صفحه سياسي

فاطمه زهرا(س) الگوي مشاركت سياسي زنان مسلمان

 دكتر محمد ملك زاده

مقدمه

امروزه ورود زنان به مسايل سياسي - اجتماعي كشورها از جمله اموري است كه از سوي محافل روشن‎فكري بسيار مورد توجه قرار گرفته و از آن به‎عنوان يكي از مهم‎ترين شاخص‎هاي توسعه ياد مي‎شود و در مقابل، عدم ايفاي نقش و مشاركت زنان در اين امور، به‎عنوان يكي از نشانه‎هاي توسعه‎نيافتگي و عقب‎ماندگي كشورها عنوان مي‎شود. در اين رابطه بسياري از اين محافل به اصطلاح روشنفكري با الگو قرار دادن جوامع غربي، دين اسلام و به‎طور خاص جامعه اسلامي ايران را به نقض حقوق زنان و ممانعت از ورود آنان به مسايل سياسي - اجتماعي و مشاركت در تعيين سرنوشت خويش متهم مي‎سازند. در اين نوشتار در خلال مقايسه‎اي گذرا ميان جايگاه زنان مسلمان در ايران با جايگاه زنان در جوامع غربي، الگوي مشاركت سياسي زن مسلمان ايراني را در تاريخ اسلام و غرب مورد بررسي قرار خواهيم داد.

پيشينة تاريخي جايگاه زنان در جهان غرب

بر اساس شواهد متعدد تاريخي، زنان تا قرن‎ها در جوامع غربي و اروپايي حتي از بسياري از حقوق طبيعي و اوليه خود مانند حق مالكيت خصوصي و تملك اموال شخصي محروم بودند. سابقه تاريخي انديشه برابري زن و مرد و درخواست براي حق مشاركت سياسي زنان در غرب نيز بسيار كوتاه و از نيمه دوم قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم به بعد قابل بررسي است. در انگلستان، جنبش سياسي زنان براي كسب حقوق سياسي در سال 1856آغاز شد.(1) اما حق رأي سياسي زنان تنها در اوايل قرن بيستم در بعضي از كشورهاي اروپايي مورد شناسايي قرار گرفت. در انگلستان در سال 1918م، در آمريكا در سال 1925م و در فرانسه در سال 1944م و بالاخره در سوئيس در سال 1971م حق رأي زنان تنها در انتخابات دولت فدرال در يك رأي‎گيري عمومي تصويب شد با اين حال تا سالها بعد، برخي از كانتون‎ها همچنان حق رأي زنان را در امور ايالتي به رسميت نشناختند. در حال حاضر نيز ميزان مشاركت زنان غربي در امور سياسي كم‎تر از مردان است، مثلا، در فرانسه دو سوم كل كساني كه رأي نمي‎دهند زن هستند.(2) بنابراين با وجود تبليغات اغواگرانه در خصوص اعطاي آزادي و حقوق زنان در غرب، همين الان نيز مشاركت سياسي زنان در غرب بسيار پايين است. بسياري دليل اصلي اين امر را حاكميت همان ديدگاه تحقيرآميز گذشته جوامع غربي نسبت به شخصيت زن مي‎دانند. ديدگاهي كه معتقد بود زنان بايد بطور مستقل از دخالت در مسايل مهم علمي، سياسي و اجتماعي دور بمانند. به اعتقاد ژان ژاك روسو: «جستجوي حقايق انتزاعي و عقلي و مبادي اصول علوم و دانش‎ها و هر آن چيزي كه نيازمند تعميم باشد، خارج از حد ادارك زنان است. مطالعات زنان بايد كلا عملي باشد. وظيفه آن‎ها اِعمال اصولي است كه مردان كشف كرده‎اند».(3) غالب متفكران غربي جنس زن را فاقد توانمندي و ويژگي‎هاي لازم براي ورود به سياست مي‎دانستند.(4)

شكل‎گيري جنبش‎هاي فمينيستي در غرب را بايد در واكنش به همين نگاه تحقيرآميز و نقض حقوق زنان در جوامع غربي دانست. شورش‎هاي فيمينيستي در برابر اين باور رايج در غرب به راه افتاد كه زنان را به لحاظ خلقت پست‎تر از مردان تلقي مي‎كرد و حاضر نبود حقوق مساوي براي زنان جهت كسب استقلال اقتصادي و دخالت در مسائل سياسي همانند مردان را به رسميت بشناسد.

پيشينة تاريخي جايگاه زنان مسلمان در ايران

دين اسلام از ابتداي ظهور در جزيره العرب به مقابله با رويكرد جاهلانه و تحقيرآميز جوامع عربي و ساير جوامع انساني آن روز نسبت به شخصيت زن برخاست و به جايگاه انساني و مستقل زنان به‎طور مساوي با مردان تاكيد ورزيد. در زمان ورود اسلام به اين سرزمين، موقعيت و حرمت زنان در ايران، به نسبت ساير ممالك هم‎عصر خود، بهتر بوده است. زماني كه در يونان قديم زنان حتي شهروند عادي هم به حساب نمي‎آمدند، و در دوراني كه اروپاي شمالي در بربريت مطلق قرار داشت، زنان مسلمان ايراني مانند ريحانه، دختر حسين خوارزمي، به تحصيل و تدريس علوم مختلف مانند علم نجوم اشتغال و در مسايل سياسي - اجتماعي ورود داشتند. برخي علمدار قيام‎هاي اجتماعي بودند. همسر شهريار پسر بازان، نايب‎السلطنه ايران در يمن، فرمان‎دهي سپاهيان را در يمن بر عهده گرفت(5)؛ سيده ملك خاتون، همسر ركن‎الدوله ديلمي، در زمان ابوعلي سينا به مدت ده سال نيابت سلطنت مجدالدوله را برعهده داشت. وي مورد احترام مردم بود و از ابوعلي سينا جانب‎داري مي‎كرد(6)؛ ملكه خيرالنساء، مادر شاه عباس كبير از زنان نامدار ايران بود كه فرمان‎دهي قشوني متجاوز از 100هزار نفر سواره و پياده از قزوين تا شيروان را بر عهده داشت و عثمانيان را از خاك ايران بيرون كرد.(7) در دوران قاجار نيز در مقاطع مختلف بخصوص در دوره حكومت ناصرالدين شاه به بعد، تهران مكرّر شاهد تظاهرات دسته جمعي زنان در حمايت از فرمان علما عليه استبداد و استعمار بود.(8) منابع تاريخي حضور با شكوه و تظاهرات دسته‎جمعي زنان در جنبش تحريم تنباكو و مخالفت با حكم ناصرالدين شاه در تبعيد آيت‎الله ميرزاي آشتياني به عتبات عاليات بود كه به بازار هجوم بردند و مغازه‎ها را با اجبار و تهديد بستند.(9) در جريان اولتيماتوم دولت روسيه به ايران و دخالت در امور داخلي اين كشور، زنان جلوتر از مردان در شهرهاي اصفهان و قزوين و آذربايجان، صداي اعتراض خود را بلند كردند. به نوشته بدرالملوك بامداد: «هزاران زن ايراني در تظاهرات گرد آمدند و بعضي از آن‎ها بر فراز ديوار يا سكّويي رفتند و براي مردم سخن گفتند و بر ضرورت دفاع از انقلاب پاي فشردند و از مجلس خواستند كه در برابر تهديدهاي خارجي بايستد».(10) شوستر، تظاهرات مجلس را توسط صدها «زن محجوب» توصيف مي‎كند كه به سمت مجلس به راه افتادند و پس از ورود به پارلمان به رئيس مجلس اخطار كردند كه اجازه نخواهند داد كه او و همكارانش لحظه‎اي از اجراي وظايف خود، كه همانا پاسداري از آزادي و حيثيت مردم ايران است، غفلت ورزند.(11) در تحريم كالاهاي اروپايي دوره قاجار در يك مورد زنان به قهوه‎خانه‎ها رفتند و از صاحبان اين اماكن خواستند كه يا مصرف شكر اروپايي را متوقف كنند و يا قهوه‎خانه‎ها را ببندند. آنان همچنين استفاده از كالسكه اروپايي را، كه عمدتا وسيله انتقال زنان بود و نيز تنها خط آهن تهران و ري را تحريم كردند؛ به‎طوري كه به نوشته روزنامه ايرانِ نو آن موضوع را در مقاله‎اي تحت عنوان «مردانگي زنان» گزارش داد تا چند روز همه آن وسايل بلااستفاده بود. در هجوم قواي روس به قزوين نيز «هيأت نسوان» اين شهر با درخواست كمك از ساير شهرهاي ايران از جمله از «هيأت نسوان» اصفهان خواستار شد كه زنان مسلّح گردند و عليه روس‎ها وارد جنگ شوند.(12)

در دوره پهلوي اين رژيم دست‎نشانده تلاش كرد با تضعيف ارزش‎هاي ديني و سنتي ايران، الگوي زن غربي را براي جامعه ايران پياده نمايد از اين رو با راه‎اندازي انجمن‎هاي مختلف به سبك غرب، فضاي نامناسبي براي حضور زنان در جامعه ايجاد كرد. شيوع فساد در سطح شهرها به‎ويژه در شهرهاي بزرگ، باعث گرديد قاطبه زنان و خانواده‎هاي ايراني كه به ارزش‎هاي اسلامي و ايراني پايبند بودند، از حضور در اين اجتماعات آلوده و فاسد پرهيز نمايند. عيني‎ترين اقدام رضاشاه در رابطه با زنان، پديده كشف حجاب بود كه موجي از اعتراضات را به همراه داشت. از اين رو زنان در نهضت انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) پيشاپيش مردان در صحنه‎هاي مختلف مبارزه با رژيم حضور داشتند. حضور باشكوه زنان مسلمان ايراني در موضوعات مختلف سياسي تاريخ معاصر ايران بسياري از نويسندگان غربي را به تعجب واداشته است. مورگان شوستر، اقتصاددان آمريكايي، تلاش‎ها و خدمات ارزشمند زنان ايراني را كه در جهت تحقق انقلاب مشروطيت به عمل آورده‎اند، مي‎ستايد و معتقد است: «زنان محجوب ايراني، كه تجربه سياسي و اجتماعي چنداني نداشتند، يك شبه ره صد ساله رفتند... و طي چند سال به دستاوردهايي نيل كردند كه زنان غربي در طول چند دهه و حتي يك قرن به آن دست يافته بودند.»(13) ژانت آفاري نيز حضور گسترده زنان ايران در انقلاب اسلامي ايران را ناشي از زمينه‎هاي فرهنگي و ارزشي‎اي مي‎داند كه ريشه در تاريخ زنان ايران دارد.(14)

انقلاب اسلامي و تحول جايگاه زن

مشاركت سياسي زنان بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در دو شيوه مستقيم و غير مستقيم به طرز چشم‎گيري افزايش يافت. شركت در راهپيمايي‎هاي مختلف؛ شركت در بسيج مستضعفين و آمادگي نظامي؛ شركت در رأي‎گيري‎ها و انتخابات مختلف؛ شركت در مجلس مقنّنه به‎عنوان نماينده مردم؛ شركت در قواي مجريه سياسي؛ شركت در خدمات اداري دولتي داخلي و بين‎المللي؛ شكل‎گيري گروه‎ها و انجمن‎هاي خاص زنان براي بيان منافع؛ و مشاركت سياسي غير مستقيم در صحنه‎هاي مختلف انقلاب و دفاع مقدس نمودهاي مشاركت سياسي زنان بعد از پيروزي انقلاب اسلامي است.

نتيجه‎گيري

بر اساس شواهد بي‎شمار تاريخي، مساله مشاركت سياسي زنان ايراني بدون آن كه ارتباطي به نهضت زنان اروپايي داشته باشد، ريشه در فرهنگ ديني تشيع دارد؛ ايدئولوژي حاكم بر جنبش زنان اروپايي بر پايه فمينيسم و سكولاريسم استوار بود؛ اما اين اصول در بين زناني كه در نهضت مشروطه و همچنين انقلاب اسلامي شركت مي‎كردند، وجود نداشت، همواره حضور زنان با پوشش كامل اسلامي صورت گرفته و در آن‎ها از شعارهاي مذهبي براي دفاع از كيان مملكت استفاده مي‎شده است.

جايگاه زن مسلمان ايراني با پيروزي انقلاب اسلامي ارتقا يافت و به اوج عزّت و سربلندي رسيد. در اين دوره تحوّلي اساسي و ژرف در وضعيت زنان جامعه ايران به وجود آمد و دامنه مشاركت آنان نيز با پيروي از الگوهاي ديني گسترش يافت. امروز براي عموم زنان ايراني هيچ ممنوعيتي در تحصيل و رسيدن به كمال حتي تا عالي‎ترين سطوح ممكن وجود ندارد. اين‎ها را بايد در پيش‎زمينه فرهنگ ديني زنان مسلمان ايراني با حضور بزرگان دين همچون فاطمه زهرا(س) و زينب كبري(س) جست و جو كرد كه هنگام ضرورت برترين حضور را در عرصه‎هاي سياسي اجتماعي نشان مي‎دادند و اين همان چيزي است كه روشنفكران غربزده نسبت به آن بيگانه‎اند.

پي‎نوشت ها

1. حسين بشيريه، جامعه‎شناسي سياسي، چ سوم، تهران، نشر ني، 1376، ص290.

2. همان، ص292.

3. J. J. Rousseau, Emile, Dutton (press 1955), p. 350

4. نسرين مصفّا، مشاركت سياسي زنان در ايران، تهران، وزارت امورخارجه، 1375، ص73-74.

5. ابوالفضل بيهقي، تاريخ بيهقي، اميركبير، تهران، 1352، ص72ـ70.

6. محمود طلوعي، زن بر سرير قدرت، تهران، اسپرگ، 1371، ص 7و8.

7. نسرين مصفّا، پيشين، ص105.

8. خسرو معتضد و نيلوفر كسري، سياست و حرامسرا: زن در عصر قاجار، تهران، علمي، 1379، ص 203و204.

9. شيخ حسن كربلايي، تاريخ دخانيه، ص 172ـ168 ابراهيم تيموري، قرارداد رژي: تحريم تنباكو؛ اولين مقاومت منفي در ايران، ص 104ـ102و169.

10. بدرالملوك بامداد، زن ايراني از انقلاب مشروطه تا انقلاب سفيد، انتشارات ابن سينا، تهران، 1374، ص48.

11. ژانت آفاري، انجمن‎هاي نيمه‎سرّي زنان در نهضت مشروطه، ترجمه جواد يوسفيان، ص57.

12. همان، ص60.

13. همان، ص7.

14. همان.

به روايت دكتر مرندي؛
ناگفته هاي شنيدني از مواجهه رهبرانقلاب با مسائل پزشكي

به گزارش جهان نيوز، دكتر عليرضا مرندي، رئيس فرهنگستان علوم پزشكي در گفت وگوي كوتاهي به ماجراي ضبط اين پيام و دغدغه‎هاي رهبر انقلاب در حوزه سلامت عمومي و سبك زندگي شخصي ايشان در مواجهه با مسائل پزشكي اشاره كرده است:

در پيامي كه اخيراً رهبر انقلاب خطاب به جامعه پزشكي منتشر كردند شما هم حضور داشتيد كه موجب واكنش‎هاي زيادي از سوي رسانه‎هاي مختلف شد. به‎عنوان كسي كه در كنار ايشان بوديد درباره اين پيام مقداري صحبت كنيد.

وقتي صبح پنج‎شنبه خدمت ايشان رسيدم، ايشان به من فرمودند كه قبل از هر كاري ابتدا بيا به دفتر كارم برويم كه من مي‎خواهم يك پيامي را خطاب به پزشكان بدهم. من به همراه ايشان به دفتر كارشان رفتيم و دوربين هم حاضر و آماده بود و همان‎طور كه همه ديدند اين پيام در محل كارشان منتشر شد.

شما به‎عنوان پزشك معتمد رهبر انقلاب از زمان رياست‎جمهوري تا به الآن ارتباط نزديكي با ايشان داشتيد. مصاديقي درباره دغدغه‎ها و تأكيدات رهبر انقلاب در حوزه سلامت و پزشكي و اهميتي كه ايشان در اين حوزه قائل هستند را مقداري صحبت كنيد؛ و نگاه ايشان به مساله سلامت و بهداشت و درمان چه در حوزه فردي و چه در حوزه اجتماعي چگونه است؟

رفتار و تأكيدات و دغدغه‎هاي ايشان را بايد در قالب اعتقادات فوق‎العاده قوي مذهبي‎شان ديد. من اخيراً كتاب «خون دلي كه لعل شد» را در ارتباط با خاطرات حضرت آقا مطالعه مي‎كردم، و فكر مي‎كنم كه همه بايد اين كتاب را بخوانند. ايشان از بچگي روي مباني اعتقادي بسيار قوي بودند و تقواي خيلي بالايي داشتند و كسي كه چنين اعتقاداتي دارد طبيعتاً به سلامت هم خيلي اهميت مي‎دهد. خداوند احياي يك بشر را مثل احياي كل بشر قلمداد مي‎كند. حضرت آقا هم به شدت به سلامت خودشان و خانواده‎يشان و جامعه فوق‎العاده اهميت مي‎دهند. از زماني كه من معاون آقاي دكتر منافي بودم تا زماني كه وزير شدم، براي درست كردن شبكه بهداشت و درمان و واكسيناسيون بچه‎ها و نياز‎هاي بهداشتي جامعه، ايشان زمينه را براي ما فراهم مي‎كردند. به‎عنوان مثال در اوج مشكلات و در اوج جنگ وقتي متوجه شدند كه ما پول و درآمد نداريم و براي واكسينانسيون و خدمات بهداشتي نياز به اتومبيل داريم، پول خريد اتومبيل را برايمان تأمين كردند.

يا زماني كه ما تصميم گرفتيم كه برنامه بسيج سلامت كودكان را شروع كنيم، ايشان در آن زمان رئيس جمهور بودند و براي افتتاح برنامه تشريف آوردند و سخنراني كردند؛ و اولين قطره فلج اطفال كه در حقيقت اولين قدمي بود كه براي واكسيناسيون با هم داشتيم را ايشان به يك كودكي دادند. حضرت آقا بر روي خانم‎ها و بچه‎ها حساسيت بيش‎تري دارند و هميشه سفارش آن‎ها را مي‎كنند. به‎خاطر دارم كه در سال ۶۴ در يكي از استان‎ها، استاندار و رئيس دانشگاه به اين نتيجه رسيده بودند كه خانم‎ها بايد به دندان‎پزشك خانم مراجعه كنند و آقايان بايد به دندان‎پزشك آقا مراجعه كنند. من موافق نبودم و به خدمت حضرت آقا رسيدم و موضوع را به ايشان گفتم. آقا فرمودند كه اين كار درست نيست و ما بايد آن‎قدر نيرو تربيت بكنيم كه اين خانم اگر مي‎خواهد به خانم پزشك مراجعه كند هيچ اشكالي نداشته باشد، اگر هم مي‎خواهد به پزشك آقا مراجعه كند ما نبايد جلويش را بگيريم. حضرت آقا سعه صدر زيادي دارند و دگم هم نيستند و واقع‎بين هستند. الآن هم به‎دليل شيوع ويروس كرونا به شدت براي مردم ناراحت هستند و هزينه بالاي درمان بيماري‎هايي كه مردم بايد پول زيادي براي آن بپردازند ايشان را به شدت اذيت مي‎كند.

مصاديقي درباره اقدامات و توصيه‎هاي ايشان در رابطه با پيشرفت در حوزه پزشكي و بهداشت و درمان و نهضت ملي ريشه‎كن كردن فلج اطفال براي ما بفرماييد.

زماني كه ايشان رئيس جمهور بودند، ما به پزشك نياز داشتيم، اما در كشور به حد كافي پزشك هندي، پاكستاني و بنگلادشي وجود داشت. البته پزشك هم نبودند و اكثراً كارشناس پزشكي بودند. لازم بود كه آموزش پزشكي‎مان را در كشور زياد كنيم، اما وزارت علوم به ما گفت كه امكانات نداريم. بنابر اين ما يك لايحه نوشتيم كه دانشكده گروه پزشكي را جدا و با وزارت بهداري در آن زمان ادغام كنيم تا وزارت بهداشت تأسيس بشود. وقتي ايشان متوجه اين مطلب شدند، به شدت از آن دفاع كردند. همان زمان وزارت بهداشت شكل گرفت و دانشگاه آموزشي احداث و تأسيس شد.

درباره ريشه كن كردن فلج اطفال هم وقتي كه من ايده اين كار را به خدمت حضرت آقا عرض كردم، در ادامه به ايشان گفتم كه تعداد كاركنان ما براي اين كار كم است و اگر ممكن است ما از نيروي بسيج استفاده كنيم. ايشان از پيشنهاد من استقبال كردند و حتي نامه‎اي به فرمانده بسيج آن موقع نوشتند كه منجر به داوطلب ششصد هزار نفر از سوي بسيجيان شد. با توجه به تعداد بالاي داوطلبين ما از بين همه آن‎ها فقط چهارصدوپنجاه هزار نفرشان را پذيرفتيم و در ظرف كم‎تر از دوازده ساعت به دوازده ميليون خانوار مراجعه كرديم و واكسيناسيون را انجام داديم. اين‎ها همه‎اش به پشتيباني ايشان انجام شد. الآن هم حضرت آقا براي مبارزه با كرونا، همه امكانات نهاد‎هايي مثل ستاد اجرايي فرمان امام و بنياد مستضعفان در اختيار اين مساله قرار داده‎اند، تا نياز‎ها و امكانات بهداشتي‎اي كه نيست در كشور فراهم شود. لازم نيست كه همه‎اش را علني بگويند، ولي در مقابل همه مشكلات كشور دلسوز هستند و در همين مساله هم ايشان كاملاً وارد شده‎اند و نسبت به آن دلسوز هستند.

با توجه به اين‎كه رهبر انقلاب يك وجه نسبت به جامعه و نظام اسلامي دارند و يك وجه مرجعيت دارند، در زندگي شخصي در مواقعي كه تضادي بين سيره شخصي ايشان با نظرات و تشخيص پزشكان پيش مي‎آيد، ايشان چه ترتيباتي را اتخاذ مي‎كنند؟

هر نظر و تشخيصي را كه گروه پزشكي خدمت رهبر انقلاب ارائه مي‎كنند، هميشه دوست دارند توضيحش را هم بشنوند. به اين دليل كه بعضي مواقع ممكن است تداخلي با بعضي از وظايف مذهبي ايشان ايجاد كند. اگر توضيح ما برايشان قانع كننده باشد كه اغلب هست؛ هيچ‎وقت مخالفت نمي‎كنند. واقعاً بعد از سال‎ها توفيق به‎عنوان مسؤول تيم پزشكي ايشان يادم نمي‎آيد كه حتي يك مورد را هم مخالفت كرده باشند و هميشه مطالبي را كه ما خدمتشان ارائه مي‎كرديم مورد پذيرش ايشان بوده است. براي مثال ما از نظر نوع غذايي مثل نان و ماست و يا نان و پنير كه ايشان بخصوص در اوائل رهبري مي‎خوردند راضي نبوديم و به حضرت آقا مي‎گفتيم كه سن شما دارد بالا مي‎رود و شما نياز به غذاي مناسب‎تري داريد، يا تا همين چند ماه قبل ايشان به‎خاطر زندگي كردن مثل طبقات پايين جامعه ميوه نمي‎خوردند، اما بالأخره براي سلامتي‎شان قانعشان كرديم كه ميوه بخورند. [بعد شنيدم كه] از محافظانشان پرسيده‎اند كه ارزان‎ترين ميوه كدام است و آن ميوه را تهيه كرده بودند.

مشغله‎هاي رئيس جمهور كجاست؟
جزيره اي به نام «پاستور»

مواضع رئيس جمهور در دو موضوع «بنزين» و «كرونا» كه به مسائل اصلي تبديل شدند، نشان دهنده نوعي «كم اطلاعي» يا حتي «بي اطلاعي» از وضعيت جاري كشور است.

به گزارش جهان نيوز، مهر نوشت: اين روزها مسائل ملي در كشور اتفاق افتاده است كه پرداختن به نحوه برخورد رئيس جمهور، آن هم عليرغم انتظار حضور وي در خط مقدم رويارويي با آن مسائل كه شيوع و در برگيري به وسعت كل كشور داشته است، خالي از لطف نيست. مواضع و رويكرد رئيس جمهور در مسائل اخير نشان مي‎دهد كه حسن روحاني اشراف و آگاهي كافي و كاملي از تدابير اعضاي دولتش ندارد و بنا بر اعتقاد بسياري از تحليلگران رئيس جمهور نسبت به آينده تدابير و تصميمات دولت «كم اطلاع» يا حتي «بي اطلاع» است.

* كرونا

يكي از مصاديق اين موضوع را مي‎توان در روزهاي اخير و در موضوع «كرونا» شاهد بود. در پي بحران شيوع بيماري كرونا ويروس در نقاط مختلف جهان، شيوع اين ويروس در ايران رسماً در تاريخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۸ تأييد شد. اين در حالي است كه هيأت وزيران در تاريخ ۱۳ بهمن ماه به منظور مقابله و پيشگيري از ويروس كرونا مصوبه‎اي داشت كه تاكيد مي‎كرد «وزارت بهداشت آمادگي لازم و كامل در سطح ملي و استان‎ها براي پيشگيري از انتقال ويروس كرونا و مقابله با آن را داشته باشد و همه دستگاه‎ها مكلف به همكاري با اين وزارتخانه هستند»، در اين مصوبه همچنين تاكيد شد: «وزير كشور با هماهنگي وزارت بهداشت، دستورالعمل‎هاي لازم و اقدامات ضروري را به همه استانداران و فرمانداران به‎ويژه در استان‎هاي مرزي ابلاغ كند».

اما در اين ميان، كيانوش جهانپور سخنگوي وزارت بهداشت روز چهارشنبه(۳۰ بهمن) از مشاهده يك بيمار كرونايي در شهر قم خبر داد و حميدرضا قدير، رئيس دانشگاه علوم پزشكي قم نيز عصر همان روز فوت ۲ بيمار بر اثر كرونا در قم را تائيد كرد.

پس از انتشار خبر شيوع گسترده كرونا در ايران، كه هر روز با ارائه آماري از مبتلايان همراه بود، رئيس جمهور واكنش خاصي نداشت تا جايي كه وقتي روز جمعه(۲ اسفند) براي شركت در انتخابات يازدهمين دوره مجلس به وزارت كشور رفت، باز هم هيچ واكنشي نسبت به اخبار كرونايي در كشور بروز نداد.

اولين سخنان رسمي حسن روحاني را بايد يكشنبه(۴ اسفند) در ديدار وزير خارجه اتريش مشاهده كرد، آن جايي كه با اشاره به بيماري كرونا گريزي به تحريم‎هاي آمريكا زد و گفت: «تحريم آمريكا مانند ويروس كرونا است كه ترس و وحشت آن بيش‎تر از واقعيت آن است».

تأخير رئيس جمهور براي اقدام عملي

وي در همان تاريخ يعني ۴ اسفند ماه و پس از ۵ روز از اعلام رسمي ورود اين ويروس به كشور، در حكمي به سعيد نمكي وزير بهداشت دستور داد تا ستاد ملي مبارزه با كرونا را متشكل از وزراي كشور، راه و شهرسازي، آموزش و پرورش، علوم، ميراث فرهنگي، ارشاد، رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح، دادستان كل كشور، رئيس سازمان برنامه و بودجه، رئيس صدا و سيما، رئيس سازمان حج و زيارت، سخنگوي دولت و فرمانده نيروي انتظامي، تشكيل دهد.

روحاني همچنين روز دوشنبه(۵ اسفند) در تماس تلفني با استانداران قم و گيلان، ضمن ابلاغ دستورات لازم براي تسريع در پيشبرد روند برنامه‎هاي ستاد ملي مبارزه با كرونا، ابراز اميدواري كرد كه فرماندهي وزير بهداشت، هرچه سريع‎تر اين بيماري كنترل و ريشه كن شود.

ناهماهنگي يا بي‎اطلاعي؟!

آن چه در اين رويداد همانند برخي رخدادهاي سال ۹۸، تعجب جامعه را از واكنش‎هاي روحاني به همراه داشت، اين بود كه رئيس جمهور پس از حدود يك هفته و عليرغم اتخاد تصميماتي در خصوص تعطيلي مدارس و مراكز دانشگاهي كه موجب ترس و نگراني در جامعه شده بود، در جلسه ستاد ملي مبارزه با كرونا، گفت: «كار و فعاليت در كشور از روز شنبه بايد روال عادي خود را داشته باشد و هراس افكني و تلاش براي به تعطيلي كشاندن كشور، توطئه دشمنان است».

اين بخش از سخنان رئيس جمهور در حالي مطرح شد كه سه روز بعد(جمعه ۹ اسفند) وزير بهداشت گفته‎هاي روحاني را نقض و اعلام كرد: «هفته سختي پيش رويمان قرار دارد و پيك اصلي بيماري كرونا در روزهاي آينده است»

به عقيده بسياري از ناظران سياسي، اظهارات ضدو نقيض روحاني اين شائبه را القا مي‎كند كه آيا رئيس جمهور با علم به شرايط موجود شنبه(۱۰ اسفند) را عاري از نگراني توصيف كرد يا اين‎كه اين سخنان نشانه بي‎اطلاعي و عدم اشراف او نسبت به مسائل مهم كشور بود؟

* بنزين

مشابه اين اتفاق را در مورد افزايش قيمت بنزين نيز شاهد بوديم. روحاني در روزهايي كه مشغول انتقاد از دستگاه قضائي و تهديد مخالفانش به افشاگري، در سفرهاي استاني به يزد و كرمان، بود زمزمه‎هايي مبني بر حذف يارانه سوخت و افزايش قيمت بنزين به گوش مي‎رسيد؛ گمانه زني‎هايي كه از سوي مسؤولان دولت بخصوص مديران وزارت نفت با شدت و قوت تكذيب مي‎شد، اما اين زمزمه‎ها وقتي جدي شد كه رئيس جمهور در جمع مردم رفسنجان از «اجراي طرح كمك ماهانه به ۱۸ ميليون خانوار در ماه آينده» خبر داد، خبري كه به گفته بسياري از كارشناسان اقتصادي جز با حذف يارانه سوخت، تأمين منابع نمي‎شد.

اما در اين ميان، با وجود تكذيب‎هاي پي در پي مقامات دولتي مبني بر افزايش قيمت و سهميه بندي سوخت، بنزين ساعت ۱۲ شب پنجشنبه(۲۳ آبان) با دستور دولت گران شد، گراني كه شوك بزرگي را بر جامعه وارد كرد. اما آن چه پس از اجراي اين طرح و بعد از اغتشاشات آبان بيش از گراني بنزين جامعه را مبهوت كرد، سخنان روحاني در تاريخ ۶ آذر ماه يعني حدود دو هفته بعد و در جلسه شوراي اداري آذربايجان شرقي بود كه با خنده خطاب به مردم گفت: «من هم مثل شما روز جمعه متوجه شدم كه بنزين گران شده است»!

رئيس دولت «تدبير و اميد» در مورد تدابيرش براي موضوع «بنزين» مي‎گويد: به آن‎ها [رحماني فضلي و شوراي امنيت كشور] گفتم كه نحوه تبليغات، برنامه‎ريزي و اجراي آن را خودتان مديريت كنيد. با صدا و سيما هماهنگ باشيد و هر زماني را كه مناسب ديديد آن را اجرا كنيد و تأكيد كردم كه حتي زمان اجراي آن را به من هم نگوييد و خود من هم همزمان با مردم متوجه اجراي اين طرح شدم».

آن چه در آن روزها تعجب جامعه و ناظران سياسي را به همراه داشت، سخنان متفاوت معاون سياسي وزير كشور در رد ادعاي رئيس جمهور مبني بر بي‎اطلاعي از زمان اجراي طرح بنزيني بود، جمال عرف معاون سياسي وزير كشور ۹ آذرماه اعلام كرد: «روز سه‎شنبه(۲۱ آبان ماه)، ساعت ۱۰ صبح شوراي امنيت كشور برگزار شد و در همان جلسه زمان سهميه‎بندي مطرح شد. بعد از جلسه صورت‎جلسه آن در اختيار رئيس جمهور قرار گرفت»؛ البته بعد از ساعاتي اين اظهارات معاون سياسي وزير كشور تكذيب شد!

قضاوت اين‎كه به چه دليل رئيس جمهور به‎عنوان اولين شخص اجرايي كشور در جايي با صراحت مدعي مي‎شود كه از اجراي يك تصميم با آن حجم از اهميت بي‎اطلاع بوده است و در جايي ديگر، پيش بيني را مطرح مي‎كند كه پس از آن از سوي مسؤول ذيربط نقض مي‎شود؛ موضوعي كه نشان مي‎دهد رئيس جمهور جزيره‎اي به نام «پاستور» را ساخته است.

فدا شدن قم به چه قيمتي؟!

 دكتر قاسم روان‌بخش

همه مي‎دانيم قم «عش آل محمد» است و همه بركات از اين شهر به جهان صادر مي‎شود؛ از اين شهر است كه علم و تقوي به اقصي نقاط دنيا منتشر مي‎شود.

متاسفانه برخي سياسيون كه مدت هاست در پي ضربه زدن به آبروي قم هستند، با خبر ورود كرونا به ايران فرصت را غنيمت شمردند و قم را كانون كرونا اعلام كردند! اين در حالي است كه تهران كانون اصلي آن بود. اين مطلب را يكي از مسؤولان مطلع قم به خود بنده گفت كه سياسيون، قم را فدا كردند. نگاهي به ميزان آلودگي شهرها به‎ويژه تهران اين مطلب را اثبات مي‎كند

جا دارد نمايندگان قم ضمن شكايت از دولت و كساني كه اين ادعا را اعلام كرده اند از حقوق مردم مظلوم قم دفاع كنند.

سرنوشت نمايندگان مجلس دهم چه شد ؟

از ۲۹۰ نماينده مجلس دهم دو نفر فوت كردند. دو نفر استعفا دادند و يك نفر به عضويت شوراي نگهبان در آمد.

از ۲۸۵ نماينده باقيمانده، ۳۷ نفر از آن‎ها ترجيح دادند كه در انتخابات شركت نكنند مثل علي لاريجاني ...

اما ۲۴۸ نماينده باقيمانده براي انتخابات ثبت نام كردند كه در اين مرحله شوراي نگهبان ۷۵ نفر آن‎ها را رد صلاحيت كرد و اجازه نداد تا در انتخابات شركت كنند مثل علي مطهري و محمود صادقي...

سرانجام ۱۷۳ نماينده از مجلس دهم وارد معركه انتخابات مجلس يازدهم شدند كه از اين تعداد تنها ۵۶ نفر توانستند دوباره به كرسي‎هاي مجلس برسند و ۱۱۲ نفر از آن‎ها از رسيدن به مجلس باز ماندند...

جالب است بدانيد كه از اين ۵۶ نفر تنها ۷نفر عضو فراكسيون اصلاحات هستند و ۴۱ نماينده از دوره قبل از طيف اصولگرا هستند كه دوباره مورد اعتماد مردم حوزه‎هاي انتخابيه خود قرار گرفتند.

فراكسيون اميد و اعتدال بنا به گفته عارف رئيس اين فراكسيون در دوره قبل ۱۰۲ نماينده داشت كه فقط ۷ نفر از آن‎ها مورد اعتماد دوباره مردم قرار گرفتند و اين نشان از عملكرد افتضاح و بسيار نااميد كننده ليست اصلاحات مي‎باشد...

نكته تأسف آور براي حزب اصلاحات و جريان ليبرال هم اين جاست كه از حدود يك ميليون و نهصد هزار رأي مردم تهران، سر ليست اين دوره اصلاحات كه يكي از بزرگان اصلاحاتي است تنها توانست ۶۹۰۰۰ رأي را كسب كند كه يك فاجعه بزرگ براي آن هاست و اين نشان دهنده نزديك به ۸ سال فلاكتي است كه اصلاحات و اعتدال براي مردم اين مملكت به وجود آورده‎اند....

ضدانقلاب چه خطوطي را پيگيري مي‎كند؟
چرايي برجسته سازي قم به عنوان نقطه آغاز كرونا در ايران

تلاش براي استفاده از تمام عوامل، اخبار و گزاره‎ها براي تحت تاثير قرار دادن حداكثري فضاي افكار عمومي جامعه ايران تبديل به سناريوي تغييرناپذير رسانه‎هاي ضدانقلاب فارسي‎زبان در برهه‎هاي گوناگون شده است؛ سناريويي كه هيچ قيد انساني و اخلاقي آن را نقض نمي‎كند و شامل هر طيف از سوژه‎هاي خبري مي‎شود.

بر پايه گزارش وطن امروز، اين روزها هم شيوع ويروس كرونا و حساسيت طبيعي جامعه و مقامات مسؤول نسبت به فراگيري و كاهش گستره آن تبديل به مهم‎ترين بهانه براي پيشبرد اهداف سياسي اين رسانه‎ها شده است؛ از نقل قول شبكه طرفدار سلطنت‎طلبان از مرحوم آيت‎الله العظمي بهجت كه 10 سال پيش دار فاني را وداع گفته است تا آمارهاي مشكوك و نجومي كه رسانه وابسته به آل‎سعود با هيجان فراوان مخابره مي‎كند، تنها نمونه‎اي كوچك از اين سناريو است؛ سناريويي كه پيش از هر چيز در پي بهم ريختن آرامش رواني جامعه در مواجهه با اين بحران و در مرحله بعدي به دنبال استفاده از اين ناآرامي براي پيشبرد هدف ديگر يعني تشكيك در اعتبار نظام، تعميق امواج بدبيني ميان مردم و مقصر معرفي كردن نهاد دين و روحانيت است. در همين زمينه تلاش گسترده رسانه‎هاي ضدانقلاب كه منجر به گاف‎هايي همانند نقل قول خيالي از آيت‎الله بهجت در شبكه «من‎وتو» نيز شد، نماد و نمودي از پيگيري خط برجسته‎سازي سوژه كرونا براي افزايش فشارهاي منطقه‎اي و جهاني به كشورمان است.

* مذهب در مقابل سلامت

آغاز شيوع ويروس كرونا از شهر قم كه پيشينه و بافتي مذهبي دارد، به‎رغم تمام تلاش‎ها و همراهي‎هاي نهادهاي مذهبي كه با تعطيل كردن برنامه‎ها و مناسك خود به دنبال جلوگيري از گسترش اين ويروس رفتند، تبديل به يكي از خط‎هاي اصلي اين رسانه‎ها براي تعريف كردن نهاد دين به‎عنوان عامل شيوع كرونا و بي‎اعتنايي به سلامت مردم شد. رسانه ضدانقلابي «راديو فردا» هم بر مبناي همين خط در مقاله‎اي با عنوان «جمهوري اسلامي؛ تسليم كرونا يا فقيهان؟» سعي كرد اساس شيوع كرونا و تبديل شدن آن به مهم‎ترين تهديد جاني حال حاضر مردم ايران و منطقه را به بينش روحانيت شيعه ارتباط داده و با چشم‎پوشي نسبت به گستره جهاني اين ويروس و ده‎ها كشوري كه مشغول مقابله با آن هستند، نوشت: «حالا اما ويروس كرونا در حالي كارآمدي جمهوري اسلامي را به چالش طلبيده كه نه مي‎توان آن را مانند يك منتقد و مخالف سياسي بازداشت، محاكمه و مجبور به اعتراف اجباري كرد و نه مانند يك دگرانديش مذهبي مي‎توان چماق تكفير و خروج از دين را بر سر او كوبيد و حذفش كرد. دست روحانيون و فقها براي مقابله با كرونا خالي است و مردم نيز اين را مي‎دانند ولي روحانيون حاضر به تسليم و پذيرش نظر پزشكان و متخصصان نيستند!» تا برخلاف همراهي گسترده نهادها و دستگاه‎هاي حاكميتي با نظرات جامعه پزشكي براي مهار اين ويروس، آن چه رخ داده است را منتسب به روحانيت و عدم باور به نظرات پزشكي بداند.

* قم؛ مركز كرونا و تهديدي جهاني!

برجسته‎سازي قم به‎عنوان نقطه آغاز كرونا در ايران، تبديل كردن آن به نمادي از نهاد دين و تلاش براي عامدانه نشان دادن اين مسأله اما روي ديگري نيز دارد و آن تلاش براي معرفي جمهوري اسلامي به‎عنوان سرمنشأ اين ويروس و وارد آوردن فشارهاي مضاعف اقتصادي است؛ امري كه مي‎توان مهم‎ترين شاهد مثال آن را توئيت مارك دوبوويتز، رئيس لابي صهيونيستي FDD دانست كه نوشته بود: «ويروس كرونا كاري كرده كه تحريم‎هاي اقتصادي آمريكا نمي‎تواند؛ [كرونا] صادرات غيرنفتي ايران را قطع كرده است»، روزنامه گاردين نيز در گزارشي قم را «هاب» يا مركز اصلي گسترش ويروس به كل منطقه خاورميانه عنوان و بيان كرد كشورهاي ديگري كه شيعيان آن به قم رفت‎و‎آمد مي‎كنند و براي زيارت به قم مي‎روند، مانند بحرين، كويت، عراق و لبنان از اين طريق به ويروس آلوده شده‎اند. اين روزنامه بعد از اين، به جمعيتي از مردم عراق و سوريه اشاره كرده كه دسترسي درستي به سيستم بهداشتي ندارند و به‎دليل درگيري‎هاي نظامي در اين كشورها آواره هستند و سعي كرده است نشان دهد در صورتي كه اين افراد دچار اين بيماري شوند - كه البته ضعيف‎تر از باقي اعضاي اين جوامع نيز هستند - ايران مسؤول اصلي آن هاست. روزنامه نيويورك‎تايمز نيز در گزارشي ايران را دومين نقطه كانوني شيوع ويروس كرونا بعد از چين عنوان و اعلام كرد ريشه سرايت اين ويروس به عراق، بحرين، كويت، عمان، لبنان، امارات و كانادا همه به يك مسافر ايراني‎تبار باز‎مي‎گردد. شبكه خبري CNBC نيز دولت ايران را مانند روزنامه نيويورك‎تايمز به اهمال، كم‎كاري، ناتواني و پنهانكاري درباره شيوع ويروس كرونا متهم كرد. شبكه العربيه هم كه در فضاي مجازي بيش‎ترين فعاليت را در شناساندن ايران به‎عنوان نقطه كانوني شيوع ويروس كرونا در منطقه غرب آسيا داشته است، ضمن تلاش براي معرفي ايران به‎عنوان عامل اصلي انتقال ويروس كرونا به اكثر كشورهاي جهان، با آوردن نقل‎قولي از شيرين عبادي خواستار اعمال اقدامات حقوقي عليه ايران به‎دليل ادامه داشتن پروازهاي هواپيمايي ماهان در طول چند هفته گذشته شده است.

* ضدانقلاب چه خطوطي را پيگيري مي‎كند؟

به‎طور كلي خطوط عمليات رواني رسانه‎هاي خارجي و بويژه ضدانقلاب را مي‎توان تلاش براي خاص جلوه دادن شهر قم در شيوع اين ويروس و عامليت‎بخشي روحانيت در آن، معرفي ايران به‎عنوان كانون و مبدا انتقال كرونا به ساير كشورهاي منطقه، انتشار آمارهاي نجومي و متعدد با نيت بي‎اعتبار كردن جايگاه ساختار رسمي كشورمان و معرفي قشر مذهبي به‎عنوان جمعيتي در تضاد با دستاوردهاي علمي و مانع بر سر راه‎هاي پيشگيري در اين زمينه دانست. در اين ميان با توجه به مجموعه راهكارهايي از جمله تعطيل اعلام كردن مدارس و دانشگاه‎ها و توصيه براي عدم مسافرت كه براي مقابله با گسترش اين ويروس در پيش گرفته شده است، مي‎توان پيش‎بيني كرد در روزهاي آينده اين رسانه‎ها تلاش مضاعفي را صرف هراس‎آفريني به بهانه اين تعطيلات پي بگيرند.

ما بايد قوي باشيم

به گزارش گروه علمي و دانشگاهي خبرگزاري فارس، پرويز كرمي دبير ستاد فرهنگ سازي اقتصاد دانش بنيان در يادداشتي نوشت:

«هيچ وطن‎پرستي، هيچ عاقلي، هيچ مومني و هيچ ايران‎دوستي با اين گزاره منطقي و ضروري «ما بايد قوي باشيم» مخالفت نمي‎كند. نه‎تنها صاحبان عقل سليم و باورمندان به آرمان‎هاي انقلاب و آن‎ها كه دل در گرو «ايران» دارند با قدرتمندتر شدن كشور مخالفتي ندارند بلكه هر كدام به سهم خود براي تحقق اين معنا مي‎كوشند. آن‎ها كه در انقلاب و دفاع مقدس و براي حفظ نظام به مقام رفيع شهادت نائل آمدند، اگرچه با خدا معامله كردند و به عنايت خاصه حضرت حق رستگار شدند، اما خون پاكشان درخت ايران را قدرتمندتر و تنومندتر كرد. ايراني‎ها در طول صد سال گذشته هر تلاشي كه كرده‎اند و هر زحمتي كه كشيده‎اند، مستقيم و غيرمستقيم براي قوي‎تر شدن اين جغرافياي اهورايي بوده است. معني حقيقي آرمان‎ها و عبارت‎هايي نظير ايران آزاد، ايران آباد، ايران خيرخواه، ايراني كه در آن عدالت جاري باشد و مردمانش متخلق به اخلاق حميده باشند و ايراني كه در آن حق به حقدار برسد و كسي يا كساني نتوانند بر كسي يا كساني ظلم كنند و آرمان‎ها و تعابيري از اين دست، جز به ايران قوي معطوف نمي‎شود.

خداوند متعال عالم را طوري آفريده و در آن سنتي را پايه گذاشته است كه اقويا - به معناي صحيح لفظ، نه معناهاي نماديني كه با تغيير مناسبت‎هاي سياسي، اقتصادي به ذهن متبادر مي‎شود - شايستگي دوام و بقا دارند و ضعفا محكوم به اضمحلال و انقراضند.

در مناسبات انساني نيز تنها اين اقويا هستند كه مي‎توانند از ضعفا دستگيري كنند و جلوي ظلم و تعدي زياده‎خواهان را بگيرند. در جهان امروز عدالت مهجور است و ظالمان با تكيه بر قدرت مادي خود بر عالم سيطره يافته‎اند و نه‎تنها حقوق انسان‎ها بلكه حقوق حيوانات و درختان و زمين و آسمان را ضايع مي‎كنند.

آن چه باعث شده جهان امروز به جهاني ناامن بدل شود و محيط زيست آسيب‎هاي جدي ببيند و تداوم حيات با موانع جدي روبه‎رو شود، حضور مقتدرانه نظام سلطه است كه آشكارا سايه شوم خود را بر عرصه‎هاي اقتصادي و سياسي و فرهنگي، حتي علمي و دانشگاهي انداخته و زندگي را به كام عدالتخواهان و مستضعفان تلخ كرده است.

كسي مي‎تواند با اين نظام درافتد و او را وادار به عقب‎نشيني كند كه از قدرت و قوت سهم كافي و وافي برده باشد و بر جان و مال خود بيمناك نباشد.

واقعيت اين است كه در جهان امروز امپرياليسم نه‎فقط جهان سوم و كشورهاي خاورميانه را، بلكه اروپا را - در هر مرتبه‎اي كه زورش رسيده - ضعيف نگاه داشته و آن‎ها را به اقتصاد و سياست و ارتشش وابسته كرده. وابستگي به قدري جدي و مستحكم است كه آسيايي‎ها و اروپايي‎ها را از درافتادن با امريكا برحذر مي‎دارد. فقط كشورهاي عربي - به تعبير ترامپ گاوهاي شيرده - نيستند كه در مقابل امريكا «بله قربان» مي‎گويند و بر تحقير و تخفيف خود چشم مي‎بندند، بلكه اروپايي‎ها و ژاپني‎ها و كره‎اي‎ها و چيني‎ها نيز قدرت و قوت امريكا را ملاحظه مي‎كنند و خود را از تقابل با او دور مي‎كنند.

در اين ميان جمهوري اسلامي ايران توانسته است به كمك روحيه آرمانخواهي مردمش، شجاعانه با نظام سلطه دربيفتد و زير بار زور و ظلم نرود. آرمانخواهي و اتكا به مساعدت‎هاي الهي، خود يكي از عناصر قدرت و قوت است.

اگرچه ما در بعضي عرصه‎ها به دلايل تاريخي ضعيف بوده‎ايم، اما اين ضعف را با ايمان به غيب و با تجديد عهد الهي و اتصال به حيات طيبه شهدا جبران كرده‎ايم. در شناخت دشمن نبايد متوهم بود يا با شعار و تشريفات، دشمن را حقير و بي‎مايه شمرد؛ نه. دشمن ما قدرتمند است و حضور شيطاني‎اش آينده كره ارض را با مخاطرات جدي رو‎به‎رو كرده است.

ما از جهات بسياري از جمله اقتصاد، علم، تكنولوژي، نفوذ ديپلماتيك و غيره از نظام سلطه عقب‎تريم. همين عقب‎ماندگي باعث شده تا آن‎ها براي ما مضيقه‎هاي متفاوت درست كنند. معناي واقعي تحريم يعني همين كه شريان‎هاي حياتي شما را مي‎بندم تا مجبور به تسليم شويد. در مناسبات سياسي و اقتصادي دنيا، تسليم سهم ضعيفان است و هيچ‎گاه هيچ قدرتمندي نبوده كه تن به تسليم دهد. تا اين‎جاي كار نيروي متحركه ما آرمان‎هاي انقلابي و آموزه‎هاي امام خميني بوده است. در معناي وسيع كلمه ايمان ما را سر پا نگه داشته تا جلوي ظلم بايستيم. اما علاوه بر ايمان نياز به ديگر عناصر اقتدار نيز داريم. عناصري كه البته از آن‎ها غافل نبوده‎ايم و در راه تقويت آن‎ها قدم‎هاي خوبي برداشته‎ايم. تاكيد مي‎كنم كه قدرت ايمان را نبايد دست‎كم بگيريم. مشغول شدن به اقتصاد و سياست و تكنولوژي نبايد ما را از تقويت ايمان و آرمانخواهي غافل كند. اما ما چاره‎اي نداريم تا خود را در ديگر عرصه‎ها نيز تقويت كنيم.

واضح است كه اگر ما اقتصاد قدرتمندي داشته باشيم، حربه تحريم نفتي در دست امريكا بلااستفاده مي‎شود. همين‎طور اگر نفوذ سياسي ما در منطقه و جهان قوت و شدت بگيرد، انزواي ايران ناممكن مي‎شود. به‎طور مشخص قدرت و قوت ما در عرصه علم و فناوري مي‎تواند جايگاه ما را در دنيا چنان تغيير دهد كه امريكا را در سياست‎هاي خرد و كلانش مجبور به تجديدنظر كند.

همين كه در سال‎هاي اخير در عرصه نانو، بايو، هوافضا، سلول‎هاي بنيادي و هسته‎اي قوت فوق‎العاده پيدا كرده‎ايم، مشت نمونه خرواري است كه ثابت مي‎كند آن‎ها از ايران قوي مي‎ترسند. پس حالا كه آن‎ها از ايران قوي مي‎ترسند، تكليف شرعي ما و وظيفه ملي و ميهني ما آن است كه در تمام كارهايي كه مي‎كنيم و راه‎هايي كه مي‎رويم، قوت و قدرت روزافزون ايران عزيز را در نظر داشته باشيم. قوي‎تر شدن ايران يك شعار نيست، يك آرمان هم نيست، بلكه يك ضرورت ناگزير است.»

ماجراي استقبال رهبرانقلاب از انتشار يك هفته نامه

به گزارش جهان نيوز، مهدي نصيري پژوهشگر حوزه دين و انديشه و مديرمسؤول سابق روزنامه كيهان در كانال تلگرامي خود نوشت:

خاطرات مطبوعاتي ام از كيهان تا صبح و سمات و....

انتشار هفته نامه صبح

به دنبال استعفاي از كيهان اگر چه از كار مطبوعاتي روزانه به شدت خسته شده بودم اما همچنان علاقه مند به ژورناليسم و روزنامه نگاري از نوع هفتگي و يا ماهانه آن‎كه فرصت نفس كشيدن و تامل و فراغت را مي‎داد و مي‎توانست بستري براي كار عميق‎تر مطبوعاتي باشد، بودم.

پس از خروج از كيهان و تحويل فوري ماشين پيكان و تخليه آپارتمان سازماني پس از مدتي كوتاه و اجاره خانه‎اي جديد در خيابان پيروزي، درخواست امتياز هفته نامه «صبح» را تقديم معاونت مطوعاتي وزارت ارشاد كردم. پس از گذشت پنج ماه امتياز صادر شد و در اسفندماه 73 اولين پيش شماره صبح منتشر شد.

افراد بسياري از انتشار صبح استقبال كردند از جمله مقام رهبري كه پيام رضايت و خوش آمدگويي شان را آقاي حجازي به من ابلاغ كرد.

در صبح قرار بود ژورناليسم تئوريك‎تر و تحقيقي‎تري را دنبال نموده و خلا نظري‎اي را كه فكر مي‎كرديم جريان انقلابي و اصولگرا به آن دچار است تا حدي جبران كنيم.

از جمله محورهاي محتوايي صبح، نقد غرب و بحران‎هاي ناشي از دنياي مدرن در قالب خبر و مقاله و گفت وگو و... بود كه هنوز با كساني مواجه مي‎شوم كه آن سال‎ها در زمره خوانندگان صبح بودند و از تاثير فوق‎العاده مطالب در نقد غرب بر نگرش خود مي‎گويند.

اما به‎طور كلي صبح دو محور اساسي را در مطالب خود بيش از ديگر موضوعات دنبال مي‎كرد، يكي عدالتخواهي و نقد مفاسد اقتصادي و اشرافي گري مسؤولان و ديگري نقد هجوم فرهنگي غرب و جريان روشنفكري غربگرا عليه ارزش‎هاي ديني و انقلابي.

اما از ديگر خطوط پي گيري شده در صبح ديالوگ و گفتگو با كساني بود كه قبلا در كيهان به نقد آن‎ها پرداخته بوديم و اكنون آن‎ها را دعوت به مصاحبه چهره به چهره مي‎كرديم تا هر يك از طرفين از مباني و ديدگاه‎هاي خود دفاع كند و اگر راهي براي تقريب مواضع وجود داشته باشد، پيدا شود.

بار اصلي انجام اين گفت وگوها بر دوش دوست و همكارم آقاي علي شكوهي بود كه از كيهان به صبح آمده بود.

اولين چهره به چهره با حجت الاسلام و المسلمين محمد جواد حجتي كرماني انجام گرفت كه حدود چهار ساعت به درازا انجاميد و در دو شماره صبح منتشر شد.

با آقاي حجتي كرماني كه در روزنامه اطلاعات مي‎نوشت، منازعات قلمي متعددي در كيهان داشتيم و از اين رو او را براي اولين گفت وگو انتخاب كرديم.

در اين چهره به چهرها كه بعدا در كتابي با همين عنوان در انتشارات كتاب صبح چاپ شد، سراغ افرادي چون آقايان علي اكبر محتشمي، بهزاد نبوي، آيت‎الله آذري قمي، محمد سلامتي، مرتضي نبوي، مرتضي الويري، محمد جواد لاريجاني، جلال الدين فارسي و... رفتيم و با هر يك متناسب با مواضع و جايگاه سياسي و انديشه ايش حرف زديم و محاجه كرديم.

در دومين پيش شماره صبح مقاله‎اي با عنوان «آقاي رئيس جمهور ما هم حرف‎هايي براي گفتن داريم» در نقد برخي سياست‎ها و عملكرد دولت مرحوم آقاي هاشمي به چاپ رسيد و در صفحه اول تيتر شد كه با واكنش مقام معظم رهبري مواجه شد.

آقاي حجازي پيغام شفاهي ايشان را منتقل كرد كه گفته اند: «آقاي هاشمي خط قرمر من(يا خط قرمز نظام كه ترديد از من است) است و بايد مراعات و ملاحظه ايشان را كنيد.»

گمانه زني‎هاي متعددي را مي‎شد به‎عنوان دليل اين واكنش مطرح كرد از جمله آن‎كه آقاي هاشمي آن روزها تحت فشار انتقادات جريان چپ ـ كه البته بعدا به آن‎ها نزديك شد ـ نيز بود و نقادي‎هاي صبح مي‎توانست اين فشار را تشديد كند يا آن‎كه رهبري بايد آقاي هاشمي را به گونه‎اي مديريت مي‎كرد كه در موضع اپوزيسيون و گسستگي از نظام قرار نگيرد و يا آن‎كه اساسا ايشان با اين نگاه انتقادي صبح نسبت به آقاي هاشمي موافق نبودند و به مصلحت كشور نمي‎دانستند اما آن چه براي ما واضح بود اين بود كه اين تذكر به معناي نفي مطلق انتقاد از دولت آقاي هاشمي نبود و از همين رو در ادامه انتشار صبح به نقد جدي عملكرد برخي از وزيران دولت هاشمي از جمله آقايان غرضي و زنگنه پرداختيم كه با استقبال رهبري مواجه شد.

 يادداشت هفته

درس‎هايي از يك ويروس منحوس!
از اين مرحله نيز عبور خواهيم كرد

 علي اكبر عالميان

اين روزها بيش از هر خبري، آ‎ن‎چه در محافل خبري و سياسي و حتي خانوادگي نقل محفل است، ويروس منحوسي به نام كرونا است كه نه تنها در ايران بلكه در اقصي نقاط جهان همگان را به خود مشغول داشته است. متاسفانه اين ويروس نه تنها ذهن بسياري از مردم جهان را به خود مشغول داشته، بلكه جان بسياري را هم ستانده است. كشورعزيزمان ايران نيز از اين قاعده مستثنا نبوده و چندين روز است كه روح و روان ملت ايران آزرده شده است. در اين مورد توجه به نكاتي حائز اهميت مي‎باشد:
1- اين ويروس موجب التهابات فراوان روحي در جامعه ما شده و در كنار آن ابتلا و مرگ جمعي از هموطنان عزيزمان، افزايش ترس و وحشت در ميان مردم را به دنبال داشته است. البته همانگونه كه مشخص است نبايد اين بيماري را سهل و آسان گرفت، اما از آن سو هم بايد در نظر داشت كه ترس و هراس و اضطراب به مانند خوره، روح مردم را نابود خواهد كرد. بايد در كنار توجه به توصيه پزشكي و بهداشتي، اميد خود را از دست نداده و با ايمان به خداوندمتعال و توكل به ذات لايزال الهي به آينده، نگاهي مثبت داشته باشند.
2- در كنار تلخي‎هاي به وجود آمده بابت شيوع اين ويروس منحوس، اتفاق مباركي رقم خورده است كه در نوع خود بسيار ستودني مي‎باشد. جهاد مقدس جامعه پزشكي و پرستاري در خط مقدم مبارزه با اين پديده نامبارك، دست كمي از مبارزه رزمندگان دلير ما در برابر دشمنان خارجي و داخلي ندارد. اين مهم را مي‎توان در برخورد گرم و تحسين برانگيز مردم و مسؤولان نسبت به جامعه پزشكي و پرستاري مشاهده كرد. در اين ميان، تقدير صميمانه، حكيمانه و موقعيت شناسانه رهبر معظم انقلاب از سربازان عرصه حفاظت از سلامت، در نوع خود بي‎نظير بوده است. همچنين تكريم پزشكان و پرستاران توسط مراجع عظام تقليد، نشان دهنده اقدام جهادگرانه و ايثارگرانه اين قشر شريف مي‎باشد. پزشكان و پرستاران كشورمان با اين اقدام فداكارانه خود موجب شدند تا برخي نگاه‎هاي منفي مردم نسبت به پزشكان اصلاح شود. اين اقدام باعث شد تا مردم، حساب اندك پزشكان تاجرمسلك و غيرمتعهد كه جان مردم را به مثابه متاع نگريسته و با آن معامله مي‎كنند را از حساب قاطبه پزشكان و پرستاران متعهد و مومن جدا كنند و اين مهم، دستاورد كوچكي نيست.
3- اتفاق مبارك ديگري كه در اين ماجرا رخ داده، ايجاد وحدت و همدلي بين مردم و مسؤولان است. اكنون حس همدلي و همياري در ميان همه ارگان‎ها و مردم موج مي‎زند. همگان از هر خط و جناحي به ميدان آمده‎اند تا با ياري رساندن به سربازان خوشنام عرصه حفاظت از سلامت، اين ويروس منحوس را ريشه كن نمايند. البته اميد است كه اين يكدلي و وحدت، بعد از ريشه كني كرونا نيز ادامه يابد؛ چرا كه جمهوري اسلامي ايران، با دشمني خطرناك‎تر از ويروس كرونا، يعني ويروس استكبار و جاهليت مدرن به سركردگي صهيونيسم جهاني مواجه است و براي مقابله با اين ويروس بايد اتحاد و همدلي بيش‎تري را مبذول داشت.
4- در اين ميان اما اقدامي منحوس‎تر از ويروس كرونا اتفاق افتاد كه به نظر مي‎رسد يكبار براي هميشه بايد تكليف آن را مشخص كرد. بسيار اتفاق افتاده است كه در هنگامه وقوع بحراني در جامعه، برخي افراد سودجو و منفعت طلب كه بويي از انسانيت و مروت نبرده اند، به‎جاي كمك براي كم كردن آلام و مشكلات جامعه، بر معضلات افزوده و با جان مردم بازي مي‎كنند. در حالي كه اين روزها همه به ميدان آمده‎اند تا با مشكل به وجود آمده مقابله كنند، عده‎اي از انسان نماهاي بي‎انصاف، با احتكار اقلام بهداشتي و مورد نياز مردم، در واقع جان آنان را مورد هدف قرار داده و نوعي جنايت را مرتكب مي‎شوند. كار آنان در حد افساد في الارض بوده و حكمي در اندازه اعدام دارد. مشخص نيست كه چرا مسؤولان محترم در همان ابتداي شكل گيري اين جنايت آشكار، برخورد قاطعي با اين سوداگران جان مردم صورت ندادند تا با بالا گرفتن ميزان خيره كننده احتكار، به ياد برخورد با اين جانيان باشيم؟!
5- نگارنده با سياسي كردن قضايا به‎ويژه در اموري مانند ويروس كرونا چندان موافق نيست، اما نمي‎توان مساله اخير را بدون محاسبه بازي‎هاي كثيف سياسي مورد ارزيابي قرار داد. گرچه نمي‎توان با قطعيت چيزي گفت ولي مي‎توان اين گمانه را مطرح كرد كه به احتمال قوي دست‎هاي پشت پرده‎اي در كار بوده است تا با انداختن اين ويروس به جان كشورهاي گوناگون، به خواسته‎هاي كثيف خود برسند. خوشحالي مشمئز كننده برخي مقامات آمريكايي از رنج مردم ايران بابت گسترش ويروس كرونا گرچه ماهيت پليد و ضد انساني آنان را بار ديگر نشان داده است، اما مي‎توان از آن خيلي از مسائل را مورد تحليل قرار داد. هنوز خبري از گسترش اين ويروس در انگلستان مخابره نشده است ضمن اين‎كه اسرائيل نيز از اين ويروس مصون مانده است. اسرائيلي‎ها البته اعلام كرده‎اند كه واكسن اين ويروس را يافته اند! اين پرسش پيش مي‎آيد كه آنان چگونه در حالي كه هنوز مبتلا به اين ويروس نشده اند، واكسن ضد آن را يافته اند؟! آيا دست‎هاي پشت پرده‎اي در اين مورد وجود دارد؟
گرچه به زودي همه حقايق مشخص خواهد شد، اما بايد دانست كه اين ويروس منحوس عليرغم همه خرابكاري‎ها و آسيب‎ها، درس‎هاي مهمي را به همراه داشته است. بايد با توكل به خداوند متعال و عمل به توصيه‎هاي بهداشتي، از اين مرحله سخت نيز عبور كرد كه ملت بزرگ ايران گردنه‎هاي سخت‎تر از اين را هم پشت سر گذاشته‎اند.