشابه سازي كرد. در 9 ماه گذشته همين مطالب درباره هندوستان گفته مي شد ولي ناگهان كشور هند به ركورد دار اول جهان تبديل شد.
3. درباره راهپيمايي اربعين در عراق نيز بايد گفت كه اولا آمار و ارقامي كه منتشر مي شود آمار دقيقي نيست و منابع منتشر كننده از اعتبار لازم برخوردار نيستند و ثانيا 10 درصد كاهش را نمي توان نتايج راهپيمايي اربعين دانست زيرا نتايج اين راهپيمايي در هفته هاي آينده خودش را نشان خواهد داد.
4. از همه مهم تر اين كه اطاعت از فرمان ولي فقيه اطاعت از امام زمان عج است و خود حضرت فرمودند «فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله عليهم» دستور امام خامنه اي مبني بر ضرورت رعايت شيوه نامه هاي ستاد كرونا نيز از همين سنخ است. براي اجراي حكم ولي فقيه لزومي به دانستن حكمت آن نيست. ممكن است علاوه بر حفظ جان مردم كه حفظ جان هر يك از آن ها براي ولي فقيه بسيار مهم است، حكمت ديگري هم داشته باشد؛ ايشان مي خواهند زبان برخي روشنفكران وابسته را بر مومنان ببندند زيرا آن ها مترصدند تا افزايش مرگ و مير و ابتلائات مردم به كرونا را معلول مراسم مذهبي و نماز جمعه و هياتي ها و راهپيمايي اربعين و سفر به عراق معرفي كنند. ساخت فيلم مستند توسط بي بي سي و ميكس فيلم هاي سال قبل هيات حاج محمود كريمي مبني بر عدم رعايت پروتكل هاي بهداشتي، با اين هدف انجام شده است. حال اگر چنين اقداماتي در سال جاري انجام شده بود همه كاسه كوزه ها را بر سر مذهبي ها مي شكستند و چه بسا كار را به جايي مي رساندند كه مردم را بر ضد هيآت مذهبي و مراكز مذهبي مي شوراندند و از اين طريق انتقام خودشان را از جريان انقلابي مي گرفتند. آن ها با اين اقدامات جسورانه خود، كاري مي كردند كه مسجد و حرم و امام زاده و هيات و مردم متدين عامل كرونا معرفي شوند و در اذهان توده هاي مردم، مذهب مساوي كرونا تلقي شود. رهبر حكيم، حكيمانه اين خطر را از سر مردم متدين و مذهبي و انقلابي دور ساخت و دقيقا امروز نگاه ها معكوس شد. ايشان در سخنراني اخيرشان براي دانشجويان دانشگاه افسري، مي تواند مقتدرانه بفرمايد كه ما به مردم متدين گفتيم اربعين به مرزها نروند نرفتند در هيات ها گفتيم پروتكل هاي بهداشتي را رعايت كنند، رعايت كردند؛ از ديگران هم مي خواهيم رعايت كنند و سفرهاي غير ضروري را كاهش دهند. در واقع آن چيزي كه امام خامنه اي در خشت خام مي ديد من و شما در آيينه نمي بينيم. بياييم سخن سيد حسن نصرالله را ملاك عمل قرار دهيم كه مي فرمود نيازي به حكم حكومتي ولي فقيه نيست؛ من اگر احتمال بدهم ايشان نسبت به موضوعي رضايت ندارند امكان ندارد آن را انجام دهم.
5. پيشنهاد ما اين است كه افرادي كه هنوز اصل وجود كرونا يا امكان ابتلاي به آن را زير سوال مي برند به عنوان مدافعان سلامت ثبت نام كنند و براي خدمت به بيمارستان كرونايي ها بروند و بدون ماسك و رعايت پروتكل هاي بهداشتي به آن ها خدمت كنند؛ در اين صورت حقايق برايشان عيان خواهد شد.