صفحه اول

مدافعان مرجعيت يا مهاجمان به دين و مرجعيت؟

 حجت الاسلام دكتر قاسم روان‌بخش

هفته گذشته مدير مسوول كيهان جناب آقاي شريعتمداري طي ياداداشتي كه انعكاس گسترده اي پيدا كرد از باب النصيحه لائمه المسلمين نكته اي را بسيار مودبانه با آيت الله سيستاني در ميان گذاشت. او با استفاده از داستان قرآني سخن خود را آغاز كرد و چنين نوشت: «در سوره مباركه «نمل» به ماجراي هُدهُد و خبري كه براي حضرت سليمان(ع) آورده بود، اشاره شده است. در كلام خدا آمده است كه وقتي سليمان(ع) در ميان پرندگاني كه با او بودند، هدهد را نديد، برآشفت و گفت: « مَا لِيَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ- هدهد كجاست كه نمي بينمش؟ آيا از غيبت كنندگان است»؟ اما انتظارش به درازا نكشيد كه هدهد از راه رسيد و گفت: « أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَاءٍ بِنَبَاءٍ يَقِين- از چيزى آگاهى يافته ام كه تو از آن آگاه نشده اى و براى تو از «سبا» گزارشى مهم و درست آورده ام». هدهد فقط يك پرنده بود و بديهي است كه جايگاه و منزلتش با سليمان نبي عليه السلام حتي قابل مقايسه هم نبود. اما، براي سليمان از «سبا» خبري آورده بود كه سليمان را با آن همه شوكت به آن دسترسي نبود». نگارنده نيز به اقتضاي نوع كارم، در جريان مسائلي قرار مي گيرم و نكاتي را مي بينم كه بعيد نيست از نگاه برخي از بزرگان پنهان مانده باشد. مسائلي از اين نوع، نه افرادي نظير نگارنده را به بزرگي مي رساند و نه از بزرگي بزرگان مي كاهد. و اما؛ روز ۲۳ شهريور ماه، حضرت آيت الله سيستاني يكي از مراجع عاليقدر و فرهيخته شيعيان، خانم «جينين هينيس پلاسخارت» نماينده ويژه دبيركل سازمان ملل متحد در عراق را در دفتر خود به حضور پذيرفتند و مواضع ارزشمند خويش در امور عراق را كه حاكي از نگاه عالمانه و گره گشاي معظم له درباره مسائل جاري عراق بود با ايشان در ميان گذاشتند. تاكيد بر شفافيت و سلامت انتخابات پارلماني پيش روي، ضرورت مبارزه جدي با فساد، اجتناب از گزيده گرايي و تبعيض، مجازات عادلانه مفسدان در هر جايگاهي كه قرار دارند، اعمال حاكميت دولت و پرهيز از ايجاد قلمرو ها و مناطقي تحت عناوين مختلف و خارج از قوانين جاري كشور ، مجازات عوامل ترورهاي اخير و... حضرت آيت الله سيستاني (دام عزّه) در اين ديدار از نماينده ويژه دبيركل سازمان ملل خواستند كه انتخابات پارلماني عراق تحت نظارت نمايندگاني از سازمان ملل متحد انجام پذيرد! كه با عرض پوزش بايد به محضر ايشان عرضه داشت اين درخواست اولاً؛ دون شأن و جايگاه برجسته و قابل احترام حضرت آيت الله سيستاني است. در واقع اين سازمان ملل است كه براي توجيه صلاحيت خود به تاييد حضرت ايشان نياز دارد و ثانياً؛ با جايگاه و منزلت عراق به عنوان يك كشور مستقل كه استقلال و آزادگي خود را با ايثار ها، از خودگذشتگي ها، خون دادن ها و خون دل خوردن هاي مردم شريف و مخصوصاً جوانان غيور آن سرزمين مقدس به دست آورده است، همخواني ندارد. دعوت از سازمان ملل براي نظارت بر انتخابات يك كشور، اعلام ورشكستگي آن كشور، بدبيني به ملت و خوشبيني به بيگانگان است و بديهي است كه اين دو مقوله از ساحت قدسي حضرت آيت الله سيستاني مرجع عاليقدر جهان تشيع به دور است.»

به دنبال انتشار اين مقاله كيهان، هجمه‏اي سنگين از سوي رسانه هاي مدعي اصلاحات بر ضد حاج حسين شريعتمداري و روزنامه كيهان آغاز شد، اين رسانه ها با درج تصوير حضرت آيت الله سيستاني در صفحه اول و با تيتر «دفاع از مرجعيت» بدون اشاره به متن مقاله، به گونه اي نوشتند كه گويا ايشان بزرگ ترين توهين ها به مرجعيت شيعه روا داشته است و اكنون از حوزه تشيع نيز خارج شده است. ليكن مراجعه به متن مقاله كه خود را به هدهد و حضرت آيت الله را به سليمان تشبيه كرده است گوياي نهايت تواضع و فروتني نويسنده و اعتقاد به بالاترين مقامات براي مرجعيت است.

به دنبال انتشار اين مقاله و سيل تهاجم رسانه ها به آقاي شريعتمداري، دفتر آيت الله سيستاني طي بيانيه اي اعلام كرد كه منظور معظم له اين بوده است كه " بايد در مراحل مختلف برگزاري آن (انتخابات ) روند شفافيت مراعات شود و نظارت بر آن به صورت جدي و با همآهنگي بخش مربوطه در هيئت سازمان ملل متحد صورت پذيرد " مدير مسوول كيهان بلافاصله ضمن عذرخواهي از مقام منيع مرجعيت اظهار داشت «استناد اينجانب در يادداشت مورد اشاره به متن فارسي بيانيه اي بود كه دفتر حضرت آيت الله سيستاني در باره ملاقات معظم له با خانم "جينين هينيس پلاسخارت” نماينده ويژه دبير كل سازمان ملل متحد منتشر كرده بود. برداشت نگارنده از بيانيه ياد شده آن بود كه حضرت ايشان خواستار نظارت مستقيم سازمان ملل بر انتخابات آينده عراق شده اند. خوشبختانه دفتر حضرت آيت الله سيستاني ( دام عزّه) درپي انتشار يادداشت كيهان توضيحي ارائه كرد كه نشان مي داد برداشت اينجانب با واقعيت فاصله داشته است ؛ بيانيه ياد شده از نظارت بر انتخابات توسط سازمان ملل سخن نمي گويد بلكه از همآهنگي نظارت با ضوابط سازمان ملل سخن مي گويد و معناي آن اين است كه نظارت صرفاً از سوي عراقي ها صورت مي گيرد ولي ويژگي اشخاص ناظر و ضوابط اعمال شده در اجراي انتخابات با ضوابط سازمان ملل همخوان باشد تا جاي هيچ گونه اعتراض و ايراد از طرف بعضي گروه هاي ذي ربط در صحت انتخابات وجود نداشته باشد ".وي در پايان از محضر معظم له مي نويسد «به خاطر اين خطاي ناخواسته از محضر معظم له پوزش مي خواهم و اميد آن كه عذر تقصير اينجانب را بپذيرند.»

اين وجيزه، همه اتفاقي است كه از سوم مهر تا پنجم مهرماه افتاد. اقدام آقاي شريعتمداري موجب شد تا تصويري كه به دليل ترجمه غير دقيق سخنان مرجعيت در اذهان صورت گرفته بود پاك شود و مراد معظم له دقيقا روشن گردد. اما چند نكته نيز خوب است درباره كساني كه آتش اين حمله رسانه اي را به مدير مسوول كيهان را تهيه كردند متذكر شويم :

1. سابقه مدعيان اصلاحات در 30 سال گذشته نشان مي دهد كه اين جماعت، نه تنها قداستي براي مرجعيت قائل نيستند كه حتي بعضا [معاذا...] ائمه و پيامبر ص و ملائكه و خدا نيز مقدس ندانسته، هيچ كس را در روي زمين غير قابل نقد نمي دانند! به عنوان مشتي از خروار: آقاي عبدالكريم سروش ايدئولوگ اصلاحات ــ به تعبير محمد خاتمي-- ملاصدراي زمان در كتاب« رازداري روشنفكري» مي نويسد ما هيچ كس را مقدس نمي دانيم نه خدا و نه سايه خدا و نه هيچ كس ديگر؛ ما همه ساكنان يك كوييم و بر سر يك سفره نشسته ايم! بر اساس همين مبناست كه وي تقليد را كار عوام مي داند و تحقيق كار نخبگان و فرهيختگان و در اين كتاب فحش هاي چاله ميداني نثار روحانيت شيعه و امثال آيت الله جوادي آملي مي‏كند. اظهارات آقاي ... مبني بر جواز تظاهرات عليه خدا و بي ادبي محمدرضا خاتمي به ساحت مقدس امام زمان (عج) مبني بر حق استيضاح ايشان و غير قدسي خواندن ائمه نشان از اين طرز تفكر دارد. و باز بر همين اساس است كه آغاجري از اعضاي برجسته اصلاحات آمريكايي، تقليد از مرجعيت را كار ميمون مي داند! و عجيب تر اين كه آن ها گاهي براي اثبات مدعاي باطل خود به برخي متشابهات كلمات ائمه از جمله نهج البلاغه نيز سوءاستفاده كرده‏اند!

2. علاوه بر مشكل اعتقادي كه در اين جماعت وجود دارد در ميدان عمل نيز صدها و هزاران توهين به خدا و قرآن و اهل بيت ع و مرجعيت و ولايت فقيه و حضرت امام و شهدا و دين و ارزش ها در پرونده اين جماعت ثبت است به طوري كه اگر كسي بخواهد همه آن ها را در كتابي جمع كند مثنوي 70 من كاغذ لازم است! تنها توهين هايي كه در سه سال اول دولت اصلاحات ، جمع آوري شده در دو كتاب «آزادي يا توطئه» نوشته جمعي از طلاب و فضلا و «تهاجم شيطاني» قابل دسترس است. توهين به ساحت مقدس سيدالشهدا در طول 30 سال گذشته و در محرم سال 88 به پرچم و ساحت اباعبدالله (ع)هرگز از يادها نمي رود زيرا به خروش چند ده ميليوني مردم در 9 دي منجر گرديد كه در تاريخ ماندگار شد. و عجيب اين كه در همين ايام محرم سال جاري نيز اين ماجرا با زير سوال بردن كرامت و معجزه سيدالشهدا، توسط عباس عبدي تكرار شد.

3. براستي چگونه اين جماعت با اين سوابق، به خود اجازه مي دهند خود را مدافع مرجعيت جا بزنند و كسي را كه عمري در نوكري و ارادت به ساحت مرجعيت قلم و قدم زده است را به ضد مرجعيت متهم سازند؟! به نظر مي رسد كه چنين نيست كه اين جماعت از گذشته خود توبه كرده باشند بلكه در صدد انتقام از كيهان هستند كه هر روز ابعادي از خيانت آن ها را افشا كرده است. و نكته ديگر اين كه درآستانه انتخابات به اين گونه جوسازي ها نياز دارند. اي كاش اين جماعت لااقل زبان عذرخواهي را از شريعتمداري ياد مي گرفتند كه به خاطر جرم مرتكب نشده زبان به اعتذار گشود ولي اين جماعت در طول 30 سال گذشته هيچ گاه به خاطر توهين هايي كه داشتند زبانشان به عذرخواهي نچرخيد.

 سرمقاله

از شعار گفتگوي خاتمي تا لعنت روحاني!

  دبير سياسي

پرده اول:
رييس جمهور دولت مدعي اصلاحات در اولين سالگرد دوم خرداد، در حالي كه مردم در دانشگاه تهران شعار مرگ بر امريكا مي دادند قيافه اصلاح طلبانه گرفت وگفت من از شعار مرگ خوشم نمي آيد، شعار حيات و زندگي بدهيد. با اين سخن كليشه اي در حالي كه برخي سران اصلاحات نيز حضور داشتند او را با كف و سوت شديد تشويق كردند! از اين پس ديگر قرار شد نه تنها به امريكا بلكه بر هيچ كس حتي اسراييل هم مرگ نفرستند و رابطه با آن‏ها به صورت گل و بلبل شود. آقاي خاتمي كه فكر مي كرد فصل جديدي در انقلاب آغاز كرده است، شعار گفتگوي تمدن‏ ها را سر فصل سياست خارجي خودش قرار داد و روزي را به همين نام در سازمان ملل ثبت كرد. البته اين شعار نيز از سوي سران استكبار پذيرفته شد و برايش هورا كشيدند.
اولين هزينه گفتگو، تعليق كليه فعاليت صلح آميز هسته اي بود كه به پاي اين شعار پرداخت شد. دومين هزينه اش نيز پذيرش پروتكل الحاقي تحميلي از سوي اروپايي‏ها بود كه به اصطلاح به صورت داوطلبانه پذيرفته شد و البته مسؤولان دولتي در برابرش هيچ امتيازي دريافت نكردند. با اين شعار كار به جايي رسيد كه هر روز بر مطالبات طرف مقابل افزوده شد تا جايي كه منجر به صدور نامه جام زهر به رهبري از سوي نمايندگان مجلس ششم گرديد. جريان سازش كار را به جايي رساند كه از مقام معظم رهبري خواستند به صورت كامل تسليم خواست امريكا و اروپا شوند! ولي امام خامنه اي كه به عمق خيانت دشمن آگاه بود خطاب به نمايندگان فرمود كه عقب نشيني براي كشور هيچ نتيجه اي نخواهد داشت، هر قدمي كه عقب نشيني كنيد دشمن گام ديگري جلو خواهد آمد و سرانجام آن، نابودي كشور و انقلاب اسلامي است.
سرانجام حدس امام خامنه اي به حقيقت پيوست و دشمن در آخرين روزهاي عمر دولت اصلاحات خواهان تعليق دايمي كليه فعاليت‏هاي هسته اي ايران شد و تهديد كرد چنان چه يكي از قفل‏هاي تعليقي شكسته شود، ايران را مورد حمله نظامي قرار خواهند داد. البته قفل‏ها در دولت نهم شكسته شد و حمله اي نيز صورت نگرفت.
پرده دوم:
مجلس هفتم و هشتم با روحيه انقلابي گري دولت‏هاي نهم و دهم را ملزم به شكستن تعليق‏ها كرد و با فعاليت‏هاي انقلابي، عقب ماندگي‏هاي دوره اصلاحات را جبران كرد. مجلس و دولت با شعار مقاومت توانستند در عرصه هسته اي كه مادر بيش از 70 علم است اورانيوم را در داخل كشور به غناي 20 درصد برسانند. و در عرصه‏هاي ديگر مانند هوافضا، نانو تكنولوژي و.... نيز گام‏هاي بزرگي بردارند.
پرده سوم
در انتخابات سال 92 مجددا اصلاح طلبان برغم شكست سنگيني كه از غربي‏ها خورده بودند به همان شعار سازش بازگشتند و با حمايت آن‏ها آقاي روحاني، رييس تيم مذاكره كننده در دولت خاتمي، روي كار آمد و شعار مذاكره برد- برد را مطرح كرد و در همه عرصه‏ ها، خواهان مذاكره مستقيم با كدخدا شد. او مدعي بود كه مي تواند با ديپلماسي و مذاكره، همه مشكلات كشور را حل و فصل كند يعني كاري كند كه هم چرخ سانتريفيوژ بچرخد و هم زندگي مردم. او در اولين سفرش به آمريكا طي تماس تلفني با اوباما، خود را آماده هر گونه مذاكره معرفي كرد و تنها با يك تماس تلفني، رييس جمهور امريكا را بسيار مودب و باهوش تشخيص داد و خوشبينانه و با اعتماد كامل به دشمن، بدون دريافت امتيازي، امتيازات زيادي را به دشمن داد و پس از 7 سال تقريبا جز «هيچ» دريافت نكرد.
اكنون در آخرين سال رياست جمهوري اش كه تقريبا همه فرصت‏هايش پايان يافته و كشور آماده برگزاري انتخابات رياست جمهوري است به اين حقيقت پي برده است كه مقصر اصلي امريكاست و نبايد آدرس عوضي بدهيم بلكه بايد هر چه لعن و نفرين داريم حواله كاخ سفيد كنيم!! زيرا عامل همه اين گرفتاري‏ها امريكاست. اگر اين حرف حقيقت داشته باشد چه كسي بايد پاسخگوي پرداخت اين همه هزينه باشد؟ براستي آيا اين همه هزينه براي فهم اين حقيقت لازم بود؟! تعطيلي فناوري هسته اي، هوافضا، ركود و توقف علمي و برگرداندن كشور به شرائط 20 سال پيش و در برخي عرصه‏ ها حاكم كردن سيستم كوپني و كالا برگ همه و همه محصول اعتماد به دشمن است. اين حقيقتي است كه اگر مدعيان اصلاحات و خط امام ره به قرآن مراجعه كرده بودند يا سخنان امام خميني(ره) را مبناي حركت خودشان قرار مي دادند نيازي به پرداخت اين همه هزينه نبود. قرآن مي فرمايد «فقاتلوا ائمه الكفر انهم لاايمان لهم» و امام (ره) مي فرمود هر چه فرياد داريد بر سر امريكا بكشيد. امريكا شيطان بزرگ است به او اعتماد نكنيد.