صفحه فرهنگي-اجتماعي

ابزارهاي نفوذ سيا در جهان عرب؛
آمريكا چگونه اغتشاشات جهان عرب را مديريت مي كند؟ جولان باندهاي فساد دانشگاهي در خيابان ها

پس از اين‎كه موج عظيمي از بانكداران جهاني بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در سال ۱۹۹۰ دولت‎هايي را در چندين كشور عربي و خاورميانه تشكيل دادند، موج ديگري از كارمندان آژانس اطلاعات مركزي آمريكا(سيا) در فصل هرج و مرج كشورهاي عربي وارد اين بازي شدند؛ برنامه‎اي كه در سال ۲۰۱۱ مردم اين كشورها را به گرسنگي و فقر كشاند و در حسرت آزادي گذاشت و آن‎ها را تبديل به هيزم آتش‎هاي امپرياليسمي در منطقه كرد.

علاوه بر مراكز تامين بودجه مالي اين برنامه‎ها از خارج، امروز محافل دانشگاهي و فرهنگي كه با دانشگاه‎هاي آمريكايي و اروپايي همكاري دارند، بخش جدا نشدني تيم بانك جهاني و فعالان سازمان‎هاي مردم‎نهاد محسوب مي‎شوند كه كودتاي تبليغاتي و سايت‎هاي شبكه‎هاي اجتماعي در سال‎هاي گذشته، موجب رشد و پيشرفت آن‎ها شد.

اولويت اين مراكز و محافل دانشگاهي، متمركز بر تحركات مدني، تحولات كشورهاي عربي در سال ۲۰۱۱، اسلام سياسي، زن و جنسيت و هم‎جنس‎گرايي، حقوق اقليت‎ها و فرقه‎گرايي و... است.

بارزترين مراكز تامين بودجه مالي اين برنامه‎ها در آمريكا است: نيد، رند، خانه آزادي، جامعه باز، فورد فاونديشين، راكفلر، اولبرايت، صابان، و هيأت‎هاي دانشگاهي مانند كارنگي و... مؤسسه اديناور، ناؤمان، ايبرت، وهانز داينزل در آلمان نيز جزء اين مراكز به شمار مي‎روند.

چندين مؤسسه در منطقه عربي هم با اين مراكز خارجي همكاري دارند كه مشهورترين آن‎ها عبارتند از: مركز دانشگاهي صهيونيستي در قاهره و ساير شهرهاي عربي، مركز مطالعاتي در دانشگاه تل‎آويو كه بر ماموريت دانشجويان عرب به‎ويژه دانشجويان اردني و فلسطيني نظارت دارد، مركز ابن خلدون در قاهره و ده‎ها هيأت مدني و حقوقي در بيروت و از جمله آن‎ها كارنگي. مراكزي مانند القدس، اردن جديد، حمايت از آزادي روزنامه‎نگاران، جهان عربي براي رشد دموكراسي و... در اردن نيز با اين مراكز خارجي همكاري دارند.

بايد اشاره كنيم كه از همان لحظه اول اجراي برنامه‎هاي اين مراكز، آژانس اطلاعات مركزي آمريكا بر انشعابات و تفرقه‎انگيزي‎ها با نام چپ‎گرايي اجتماعي و با بهانه‎هاي ليبرالي در كشورهاي عربي متمركز شد.

ابزارهاي نفوذ سيا به جهان عرب:

مراكز تحقيقاتي در ايالات متحده كه از دهه هفتاد ميلادي آغاز به كار كرده و حدود ۵۴۶۵ عدد از اين مراكز در ۱۶۹ كشور گسترش يافت و از سال ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۷ رشد چشمگيري داشت.

جرج كانون رئيس شوراي ملي اطلاعات آمريكا طي گزارشي اعتراف كرد كه دايره ارتباطات سيا با دانشگاهيان و فرهنگيان و سازمان‎هاي مردم‎نهاد گسترش يافته است.

محافل دانشگاهي مربوط به پرونده‎هاي مختلف اطلاعات آمريكايي، كار خود را از خلال امور دانشگاهي يا تخصيص دوره‎هاي خاصي به اين منظور و يا ايجاد مراكز تحقيقاتي در دانشگاه‎ها و تاسيس شعبه‎هاي آن‎ها در خارج از آمريكا و از جمله كشورهاي عربي مانند لبنان و مصر و كشورهاي حوزه خليج فارس انجام مي‎دهند. مشهورترين اين محافل عبارتند از: كلمبيا، برينستون، هاروارد، شيكاگو، بركلي، كارنگي، ماساچوست در امريكا، كمبريج در انگليس، قديس آندروز در اسكاتلند و جون موناش در استراليا.

شبكه فحشاي دانشگاهي: اطلاعات آمريكا دپارتمان‎هاي ويژه‎اي براي سازمان‎هاي بين‎المللي براي دانشگاهيان و فرهنگيان اختصاص داده است. يكي از برنامه‎ريزان اين محافل كه از آن‎ها جدا شده بود، اين دانشگاهيان را، شبكه‎هاي فحشاي دانشگاهي توصيف كرد.

شوراهاي فرهنگي وابسته به سيا: اولين شوراي فرهنگي وابسته به آژانس اطلاعات مركزي آمريكا، كنگره آزادي فرهنگي با مديريت مايكل جوسلسن در سال ۱۹۵۰ بود كه ده‎ها شعبه خارجي از جمله در كشورهاي عربي داشت. اما شوراي دوم آن، شوراي آزادي فرهنگي در اروپا بود كه در هماهنگي با راديو آزادي اروپا و مؤسسه بن و قلم آزادي بود.

- نشريه‎ها: طبق اطلاعات ملفن لاسكي افسر ويژه سيا در امور دانشگاهي و فرهنگي، چندين نشريه به زبان‎هاي مختلف در اين سرويس راه‎اندازي شد كه توانست روشنفكراني همچون بورخيس و راسل و هربرت ريد و... را به خود جذب كند. اين نشريه‎ها با هماهنگي آمريكا و انگليس چاپ مي‎شد و البته سيا نشريه‎هاي ديگري در كشورهايي همچون لبنان نيز منتشر مي‎كرد.

- جشنواره‎ها و فعاليت‎هاي مربوط به تئاتر و موسيقي و سينما كه بودجه مالي آن از طريق مؤسسات وابسته به اطلاعات آمريكا تامين مي‎شد.

- شايد خطرناك‎ترين موفقيت آمريكا در اين زمينه، ايجاد يك‎سري جريان‎هاي فكري و ادبي بود كه «هيچ‎انگاري»(نيهيليسم) را ترويج كرد.

- جوايز قاره‎اي و جهاني كه سه عدد از آن‎ها هيچ ربطي به اسمشان و يا ادب و فرهنگ ندارند. جايزه ادبي نوبل كه آژانس اطلاعات مركزي آمريكا به آن نفوذ كرده در اصل منسوب به يك سرمايه‎گذار است كه ديناميت را براي استخراج نفت در آذربايجان اختراع كرد، جايزه ادبي بيگاسوس به گفته يكي از برندگان آن متعلق به يك سرمايه‎گذار در شركت موبايل نفت است و جايزه بوكر نيز در كنار همين جوايز مربوط به موضوعات نفت و گاز است.

 در محضر قرآن

درس هايي از قرآن

و(ياد كن) زمانى كه از شما پيمان گرفتيم و كوه طور را بر فراز شما بالا برديم(و گفتيم:) آن‎چه را(از آيات و دستورات خداوند) به شما داده‎ايم، با قدرت بگيريد و آن‎چه را در آن هست، به‎خاطر داشته باشيد(و به آن عمل كنيد) تا پرهيزگار شويد. سپس شما بعد از اين جريان(كه كوه طور را بالاى سر خود ديديد، بازهم) روى‎گردان شديد و اگر فضل و رحمت خداوند بر شما نبود قطعاً از زيانكاران بوديد.
بقره/64 و65
نكته‎ها
ماجراى كنده شدن كوه طور از جاى خود و قرار گرفتن در بالاى سر يهود، در سوره‎هاى بقره، نساء و اعراف نيز آمده است. همچنين شايد مراد از پيمان مطرح شده در اين آيه، همان پيمانى باشد كه در سوره‎هاى بقره و مائده آمده است.
پيام‎ها
1- تعهّد گرفتن، يكى از عوامل و انگيزه‎هاى عمل است.
2- خداوند، هم از طريق فرستادن پيامبر و هم با نشان دادن كارهاى خارق العاده، حجّت را بر مردم تمام كرده است.
3- تهديد، براى سركوب كردن افراد مغرور و لجوج، يك وسيله تربيتى است.
4- حفظ دستاوردهاى انقلاب(نجات از سلطه فرعون وآزاد شدن از اسارت و...)، بايد با قدرت و قوّت دنبال شود.
5- عمل به آيات و احكام الهى، بايد همراه با جدّيت، عشق و تصميم باشد نه شوخى، نه عادت، نه شكّ و نه تشريفات.
6- معارف دينى بايد با تدريس وتبليغ، در اذهان مردم زنده بماند.
7- ياد آيات الهى وتدبّر در آن‎ها، زمينه‎ساز تقواست.
8- انسانِ غافل، مهم‎ترين تهديدها را فراموش مى‎كند.
9- نوميد نشويد؛ زيرا كه خداوند با متخلّفان نيز با فضل و رحمت برخورد مى‎كند.
10- نجات از خسارت، در سايه فضل و رحمت الهى است.

 پرتوي از حكمت

احترام به نام هاي نيك

شخصي خدمت ميرزا جواد‎آقا تبريزي آمده و سؤال مي‎كند: آقا يك فرش زيلو دارم كه روي آن نام ابراهيم نوشته شده است، آيا پا گذاشتن روي آن اشكال دارد؟ و آن اسم به نيت حضرت ابراهيم(ع) نوشته نشده، بلكه به‎طور مطلق مي‎باشد و قصد مخصوص نشده.
ايشان در جواب فرموده بودند: ولو اين‎كه اسم مطلق مي‎باشد ولي من اين كار را نمي‎كنم.

 بوستان حكايت

فهميدم اهل كار است

مرحوم حجت الاسلام سيد احمد خميني نقل مي‎كند: يك روز حضرت امام با مرحوم آقاي الهي كه از شخصيت‎هاي عارف مسلك قزوين بود در قم ملاقات مي‎كنند و در جريان اين ملاقات، مرحوم شاه آبادي را ديدند. امام در اين باره فرمودند:
«در مدرسه فيضيه، ايشان را ملاقات كردم و يك مساله عرفاني از ايشان پرسيدم. شروع كردند به گفتن. فهميدم اهل كار است. گفتم: مي‎خواهم درس بخوانم ايشان قبول نمي‎كردند، اصرار كردم تا قبول كردند فلسفه بگويند، چون خيال كردند كه من طالب فلسفه هستم.
وقتي قبول كردند گفتم فلسفه خوانده ام و براي فلسفه نزد شما نيامده ام. مي‎خواهم عرفان بخوانم، شرح فُصوص را.
ايشان اِبا كردند ولي از بس اصرار كردم قبول فرمودند.»
منبع: عارف كامل