صفحه سياسي

تعظيم در برابر روح بزرگ سردار رشيد اسلام

 دكتر محمد ملك زاده

«من المومنين رجال صدقوا ما عاهدواا... عليه، فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا»

شهادت سردار رشيد اسلام و فرمانده ارشد مدافعان حرم اهل بيت(ع) و نواميس امت اسلامي شهيد قاسم سليماني در ايام ولادت بانوي پيام‎رسان كربلا حضرت زينب كبري(س) و در آستانه شهادت يگانه بانوي جهان اسلام حضرت فاطمه زهرا(سلام‎ا... عليها) توسط شقي‎ترين آحاد بشر، فقط شايسته مردان مومني است كه به تعبير قرآن كريم «تا دم شهادت بر سر عهدي كه با خداي خويش بستند، صادقانه ايستادند و هرگز تغيير و تبديلي در عهد و پيمان خود ندادند.» شهادت، پاداش تلاش بي‎وقفه او در همه اين سالياني بود كه به جهاد در راه خدا با اشرار عالم و دفاع از مظلومان و آزادگان جهان سپري شد. جرم او از نگاه دشمن شريري همچون دولت جنايتكار آمريكا پيروي بي‎چون و چرا از ولايت بود؛ همو كه نمونه برجسته‎اي از تربيت‎شدگان اسلام و مكتب امام خميني(ره) بود و با شكست جنايتكاران دست‎پرورده آمريكا در منطقه، ابهت پوشالي آمريكا را فروريخت؛ جرم او دفاع از مظلومان و ستمديدگان منطقه در برابر مزدوران استكبار بود؛ جرم او مبارزه با تروريست‎هاي قاتل دست‎پرورده غرب و متجاوزان به نواميس امت اسلامي بود؛ جرم او دشمني با رژيم كودك‎كش صهيونيستي و مبارزه با اشغالگري در سرزمين‎هاي اسلامي بود؛ جرم او دفاع از استقلال امت اسلامي و مخالفت با مداخلات نظامي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي آمريكا در منطقه بود؛ جرم او حضور در همه جبهه‎هاي جهاد اسلامي از ميادين مبارزه و شهادت گرفته تا عرصه‎هاي گوناگون سازندگي و كمك به نيازمندان و محرومان بود... چنين ويژگي‎هايي او را به كابوس آمريكا و رژيم صهيونيستي تبديل ساخته بود.

آري! اكنون شهيد قاسم سليماني كه بحق، تشنه شهادت بود و همواره از اين‎كه همرزمان او رفته‎اند و او هنوز در دنياي خاكي نفس مي‎كشد خود را مغبون مي‎دانست، به آرزوي خويش رسيد و خون پاك او به دست شقي‎ترين آحاد بشر بر زمين ريخته شد. با شهادت اين فرمانده بزرگ جبهه مقاومت در برابر استكبار، امت اسلام و مردم بزرگ ايران داغدار گشته و در مقابل، اشرار عالم به شادي و پايكوبي پرداختند؛ اما به تعبير ولي امر امت اسلامي مطمئن هستيم با رفتن او كار او و راه او هرگز متوقف نخواهد شد و انتقام سختي در انتظار جنايتكاراني است كه دست پليد خود را به خون او آلودند. امروز جبهه بزرگ مقاومت به وسعت جهان اسلام يكپارچه به خونخواهي اين شهيد بزرگ اسلام قيام كرده‎اند و تمام آزادي‎خواهان و مظلومان جهان با وجود آلام و رنج‎هاي فراوان ناشي از جبهه استكبار اما با انرژي مضاعف و بدون هيچ احساس ضعف و سستي مصمم به ادامه راه شهيد قاسم سليماني مي‎باشند؛ زيرا با تمام وجود به كلام الهي ايمان دارند كه: «و لاتهنوا في ابتغاء القوم ان تكونوا تالمون فانهم يالمون كما تالمون و ترجون من ا... ما لايرجون و كان ا... عليما حكيما»؛ «و در تعقيب كفارسستي نورزيد، اگر شما در رنج هستيد، آنان نيز مانند شما در رنجند، با اين فرق كه شما از خدا اميد پاداش را داريد و آنان اين اميد را ندارند و همانا خدا همواره دانا و حكيم است.»

دوست ما، قدرت ماست

جهان امروز جاي ترسناكي است. به قول يوسفعلي ميرشكاك: هيچ كس يك لحظه كوتاه اگر آئينه هم باشي، برادر نيست. در جهان هيچ دوستي براي يك كشور بهتر از قدرتي كه كسب مي‎كند نخواهد بود.

روابط در اين جهان بر مبناي قدرت تنظيم مي‎شوند و قدرتمداران همواره طرح‎هايي براي جايگاه‎هاي مطلوب كشورها در نظمي كه رهبري‎اش را بر عهده داشته باشند دارند. قدرت در جهان مدرن با برتري تكنولوژيك همسان شده است و زيربنايي براي تعريف ساير مفاهيم به دست مي‎دهد.

قدرت نظامي و توانمندي‎هاي تكنولوژيك انحصاري در اين جهان كاركردهاي فرهنگي نيز دارد. انسان‎ها را با توجه به دوري يا نزديكي به اين قدرت درجه بندي مي‎كند. ملت‎هاي قدرتمندتر حق انحصاري تعيين الزامات اخلاقي جهان شمول را نيز كسب مي‎كنند.

آن‎ها هركه را بخواهند تروريست مي‎نامند و بر او اعمال زور خواهند كرد. حقي كه پشتوانه آن قدرت است. اين حق و اين قدرت در تاريخ معاصر جهان جنايت‎هاي بسياري را رقم زده است كه در بنيان خود مشروع جلوه داده شده‎اند. قدرتي كه صاحبش را به اين باور مي‎رساند كه به واقع برتري‎هاي ژنتيكي و نژادي بر ساير انسان‎ها دارد. دوره‎اي در تاريخ غرب وجود دارد كه يكي از ويژگي‎هاي آن توسعه طلبي قدرت‎هاي غربي و تصرف و استعمار كشورهاي آسيايي و آفريقايي است.

سرزمين‎هاي جديدي كه سرنوشت آن‎ها از دو حال خارج نبود. يا داراي پيوست‎هاي تاريخي و تمدني بودند و در يورش نيروهاي استعمارگر تنها گرفتار غارت كلان منابع مي‎شدند و نسل آن‎ها از انهدام در امان مي‎ماند و يا چنين ويژگي‎هايي نداشتند و علاوه بر غارت به‎عنوان انسان‎هايي درجه چندم به تدريج و يا به يكباره در مسلخ خوي تكاثر طلبي انسان غربي نابود مي‎شدند.

قاره آمريكا جايي بود كه تقريبا اثر خاصي از ساكنان اوليه آن‎ها به جا نماند. مردماني كه زبان، فرهنگ و تمدن خاص خود را داشتند و امروز به جز كتب تاريخي هيچ چيز از آن‎ها در خاطر جهان نمانده است.

معامله‎اي كه انسان غربي با ساكنان مناطق جديد كرد بن مايه اخلاقي مبتني بر اعتقادي جزم به برتري نژادي داشت. انسان‎هايي كه قرباني شدند در عمل انسان شمرده نشدند و از بين بردن آن‎ها همانند فعاليت‎هايي كه بشر براي زيست پذير كردن محيط‎هاي جديد براي زندگي خود انجام مي‎دهد مشروع جلوه مي‎كرد. مفاهيمي مانند انسان متمدن، جهان اول، جهان سوم، مركز، پيرامون و... نيز به نوعي برخواسته از چنين بن مايه‎هاي اخلاقي و فكري است.

سرنوشت جوامع گوناگوني كه به انحاي مختلف در ارتباط با انسان غربي قرار مي‎گرفتند همانگونه كه در ابتدا گفتيم دو شكل عمده داشت. نكته مهم اين است كه آن چه رفتار مهاجمان و يا نيروهاي جديد از راه رسيده را تعيين مي‎كرد همان بن مايه اخلاقي و احساس برتري نژادي بود.

احساسي كه با واقعيات تلطيف مي‎شد و با توجه به ميزان انسجام و قدرت جوامع ميهمان در طيفي قرار مي‎گرفت كه ابتدا و انتهاي آن هماني است كه از آن سخن گفتيم.

كشور ما نيز از اين مواجهه جبري در امان نبود و خوشبختانه به علت ريشه‎هاي چند هزار ساله فرهنگ و تمدني كه داشتيم در انتهاي طيف رفتاري موصوف قرار گرفتيم. گرچه انسان‎هايي شمرده مي‎شديم كه درجه دوم بوديم ولي به علت وجود ساختارهاي سياسي و ديني آنگونه كه ملت‎هاي بي‎پناه ديگر به قهقرا رفتند دچار مصيبت نشديم.

گرچه ضربات زيادي خورديم ولي اين ضربات نتوانست ما را از صحنه روزگار محو كند گرچه خسارت‎هاي فراواني براي ما به دنبال آورد و تا پيش از پيروزي انقلاب در سال 57 ما را در تقسيم كار جهاني مبتني بر همان بن مايه‎هاي اخلاقي ملتي دسته دوم نگه داشت كه با رويكرد كلبي مسلكانه حكام پهلوي در سياست خارجي امري تثبيت شده و لا يتغير به نظر مي‎رسيد.

انقلاب اسلامي آن بن مايه‎ها را به چالش كشيد و ملت بزرگ و ريشه دار ما را دوباره به افقي كشاند كه سوداي بزرگي از دست رفته چند هزار ساله خود را بازيابند.

ترامپ يك ويژگي منحصر به فرد دارد و آن اين است كه به علت چينش ذهني عميقا غير سياستمدارانه‎اش حرف‎هاي مگو را راست و پوست كنده بيان مي‎كند. ترامپ به ايرانيان ثابت كرد كه مشكل آمريكا با ما نه به‎خاطر رفتار ما بلكه به‎خاطر همان بن مايه‎هايي است كه از قدرت تكنولوژيك و نظامي آمريكا برآمده است.

ما در نظم چشمداشتي آن‎ها حل نشده‎ايم و از اين رو انسان‎هاي چموش درجه دويي هستيم كه بايد فرو كوفته شده تا رام شوند. اكنون به مردم ما بر خلاف خواست پروپاگانداي رسانه‎هاي غربي ثابت شده است كه در واقع آمريكا با ما دشمن است نه اين‎كه در وهله اول اين دشمني از سمت ما شروع شده باشد.

ترامپ از اين نظر دست آهنين ايالات متحده آمريكا را كه به تعبير رهبر فرزانه انقلاب همواره با دستكشي مخملين پنهان نگه داشته مي‎شد نمايان كرده است. حالا كار براي ملتي كه تحت بمباران تبليغاتي براي پذيرش باور به درجه دو! بودنش قرار دارد، آسان شده است.

ملت ما با عامليت عناصري از ميان خود كه مزدوراني حقيرند با پروپاگاندايي مواجه است كه دال مركزي آن صحه گذاشتن بر همان بن مايه اخلاقي است. پروپاگاندايي كه مي‎خواهد آن‎ها را متقاعد كند كه دست از باور خويش به داشتن توان بلند مرتبگي بشويند و تلاش خود را بر ساختن جامعه‎اي در تراز آن چه در دبي برپا شده به‎عنوان آرمانشهر انسان‎هاي درجه دو متمركز كند!

اين ملت به سمتي سوق داده مي‎شود كه برق سرد و سنگين دست آهنيني كه در تاريخ معاصرش گهگاه از دستكش مخملينش جدا شده و بر فرق سرش فرود آمده است فراموش كند و بپذيرد كه مشكلاتش نه ريشه در زياده خواهي قدرت‎هاي غربي و در راس آن‎ها ايالات متحده آمريكا بلكه در حكومت اسلامي آرمان خواهش دارد.

ملت ما امروز وقتي با تهديد بمباران 52 نقطه مهمي كه در تاريخ و فرهنگش اهميت زيادي دارد از سوي رئيس جمهور آمريكا مواجه مي‎شود حكمت سخنان امام و رهبري را بهتر متوجه مي‎شوند؛ سخناني كه دال محوريشان تاكيد بر دشمني ريشه دار و عميق آمريكا با ماست.

آمريكايي كه ما را به‎عنوان قطعه‎اي در ميان بي‎شمار قطعات درجه چندم پازل تقسيم كار جهاني مي‎خواهد. رفتار سياسي ترامپ به سادگي اين پيام را به ملت‎هاي منطقه مخابره مي‎كند كه شما انسان‎هاي بي‎نواي درجه دومي هستيد كه سربازاني كه پاسدار امنيت شما در چارچوبي فراتر از نقش چشمداشتي دسته دومي كه ما تعيين خواهيم كرد باشند، كشته ميشوند و خونخواهي و انتقام خون آن‎ها نيز با پاسخي سهمگين مواجه خواهد شد.

اين رفتار آيا چيزي به جز يك دشمني عيان است؟ سردار شهيد قاسم سليماني سرباز امنيت ايران بود؛ سرباز موثري كه پيروزي‎اش بر داعش و نقشش در به هم خوردن نقشه‎هاي كلان آمريكا براي منطقه و خاصه شيعيان با ترور ناجوانمردانه‎اي پاسخ داده شد.

مردم ما با حماسه‎اي كه در تشييع پيكر مطهر اين سرباز بي‎نظير خلق كردند نشان دادند كه دشمني آمريكا را اين بار در وراي رنگ‎ها و روكش‎هاي فريبنده دستگاه غول آساي پروپاگانداي آن شناخته‎اند.

حالا كه زبان عريان تاجر آمريكايي آن چه در واقع درباره با ما در ذهن آن هاست را عيان كرده است راه براي خودفروختگاني كه نان خود را در خون مردم خود فرو مي‎كنند سخت شده است. حالا ملت فهميده‎اند كه ميراث فرهنگي و تمدنيشان هم حتي به جرم اصرارشان بر حق كسب بلند مرتبگي در تيررس دشمن اصلي آن هاست.

مردم ما با حماسه‎اي كه در تشييع پيكر مطهر اين سرباز بي‎نظير خلق كردند نشان دادند كه دشمني آمريكا را اين بار در وراي رنگ‎ها و روكش‎هاي فريبنده دستگاه غول آساي پروپاگانداي آن شناخته‎اند.

حالا ملت آن چه كه سال‎هاي سال رهبر انقلاب در خشت خام مي‎ديد را در آينه واقعيات خشن روزگار كنوني مي‎بيند و تشخيص داده است كه راه رفع دلتنگي براي روزگار بزرگي ايران نه از حل شدن در نظم جهاني با جايگاهي دست چندم بلكه از راه مبارزه‎اي هوشمندانه براي اعتلا مي‎گذرد. اعتلايي كه بن مايه آن اسلام ناب محمدي و راه روشن اهل بيت به‎عنوان يگانه مسير بشريت براي نيل به دنيايي رها از ظلم و جهل و تباهي است.

قرار نبود بعد حاج قاسم همه‎چيز آرام شود اما «مقاومت» پيروز قطعي است

كميل خجسته در يادداشتي نوشت: اگر در احد بوديم چه به پيامبر(ص) مي‎گفتيم؟ پيامبر(ص) چه مي‎كرد؟ نه اين‎كه كسي نبود و چيزي نگفت. نه اين‎كه پيامبر(ص) چيزي نگفتند. به پيامبر(ص) بدترين‎ها را گفتند. همان اول كار يك لشگر خودش را كند و از پيامبر(ص) راهش را جدا كرد و به شهر برگشت.

ماجراي احد را هم همه بلديم. اما اين جنگ، يك قسمت ديگر هم داشت. وقتي جنگ تمام شد و سپاه مجروح و زخمي با بدن اربا ارباي حمزه سيدالشهدا برگشت، شبش، براي پيغمبر خبر آوردند كه يك عده از مشركين، به اين فكر افتاده‎اند كه حالا حمله كنيم و كار مسلمان‎ها را تمام كنيم. در شهر هم اهل نفاق شايعه كردند كه همه عليه شما شده‎اند تا دل مردم را خالي كنند. نه مردم عادي را، مردمي كه وحي را ديده بودند. پيامبر(ص) نازنين را ديده بودند. بدر را ديده بودند. دل آن مردم را كه «الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم».

پيغمبر(ص) مردم را در مسجد جمع كردند. فرمودند: شنيدم دشمن در فلان نقطه اجتماع كرده؛ منتظر است كه شما غفلت كنيد، به شما حمله كند. بايد همين امشب برويد آن‎ها را تارومار كنيد. گفتند: حاضريم يا رسول‎اللَّه! فرمود: نه؛ فقط كساني كه امروز در جنگ احد بودند، آن‎ها بايد بروند. يعني همان‎هايي كه خسته‎اند، همان‎هايي كه از صبح تا شب جنگيدند، همان‎هايي كه بدنشان هم زخمي است، بايد بروند؛ هيچ كس غير از اين‎ها نبايد برود. آن‎ها، بلافاصله جمع شدند كه فَزادَهُم إيمانًا انگيزه و ايمان جامعه انقلابي پيامبر(ص) بيش‎تر هم شد. «و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوكيل»؛ گفتند خدا كافي است.

پروژه آشوب در ايران در حال پيگيري بود. آبان خودش را نشان داد. بعد از آن هم 3 عمليات تروريستي بزرگ را كه ما در رسانه‎ها مي‎دانيم عليه منافع ملي كشور، امريكايي‎ها انجام دادند و حاج قاسم و ابومهدي را در عراق و در يمن به گزارش واشنگتن‎پست يك فرمانده ديگر قدس را هدف قرار دادند كه البته آن يكي ناموفق بود. ما آماده بوديم تا پروژه آشوب براي دي و بهمن خودش را بازسازي كند. درست مثل الگوي ناموفق تابستان داغ 97 بعد از دي 96 كه خون حاج قاسم معجزه كرد.

در جنگيم. صحنه روشن است و مرد ميدان «سپاه» دارد با خون و آبرويش، با جسم و جانش خط اول نبرد را پر مي‎كند تا مبادا تركي بر دارد چيني نازك تنهايي من و حالا يك عده زمين‎گير 72ساعت تاخير در اعلام هستند؛ سپاه كه پيش مي‎رود.

اين چيزهايي كه اين يكي‎دو روز در كف خيابان است قرار بود سنگين‎ترش را ببينيم كه خون حاج قاسم معجزه كرد. موشك سپاه به عين‎الاسد هم جسارت امريكا را غلاف كرد و گرنه اين را پاياني نبود.

نبرد عوض نشده است. آن‎ها در امتداد پروژه‎شان مي‎خواهند القاي انزوا كنند. تعجبي ندارد از پست‎هاي پناهندگي آن ورزشكار خانم كه به بركت ارزش دادن انقلاب به زن روي سكو بود و آن بازيكن كه بعد از راهيابي ايران به المپيك(جالب است واقعا!) از سياهي مي‎نويسد. البته آن‎ها حتما نمي‎دانند داخل چه پروژه‎اي قرار دارند. حتما بيرون‎كشيدن برخي فيلم‎ها از جشنواره رخ مي‎داد چه به اين بهانه چه به آن بهانه. مهم حضور سفير انگليس جلوي دانشگاه اميركبير رحمت‎ا... عليه است. مهم توييت فارسي ترامپ است. مهم توييت پمپئو است «كه اعتراضات ادامه دارد» و ما مي‎دانيم كه كندن عكس حاج_قاسم از روي ديوار از كينه است كه عجب پروژه‎اي را ناكار كرد.

قرار نبود بعد حاج قاسم همه‎چيز آرام شود. حاج قاسم ما را محكم‎تر كرد. خون او در رگ‎هاي جديدي آمده است تا مقاومت عزيز و پيروز شود.

پشت‎پرده رفت و آمد قطري‎ها به تهران
نقش پايگاه العديد در ترور سليماني و سرنگوني هواپيماي اكرايني چيست؟

يك شنبه اين هفته، شبكه "الميادين" در خبري فوري از سفر شيخ "تميم بن حمد آل ثاني"، امير قطر به تهران خبر داد. الميادين هدف از اين سفر را ملاقات امير قطر با رئيس جمهوري اسلامي ايران و بحث و تبادل درباره مسائل دو جانبه و امور منطقه‎اي اعلام كرد.

سفر امير قطر به تهران در حالي صورت مي‎گيرد كه تنش‎هاي منطقه‎اي در پي حملات موشكي تلافي جويانه ايران به پايگاه نظاميان آمريكايي "عين الاسد" در عراق به شكل چشمگيري افزايش يافته است.

افزون بر آن، اين سفر در حالي صورت مي‎گرفت كه پيش‎تر "محمد بن عبدالرحمن آل ثاني"، معاون نخست وزير و وزير أمور خارجه قطر، در يك سفر از پيش اعلام نشده، روز شنبه ۱۴ دي ماه جاري وارد تهران شد و با محمد جواد ظريف، وزير أمور خارجه ايران در تهران ديدار و گفتگو كرد.

محمد بن جاسم آل ثاني، پس از اين ديدار با حسن روحاني ديدار و گفتگو كرد. رئيس جمهوري ايران، در اين ديدار خطاب به معاون نخست وزير قطر، گفت كه "در شرايط كنوني از كشورهاي دوست و همسايه توقع داريم، با لحن صريح، آمريكا را در اين جنايت محكوم كنند، چراكه آمريكا يك فرمانده بزرگ نيروهاي مسلح ايران را در كشور ديگري با جنايت بارترين شكل به شهادت رسانده است".

وزير خارجه قطر پس از اين ديدار در توئيتي نوشت: "امروز در تهران با رئيس جمهوري و وزير امور خارجه ايران ديدار كردم و درباره تحولات عراق به‎طور خاص و منطقه به‎صورت عام بحث و تبادل نظر شد".

** هدف وزير خارجه قطر از اين سفر

به گزارش «مشرق»، علي رغم اين‎كه مقامات رسمي قطر هدف اين سفر را تلاش براي كاهش تنش در منطقه عنوان كرده بودند، اما پيش از اين سفر، يكي از ديپلمات‎هاي سابق كشورمان مدعي شده بود، وزير امور خارجه قطر حامل پيام "دونالد ترامپ"، رئيس جمهور آمريكا براي ايران است.

امير موسوي در حساب كاربري‎اش در توئيتر نوشته بود: " وزير خارجه قطر در سفر به تهران حامل پيامي از سوي ترامپ است" و افزوده بود: "ترامپ، قطر را ميانجي قرار داده تا مانع واكنش ايران به ترور سردار قاسم سليماني و همراهانش شود".

همزمان با حضور وزير خارجه قطر در تهران، روزنامه "ديلي ميل" چاپ لندن با انتشار گزارشي ادعا مي‎كند، "پهپادي كه خودروي حامل سردار سليماني و ابومهدي المهندس را هدف گرفته، از مقر ستاد فرماندهي مركزي آمريكا در پايگاه نظامي «العديد» قطر به پرواز درآمده بود".

به دنبال اين ادعاي ديلي ميل برخي گمانه زني‎ها، علت سفر وزير خارجه قطر به تهران را در راستاي ارائه توضيحاتي در اين خصوص به تهران دانستند.

** انتشار گزارش شبكه "ان بي‎سي نيوز"

چند روز بعد از سفر وزير خارجه قطر به تهران و مطرح شدن اين ادعاها، روز شنبه برابر با 21 دي ماه جاري، شبكه آمريكايي "ان بي‎سي نيوز"(NBC News) گزارش مشروحي منتشر كرد كه جزئيات جديدي از ترور سردار سليماني را افشا مي‎كرد.

در اين گزارش ان بي‎سي نيوز مدعي شده بود كه اين جزئيات را از دو منبع مطلع آمريكايي و مسؤولان آمريكايي ديگري كه از اين موضوع مطلع بوده اند، به دست آورده است.

بنابر آن چه ان بي‎سي در گزارش خود آورده است: عمليات ترور سردار سليماني از دمشق آغاز شده بود، جايي كه اطلاعات آمريكا حاكي از حركت سردار از فرودگاه دمشق به فرودگاه بغداد بوده و آمريكايي‎ها در انتظار وي بوده‎اند.

بنابر ادعاي ان بي‎سي، پس از فرود آمدن هواپيماي خطوط "اَجنِحة الشام"(ايرباس A320) در فرودگاه بغداد، درحالي كه جاسوسان سازمان "سيا" در فرودگاه حضور داشتند، سه پهپاد آمريكايي، هريك مجهز به چهار موشك "هل فاير" به پرواز درمي آيند و بدون هيچ مشكلي وارد آسمان عراق مي‎شوند.

پس از شناسايي خودروها در فرودگاه بغداد و تأييد هويت سرنشينان آن‎ها، اتاق عمليات ترور سردار سليماني، مستقر در مقر فرماندهي نيروهاي مركزي آمريكا موسوم به "سنتكام"، در "دوحه"، پايتخت قطر دستور شليك به خودروها را صادر مي‎كنند.

البته هنوز ابهاماتي در خصوص مكان پروازي پهپادها وجود دارد كه از كدام كشور منطقه حركت كرده اند؛ اما طبق اين گزارش چيزي كه قطعي است، اتاق فرمان عمليات، در دوحه بوده است.

** گزارش وبگاه قطرليكس

گزارش شبكه ان بي‎سي آمريكا درحالي منتشر مي‎شود كه پيش‎تر وبگاه موسوم به "قطرليكس" كه افشاگري‎هاي خاندان حاكم بر قطر را برعهده دارد، در گزارش خود ادعا مي‎كند كه پهپادهايي كه سردار سليماني را در فرودگاه بغداد هدف قرار دادند، 4 ساعت قبل از رسيدن سردار سليماني به فرودگاه بغداد از پايگاه العديد قطر برخاسته بودند.

اين وبگاه در ادامه ادعاهايش مي‎نويسد: حضور وزير خارجه قطر در تهران براي دلجويي از دولت ايران و حصول اطمينان از در امان بودن از حملات تلافي جويانه سپاه پاسداران است.

قطرليكس در اين گزارش ادعا كرده است، از آن‎جا كه دوحه از واكنش ايران در قبال اين اقدام به خوبي خبر داشته، لذا 48 ساعت پيش از انجام عمليات ترور، با هدف فريب افكار عمومي منطقه به‎طور عام و دولت ايران به‎طور خاص، با دولت عراق تماس گرفته و اعلام مي‎كند كه آماده وساطت براي كاهش تنش و بحران حاكم بر عراق است.

اگر اين ادعاي قطرليكس صحت داشته باشد، بنابراين به نظر مي‎رسد، دوحه پيش‎تر از ترور سردار سليماني خبردار بوده است.

همچنين در بخش ديگري از اين گزارش مي‎خوانيم كه يك روز قبل از ترور سردار سليماني، "مايك پمپئو"، وزير خارجه آمريكا در تماسي تلفني از همتاي قطري خود به‎خاطر حمايت و پيشتيباني دوحه از سياست‎هاي منطقه‎اي آمريكا در مواجهه با گسترش نفوذ ايران در منطقه تشكر مي‎كند.

علاوه بر اين‎كه ارتش آمريكا ژوئيه گذشته اقدام به ارسال نظاميان و هواپيماهاي ترابري و بمب افكن‎هاي جديدي از نوع B1 و B52 به پايگاه نظامي العديد در قطر مي‎كند.

** آيا بيم از اين گزارش‎ها امير قطر را به تهران كشاند؟

ساعاتي پس از انتشار گزارش شبكه ان بي‎سي نيوز، خبرگزاري الميادين در خبري فوري اعلام كرد كه شيخ تميم بن حمد آل ثاني، امير قطر در سفري از قبل اعلام نشده تا ساعاتي ديگر براي گفتگو "درباره مسايل دو جانبه و منطقه اي" با مقامات ايراني وارد تهران مي‎شود.

اَگَرچه تا زماني كه مقامات رسمي ايران مطالب مندرج در گزارش نشريه انگليسي ديلي ميل و شبكه آمريكايي ان بي‎سي نيوز و ساير رسانه‎ها، درباره مشاركت پايگاه‎هاي قطر در عمليات ترور سردار سليماني را تأييد نكنند، فاقد اعتبار و مصداقيت هستند و در حد يك ادعا باقي مي‎مانند، اما انتشار اين گزارش‎ها، گمانه زني‎هايي را در داخل و خارج درباره ارتباط بين اين ادعاها و سفرهاي مقامات رسمي قطر به تهران مطرح كرده‎اند.

** گمانه‎ها چه مي‎گويند

غرامت 3 ميليارد دلاري: سفر امير قطر به تهران در مقطع زماني صورت مي‎گيرد كه تهران به شدت درگير بررسي ماجراي سقوط هواپيماي مسافربري اكرايني است كه سحرگاه پنج شنبه و همزمان با آغاز حملات تلافي جويانه سپاه پاسداران به پايگاه نظامي عين الاسد آمريكايي در غرب عراق به اشتباه هدف پدافند هوايي قرار گرفته و پس از سرنگون شدن تمام سرنشنيان آن جان باختند.

اگرچه سپاه پاسداران در بيانيه‎اي رسمي مسؤوليت سرنگوني هواپيماي مسافربري اكرايني را برعهده گرفته است، اما از زمان اعلام خبر تا زمان نگارش اين مطلب، سوالات بسياري درباره نحوه سرنگوني اين هواپيما مطرح شده و همچنان بي‎پاسخ مانده است، موضوعي كه سبب شده اين قضيه با ابهامات بسياري همچنان مواجه باشد.

در اين شرايط امير قطر در سفري از قبل اعلام نشده و در راس هيأتي بلند پايه وارد تهران مي‎شود، صرف نظر از زمانبندي سفر كه علامت سوال‎هاي زيادي را ايجاد كرده است، انتشار خبري در وبگاه "ميدل ايست انلاين" باعث شده، تا اين علامت سوال‎ها پررنگ‎تر شوند.

خبر ميدل ايست آنلاين كوتاه، اما بسيار تامل برانگيز است: "پيشنهاد پرداخت غرامت ۳ ميليارد دلاري امير قطر به ايران بابت سرنگوني هواپيماي مسافربري اوكرايني".

"ميدل ايست آنلاين" با انتشار خبر سفر يك شنبه شيخ تميم بن حمد آل ثاني به تهران، مدعي شده بود، انگيزه سفر غير منتظره امير قطر در بحبوحه تنش‎هاي منطقه‎اي جاري بين ايران و آمريكا ارائه پيشنهاد پرداخت غرامت ۳ ميليارد دلاري اين كشور به حسن روحاني بابت سرنگوني هواپيماي اوكرايني است.

در اين مطلب هيچ اشاره‎اي به‎دليل اين اقدام قطر نشده است. در عين حال، اين ادعا در حالي مطرح مي‎شود كه طبق برآوردهاي صورت گرفته از سوي مقامات ذيربط كشوري، مجموع غرامت پرداختي ايران بابت اين سانحه حدود ۱۵۰ ميليون دلار است.

سوالي مهمي كه در ذهن مطرح مي‎شود، اين است كه " آيا جنگ الكترونيك و شبيه سازي شليك موشك كروز در شب حادثه سقوط هواپيماي مسافربري اكرايني، از پايگاه آمريكايي العديد در قطر علت ارائه چنين پيشنهادي از سوي امير قطر شده است".

دومين نكته قابل تامل، توئيت "امير موسوي"، ديپلمات سابق وزارت خارجه جمهوري اسلامي و مدير مركز تحقيقات و پژوهش‎هاي بين‎المللي وابسته به وزارت خارجه است كه همزمان با سفر امير قطر به تهران در صفحه شخصي خود در توئيتر به زبان عربي چنين نوشت: "اولين سفر امير قطر به تهران براي اداي توضيحات درباره موضوع استفاده از پايگاه نظامي العديد در عمليات ترور شهيد قاسم سليماني و شهيد ابو مهدي المهندس و همرزمانشان و عمل به وعده‎اش مبني بر بستن آن لانه و مركز تروريستي صورت مي‎گيرد.. و انتظار چنين مي‎رود"

همان طور كه گفته شد، آن چه تاكنون در رسانه‎هاي مختلف درباره ترور سردار قاسم سليماني به‎طور كلي و نقش داشتن قطر در اين عمليات به‎طور خاص مطرح شده، تا وقتي از سوي مقامات جمهوري اسلامي تاييد نشود، در حد يك ادعا باقي مي‎ماند.

اما توئيت امير موسوي مي‎تواند، تاييد ضمني بر همراهي و مشاركت قطري‎ها با آمريكايي‎ها نه تنها در ترور سردار قاسم سليماني و ابومهدي المهندس و همرزمانشان باشد، بلكه تاييد ضمني ديگري بر دست داشتن قطري‎ها در سرنگوني هواپيماي مسافربري اكرايني و كشته شدن تمام سرنشينان آن باشد

سلبريتي‎ها اين بار به اجاره سفارت انگليس درآمدند
وقتي بازيگر حقوق‎بگير «بن سلمان» به حاج قاسم اهانت مي‎كند!

به گزارش رجانيوز، شنبه‎اي كه گذشت، بلافاصله پس از اعلام علل سقوط هواپيماي مسافربري اوكرايني كه متأسفانه جان باختن تعدادي از هم‎ميهنانمان را در پي داشت، برخي‎ها كه تا سه روز اول نسبت به حادثه رخ داده بي‎تفاوت بودند، فرصت را مغتنم شمرده و به بهانه همدردي با بازماندگان شهداي حادثه، برپايي تجمعات غيرقانوني و سر دادن شعارهاي ساختارشكنانه و بي‎ارتباط با موضوع و در يك كلام، فتنه انگيزي را كليد زدند. در برخي موارد نيز اقدام به پاره كردن تصاوير شهيد سپهبد حاج قاسم سليماني كردند!

سلبريتي‎ها هم فضا را غبارآلود ديده و براي تحريك مردم عليه حاكميت، به ميدان آمدند. بعضي از آن‎ها مثل جعفر پناهي(داراي محكوميت امنيتي)، رضا درميشيان(حامي فتنه 88)، هانيه توسلي و هديه تهراني دوشادوش سفير انگليس در تجمعي كه در مقابل دانشگاه اميركبير ترتيب داده شده بود، شركت كردند. برخي ديگرشان نيز در صفحات اجتماعي‎شان مردم را دعوت به تجمع غير قانوني در سطح شهر مي‎كردند كه با بي‎توجهي مردم روبه رو شدند.

اساساً سلبريتي‎ها كساني هستند كه در مقاطع مختلف، به اجاره افراد ديگري در مي‎آيند. گاهي تحت اجاره سياسيون داخلي قرار مي‎گيرند و گاهي هم مثل روزهاي اخير به اجاره سفارت انگليس در مي‎آيند.

اما مهناز افشار كه خيلي وقت است در خارج از ايران به سر مي‎برد و از جيب سعودي‎ها تغذيه مي‎شود، آتش توپخانه‎اش عليه جمهوري اسلامي ايران شديدتر از بقيه رفقايش است. دليلش را هم مي‎توان در توييتي كه او خطاب به دختر شهيد سليماني نوشته است، پيدا كرد. گرچه افشار در ظاهر خود را عزادار جان باختگان حادثه اخير مي‎داند، اما ناخواسته اعتراف كرده است كه دليل ناراحتي اين روزهايش، سيلي سپاه به تروريست‎هاي آمريكايي در عين‎الاسد است. او خطاب به زينب سليماني نوشته بود: تو هم دختر همين سرزميني؛ انتقام سخت كه براي خون پدرت طلب كردي تا همين جا داغ بي‎پاياني بر هموطن هات تحميل كرده.

البته جداي از سلبريتي‎ها، بودند نماينده‎هايي كه از جان باختن هم‎وطنانمان سوءاستفاده كرده و در صدد عقده گشايي سياسي بر آمدند.

پروانه سلحشوري كه همه او را به مواضع سطحي‎اش در مجلس شوراي اسلامي مي‎شناسند، پس از مشخص شدن دليل سقوط هواپيماي مسافربري اوكرايني، با كنايه به نيروهاي مسلح كشور نوشت: اعتمادي كه با دروغ و فريب به دست آيد، با آشكار شدن حقيقت از بين مي‎رود. در اين ميان، روسياهي براي آن‎هايي مي‎ماند كه براي حفظ قدرت، جان و مال و سرنوشت مردم و كشور را به بازي گرفتند.

سلحشوري درحالي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را فريب كار و دروغگو مي‎خواند، كه دلايل سقوط هواپيما از زبان فرمانده هوافضاي سپاه عنوان شد و سردار حاجي‎زاده اذعان كرد كه خطاي انساني رخ داده در سامانه پدافندي را به عهده مي‎گيرد. اما جالب است؛ در اتفاقات و حوادثي كه در دولت مورد حمايت وي رخ داده و آخرين‎اش هم ماجراي گران شدن بنزين است، مشاهده نشده است كه مسببين اتفاقات را بازخواست كند.

البته به نظر مي‎رسد او نيز همچون مهناز افشار، از خونخواهي مردم ايران در پي شهادت سردار سليماني، ناراحت شده است كه سپاه را متهم به قدرت طلبي و بازيچه قرار دادن مردم و كشور كرده است.

در هر حال، همانطور كه در ابتدا گفته شد، سلبريتي‎ها و برخي ديگر از شخصيت‎هاي سياسي، نه تنها ناراحت از فوت تعدادي از هم‎ميهنان نيستند، كه اتفاقاً از وقوع حادثه اخير خوش‎حال هم شده‎اند. آن‎ها اساساً دغدغه مردم را ندارند. اين را مي‎توان از مقايسه مواضع جماعت در قبل و بعد از مشخص شدن دليل سقوط هواپيما فهميد.

جالب آن‎كه خانواده قربانيان نيز، با اعلام اين‎كه اجازه نمي‎دهند درگذشت عزيزانشان، دست‎مايه برخي افراد براي فتنه انگيزي شود، آشوب‎هاي روزهاي اخير را كه مورد حمايت سلبريتي‎هاي مدعي بوده را محكوم كرده و خواسته‎شان تنها يك چيز است: پيگيري دقيق ماجرا و برخورد با مقصرين حادثه.

چنانچه اكنون شهرهاي جنوبي كشور را سيل فراگرفته و نيروهاي مسلح كشور درحال كمك رساني به مردم هستند، درحالي كه سلبريتي‎هاي مدعي و امثال سلحشوري، دو روز است كه خط تخريب سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و حتي كل حاكميت را دنبال مي‎كنند.

چه شده كه همه نفوذي ها آمده اند روي آب؟!!

محمد عبدالهي در يادداشتي نوشت: شبكه نفوذ داخلي و برانداز خارجي، تمام مزدورانش را به صف كرده. سفير انگليس شخصا به خط دهي ميداني تجمع آمده، مولاوردي ورد استعفاي فرمانده سپاه را مي‎خواند، آشنا كه خود در جريان همه امور است نظام را به پنهانكاري و ديوانسالاري نظامي متهم مي‎كند، محمود صادقي، خود را خونخواه كشته‎هاي آبان مي‎خواند، تاجزاده كه هنوز پرونده خيانت‎هايش در شورش‎هاي 78 باز است و درخواست مذاكره با داعش كرده بود، نظام را متهم به دروغ مي‎كند، سلحشوري چنان توييت ميزند گويي مريم رجوي پشت گوشي نشسته، سلبريتي‎هاي سياه كه به افطاري ملكه رفته بودند، تك به تك توييت و پست و حضور ميداني در تجمعات! عجب لقمه چربي بوده!! برخي دانشجويان باز قرار است سواري بدهند. ترامپ هم پيام داده كه «معترضان را نكشيد» يعني كشته سازي نقشه اول شان است.

همه مزدوران به صف شده‎اند تا به بهانه «هواپيماي اوكرايني» انتقام داعش و عين الاسد را از سپاه بگيرند. همه آن‎ها كه در ترور وحشيانه شهيد سليماني لال بودند، و يك كلمه از كشتار ارباب شان در ترور مرد اول امنيت ايران، سخن نگفتند، حالا زبان باز كرده‎اند.

اما چرا آن قدر كينه‎هاي بدريه و حنينيه علني شده؟ آن هم درست بعد از تشييع ميليوني و عجيب شهيد سليماني در ايران و جهان؟

1. هدف اول لشكركشي خياباني، ناامني فرسايشي در ايران(به سبك عراق)، كشته سازي، تخريب و برهم زدن مجدد آرامش جامعه است. در وضعيت ناامني داخلي، ترور فرماندهان و مقامات دلسوز كشور يك به يك در اين بستر مهيا مي‎شود. و شرايط براي دخالت و جنگ خارجي كاملا آماده مي‎شود. درست مثل عراق و سوريه و..

2. هدف بعدي‎شان، تحريم هوايي و موشكي ايران است. به بهانه پدافند اشتباهي. تجربه نشان داده بعد از هر لشكركشي خياباني از 88 به بعد، يك تحريم جديد يك فشار جديد در راه است.

3. هدف سوم، دست و پا زدن براي بقاي اسرائيل. اين هدف غايي شبكه نفوذ است. جريان غربگرا با «بن بست ناكارآمدي» كه به عقيده من كاملا هدفمند و عمدي صورت گرفته، هيچ اقدام مثبتي براي كشور نداشته، هيچ كس نميتواند 5 مورد اقدام مثبت بزرگ دولت روحاني در اين 6 سال را نام ببرد. به همين دليل، جريان اصلاحات و غربگرا به شدت در جامعه منفور شده. آن‎ها خوب مي‎دانند انتخابات مجلس و رياست جمهوري آينده و حتي تا ميان مدت را در ايران باخته‎اند و برگشت شان به قدرت، بعيد است. لذا تمام توان شان را براي تضعيف جمهوري اسلامي و نرسيدن به آرمان مقاومت(يعني خروج آمريكا از منطقه و نابودي اسرائيل) به كار گرفته‎اند و تمام دست و پا زدن‎هايشان براي آن است كه با سرنگوني جمهوري اسلامي، وعده فروپاشي و نابودي اسرائيل محقق نشود.

اما كور خوانده‎اند. شهادت سردار سليماني، و ديگر شهداي مقاومت نشان داد هرگز نمي‎توانند به خيال‎هاي خام‎شان برسند. ايرانيان با تشييع شگفت انگيز شهيد سليماني نشان دادند جريان غربگرا به جز وزوز مگس در ايران جايگاهي ندارد. دل‎هاي اين مردم را نمي‎توان با جنگ رسانه‎اي و جنگ رواني تغيير داد. ايران، عراق و سوريه نيست. اين‎جا مهد تشيع و كانون مقاومت است. ايران پر از سردار سليماني است كه 1400 سال است در گوشه خانه‎ها و در خفا و علن، انتظار حكومت اسلامي را مي‎كشيدند و هرگز اين ميراث گرانبها را رها نخواهند كرد.

گزارش سي ان ان از «عين الأسد»؛ وقتي آمريكايي ها به پناهگاه هاي صدام فرار كردند

به گزارش گروه مانيتورينگ بين‎الملل خبرگزاري فارس، شبكه «سي‎ان‎ان» روز دوشنبه در گزارشي در مورد پاسخ موشكي جمهوري اسلامي ايران به آمريكا، به پايگاه «عين الأسد» رفته و با نظاميان حاضر در اين پايگاه گفت‎وگو كرده است.

در اين گزارش هرچند بار ديگر ادعاي آمريكا مبني بر آسيب نديدن نظاميان اين كشور در اين حمله تكرار شده، اما روايت‎هايي از هراس و وحشت نيروهاي آمريكايي از حمله موشكي ايران ارائه شده است.

اين گزارش با تصويري از لحظه برخورد چند موشك ايران با پايگاه عين الأسد آغاز مي‎شود. خبرنگار سي‎ان‎ان در اين مورد مي‎گويد: «نيروهاي آمريكايي به اين‎كه در طرف دريافت‎كننده اين حملات قرار داشته باشند، عادت ندارند. آن‎ها معمولا در طرف شليك‎كننده هستند.»

يكي از نظاميان آمريكايي حاضر در اين پايگاه، در مورد لحظه حمله، مي‎گويد: «خوب، نمي‎خواهم دروغ بگويم، من در آن لحظه ترسيده بودم.»

وي البته ادعا مي‎كند كه اغلب نيروهاي آمريكايي حاضر در اين پايگاه از بيم حمله موشكي ايران، از قبل به پناهگاه رفته بودند.

خبرنگار سي‎ان‎ان اشاره مي‎كند كه ارتش آمريكا در آن شب نگران بوده است كه ايران براي هدف قرار دادن اين پايگاه، علاوه بر حمله موشكي، به تهاجم زميني، حملات راكتي و خمپاره‎اي هم متوسل شود.

در اين گزارش خوابگاه‎هاي نظاميان آمريكايي كه حالا به كلي تخريب شده، نمايش داده و عنوان مي‎شود: «هر شب ديگري بود، بخشي از ۲۵۰۰ نيروي نظامي و پيمانكار [آمريكايي] در منطقه‎اي حضور داشتند كه هدف قرار گرفت.»

«تيم كارلند» از فرماندهان نظاميان آمريكايي در اين پايگاه مي‎گويد از بيم حملات راكتي ايران نيروهاي آمريكايي در پايگاه پخش شده‎اند و تلاش شده تا نيروها نزديك به يكديگر نباشند تا از اين طريق احتمال آسيب جاني كاهش يابد. علاوه بر اين، اغلب نيروها به پناهگاه منتقل شده‎اند؛ پناهگاه‎هايي كه ساخت آن به دوران صدام، ديكتاتور معدوم عراق باز مي‎گردد.

خبرنگار سي‎ان‎ان مي‎گويد: «ساعت ۱۱ كساني كه مي‎توانستند شروع به پناه گرفتن در پناهگاه‎هايي كردند كه توسط دشمن سابق ساخته شده بود. اين يك پناهگاه دوران صدام است.»

«استيسي كولمن» از ديگر فرماندهان نظامي آمريكا در اين پايگاه، مي‎گويد اين پناهگاه‎ها براي مقاومت در برابر حملات موشك‎هاي بالستيك طراحي شده بودند، با اين وجود شدت حملات به حدي بوده است كه با هر برخورد درب پناهگاه‎ها به داخل متمايل مي‎شده است.

به گفته سي‎ان‎ان حتي بعد از آغاز حملات هنوز ده‎ها نفر از نيروهاي آمريكايي در محوطه باز و در مواضع تعريف‎شده خود حضور داشته‎اند و بعضا در پناهگاه‎هاي كوچكي بوده‎اند كه براي حملات راكتي و خمپاره‎اي طراحي شده بود، نه حملات موشك‎هاي بالستيك.

«مارك ريجون» از نظاميان آمريكايي كه خارج از پناهگاه بوده، مي‎گويد: «داشتم روي شن‎ها راه مي‎رفتم كه در سمت شرق آسمان يك خط نارنجي ديدم. با تمام سرعت شروع به دويدن كردم و فرياد زدم "دارد مي‎آيد"، به نوعي به همه هشدار دادم و بعد هم كه [موشك] اصابت كرد.»

در ادامه اين گزارش تصاويري از محل استقرار نيروهاي واحد پهپادي آمريكا پخش مي‎شود. به گفته خبرنگار سي‎ان‎ان اين محل به كلي در آتش سوخته است.

يكي از نظاميان آمريكايي حملات موشكي ايران را «ترسناك» توصيف كرده و به خبرنگار سي‎ان‎ان توضيح مي‎دهد كه خوابگاهي كه او به‎طور معمول در آن اقامت داشته، هدف حمله قرار گرفته و به كلي نابود شده است.

سي‎ان‎ان در اين رابطه نوشته است: «آن شب مثل هيچ‎شب ديگري در اين پايگاه نبود. آن‎ها حدود دو ساعت در پناهگاه بودند و توان مقابله و پاسخ نداشتند.»

خبرنگار اين شبكه به قدرت موشك‎هاي ايران هم اشاره كرده و مي‎گويد شدت انفجارها به حدي بوده است كه به‎عنوان نمونه يك ديوار ۴ تني را از جا كنده و نابود كرده است.

سي‎ان‎ان در پايان اين گزارش با بيان اين‎كه اين پايگاه هنوز هم از بيم حملات نيروهاي متحد ايران در حالت آماده‎باش قرار دارد، مي‎گويد: «حتي براي كساني كه پيش از اين جنگ حضور داشته‎اند، اين [حمله] شبيه هيچ ميدان نبرد ديگري نبود. احساس فراگير درماندگي، كه هنگام حضور زير حملات موشكي به انسان دست مي‎دهد و اين‎كه در برابر دشمنت بي‎دفاع باشي. حمله‎اي كه مي‎تواند دوباره رخ دهد، حتي اگر شبيه اين نباشد.»

 يادداشت هفته

شهادت سردار؛ مظهر اثبات ميان تهي بودن قدرت آمريكا

 علي اكبر عالميان

گرچه شهادت مظلومانه سردار دلاور اسلام و ايران و همراهان مجاهدش، غمي جانگداز و داغي سوزان بر قلوب همه عاشقان اسلام و ايران بر جاي گذاشت، اما نبايد انكار كرد كه شهادت حاج قاسم عزيز در عين تلخكامي‎هايي كه براي همگان به همراه داشت، همچون دوران حيات پر بركت او، سرشار از بركات و خيرات فراوان بود و شايسته است كه بگوييم بركات ممات(شهادت) او از بركات حيات او اگر بيشتر نبوده باشد، قطعا كم‎تر نيز نبوده است. بركات شهادت اين سرباز وطن و سردار با اخلاص و عارف را مي‎توان در سه پيام مهم جستجو كرد:
اول؛ سردار قاسم سليماني، قهرمان مبارزه با تروريسم بود. او در راه مبارزه با گروه تكفيري داعش بيش‎ترين تلاش را مبذول داشت و در اين راه تا پاي شهادت پيش رفت. حضور شجاعانه در خط مقدم مبارزه با پديده وحشتناك داعش و كم كردن شر اين پديده وحشتناك قرن از سر كشورهاي منطقه، حاج قاسم سليماني را به‎عنوان سمبل نجات ملت‎هاي منطقه و حتي فرامنطقه معرفي كرد. بي‎شك اگر اين پديده ترسناك پا مي‎گرفت، امروزه حتي كشورهاي اروپايي نيز از آتش افروزي گروهك‎هاي تكفيري در امان نمي‎ماندند. حاج قاسم با اقدام جهادي خود، امنيت را حتي به كشورهاي غربي نيز هديه كرده بود. بي‎راه نيست اگر او را قهرمان مبارزه با تروريسم بناميم. به تعبير سيد حسن نصرالله: «ترامپ گفت كه مي‎خواهد با داعش مبارزه كند. منافق تو مي‎خواهي با داعش مبارزه كني؟ تو دو فرمانده بزرگي را كه با داعش مبارزه كردند، ترور كردي.» با اين توضيح، بايد گفت كه آمريكايي‎ها در واقع شخصيتي را ترور كردند كه خود عامل ريشه كني تروريسم در منطقه بود. آيا اين اقدام آنان نشان دهنده دروغ بودن ادعاي آمريكايي‎ها در برخورد با پديده تروريسم نيست؟ اولين پيام شهادت اين سردار بزرگ اسلام و ايران، دروغ بودن ادعاي ايالات متحده در برخورد با پديده تروريسم بود.
دوم؛ ترامپ با دستور به ترور سردار قاسم سليماني، خطاي فاحش‎تري نسبت به خطاي قبلي مرتكب شد. گرچه به پايداري و ماندگاري انقلاب اسلامي ايمان داشته و معتقديم با عنايات الهي، اين انقلاب به انقلاب مهدوي(عج) متصل خواهد شد، اما از آن سو نبايد اين واقعيت را انكار كرد كه در چند ماهه گذشته و به‎ويژه با وقوع اغتشاشات آبان ماه، نظام جمهوري اسلامي آسيب‎هاي فراواني را متحمل شد. شهادت حاج قاسم و خون پاك او همه مشكلات پيش آمده را پاك كرده و دوباره موجب استحكام نظام شد. حضور حماسي و ده‎ها ميليوني ملت شريف ايران در تشييع پيكر پاك او، نشان داد كه اين نظام مستحكم‎تر از آني است كه دشمنان تصور مي‎كنند. تشييع پيكر اين شهيد والامقام در واقع يك رفراندوم ملي براي ارزيابي ميزان محبوبيت انقلاب و نظام بود. حضور حماسي مردم از هر جناح و تفكري در اين مراسم نشان داد كه ملت ايران همچنان به انقلاب و نظام خودوفادارند. به تعبير رهبر معظم انقلاب، اين حماسه نشان داد كه انقلاب اسلامي ايران همچنان زنده است. سيد حسن نصرالله به نكته زيبايي در اين مورد اشاره مي‎كند. او مي‎گويد: «من تشييع پيكر حاج قاسم را ديدم و به عربستان سعودي و اربابانش مي‎گويم كه «اَليومَ يئِسَ الَّذينَ كَفَروا مِن دينِكُ» اين صحنه‎ها آمريكا را دچار يأس كشنده‎اي مي‎كند.» اين، خطاي راهبردي ديگري بود كه ترامپ در به شهادت رساندن فرمانده سپاه قدس ايران، مرتكب شد. او گمان نمي‎كرد كه شهادت حاج قاسم، اين‎گونه موجب انسجام دوباره بين ملت و نظام شود.
سوم؛ شايد مهم‎ترين و بزرگ‎ترين خطاي مهم ترامپ اين بود كه با اين اقدام خود هيمنه پوشالي آمريكا را متلاشي كرد. تا پيش از اين آمريكا خود را يكه تاز دنيا دانسته و مقابله با خود را غير ممكن تلقي مي‎كرد. اقدام احمقانه ترامپ موجب شد تا جمهوري اسلامي ايران، بهانه مناسبي را براي پاسخ دادن به آمريكايي‎ها بيابد و بر همين مبنا براي اولين بار بعد از جنگ جهاني دوم است كه اين‎گونه يك پايگاه مهم نظامي آمريكايي هدف يك نيروي نظامي قرار مي‎گيرد. اين افتخار براي جمهوري اسلامي به ثبت رسيده است كه براي اولين بار در جهان توانسته است سيلي محكمي به آمريكايي‎هاي مغرور بزند و جالب‎تر اين‎كه عالي‎ترين مقام اين نظام نيز تاكيد مي‎كنند كه اين تنها يك سيلي بوده است و نه انتقام خون شهيد سليماني! آيا بيش از اين مي‎توان خرد شدن و تحقير يك ابرقدرت پوشالي را مشاهده كرد؟ آمريكايي‎ها با اقدام احمقانه خود نه تنها آبروي خود را از دست دادند بلكه موجب شدند تا دنيا به قدرت نظامي جمهوري اسلامي ايران پي ببرد.
بهمن ماه سال 1368، رهبر معظم انقلاب در سخناني كه در اوايل رهبري خويش ايراد فرمودند، به نكته‎اي اشاره كردند كه اين روزها مي‎توان حقانيت سخنان آن روز ايشان را بيش از پيش مشاهده كرد. ايشان در آن سخنراني تاكيد كرده بودند كه «جمهوري اسلامي ايران مظهر اثبات ميان تهي بودن قدرت آمريكاست.» شهادت حاج قاسم سليماني، اثبات كرد كه واقعا هم ايران اثبات كرده است كه قدرت آمريكا ميان تهي است.