صفحه فرهنگي-اجتماعي

امنيت رواني و شرايط بحراني

 داوود عامري

پس از شيوع بيماري كرونا در ووهان چين، به علت قدرت تهاجمي و سرايت سريع اين بيماري، به سرعت ويروس آن به مناطق مختلف جهان سرايت كرد و اين بار، آن چه كه خطرناك‎تر از بيماري كرونا در جامعه شيوع پيدا كرد، ترس از ابتلا به كرونا بود. بنا بر اين واقعيت امروز جامعه ما، تشديد ترس و وحشت عمومي از ابتلا به كرونا است كه به گفته اغلب پزشكان و مسؤولان بهداشت و درمان كشور ما و ساير كشورهاي جهان، از آنفولانزاي اچ1 ان1، نه تنها خطرناك تر براي مبتلايان نيست، بلكه درصد تهديد جاني اين دو ويروس قابل مقايسه با هم نيستند.

اما آن چه انگيزه اين يادداشت است، نگاهي به كنشگري مردم در برابر يك تهديد عمومي است كه اتفاقاً اين بار ديگر عامل سياست در آن نقش نداشته است تا جناح‎هاي مختلف كشور و اهالي سياست بخواهند از اين نمد نيز كلاهي براي منافع مثلاً جناحي خود دست و پا كنند و به قول يكي از مسؤولان كشور كه تست كروناي خود وي نيز مثبت اعلام شد، اين ويروس فقير و غني و يا مسؤول و غير مسؤول نمي‎شناسد، لذا همان طور كه همه در برابر آن ممكن است آسيب ببينند، به همان علت نيز، لزوم همكاري و هماهنگي ملي براي مقابله با آن هم ضرورت است. اما در اين ميان متأسفانه مواجه با برخي رفتارهاي كاملاً غير انساني و سوداگرانه بوديم كه واقعاً با فرهنگ ما ايرانيان نوع دوست و از خود گذشته نا آشنا است. در كشوري كه يك روز در حملات شيميايي در دفاع مقدس، جوانان ماسك خود را برداشته و به همرزم يا هم وطنش مي‎داد، اين كنش فرهنگي رفتاري كاملاً غريبه است و جاي هيچ گونه توجيه اخلاقي براي آن نمي‎توان يافت.

از يك طرف برخي افراد سودجو حتي ملاحظه سلامتي خود و خانواده و نزديكانشان را هم در نظر نگرفتند و با احتكار و گرانفروشي مواد ضدعفوني كننده و همچنين لوازم جلوگيري از انتشار ويروس مثل ماسك و فروش آن‎ها به چندين برابر قيمت واقعي، در انتشار ويروس و ايجاد جو رواني ترس و نااميدي به جهت كميابي مواد مورد نياز براي مبارزه با ويروس كرونا كمك كردند. اين‎گونه افراد واقعاً تنزل اخلاقي و فرهنگي خود را به نهايت پستي و دنائت به نمايش گذاشتند.

خوشبختانه انتشار اخبار فراواني از افراد خير و انسان‎دوست كه در مقابل چنين افرادي با پخش رايگان ماسك و ساير مواد مورد نياز براي مقابله با ويروس كرونا، نشان دادند كه هنوز فرهنگ ايثار و گذشت، وجه غالب و بارز خصيصه فرهنگي ايرانيان مسلمان است كه بارها خود را در كمك به سيل‎زدگان، زلزله‎زدگان و ساير آسيب‎ديدگان جامعه خود را نشان داده است.

و اما مورد ديگري كه بسيار خطرناك‎تر ظاهر شد، خارج شدن اوليه كنترل و اشراف خبري و اطلاع‎رساني رسانه‎هاي موثق و مورد اعتماد مردم در خصوص انتشار ويروس كرونا بود كه باعث شد، شيوع اين بيماري به مراتب بيش تر از ميزان واقعي خود نشان داده شود و يك وحشت عمومي را در جامعه دامن بزند؛ اگرچه به تدريج شاهد ورود جدي مسؤولان و رسانه ملي به حوزه اطلاع‎رساني درباره شيوع ويروس كرونا شديم و صدا و سيما در حال تبديل شدن به مرجع قابل اعتماد مردم مي‎شود كه به همان اندازه نيز شاهد بازگشت آرامش رواني به جامعه‎ايم. بنابراين با توجه به حوادث و جو رواني كه در اين چند روز در جامعه ما از رفتارهاي مثبت و منفي ديده شد، بايد درس‎هايي بگيريم و بدانيم كه:

1. جامعه ايران را نه سياه ببينيم و نه سفيد، بلكه واقعيت‎هاي موجود در آن را كه وجود افراد ايثارگر، با گذشت و خيرخواه در كنار سودجويان و محتكران است، بپذيريم و با لحاظ همه واقعيت‎هاي زشت و زيبا، آمادگي دائمي داشته باشيم. البته اصالت و فرهنگ جامعه ايران همان جامعه ايثارگر و نوع دوست است كه بايد خوب ديده شود و تقويت شود، اما نبايد بخش غافل و سودجو را هم فراموش كرد و در جهت هدايت، مهار و مقابله با آن تلاش كرد.

2. همان‎طور كه بارها، قدرت فضاي مجازي را هم در تخريب و هم در ارتقاي اخلاق و دانش مردم ملاحظه كرده‎ايم، محيط مجازي را جدي بگيريم و براي افزايش دانش رسانه‎اي مردم، برنامه‎هاي جدي و زيربنايي داشته باشيم. واقعيت اين است كه فضاي مجازي واقعيت بسيار ملموس و عيني زندگي امروز است و امكان محدودسازي آن وجود ندارد، بنابراين بايد آن را هدايت و مديريت كرد تا بتوان بدين طريق از منافع آن جامعه را برخوردار و از آسيب‎هاي آن كاست.

3. كرونا، بيماري، سيل، زلزله و … جزئي از زندگي انسانند و تازگي ندارند، اما آن چه مسلم است، امروزه غافلگيري در برابر آن‎ها مفهوم خود را از دست داده است و بايد دولت‎ها هميشه براي چنين حوادثي آمادگي داشته باشند و براي مديريت و مقابله صاحب زير ساخت و تدابير لازم باشند.

4. مهم‎ترين درس هم براي منابع رسمي و هم براي مردم اين است كه اولاً منابع رسمي خبري و مسؤولان مربوطه بايد طوري عمل كنند كه هميشه مرجعيت خبري و اطلاع‎رساني خود را حفظ كنند و اين امر مستلزم حفظ صداقت، هوشمندي و كار رسانه‎اي درست است تا در چنين شرايطي فرصت به دست معاندان و مخالفان نيفتد.

5. نكته ديگر وظيفه نخبگان و گروه‎هاي مرجع و نقش آن‎ها در چنين شرايطي است كه همانا همدردي، همراهي، هدايت خيرخواهانه آموزش و حمايت براي رفع بحران است، اما در اين رويداد يا به وظيفه خود عمل نكردند و به بيراهه رفتند به خصوص چهره‎هاي مشهور كه به‎جاي التيام درد مردم و عمل به وظيفه ديني، نمك به زخم مردم زدند و امنيت رواني جامعه را مختل كردند و خواسته يا ناخواسته به زيان خود و مردم عمل كردند كه بهتر است وظيفه خود را بشناسند و سعي در جبران آن كنند.

سوي ديگر اين مساله مردم قرار دارند كه بايد بدانند كه هيچ منبع خبري نمي‎تواند به اندازه مقامات مسؤول و رسانه‎هاي رسمي كشور مورد اعتماد و موثق باشد و اعتماد به آن‎ها بهترين كمك براي عبور از بحران‎ها است. البته اين در شرايطي است كه سازمان‎هاي مسؤول توسعه لازم را در خبر رساني درست و مديريت فضاي رسانه‎اي را داشته باشند و بتوانند فضاي رواني جامعه به سوي احساس امنيت هدايت كنند.

 در محضر قرآن

درس هايي از قرآن

قطعاً شما از (سرنوشت) كسانى از خودتان كه در روز شنبه، نافرمانى كردند (و به جاى تعطيل كردن كار در اين روز، دنبال كار رفتند) آگاهيد، ما (به‎خاطر اين نافرمانى) به آنان گفتيم: به شكل بوزينه باشيد در حالي كه مطرود هستيد.
بقره/65
نكته‎ها
يكى از احكام تورات، وجوب تعطيل كردن شنبه بود كه حرص و آز، گروهى از بنى‎اسرائيل را به كار واداشت و با حيله‎اى روزهاى شنبه، كار مى‎كردند. لذا خداوند، افراد حيله‎گر را به‎صورت بوزينه در آورد تا درس عبرتى براى ديگران باشد. اين ماجرا علاوه بر اين آيه در سوره اعراف «اعراف، 163- 166» نيز آمده است. و اصولًا مسخ چهره، يكى از عذاب‎هاى الهى و تحقّق قهر خداوندى است. گروهى از مسيحيان هم بعد از نزول مائده آسمانى، كفر ورزيدند كه به شكل بوزينه و خوك در آمدند. «وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازِيرَ» «مائده، 60»
كلمه «سبت» به معناى قطع و دست كشيدن از كار است. چنان كه در آيه‎اى ديگر، درباره نقش خواب فرموده است: «وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً» «نبأ، 9» و لذا شنبه، روز تعطيلى يهود، «يوم السبت» ناميده شده است.
«خاسِئِينَ» از ماده «خسأ» به معنى «طرد نمودن» است. اين واژه ابتدا براى طرد سگ به كار رفته، ولى سپس به‎طور عام استعمال شده است. در آيه به جاى «قردة خاسئة»، «خاسِئِينَ» فرموده كه صفت براى جمع مذكّر عاقل است، شايد اين استعمال براى آن است كه جسم آنان تبديل به بوزينه شده، نه روح و عقل انسانى آنان. زيرا در اين صورت، عذابِ بيش ترى مى‎كشند. هر چند كه برخى، همانند مراغى در تفسير خود، مراد از بوزينه شدن را يك تشبيه دانسته و گفته‎اند: اين آيه نيز نظير آيه «كَمَثَلِ الْحِمارِ» و يا «كَالْأَنْعامِ» است.
يعنى مسخ معنوى آنان منظور است، نه مسخ صورى و ظاهرى. ولى در تفسير اطيب‎البيان روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمودند: خداوند هفتصد امّت را در تاريخ به‎خاطر كفرشان، تغيير چهره داده و به سيزده نوع حيوان، تبديل شده‎اند.

 پرتوي از حكمت

راز نجات از بيماري وبا

نقل شده است كه آيت‎الله شيخ عبدالكريم حائري، آقا ميرزا علي آقا شيرازي و سيد محمد سنگلجي در سامرا در پشت بام در محضر آيت‎الله ميرزا محمد تقي شيرازي درس مي‎خواندند، و اين زمان، مقارن با موقعي بود كه بيماري «وبا» اهالي سامرا را مبتلا كرده و عده‎اي از شيعيان بر اثر اين بيماري فوت كرده بودند. در اين ميان، آيت‎الله سيد محمد فشاركي در حالي كه ناراحت و پريشان بود، به نزد عالمان مذكور آمد و بين ايشان و آيت‎الله ميرزاي شيرازي دوم صحبت از بيماري وبا و عوارض مرگبار آن شد. سيد محمد فشاركي از آن جمع پرسيد: آيا مرا مجتهد مي‎دانيد؟ جواب دادند: بلي؛ افزود: آيا مرا عادل مي‎دانيد؟ پاسخ مثبت داده شد، پس آيت‎الله فشاركي گفت: «من به تمامي شيعيان سامرا از زن و مرد، حكم مي‎كنم از امروز تا مدت ده روز همه مشغول خواندن «زيارت عاشورا» شوند و ثواب آن را به روح نرجس خاتون والده ماجده حضرت حجه بن الحسن ـ عليها السلام ـ هديه نمايند تا آن حضرت در پيشگاه خداوند شفاعت كند كه خداوند، شيعيان اين سامان را از بيماري مهلك وبا نجات دهد و من ضامن مي‎شوم كه هر كس اين عمل را انجام دهد، مبتلي به عارضه وبا نگردد».
اين حكم كه صادر گرديد، اهل مجلس آن را به تمام شيعيان ابلاغ كردند. و مردمي كه در شرايط آشفته‎اي به سر مي‎بردند و تلفات ناشي از بيماري وبا، آنان را در هاله‎اي از بيم و نگراني فرو برده بود، زيارت عاشور را خواندند. از فرداي آن روز هيچ كس از شيعيان به‎دليل بيماري وبا، تلف نگرديد و بنا به نقلي برخي از سني‎ها از آشنايان شيعه خود پرسيدند: سبب اين كه ديگر كسي از شما بر اثر مرض وبا نمي‎ميرد چيست؟ جواب داده بودند: زيارت عاشورا مي‎خوانيم... آن‎ها نيز به خواندن آن مشغول شدند و بلا از ايشان هم برطرف شد.

 بوستان حكايت

زيبايي در خانه به خاطر احترام به همسر

خانه مرحوم ميزرا جوادآقا تهراني بسيار جالب و ديدني بود، وسائل و لوازم منزل به‎طور منظم چيده شده بود، مثلا" رنگ پرده‎ها كه خيلي ساده بود ولي متناسب با رنگ منزل بود. بقيه وسائل موجود در خانه نيز چنين بود.
علت اين‎ها را از مرحوم آقا پرسيدند كه مثلا" چرا اين قدر مرتب و منظم است؟
ايشان فرمودند: همسرم از خانواده آبرومند و نسبتا" متمكني است، موقع ازدواج گفتم كه طلبه هستم و چيز زيادي ندارم و آن‎ها بدين صورت قبول نمودند، ولي بعدها مي‎ديدم هر وقت اقوام و خويشان همسرم به منزل ما مي‎آمدند، خانه سرو سامان خوبي نداشت و باعث خجالت و شرمندگي همسرم مي‎شد.
لذا به‎خاطر احترام به همسرم و رضايت او منزل را به اين صورت درآوردم كه مشاهده مي‎كنيد و اين موجب رضايت و خشنودي او شد.
خاطراتي از آيينه اخلاق