صفحه سياسي

جنجال درماني؛ راهبـرد رئيس جمهور براي عبور از بحران ناكارآمدي!

ادبيات سخنان رئيس جمهور در ماه‎هاي اخير به سمتي متمايل شده است كه چالش‎هاي بسياري را در فضاي رسانه‎اي - سياسي ايجاد كرده است. يك هفته پيش از حوادث آبانماه ايشان با حمله به قوه قضائيه عملكرد آن در برخورد با فساد را مورد انتقاد قرار دادند و آن را بيش‎تر يك تبليغات رسانه‎اي دانستند تا فعاليت واقعي؛ در يك هفته اخير نيز رئيس جمهور با دو اظهار نظر خود همان خط قبلي را در پيش گرفته است. نخست كه در سخناني خواستار تشكيل دادگاه ويژه براي تمام مسببين سانحه هوايي شدند و در ادامه نيز به‎عنوان رئيس جمهور با متهم كردن شوراي نگهبان به برخورد جناحي به رد صلاحيت‎ها اعتراض كردند.

به گزارش مشرق، بحران سازي و ايجاد تنش براي انحراف افكار عمومي، فرار از پاسخگوي، مظلوم نمايي، بقا در قدرت، مشغول ساختن مخالفين و ديگر موارد اين چنيني، از روندهاي معمول در دنياي سياست است كه نمونه‎هاي فراواني را در جهان مي‎توان يافت. اما سؤال اين است كه آقاي روحاني در شرايط كنوني به كدام دليل قصد تند كردن فضاي سياسي و ايجاد تنش را دارند؟ در ادامه به بررسي اين موضوع خواهيم پرداخت.

۱- بسته شدن راه مذاكره با آمريكا

ايده اصلي دولت آقاي روحاني از ابتداي شكل گيري تا امروز مذاكره و گرفتن امتياز از طرف مقابل در برابر دادن امتياز بوده است تا به قول خودشان سرمايه خارجي جذب گردد و با رفع تحريم‎ها اقتصاد رونق يابد. با خروج آمريكا از برجام در ارديبهشت ۹۷ تا كنون اوضاع به حالت پيش از اين مذاكرات بازگشت و رفته رفته تيم دولت و جناب رئيس جمهور به اين نتيجه رسيدند كه نيازمند مذاكره مستقيم با آمريكا هستند كه در برهه‎هاي مختلف پالس‎هايي از روحاني و ديگران ديده مي‎شود.

در ماه‎هاي پيش از آبان رئيس جمهور تلويحاً از مذاكره مستقيم با آمريكا استقبال كرده بود. رئيس جمهور در شهريورماه ۹۸ مي‎گويد: «امروز در شرايطي كه ما هستيم يعني شرايط فشار دشمن بر ما؛ راهي جز توسعه كشور و رونق توليد و بالا بردن توليد و همكاري بيش‎تر نداريم البته دولت براي حل مشكلات از هيچ مسير و طريقي كوتاهي و دريغ نمي‎كند بنده معتقدم براي منافع ملي كشورمان از هر ابزاري بايد استفاده كنيم اگر بدانم به يك جلسه‎اي بروم و با كسي ملاقات كنم كه كشور من آباد مي‎شود و مشكلات مردم حل مي‎شود من دريغ نخواهم كرد اصل منافع ملي ملت ما است.»(۱)

رئيس جمهور در ۱۹ آبان ۹۸ نيز مي‎گويد: «هر جا بتوانيم از طريق مذاكره مشكل شما مردم را حل كنيم يا آن را كاهش دهيم من به‎عنوان رئيس جمهور منتخب شما يك ثانيه صبر نخواهم كرد با اين‎كه مي‎دانم كار بسيار سختي است.»(۲)

پس از اعتراضات آبانماه برآورد طرف مقابل از اوضاع داخلي ايران تغيير كرد و تمايل آنان براي مذاكره كاهش يافت و حتي سفر رئيس جمهور به ژاپن نيز چاره كار نبود. اما آمريكا اقدامي را انجام داد كه ديگر هيچ راهي براي مذاكره به هيچ نحوي باقي نگذاشت. آمريكا با ترور شهيد قاسم سليماني عملاً وارد راديكال‎ترين نوع برخورد با جمهوري اسلامي شد و تنش‎ها به بالاترين سطح خود پس از انقلاب رسيد. احتمالا در اين شرايط است كه آقاي رئيس جمهور مواضع راديكالي براي برون رفت از اين بن بست سياسي خود اتخاد كرده است.

۲- مكانيسم ماشه و كور شدن آخرين كورسوي اميد

روز ۲۴ آبان «جوزپ بورل» مسؤول سياست خارجي اتحاديه اروپا فعال شدن مكانيسم ماشه را اعلام كرد(۳). مكانيسم ماشه روندي است كه طي آن اگر طرفين به نتيجه‎اي براي حل اختلاف نرسند درنهايت به بازگشت تحريم‎هاي شوراي امنيت منتهي خواهد شد. دولت دوازدهم پس از خروج آمريكا بارها و بارها به اروپا اميد بست و اين به دنبال ادامه برجام با اعضاي باقي مانده بود و در يكسال و نيم پس از خروج آمريكا مذاكرات و طرح‎هاي مختلفي پيشنهاد و اجرا شد كه هيچ كدام به نتيجه دلخواه نرسيد اما دولت هرگز حاضر به خروج از برجام نشد و همچنان مذاكرات خود با طرف‎هاي اروپايي را ادامه داد. اما با اعلام رسمي فعال شدن مكانيسم ماشه اين نقطه اميد نيز براي دولت به خاموشي گراييد و ديگر راهي براي بازگشت به برجام و سود بردن احتمالي از آن وجود ندارد.

۳- حوادث آبانماه و مطالبات بي‎پاسخ

پس از اعلام گران شدن بنزين در آبانماه ۹۸ اعتراضاتي به وجود آمد كه از نظر خشونت بي‎سابقه بود و علاوه بر تعداد كشته‎هاي بالا، خسارات مالي زيادي را به اموال عمومي وارد كرد؛ طرحي كه مسؤوليت مستقيم آن با دولت بود و تمام مسائل پيرامون آن را رئيس جمهور و اعضاي دولت بايد پاسخ دهند؛ مطالبه‎اي كه قريب دو ماه است هيچ تلاشي در جهت برآورده سازي آن صورت نگرفته است. با توجه به اتفاقات اخير(ترور حاج قاسم) كمي از فشار افكار عمومي به دولت در اين مساله كم شد اما؛ به نظر مي‎رسد اين مساله‎اي است كه نمي‎توان از زير بار آن به راحتي گذشت. با فروكاسته شدن موج‎هاي خبري اين روزها، طبيعتاً دوباره اين مطالبه براي پاسخ گويي به وجود خواهد آمد. دولت و در رأس آن شخص رئيس جمهور به نظر متوجه اين امر هستند كه براي گريز از اين گردباد بايد مطالبات و امواج جديد خبري ايجاد گردد.

۴- اوضاع نابه سامان اقتصادي و كاهش محبوبيت دولت

بر همه آشكار است كه اوضاع اقتصادي كشور در شرايط نامناسبي قرار دارد و دولت ايده روشني جز مذاكره براي بهبود اين شرايط ندارد. ايده‎اي كه در طول شش سال گذشته پيگيري شده است و اكنون به بن بست رسيده است. مروري بر چند شاخص مهم اقتصادي در دولت دوازدهم. (۴)

محبوبيت دولت در يك سال گذشته به شدت كاهش يافته است. براي رهايي از اين وضع، به نظر انحراف افكار عمومي به مسائل داغ و جنجالي بهترين راهكار است كه دولتمردان و آقاي رئيس جمهور در برهه‎هاي مختلفي به اين حربه دست زده‎اند.

۵- جنجال آفريني؛ راه پيروزي انتخابات

فضاي كشور رفته رفته وارد فضاي انتخابات مي‎شود. تجربه نشان داده است در انتخابات‎ها راه پيروزي تند كردن فضاي سياسي و سپس ساختن دوقطبي‎هاست. از دو قطبي آزادي - اسارت گرفته تا دو قطبي مذاكره - انزوا طلبي، به نظر مي‎رسد تند كردن فضاي سياسي و جنجال آفريني، راهبرد دولتمردان و حاميان اصلاح‎طلبش در ماه‎هاي منتهي به انتخابات خواهد بود.

فرجام سخن

دولت و آقاي رئيس جمهور در نقطه حساسي از حيات سياسي خود قرار دارند. از طرفي برجام كه رئيس جمهور آن را چون كوهي كه برسر منتقدان آوار شده است تعبير كردند [۵]، آخرين تير خلاص نيز به سمتش شليك شده است و از طرفي ديگر سياست‎هاي اقتصادي دولت مانند دلار ۴۲۰۰ توماني، گران كردن بنزين هم به‎جاي تعديل وضعيت موجود باعث تشديد تورم و تلاطم اقتصاد شده است؛ در حوزه سياسي نيز مطالبات براي پاسخ‎گويي در قضاياي مختلف بالا رفته است. در چنين شرايطي به نظر "جنجال درماني" بهترين گزينه براي گريز از مسؤوليت است و راديكال شدن سخنان رئيس جمهور در اين چارچوب قابل تحليل است. علاوه بر اين، به نظر نمي‎رسد كه اين آخرين باري باشد كه رئيس جمهور اين‎طور سخنان را بگويند و انتظار مي‎رود در يك سال آينده نيز اين راهبرد كلان پيگري شود و صحبت‎هايي حتي راديكال‎تر از آن هم خواهيم شنيد.

پي نوشت‎ها

۱- http://fna.ir/dbw۸lh

۲- khabaronline.ir/news/۱۳۱۹۷۰۶

۳- https://www.yjc.ir/۰۰UFOy

۴- http://farhikhtegandaily.com/news/۳۳۴۹۰/

۵- https://www.farsnews.com/news/۱۳۹۸۰۷۲۴۰۰۰۱۱۲/

مديران شريك غم مردم باشند

 دكتر ابراهيم كارخانه‌اي

۱- در حالي كه در كشورهاي پيشرفته كانون‎هاي تفكر نقش مهمي در كارآمدي مديريت ايفا مي‎كنند و صدها كانون در حوزه‎هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، علمي و امنيتي حاصل تلاش خود را براي اخذ تصميم جامع و بهنگام در اختيار نهادهاي حاكميتي كشورها قرار مي‎دهند؛ متاسفانه اين مهم در كشور ما علي‎رغم تاكيدات رهبر معظم انقلاب كه بارها از آن‎ها به‎عنوان هيأت‎هاي انديشه‎ورز ياد فرموده‎اند، مورد غفلت واقع گرديده است و مديران دستگاه‎هاي اجرايي به‎جاي بهره‎گيري از خرد جمعي متخصصين و صاحب نظران مجرب و نخبه كشور، صرفاً به فكر و نظر محدود كارشناسان دستگاه‎هاي ذي‎ربط اكتفا مي‎كنند. در حالي كه دولت آمريكا از كانون‎هاي تفكر چند صد نفره عليه ملت ايران بهره مي‎برد متاسفانه در داخل كشور به اين مهم آن‎گونه كه بايد، توجه نمي‎شود كه جا دارد دولت محترم با تجديد نظر در اين خصوص خرد جمعي نخبگان و صاحب‎نظران كشور را در اين برهه حساس از زمان درخدمت حل مشكلات كشور قرار دهد.

۲ - در شرايطي كه مديران دستگاه‎هاي اجرايي علاوه‎بر حقوق، از فوق‎العاده مديريت و ديگر امتيازات ويژه رفاهي برخوردارند و در مقابل ولي‎نعمتان آن‎ها با مشكلات جنگ اقتصادي دست و پنجه نرم مي‎كنند؛ جا دارد در شرايط سخت كنوني ترتيبي اتخاذ گردد كه كليه امتيازات ويژه مديريتي حذف و در شرايط دشوار كنوني مديران شريك غم مردم و كاركنان خود باشند. هرگز پذيرفته نيست در حالي كه مردم فشار حداكثري جنگ اقتصادي را تحمل مي‎كنند مديران دستگاه‎ها از امتيازات ويژه رفاهي برخوردار باشند. تجديد نظر در اين مهم كه با كاهش هزينه‎هاي جاري دولت همراه است مي‎تواند موجبات دلگرمي و اعتماد بيش‎تر مردم را نيز فراهم نمايد.

در چنين شرايطي ديگر مديريت طعمه‎اي نخواهد بود كه افراد فرصت‎طلب و سودجو بر سر تصاحب آن رقابت كنند، با اين اقدام انقلابي راه براي ورود مديران جهادي، پرتوان، مومن، انقلابي، ساده‎زيست و مردمي و بدون هيچ‎گونه چشمداشت مادي به عرصه مديريتي كشور باز خواهد شد و تحولي جديد در نظام مديريتي كشور رخ خواهد داد كه نتيجه آن استحكام بخشي به نظام مديريتي كشور و تلاش مجاهدانه براي پيشرفت و حل مشكلات مردم خواهد بود.

۳- مديري كه به هشدارهاي دلسوزان نظام توجه نمي‎كند و در پايان كار به همان نتيجه‎اي مي‎رسد كه منتقدين دلسوز قبلا هشدار داده بودند، مديري كه توانمندي داخلي را ناديده مي‎گيرد و سرمايه كشور را به جيب بيگانگان واريز مي‎كند، مديري كه فقط در مراسم افتتاحيه‎ها و همايش‎ها ديده مي‎شود، مديري كه از آسانسور ويژه براي رفت و آمد استفاده مي‎كند، مديري كه چندين دستگاه خودرو در اختيار خود و خانواده‎اش قرار مي‎دهد، مديري كه با مردم حشر و نشر ندارد، مديري كه قدرت تحول و نو‎آفريني ندارد، مديري كه ايستا و متوقف در زمان است، ادامه كار چنين مديراني اشرافي، خسته و ناتوان؛ سد راه حل مشكلات مردم و موجب جدايي مردم از مسؤولين مي‎گردد!

۴- در شرايط حساس كنوني هيچ دستگاهي نبايد خود را مبراي از مشكلات اقتصادي كشور بداند؛ كليه وزارتخانه‎ها و سازمان‎ها به مانند اعضاي يك پيكر، مي‎بايست هدف واحدي را در جهت خدمت به مردم دنبال كنند. در ميدان جنگ اقتصادي برخي دستگاه‎ها در خط مقدم نبرد و برخي نقش پشت جبهه را ايفا مي‎نمايند؛ وظيفه رئيس جمهور محترم است كه به‎عنوان رئيس‎دولت همه مديران دستگاه‎هاي اجرايي كشور را در قالب ارائه برنامه مشخص ملزم به هماهنگي و نقش‎آفريني در ميدان جنگ اقتصادي نمايد. هيأت محترم دولت به‎عنوان مقر فرماندهي برنامه‎ريزي و مديريت جهادي در هماهنگ سازي كليه دستگاه‎ها مي‎بايست به‎عنوان اصلي‎ترين كانون اقدام و عمل انقلابي، نقش كليدي را در ميدان جنگ اقتصادي ايفا نمايد. طراحي عمليات‎هاي بزرگ براي مقابله با مشكلات اقتصادي مي‎بايست در اتاق فرماندهي هيأت دولت تصميم‎گيري و در وزارتخانه‎هاي ذي‎ربط برنامه‎ريزي و عملياتي گردد. تقسيم‎بندي دستگاه‎ها به اقتصادي و غير‎اقتصادي، خالي كردن پشت جبهه از نيروهاي پشتيباني است. جا دارد دولت محترم نقش كليدي همه دستگاه‎ها را در جنگ اقتصادي تبيين و حسب وظايف محوله، آن‎ها را مورد بازخواست و نظارت جدي قرار دهد.

۵- بدون شك جنگ اقتصادي دشمن، جنگي زودگذر نخواهد بود بلكه جنگي فرسايشي است كه با هدف فشار، مهار و براندازي بر جمهوري اسلامي ايران برنامه‎ريزي و تحميل گرديده است. دشمن در جنگ اقتصادي ابتدا استحكامات و اهداف بزرگ اقتصادي را هدف قرار مي‎دهد و بعد با حمله به نقاط استراتژيك و تنگ‎تر كردن حلقه مبارزه سعي دارد با عبور از جنگ اقتصادي و سياسي كردن جنگ، مردم را به ميدان مقابله با نظام اسلامي بكشاند كه تاكنون اين حربه براي چندمين بار با هوشمندي مردم ناكام مانده است. بدون شك همان‎گونه كه ملت سلحشور ايران با توكل بر قادر متعال در طول ۴۰ سال گذشته، چندين رئيس جمهور آمريكا و سردمدار رژيم صهيونيستي را به خاك مذلت سپرده‎اند در اين مبارزه بزرگ نيز شاهد دفن رئيس جمهور خودسر و نادان آمريكا و سردمداران منطقه‎اي او خواهند بود.

۶- در حالي كه اتاق‎هاي كار مديران دستگاه‎هاي اجرايي مي‎بايست اتاق فرماندهي جنگ عليه دشمن باشد چرا صداي مقابله جدي با اهداف برنامه‎ريزي شده دشمن در دستگاه‎ها به گوش نمي‎رسد‎؟ چرا علي‎رغم مشكلات بودجه‎اي دستورالعملي انقلابي براي حذف هزينه‎هاي غيرضرور و چابك‎سازي دستگاه‎هاي اجرايي صورت نمي‎گيرد؟ چرا قوانين فرسوده كه زمان كارآمدي آن‎ها سپري گرديده است كنار نمي‎رود؟ چرا قوانين ناكارآمد سازمان تعزيرات حكومتي در جهت بازدارندگي تغيير نمي‎كند؟ چرا نظارتي فراگير و انقلابي بر قيمت كالاهاي مورد نياز مردم اعمال نمي‎شود‎؟ منافع چه كساني با تصويب و اجراي قوانين قوي و كارآمد به خطر مي‎افتد؟

۷- درحالي كه دشمن با تمام قدرت، همه اهرم‎ها و ابزارهاي جنگ اقتصادي را عليه ملت ايران نشانه رفته است، ساده‎انگاري است كه تصور شود با حفظ شرايط و قوانين عادي مي‎توان به مقابله با جنگ تمام‎عيار دشمن شتافت، بدون شك در چنين شرايطي برنامه‎هاي جاري اقتصادي مي‎بايست جاي خود را به برنامه‎ريزي دفاعي و تهاجمي عليه دشمن بدهد. همان‎گونه كه در ميدان جنگ با كساني كه آب به آسياب دشمن مي‎ريزند و مهمات جنگي را در دسترس قرار نمي‎دهند و اطلاعات حساس نظامي را به دشمن گزارش مي‎دهند، بر پايه قوانين عادي برخورد نمي‎شود؛ در ميدان جنگ اقتصادي نيز نبايد با كساني كه با بر هم زدن نظم اقتصادي و گراني برنامه‎ريزي شده كالا فشار مضاعف اقتصادي را بر مردم تحميل مي‎كنند بر اساس قوانيني كه زمان كارآمدي آن‎ها سپري گرديده و از بازدارندگي لازم برخوردار نيستند برخورد شود. به‎روز‎رساني قوانين فرسوده و ناكارآمد اقتصادي از جمله قوانين تعزيرات حكومتي كه به سال ۱۳۷۶ بر مي‎گردد يك ضرورت فوري در ميدان مبارزه با جنگ اقتصادي دشمن است.

۸- بدون شك مقابله همه‎جانبه با مشكلات كنوني، عزم راسخ و قاطع كليه دستگاه‎هاي اجرايي و سياسي و قواي مقننه و قضائيه كشور را در قالب برنامه‎ريزي هماهنگ و واحد و با بهره‎گيري از تمامي توانمندي‎هاي بالقوه كشور را در تمامي عرصه‎ها مي‎طلبد و الا اقدامات موردي و گاه بخشنامه‎اي دستگاه‎هاي اجرايي، پاسخگوي مقابله با تهاجم برنامه‎ريزي شده دشمن و انتظارات بحق مردم صبور و انقلابي كه بار گراني را تحمل مي‎كنند نخواهد بود.

* استاد دانشگاه و نماينده دوره‎هاي هفتم و نهم مجلس شوراي اسلامي

مدير كل يكي از استان ها سهم خود را از صدور هر مجوز برج كنار مي گذاشت!

رئيس‎سابق سازمان بازرسي كشور و مشاور كنوني رئيس‎قوه قضائيه در يك گفت‎و‎گوي تلويزيوني به مواردي از فساد و رانت‎خواري‎ها اشاره كرد.

به گزارش تسنيم، ناصر سراج در گفت‎و‎گو با برنامه تلويزيوني «دست خط» پاسخگوي موضوعات مختلفي بود.

ايجاد حياط خلوت با تزريق سالانه بودجه به شركت‎هاي دولتي

سراج درباره ورود بودجه دولتي به شركت‎هاي زيرمجموعه گفت: قانون شفاف است. مصاحبه كردند كه 75 درصد از بودجه دولت در شركت‎هاي دولتي مي‎رود. اكثرا هم ضررده هستند. حياط خلوت آن جاست و بايد دنبال آن‎ها بروند. خيلي از بازنشسته‎ها كه رفتند در آن‎جا دوباره حقوق مي‎گيرند.

وي افزود: اين را هم به رئيس‎مجلس و هم آقاي رئيس جمهور گزارش دادم، متاسفانه امسال در بودجه خيلي موثر واقع نشد. ما بالاخره يك روزي بايد فكري براي اين شركت‎ها كنيم كه حياط خلوت مدير نباشد كه هر اقدامي كند و پول در آن‎جا دريافت كند. بايد پيگيري شود و از حد من به تنهايي خارج است.

رئيس‎سابق سازمان بازرسي كل كشور ادامه داد: الان اكثراً مسائل سنگيني كه اتفاق مي‎افتد در شركت‎هاست. براي آن شركت‎ها حاكميت بايد فكر اساسي كند كه يا تعداد آن‎ها را كم كند و يا پاسخگو باشند يا بودجه بي‎جهت تزريق نشود. وقتي شركتي ضررده است چه دليلي دارد هر سال بودجه تزريق كنند و مدير هم بين اين و آن تقسيم كند؟

سهم خواهي به سبك آقاي مديركل

سراج اظهار داشت: در همين دولت دوازدهم ما مديركل يكي از استان‎ها را گرفتيم كه عنوانش را بيان نمي‎كنم. كار ايشان اين بود مثلاً مجوز ساختمان مي‎داد، به شما به‎عنوان برج‎ساز مجوز مي‎داد و پنج تا را براي خودش نگه مي‎داشت و باقي را امضا مي‎كرد. در خانه او كلي قرارداد سفيد امضا پيدا شد، مبيع هم بود منتهي خريدار داخل آن نبود؛ سفيد امضا بود. آن شخص اگر نصف ملك را مي‎فروخت مشخص نبود چه كسي فروخته است. جاي خريدار سفيد بود و خريدار دسته پنجم هم مي‎آمد، آن را پر مي‎كرد و واگذار مي‎كردند. آن را چند بار استعلام كرديم و پاسخ نداد و گفتيم حضوري بيايد و پاسخ نداد. وقتي كشوي ميزش را بازرسي كردند، مصوبه هيأت دولت داخل آن بود كه پاسخ نبايد داده شود و وظيفه بازرسي نيست كه اين كار را كند!

تخلفات خصوصي‎سازي‎ها

وي درباره تعديل نيرو بلافاصله پس از واگذاري كارخانه‎هاي دولتي گفت: در بخش خصوصي قانون مي‎گويد اگر دولت اين كارخانه را به من واگذار مي‎كند، من حق ندارم تا پنج سال بي‎جهت يك نيرو را بيرون كنم. متاسفانه همين آقاي مه‎آفريد كه متهم پرونده سه هزار ميلياردي بود عنوان مي‎كردند كارآفرين است، ايشان همان زمان كه سهام فولاد خوزستان را خريد، سه هزار و 500 نفر كاهش نيرو داد! نيروهايي كه واقعا زندگي آن‎ها با سختي مي‎گذشت. اين وظيفه سازمان خصوصي‎سازي بود كه رعايت و نظارت كند ولي نظارت مغفول ماند. درباره اكثر خصوصي‎سازي‎ها همين طور است. هپكو اراك و كارخانه‎هاي زياد ديگري هم بودند مانند دشت مغان كه قيمت‎گذاري كردند و با قيمت پايه قبل تعيين كردند. يكي از وزرا كه الان مستعفي شده است، مي‎گويد اين را به بنياد مستضعفان مي‎دهيم و 700 ميليارد تومان زير قيمت پايه بدهيد!

رئيس‎سابق سازمان بازرسي كل كشور افزود: خب اين دولت كه اين شاخه به آن شاخه است و مشكلي ندارد. وقتي اين تصويب مي‎شود، رئيس‎خصوصي‎سازي مي‎گويد چه دليلي دارد من بدهم. به هر كسي كه خواستم مي‎دهم. به چه كسي مي‎دهند؟ به يكي از شركت‎هاي دسته چندم شركت رفاه مي‎دهند.

سراج با اشاره به اين‎كه هيأت واگذاري چند نفر از وزرا از جمله وزير دادگستري، وزير اقتصاد و غيره، رئيس‎اتاق تعاون و غيره و از مجلس هستند،گفت: اين‎ها تصويب كردند، قوه قضائيه در اين هيأت هيچ كس را ندارد.

 يادداشت هفته

از انقلاب 1920 تا خيزش 2020 در عراق
اخراج متجاوزان؛ عمودي يا افقي!

 علي اكبر عالميان

دقيقاً يك قرن بعد از انقلاب 1920 عراق، اينبار بار ديگر ملت عراق خيزشي انقلاب گونه را خلق كردند كه به مراتب با عظمت‎تر و با شكوه‎تر از انقلاب صد سال قبل آنان به شمار مي‎آيد. در تابستان سال 1920 ميلادي، مردم عراق با قيام عليه استعمار انگليس، انقلابي را تحت رهبري روحانيون به ويژه آيت‎الله محمدتقي شيرازي آغاز كردند كه سه ماه ادامه داشت. هدف اين قيام، بيرون راندن اشغال‎گران انگليسي و ايجاد حكومتي مستقل بود. اين قيام اما سرانجامي جز شكست به همراه نداشت و بيش از 9 هزار نفر از مردم عراق نيز در آن كشته شدند. گرچه مردم عراق نتوانستند به آنچه مد نظرشان بود برسند، اما همين كه توانستند با اتحاد خود، يك حركت عظيم مردمي بر ضد اشغالگران ايجاد كنند، در نوع خود ماندگار و ستودني بود. اين حركت ديگر تكرار نشد و آنچه بعد از انقلاب فوق ديده مي‎شد، حركت‎هاي جزئي و اعتراضي بود كه نمي‎شد بر آن نام جنبش يا انقلاب را گذاشت. اما بعد از صدسال، در جمعه اخير دوباره يك حركت انقلابي صورت گرفت كه به مراتب گسترده‎تر و با شكوه‎تر و در عين حال، مقتدارنه‎تر از انقلاب 1920 بود، گرچه از لحاظ ماهيت، يكي بوده و هر دو حركت انقلابي به دنبال بيرون كردن نيروهاي استعماري و متجاوز بوده اند، چه متجاوزان و استعمارگران پيري به نام انگليسي‎ها و چه متجاوزان و استعمارگران جديدي به نام آمريكايي ها!
حركت ميليوني و بي‎سابقه اخير عراقي‎ها پيام‎هايي به مراتب مهم‎تر از انقلاب 1920 و علتي كليدي‎تر از آن دارد. گرچه در انقلاب صدسال قبل ملت عراق، مرجعيت عامل اصلي و موتور محركه خيزش مردم بود، اما در خيزش 2020، علاوه بر نقش مرجعيت، بايد به يك عامل مهم ديگر كه به اعتقاد نگارنده به مثابه عامل اصلي حركت مردم عراق بود، اشاره كرد. اين عامل مهم، خون پاك شهيد قاسم سليماني وياران او بود كه اينگونه موجب حركت عظيم و بي‎سابقه مردم شده است. در واقع بايد گفت كه خون حاج قاسم كار خودش را كرد و انتقام خود را گرفت. هنوز فراموش نكرده‎ايم كه بلافاصله بعد از اقدام احمقانه آمريكا در ترور شهيد سليماني، مايك پمپئو، وزير خارجه آمريكا در توييتي نوشته بود كه: «مردم عراق از كشته شدن سليماني خوشحال‎اند و دارند در خيابان‎ها پايكوبي مي‎كنند!» جالب اين‎كه وزير خارجه ايالات متحده، شادي عده‎اي اندك اجير شده سعودي‎ها را ديد، اما تظاهرات بي‎سابقه و ميليوني مردم عراق را نديده است! ايالات متحده مي‎پنداشت كه با كشتن حاج قاسم، به زعم خود حركت جهادي مردم منطقه و عراق و مقاومت مقدس آنان را در نطفه خفه خواهد كرد اما اين دولت تروريست نفهميده است كه با كشته شدن يك فرمانده عارف و محبوب، مقاومت را نمي‎توان متوقف كرد و از خون پاك او و يارانش جوانه‎هاي اميد و مقاومت مي‎رويد. شعارهاي عراقي‎ها در اين تظاهرات نيز همين مسأله را نشان مي‎داد. شعارها ودست نوشته‎هايي نظير: «آمريكا شيطان بزرگ است»، « از كشور ما خارج شويد، قبل از اين‎كه اخراجتان كنيم»، «ترامپ در حال فرستادن نيروهاي آمريكايي به جهنم [منظور عراق] است» و دهها شعار حماسي ديگر نشان داد كه آمريكايي‎ها بايد به زودي از عراق خارج شوند. ترامپ گمان مي‎كرد كه با به شهادت رساندن مغز متفكر نظامي و سياسي ايران يعني حاج قاسم، خواهد توانست از نفوذ ايران در منطقه بكاهد. اين مدعا را مي‎توان با بازي‎هاي بچه گانه آمريكا و هم پيمانانش در تحريك برخي از عراقي در حمله مراكز سياسي و فرهنگي ايران در عراق اثبات كرد، ولي به حول و قوه الهي مكر آنان به خودشان بازگشت و نه تنها از نفوذ ايران كاسته نشده بلكه به بركت خون شهيدان مقاومت، بر نفوذ و محبوبيت جمهوري اسلامي افزوده شد. به تعبير نشريه آمريكايي «نيشن»: «اكنون همه گروه‎هاي شبه نظامي منطقه كه طي اين سال‎ها توسط شخص سليماني پرورش يافتند، به دنبال خون خواهي از او خواهند بود، در واقع ترامپ با ترور مهمترين ژنرال ايران، شهيد جديدي را در خاورميانه به وجود آورد كه بدون شك خون او تا سال‎ها آمريكا را در منطقه تعقيب خواهد كرد.» خبرگزاري CNN نيز در گزارش خود، تظاهرات ميليوني مردم عراق را نشانه گستردگي نفوذ ايران در اين كشور قلمداد كرد. مجموعه حوادث چند روز اخير نيز نشان مي‎دهد كه عرصه بر آمريكايي‎ها روز به روز در حال تنگ‎تر شدن است. حمله راكتي به سفارت اين كشور در عراق و همچنين سقوط هواپيماي حامل نظاميان اين كشوردر افغانستان، علائمي است كه از گسترش اعتراضات مردم منطقه نسبت به حضور متجاوزان آمريكايي خبر مي‎دهد. اين همان انتقام سختي است كه رهبر معظم انقلاب وعده داده بودند؛ يعني اخراج مفتضحانه ارتش تروريست آمريكا از منطقه! اكنون اختيار با خود آمريكايي‎ها است كه چگونه از اين منطقه خارج شوند. اگر با پاي خود خارج نشوند، دير يازود مجبور خواهند شد كه با تابوت از منطقه خارج شوند. آن‎ها بايد از منطقه بيرون بروند چه عمودي(وبا پاي خود) و چه به‎صورت افقي(ودر تابوت)! اين، جواب خون حاج قاسم و يارانش است.