صفحه جريان‌شناسي

مطالبه گر حقيقي انقلاب، ديده بان بصير كشتي نظام

 محمدرضا ابوترابي

قسمت اول

در طول تاريخِ انقلاب‏ ها هرگز شرايط مساعد براي مطالبه گري، در كمال امنيت و آرامش و با اين حد اعتلا چون انقلاب اسلامي‏ وجود نداشته است. آثار ادبي قرن نوزدهم فرانسه نيز نشان مي‏ دهد با وجود مطرح بودن شعار عدالت، مساوات و نفي استبداد ، استبداد و فساد مطلق، و تبعيض طبقاتي شديد، مانع از اين حركت بوده است واين ويژگي فقط مختص كشور ماست.

مطالبه گري به معناي طلب و درخواست حق است. به بيان ديگر مطالبه گري در سطح جامعه يعني حساس بودن اجتماع و نخبگان اجتماعي نسبت به حقوق اجتماعي مرتبط با يكديگر و مرتبط با نظام سياسي كه در قوانين هر كشوري بدان تسريع و تاكيد شده و طلب آن از مجريان كه باعث مي‏شود مسئولان موظف به استيفاي آن حقوق شوند.

اصلي ترين و مهم ترين حامي ‏و مشوق گفتمان مطالبه گري توسط جوانان انقلابي رهبر معظم انقلاب امام خامنه اي (مدظله العالي) است. البته مطالبه گري صرفا در وجود جوانان منحصر نشده اما روحيات جوانان در مطالبه گري تاثير بسزايي دارد. ايشان در مورد علت اين توجه و حمايت مي‏ فرمايند: طبيعت جوان، با اميد، با ابتكار، با صراحت، با خطرپذيري، با خستگي ناپذيري همراه است و اينها براي اداره ي جامعه عناصر ذي قيمتي هستند؛ بخشي از مشكلات ما ناشي از خطرپذير نبودن يا خسته شدن، يا عدم وجود ابتكار، يا عدم صراحت، يا نااميد بودن است؛ اينها در جوان ها نيست، (1) با توجه به بيانات معظم له بايد اذعان كرد مطالبه گري بخصوص از طرف نسل جوان، روحِ حيات و تكاپو را در جامعه منتشر كرده و مي‏ تواند باعث گفتمان سازي، رفتارسازي، حركت‏ هاي اساسي و حتي تغييرات بنيادين مطلوب گردد و براي جامعه ، ديده باني همراه ،تا رسيدن به سرمنزلِ مقصود باشد. البته همانطور كه يك ديده بان كشتي ، با آگاهي كامل وهوشياري و با در نظر گرفتن مقصد نهايي و دوختن نگاه به دور دست‏ها، شرايط جوي را رصد مي‏ كند و پيوسته در عدم انحراف از مسير و پيمودن راهِ درست حراست مي‏ كند، يك فرد يا جريان مطالبه گر در جامعه ، نگاه و حركات و هشدار‏هايش را بر اساس نگاهِ كلانِ نظام و رو به مقصد تنظيم مي‏كند تا كشتي نظام را به آن سمت هدايت كند. گاهي ، نياز به چرخش‏ هاي زياد و گاهي تغيير مسير ملايم است تا كشتي از مسير خود منحرف نشود.

به بيان ديگر، ساعت يك فرد يا جريان مطالبه گر بايد به وقت شرايط كشور و منطقه باشد وگرنه جلو يا عقب افتادن وي موجب انحراف و خسارت به كشتي نظام مي‏ شود. بر همين اساس بايد گفت مطالبه گري بايد با علم و آگاهي و جامع نگري و با در نظر گرفتن اهداف كلان انقلاب و همراه با تبيين و ارائه راه حل و مشفقانه و هنرمندانه در چارچوب اخلاق و قانون و مصلحت انقلاب اسلامي‏ باشد لذا رعايت موارد آن، گام مهمي ‏در پيشرفت نظام است. در اين راستا وجود نخبگان بصير و هوشمند و آشنا با قوانين مصالح و موقعيت و شرايط كشور و جهان كه در جهت رسيدن به اهداف انقلاب و در راستاي آن مطالبه گري مي كنند مانند خون در شريانِ حياتِ اجتماعي نظام،ضروري است.

در مزيت مطالبه گري بايد گفت كه مطالبه گري در مسير صحيح و تداوم آن باعث رفتارسازي، گفتمان سازي، يكپارچه سازي، و هدفمندي فعاليت ‏ها، افزايش قوت آمريت و بازدارندگي، ورود در عرصه‏ هاي قدرت، سازماندهي و انسجام بخشي بين نيروها، سرعت بخشيدن به نتيجه گيري، ايجاد هراس در بين مفسدان و رانت خواران، ايجاد تحرك در ميان قشر مردم بخصوص قشر خاكستري مي ‏شود (2) عدم رعايت اصول مطالبه گري نيز باعث ايجاد خطرات و آسيب‏ هاي جبران ناپذيرخواهد شد.

آسيب ‏هاي مطالبه گري

نفس انسان به خودي خود بسيار مطالبه گر است و مرز بين مطالبات حق و يا مطالبات اميال خود مرزي بسيار باريك وخطرناك است . عدم آگاهي، هوشياري، تعقل، تامل و تدبر و ضعف ايمان فرد يا افراد يك جريان باعث مي‏شود مطالبه گريِ آن‏ها به شكل خزنده اي به تدريج تبديل به معارضه شود و آسيب‏ هاي جدي را به جامعه و پيكره نظام وارد كند، اين نوع مطالبه گري هرچند در ظاهر، پوسته حق را دارد اما در واقع دروني باطل دارد كه گاهي با انگيزه شهرت است .

شهرت طلبي، سياست زدگيِ افراطي، شخصيت زدايي و شخصيت زدگي، ضعف تبليغي شديد، ابهام در خاستگاه مطالبات و عوام زدگي، همه از جمله آسيب‏ هايي است كه مي توان در اين عرصه برشمرد(3) مطالبه گري بايد در جهت اهداف انقلاب و تحقق آن‏ها باشد و الا صرف مطالبه باعث آفت توقع و طلبكاري هميشه از انقلاب در جهت منافع خويش، بدون در نظر گرفتن اهداف واقعي انقلاب است و اين آفت باعث انحراف قطار انقلاب از مسير اصلي خود و عدم تحقق اهداف و آرمان‏ هاي آن مي‏ شود.

اگر مطالبه بدون در نظر گرفتن اهداف و آرمان هاي انقلاب و بدون معيار به صورت فرهنگ دربيايد در زمانهاي بعد ديگر صحبت از آرمان هاي انقلاب مشكل خواهد شد و خطر تبديل گفتمان انقلاب اسلامي ‏به گفتمان معيشت و لذت محقق خواهد شد.

در واقع ، تفاوت مطالبه گري در نظام مقدس جمهوري اسلامي‏ايران با كشورهاي ديگر در اهداف نهايي و آرمان ‏هاي آن است . هدف انقلاب اسلامي، معرفي الگوي اسلامي‏ جامع و كامل و نظام مبتني بر آن به تمامي‏ كشورهاي ديگر است الگويي كه برنامه ديني و معيشتي مردم را در نظر گرفته است در حقيقت چشم پوشي از آرمان هاي انقلاب در مطالبه گري و انحراف جامعه از آن باعث مي شود تفاوتي بين كشور و نظام جمهوري اسلامي‏ ايران با كشورهاي غربي و اروپايي نباشد

لذا نسل جوان انقلابي مطالبه گر جامعه اعم از روحاني دانشجو و ...بايد با يك دست فرمان درست و حكيمانه در مطالبات مشروع، معقول و منطقي، با در نظرگيري شرايط و مصلحت و آرمان‏ هاي نهاييِ مد نظر انقلاب، مسير كشتي نظام به سمت اهداف مورد نظر را رصد كرده و مسئولان را در حركت به سمت آن اهداف هدايت و ملزم كنند.

منابع

(1) ارتباط تصويري نمايندگان تشكل هاي دانشجويي با رهبر انقلاب 28/02/1399

(2) پايگاه تخصصي وسائل حجج اسلام دكتر مهدوي زادگان و دكتر اميدي 18/7/98

(3) همان

 گوناگون

گام دوم

ثمرات و نتايج گام اول انقلاب:
1. ثبات و امنيّت كشور و تماميّت ارضي و حفاظت از مرزها.
2. موتور پيشران كشور در عرصه ي علم و فنّاوري و ايجاد زيرساخت هاي حياتي و اقتصادي و عمراني.
3. مشاركت مردمي‏را در مسائل سياسي مانند انتخابات، مقابله با فتنه هاي داخلي، حضور در صحنه هاي ملّي و استكبارستيزي به اوج رسانيد.
4. بينش سياسي آحاد مردم و نگاه آنان به مسائل بين المللي را به گونه ي شگفت آوري ارتقاء داد.
5.كفّه ي عدالت را در تقسيم امكانات عمومي‏ كشور سنگين كرد.
6.عيار معنويّت و اخلاق را در فضاي عمومي‏ جامعه بگونه اي چشمگير افزايش داد.
7. تبديل شدن به نماد پر ابّهت و با شكوه و افتخارآميز ايستادگي در برابر قلدران و زورگويان.
ماموريت هاي نسل جوان براي گام دوم انقلاب:
1. علم و پژوهش: دانش، آشكارترين وسيله ي عزّت و قدرت يك كشور است... ما هنوز از قلّه هاي دانش جهان بسيار عقبيم؛ بايد به قلّه ها دست يابيم.
2. معنويّت و اخلاق: معنويّت به معني برجسته كردن ارزش هاي اخلاق به معني رعايت فضليت هاي اخلاقي
3. اقتصاد: جوان و دانا و مؤمن و مسلّط بر دانسته هاي اقتصادي در درون دولت اقتصاد مقاومتي را اجرا كنند.
4. عدالت و مبارزه با فساد: مّا تبعيض در توزيع منابع عمومي‏و ميدان دادن به ويژه خواري و مدارا با فريبگران اقتصادي كه همه به بي عدالتي مي انجامد، بشدّت ممنوع است؛ همچنين غفلت از قشرهاي نيازمند حمايت، به هيچ رو مورد قبول نيست.
5. استقلال و آزادي: استقلال ملّي به معني آزادي ملّت و حكومت از تحميل و زورگويي قدرت هاي سلطه گر جهان است و آزادي اجتماعي به معناي حقّ تصميم گيري و عمل كردن و انديشيدن براي همه ي افراد جامعه است.
6. عزّت ملّي، روابط خارجي، مرزبندي با دشمن: اين هر سه، شاخه هايي از اصلِ «عزّت، حكمت، و مصلحت» در روابط بين المللي اند.
7.سبك زندگي: تلاش غرب در ترويج سبك زندگي غربي در ايران، زيان هاي بي جبران اخلاقي و اقتصادي و ديني و سياسي به كشور و ملّت ما زده است؛ مقابله با آن، جهادي همه جانبه و هوشمندانه ميطلبد كه باز چشم اميد در آن به شما جوان ها است.

برگي از تاريخ

از وظايف خود كوتاه نمي آييم
حبيب الله عسگراولادي در كتاب خاطرات خود كه توسط مركز اسناد انقلاب اسلامي‏ منتشر شده است. درباره تصميم امام خميني(ره) براي عزيمت به ايران و مصاحبه هاي ايشان در روزهاي آخر حضور در پاريس مي گويد: « در اول بهمن بود كه در يك مصاحبه اي از حضرت امام پرسيدند: فرجه قانوني شما براي حضور در فرانسه تمام شده، آيا شما به عراق بر مي‏گرديد و اجباراً سكوت اختيار مي كنيد، يا سازش مي كنيد و به ايران بر مي گرديد؟ امام فرمودند: اگر اين چند روز باقيمانده عمرم را از اين فرودگاه به آن فرودگاه پرواز كنم، نه سكوت مي كنم و نه سازش. من به دنبال وظايف خود هستم و از آن كوتاه نمي آيم.
عادت حضرت امام در پاريس اين بود كه هر روز يك ساعت مانده به نماز، به قسمت چمن روبه روي خانه اش مي آمدند يك و نيم ساعت سخنراني مي كردند و حدود نيم ساعت هم به سؤالات پاسخ مي دادند و بعد نماز را به جماعت مي خواندند و به منزلشان تشريف مي بردند. روزي كه دژخيمان شاه به دانشگاه حمله كرده بودند و تعدادي را در آنجا به شهادت رسانده بودند، وقتي حضرت امام از خانه شان براي اقامه نماز بيرون آمدند، بسيار عصباني بودند. من امام را تا به اين زمان به اين اندازه عصباني نديده بودم، در اين حال چند خبرنگار آمدند و در وسط خيابان شروع كردند به مصاحبه گرفتن از امام. ژاندارم هاي فرانسوي كه در آنجا حضور داشتند اشاره كردند كه در وسط خيابان خطرناك است و ما نمي‏ توانيم شما را محافظت كنيم. وقتي اين مطلب را همراهان به امام گفتند؛ ايشان با عصبانيت گفتند: من كي گفتم كه مرا محافظت كنيد، خدا مرا محافظت مي كند؛ ملت من زير گلوله است، چرا من بايد به زير سر پناه بروم و مصاحبه كنم. آن روز شايد تندترين مصاحبه را بر عليه رژيم در همان وسط خيابان انجام دادند.»