صفحه بانوي مسلمان

ره يافتگان - دختر تازه مسلمان آمريكايي:
لحظه متحول شدن من زماني بود كه وارد مسجد شدم

به گزارش ره‎يافتگان، علي رغم مخالفت‎هاي خانواده و دوستان، اين خانم اهل اوهايو دين مسيحيت را رها كرد و دنباله رو اسلام شد. طبق گفته هفته‎نامه «نيوز وييك»،خانم آوري يك زن قوي و مستقل است.«آوري 19 ساله با وجود مخالفت‎هاي دوستان و خانواده‎اش دين مسيحيت را رها و به اسلام روي آورد. آوري در مصاحبه‎اي كه با هفته‎نامه نيوز وييك انجام داده بود، گفت كه هيچ كس نمي‎تواند در تصميم من براي انتخاب‎هايم تاثيري داشته باشد. من خودم مسيرم را انتخاب مي‎كنم و اين انتخاب را به آن‎ها اعلام خواهم كرد.

توضيح دلايل تغيير دين:

او مي‎گويد كه «به خدا اعتقاد داشت ولي هيچ وقت صد درصد به تمام نظرات مسيحيان اطمينان نداشت». «من براي آگاهي يافتن از دين اسلام آزادي داشتم و هيچ گاه گمان نمي‎كردم تغيير دين بدهم، اما كنجكاو بودم و از دوستان مسلمانم در مورد اسلام مي‎پرسيدم. هرچيزي كه ياد مي‎گرفتم مرا بهت‎زده مي‎كرد، مفاهيم اسلام بسيار قابل فهم بود و متوجه شدم كه يك دين شگفت‎انگيز است.

لحظه تغيير:

آوري اين طوربيان مي‎كند كه بعد از ديدن مسجد، حس فطري و دروني‎اش نسبت به تغيير دين افزايش پيدا كرد.او مي‎گويد: لحظه متحول شدن من زماني بود كه وارد مسجد شدم و لحظاتي را سپري مي‎كردم كه از صميم قلب مي‎دانستم با انسان‎هاي درستكار، در جايي صحيح و در مسيري درست قرار گرفته ام.

او مي‎گويد كه «وقتي همسر فعلي ام به من درخواست ازدواج داد، عكس پروفايل خيلي جذابي داشت و بسيار خوش قيافه بود. فهميدم كه اهل سوريه است ولي اين قضيه را متوجه نشدم مگر بعد از تقريبا دو هفته صحبت بي‎وقفه، وقتي هنوز در سوريه زندگي مي‎كرد»

آوري با مادرش براي ديدن همسر مسلمانش به لبنان سفر كرد تا براي اولين بار او را در فيانس 90 روزه ببيند.او به هفته نامه نيوز وييك گفته بود:«در ابتدا وقتي او صحبت از لبنان كرد، كمي مضطرب شدم فقط به‎خاطر اين‎كه چيز زيادي از اين كشور نمي‎دانستم ولي به او اعتماد داشتم كه مرا به‎جايي كه خيلي خطرناك باشد نمي‎برد»

بي‎توجهي به نگرش‎هاي منفي

آوري نسبت به تغيير دين و ايمانش پشيمان نيست. او مي‎گويد تنها چيزي كه مرا آزار مي‎دهد، چيزهاي منفي است كه مردم در مورد اعتقاد جديد و ازدواجش با عمر مي‎گويند.

او مي‎گويد: من هرگز به آن چه مردم در گذشته فكر مي‎كردند توجه نكرده ام.هيچ كس نمي‎تواند تصميم مرا در مورد انتخاب هايم تغيير دهد. من واقعا راهم را انتخاب كرده ام و آن را به ديگران نيز اعلام خواهم كرد.

آوري در حال حاضر شيوه‎اي را كه مردم او را مورد خطاب قرار مي‎دهند، دوست دارد.

او مي‎گويد:«من چگونگي نگاه مردم در چشمانم را وقتي با من صحبت مي‎كنند دوست دارم. برخلاف اين‎كه قبلا چشمان آن‎ها به‎جاي ديگر منحرف مي‎شد. همچنين خانواده‎اي كه در زمان مسلمان شدنم به دست آوردم به شدت شگفت انگيز بود.

من در مورد اين‎كه از طرف خواهران و برادران مسلمانم مورد پذيرش قرار نگيرم نگران بودم ولي آن‎ها با آغوشي باز به من خوش آمد گفتند.

چيزي كه او آرزو مي‎كند اين است كه به زودي پيروي از دين اسلام را آغاز كند.

پيروي از اسلام مرا از اوضاع خطرناك زيادي كه خودم را در آن‎ها يافتم دور نگه خواهد داشت.

ما به‎عنوان يك مسلمان اعتقاد داريم كه همه، مسلمان به دنيا مي‎آيند. افراد فقط انتخاب مي‎كنند كه آن را دنبال كنند ولي من آرزو مي‎كنم كه به زودي پيروي از اسلام را شروع كنم.

آمار رو به افزايش زنان تازه مسلمان سوئيسي

زناني كه دين اسلام را در سوئيس پذيرفته‎اند، از مردان بيش‎تر هستند، زيرا تعداد اين زنان در سال 2013 از مجموع 5 هزار مسلمان شده بين سه هزار و چهار هزار نفر در آن سال بوده است.

به گزارش ره يافتگان، روزنامه سوئيس 24 ساعت گفت: تحقيق انجام شده توسط محققين اجتماعي متخصص در مذاهب، پترا بلاچ، داده‎هاي جديدي را در مورد تعداد، دسته‎ها و ويژگي‎هاي افرادي كه براي مسلمان شده در سوئيس در سالهاي اخير به دست آمده، نشان داد.

در اين گزارش، كه توسط وب سايت “ديلي عربي” ترجمه شده است، روزنامه در باره آن چه پترا بلاچ رسيده، نقل كرده است كه زناني كه دين اسلام را در سوئيس پذيرفته‎اند، از مردان بيش‎تر هستند، زيرا تعداد اين زنان در سال 2013 از مجموع 5 هزار مسلمان شده بين سه هزار و چهار هزار نفر در آن سال بوده است.

در اين مطالعه كه توسط پترا بلاچ در چارچوب پايان نامه دكتري در زمينه اديان در دانشگاه فريبرگ انجام شده است، اظهار داشته شده: “زنان سوئيسي نسبت به مردان مذهبي‎تر هستند و اين با تحقيقات اجتماعي ثابت مي‎شود و علاقه آن‎ها به دين را مي‎توان با اين واقعيت توضيح داد كه همسر بر خلاف مردي كه بيش‎تر با الزامات تعهد ديني سازگار است. او مقابله با اين تعهد را دشوار مي‎كند. “

اين محقق خاطرنشان مي‎كند: زناني كه به اسلام گرويده‎اند با اختلافات واضح به دو دسته تقسيم مي‎شوند؛ زيرا نوع اول به تفكر ناب و اصيل اسلامي معتقد‎اند كه شامل اصول و قواعدي است كه در هر زمان و مكان معتبر است. در مورد زنان نوع دوم، آن‎ها به “اسلام فرهنگي” اعتقاد دارند كه مطابق با شرايط زندگي در اروپا است، و اين‎ها در مورد تعهد ديني استانداردهاي متفاوتي دارند.

اين محقق تأكيد مي‎كند: زنان سوئيسي كه دين اسلام را در آغوش مي‎گيرند، با واقع گرايي و سازگاري با ماهيت زندگي مشخص مي‎شوند، حتي اگر نوع اول باشند كه به ارزش‎هاي اصلي اسلام پايبند باشند، اين مطالعه همچنين نشان داد كه بيش‎تر اين مسلمان شدگان از مقاطع تحصيلي بالايي برخوردار هستند و در مشاغل معتبر كار مي‎كنند و وقتي مجبور مي‎شوند بين كار و پوشيدن حجاب يكي را انتخاب كنند، حجاب را قبول مي‎كنند و معتقدند كه “تجارت به نيت است، و خدا مي‎داند كه اگر شرايط اجازه دهد مي‎خواهند حجاب بپوشند.

شايان ذكر است كه مؤسسه فدرال آماري در سوئيس در سال 2011 محاسبه كرده بود كه 321 هزار مسلمان در اين كشور وجود دارد، به عبارتي ديگر حدود پنج درصد از كل جمعيت، كه باعث مي‎شود آن‎ها بعد از كاتوليك‎ها و پروتستان‎ها رتبه سوم گروه‎هاي مذهبي را كسب كنند. بيش‎تر مسلمانان سوئيس از اروپاي شرقي، به‎ويژه از جمهوري‎هاي سابق يوگسلاوي مانند بوسني و هرزگوين و مقدونيه سرچشمه مي‎گيرند. آمار همچنين حاكي از آن است كه حدود ده هزار نفر از آن‎ها بعداً به اسلام گرويدند و مسلمان به دنيا نيامده‎اند.

 بانو

در محضر بانوي بزرگ اسلام
پيمان عشق و محبت

از جمله نكات مهم زندگي حضرت فاطمه(س) ازدواج آن حضرت بود. ايشان خواستگاراني بسيار در ميان صحابه داشت كه از نظر مالي در رتبه‎هاي بالايي قرار داشتند اما رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موكول مي‎نمود تا سرانجام جبرئيل بر پيامبر(ص) نازل شد و گفت:اي محمد! خدا بر تو سلام مي‎رساند و مي‎فرمايد فاطمه را به عقد علي (ع) درآور، خداوند علي را براي فاطمه (س) و فاطمه (س) را براي علي (ع) پسنديده است. و فاطمه(س) و پيامبر(ص) و اگر بهتر بگوييم خداوند تبارك و تعالي، علي(ع) را كه جواني سرشار از ايمان و تعهد بود انتخاب كردند. مسأله، مسأله زندگي، مهر و عطوفت، آرامش و تربيت، ايمان و تقوا بود. مسأله، مسأله حفظ دين و سلامت فكر و روح بود. قرار بود از محفل ساده و بي‎تكلف و بي‎رياي علي(ع) و فاطمه(س) هر لحظه نوري به عرش بلند شود و عرش را نوراني كند كه خدا خود خواسته بود و اذن داده بود. قرار بود ماحصل اين ازدواج حسن(ع) و حسين(ع) و زينب(س) وام كلثوم(س) باشند كه هركدام چون نوري در آسمان ولايت بدرخشند و راه زندگي ارادتمندانشان را به سوي خداوند روشن كنند. فايده‎اي كه آن ازدواج داشت چيزي نبود كه با زر و سيم بتوان آن را قيمت گذاشت كه هرچه فايده كم‎تر است معنويت بيش‎تر به ثمن بخث فروخته مي‎شود و هرچه تجلي معنويت بيش‎تر باشد مال كم ارزش‎تر خواهد بود. قرار بود ازدواج علي(ع) و فاطمه(س) الگويي شود براي شيعيانشان تا ابد.در رواياتي نقل شده است كه پيامبر اكرم(ص) فرمود: اگر علي نبود، فاطمه همتايي نداشت. از اين‎جا مشخص مي‎شود منظور پيامبر(ص) در كفويت زوجين، ايمان دو طرف است. در آن زمان دارايي علي(ع) منحصر به شمشير و زرهي بود براي جهاد در راه خدا و شتري براي كار در باغستان‎هاي مدينه. او به دستور پيامبر(ص) زره را كابين فاطمه(س) قرار داد كه به حدود 400 درهم به فروش رسيد و پول آن صرف فراهم آوردن مقدمات زندگي‎اش شد.پيامبر(ص) مقدار اندكي از پول را به بلال داد تا با آن عطر بخرد و بقيه پول را به چند تن از صحابه داد تا جهيزيه را از بازار فراهم كنند.
جهيزيه ساده و اندكي فراهم و نزد پيامبر(ص) آوردند. ساده و بي‎تكلف مي‎نمود. پيامبر(ص) چون سادگي بيش از حد اشياء را نگريست دست به دعا بلند كرده و فرمود: خدا به اهل بيت بركت دهد. و البته خدا نيز چنين كرد. خدا خواست كه اهل بيت پاك و مطهر قرار گيرند، به دور از هرگونه رجس و نازيبايي و ناپاكي. و خدا خواست كه تا روزگار هست و هست، هرجا كرامتي ديده شود دوستدارانش به ياد حسن(ع) بيفتند و هر جا قيامي در راه خدا بر عليه ظلم ستم كيشي روي دهد با پرچم حسين(ع) افراشته شود و الگوي هر زن مسلماني زينب(س) باشد.

فلسفه حجاب
برهنگي زنان، بيماري قرن ماست

پيشينه و تاريخ حجاب به آغاز آفرينش انسان مسؤول برمي گردد و موضوع تازه‎اي نيست كه درباره علل آن به جست و جو بپردازيم. در مقابل، بد حجابي و برهنگي، پديده‎اي تازه است. به گفته چارلي چاپلين: «برهنگي زنان، بيماري قرن ماست» كه بايد در علل پيدايي آن، به تحقيق و تفحص پرداخت.
نوع لباس و پوشش بانوان در هر كشوري، نماد ملي و فرهنگي آن كشور محسوب مي‎شود. بانوان تركمن حجاب خاصي دارند؛ چنان‎چه زن‎هاي محترم بلوچ و عشاير نيز پوشش مخصوصي دارند. شهرستان‎ها و روستاهاي ايران به فراخور آداب و سنن اجتماعي و فرهنگي خود پوشش ويژه‎اي را انتخاب كرده اند، لكن به‎طور كلي چادر مشكي، يك حجاب همگاني و مشترك بين اقوام مختلف شيعه و سني در كشور ما به شمار مي‎رود. گرچه غالب كشورهاي اسلامي نظير ايران، از چادر براي پوشش خود استفاده مي‎كنند، ولي در ايران، چادر، لباس ملي و مذهبي ماست. خوانندگان عزيز نبايد از اين نكته غفلت كنند كه هر نوع دگرگوني در ساختار فرهنگي و اجتماعي، با تغيير پوشش و نوع لباس همراه است؛ چنان‎چه استيلاي فرهنگي و سلطه پذيري نيز، از تحول فرهنگ پوشش، جدا نمي‎باشد. بانواني كه وضع حجاب آن‎ها مناسب با شخصيت فردي و اجتماعي شان نيست، بي‎گمان تحت تأثير سلطه فرهنگ استعماري قرار دارند. اين عده بايد توجه داشته باشند كه بافت اعتقادي و فرهنگي ايران اسلامي با مشخصات خاصي كه دارد، با فرهنگ اخلاق غربي در تضاد است؛ مثلاً معاشرت دختر و پسر و زن و مرد در ميان غربي‎ها، حريم و حرمتي ندارد و ثمره آن، وجود انواع نابساماني‎ها، طلاق‎ها، افسردگي‎ها، بدبيني‎ها و خودكشي هاست؛ اما ضرورت حفظ حريم و حرمت ميان نامحرمان در كشور ما، موجب وحدت و صميميت شده و مي‎شود. بنابر اين همه دختران معصوم و بانوان گران سنگي كه به عللي حجاب كامل را رعايت نمي‎كنند، با كوچك‎ترين يادآوري و تنبّه، به خود آمده، حجاب را با فرهنگ كامل آن پذيرا مي‎شوند و امنيت جسمي و رواني را براي خود به ارمغان مي‎آورند. بانوان با حجاب ما مانند آن بانوي قهرمان تركيه كه شش سال زندان لائيك‎ها را تحمل كرد، ولي دست از تبليغ گفتاري و عملي چادر برنداشت، هرگونه زخم زبان و استهزاي بوالهوسان را تحمل مي‎كنند، ولي حجاب ملي و اسلامي خود را از دست نمي‎دهند.