صفحه آخر

گفت و گوي تفصيلي با حضرت آيت‎الله مصباح يزدي پيرامون تبيين بيانيه گام دوم انقلاب
مسؤولين بايد زمينه را براي پيشرفت جوانان فراهم كنند / بخش دوم و پاياني

اشاره: رهبر انقلاب اسلامي در بيانيه «گام دوم انقلاب» با مرور تجربه ۴۰ ساله انقلاب اسلامي اعلام كردند: انقلاب «وارد دوّمين مرحله خودسازي و جامعه‎پردازي و تمدّن‎سازي شده است»؛ گام دومي كه بايد در چارچوب «نظريه نظام انقلابي» و با «تلاش و مجاهدت جوانان ايران اسلامي» به‎سوي تحقق آرمانِ «ايجاد تمدّن نوين اسلامي و آمادگي براي طلوع خورشيد ولايت عظمي(ارواحنافداه)» برداشته شود.

به همين مناسبت پايگاه اطلاع‎رساني KHAMENEI.IR در گفت‎و‎گو با آيت‎الله مصباح يزدي از چهره‎هاي برجسته و باسابقه انقلاب، عضو سابق مجلس خبرگان رهبري و استاد حوزه به تحليل كلانِ اين بيانيه و ابعاد مختلف آن پرداخته است. موضوعاتي چون: تحليل مساله رهبري در انقلاب اسلامي، زمينه‎ها و ضرورت‎هاي صدور بيانيه در اين مقطع زماني، خصوصيات انقلاب اسلامي در مقايسه با ساير انقلاب‎ها، نسبت تبيينِ انقلاب در قالب دو گام با نظريه فرآيند تحقق تمدن نوين اسلامي، اهميت تربيتِ اسلامي نسل جوان و چگونگي آن، خطرِ افراط، مسؤوليت‎پذيري و نقش‎آفريني جوانان در گام دوم و اهميت اطاعت از ولي‎فقيه از جملات موضوعات خواندني مطرح شده در اين گفت‎و‎گوي تفصيلي است.

رهبر انقلاب اسلامي ناظر بر فرآيند و سير حركتِ تكاملي انقلاب نظريه‎اي دارند كه پنج مرحله را تا تحقق «تمدن نوين اسلامي» مطرح مي‎كنند. از طرفي در بيانيه شاهد اين هستيم كه انقلاب در قالب دو گام و همچنين با تأكيد بر ضرورت نقش‎آفريني جوانان در گام دوم انقلاب مورد بحث قرار گرفته است. تحليل شما از نسبت اين دو موضوع چيست؟

اين كه از يك نظر ايشان پنج مرحله براي حركت اجتماعي انقلابي قائل شدند و از يك طرف گفته‎اند كه اين چهل سال يك گام بود و ما گام ديگري در پيش داريم، به نظر بنده اين‎ها دو نگاه از دو زاويه است. اين‎جور نيست كه اين دو را بايد حتماً بر هم تطبيق كنيم. آن يك نگاهي است از يك زاويه و اين يك نگاه از زاويه‎اي ديگر. آن نگاه اول اين است كه اولاً ما بايد هدف از انقلاب اسلامي را بدانيم چيست. اين هدف مراتبي دارد و دفعتاً همه‎اش حاصل نمي‎شود. چنان كه در طول تاريخِ انبياء و ائمه(عليهم‎السّلام) همين‎جور بوده است. هيچ وقت نشده كه همه اين اهداف يك‎جا تحقق پيدا كند و اصولاً زندگي انسان در اين عالم با همه ساحت‎هايش اين حالت تدريجي را دارد.

يك نگاه مراتب طولي است كه اگر بخواهيم به آن هدف نهايي برسيم، چه مراحلي را بايد طي كنيم تا از آن‎چه كه هستيم، به آن‎جا كه مي‎خواهيم برسيم. اين مراحلِ مختلف طولي است كه بايد از اين مسير عبور كنيم، پنج مقطع و ايستگاه دارد؛ اول بايد اين مرحله را طي كنيم، از اين‎كه گذشتيم وارد مرحله دوم، بعد سوم، بعد چهارم و نهايتاً برسيم به تمدن نوين اسلامي فراگير در جهان. اين نگاه مربوط به درجات طولي انقلاب و اهداف انقلاب است.

يك وقت ما مي‎خواهيم انقلاب اسلامي را به‎عنوان ايدئولوژي اسلامي كه مربوط به زندگي اجتماعي انسان است مطرح كنيم، اما يك وقت مي‎خواهيم ابعاد اين انقلاب را بررسي كنيم. مثل اين مي‎ماند كه ما يك هرمي را، يك منشوري را بگيريم و رويه‎هاي مختلفش را ببينيم. يك رويه‎اش اقتصاد است، يك رويه‎اش مديريت است، يك رويه‎اش نظامي است، يك رويه‎اش كشاورزي است، صنعت و علم است و رويه‎هاي مختلفي... بنابر اين انقلاب داراي ابعاد مختلفي است. امروز مثلاً اين كار مربوط به اين بُعدش است. ترتيب طبيعي بين اين‎ها نيست. رويه‎هاي مختلفي است و از زواياي مختلف نگاه مي‎كنيم و بررسي مي‎كنيم كه الان در چه شرايطي اولويت با كدام است و كدام را بايد بيش‎تر رعايت بكنيم؟ اين يك نگاه است.

با توجه به اين‎كه انقلاب يك پديده اجتماعي است، در طول تاريخ ممكن است نوسان داشته باشد؛ در يك جهت پيش برود، بعد ممكن است عقب‎گرد و توقف كند، ما بايد ببينيم الان در چه شرايط خاصي هستيم. آن‎چه گذشته، همه‎اش پيشرفت بوده يا نه؛ نقايصي هم داشته است؟ آينده‎مان را مي‎شود پيش‎بيني كنيم كه صددرصد پيشرفت است يا نه، ضعف‎هايي هم دارد؟ در اين نگاه مهم‎ترين مطلب اين است كه از يك طرف فرصت‎ها و امكانات و كيفيت تقويت آن‎ها را بررسي كنيم و از يك طرف آفات را بشناسيم و از پديدآمدنش جلوگيري كنيم يا آن‎هايي كه هست را تضعيف كنيم.

ايشان به‎عنوان رهبري، امروز در يك مقطعي از انقلاب و حركت اجتماعي جامعه ما قرار گرفته‎اند كه ما يك مقطعي را گذرانده‎ايم و آن گذشته ماست، اين گذشته‎ها بايد ارزيابي بشود كه آيا صددرصد درست بوده يا اشتباهاتي هم داشته است؟ اشتباهات از ناحيه چه كساني بوده است؟ كجاها يك اشتباهي واقع شده است؟ تا توجه داشته باشيم كه اين اشتباهات جبران و اين كمبودها ترميم بشود. از آن طرف نقطه‎هاي مثبتش را ببينيم؛ ببينيم كجاها كارساز بوده، آن‎ها را مواظب باشيم از دست‎مان نرود. دشمنان نيايند فريب بدهند و آن‎ها را از دستمان بگيرند.

سوم اين‎كه آيا آن كساني كه امروز عهده‎دار مسؤوليت انقلاب هستند، همان نسل سابق‎اند يا تغيير كرده‎اند؟ كه به‎طور طبيعي حتماً تغيير كرده‎اند. نه‎تنها يك نسل، بلكه ممكن است بگوييم نسل سوم انقلاب هستند. با اين‎ها بايد چه كار كرد؟ آيا اين‎ها همه آن ويژگي‎هاي نسل اول را دارند يا نه؟ چگونه بايد مسائل را به ايشان منتقل كرد؟ و بايد آفت‎هاي جديدي مثل همين رسانه‎هاي مجازي و... را كه ممكن است براي اين مرحله پيش بيايد هم شناخت.

در اين مرحله ما اگر گذشته‎ها را يك مرحله حساب كنيم، آن مرحله‎اي را كه الان بايد برايش برنامه‎ريزي كنيم، مي‎شود مرحله دوم. آن مي‎شود گام اول و اين مي‎شود گام دوم. گام اول يعني گذشته انقلاب از اول پيدايش تا به حال را مي‎خواهيم ارزيابي كنيم؛ چه كار كرديم؟ چه شد؟ كجايش درست بود؟ كجايش غلط بود؟ تا آن كار را نكنيم، نمي‎توانيم براي مرحله دوم برنامه‎ريزي صحيحي داشته باشيم.

مهم‎ترين نقص‎هايي كه ممكن است در اين مرحله براي نسل جديد ما باشد، دو چيز است: اولاً مسأله شناخت ما نسبت به انقلاب و اهداف انقلاب و شناخت ما نسبت به خودمان و انگيزه‎مان براي زندگي اجتماعي و هدف زندگي‎مان. خلاصه‎اش اين‎كه اسلام را در جميع مظاهرش خوب بشناسيم كه متأسفانه در بسياري از ابعادش ضعفِ شناخت داريم. دوم آفت‎هايي كه از سابق مانده يا اين‎كه بعد پيدا شده و اين‎ها خطرهايي براي آينده ما ممكن است ايجاد كند، اين‎ها را خوب بشناسيم و تا هنوز تحقق پيدا نكرده، پيشگيري كنيم. اگر شروع شده تضعيف كنيم و در مقام ترميمش بربياييم. اين غير از آن چيزي است كه چهل سال اول داشتيم. و از آن طرف كاري بكنيم كه از اين‎ها بيش‎تر نفع ببريم تا نفع ما هميشه بر ضررمان بچربد.

اين يك گام جديدي است. يك مرحله جديدي است. اين‎كه اسم اين «گام دوم» است، اولاً جواب آن‎هايي است كه گفتند انقلاب تمام شد و مُرد، كه نه، هنوز ما يك گام برداشته‎ايم و تازه داريم گام دوم را شروع مي‎كنيم و اين انقلاب مُردني نيست. اين هميشگي است، چرا؟ با همان بياني كه ايشان دارند، چون انگيزه‎هاي اين انقلاب انگيزه‎هاي فطري است. ثانياً اين انقلاب، انقلاب اسلامي است و انقلاب اسلامي يعني همه ساحت‎هاي زندگي انسان را تحت تأثير قرار مي‎دهد. تنها مسأله اقتصاد، مسأله صنعت، مسأله تجارت و مسأله نظامي و دفاعي نيست، انسان بايد در كلّيتش شكوفا و كامل بشود؛ اسلامي بودن يعني اين.

اين انقلاب براي انسانيتِ انسان است و همه ابعادش را بايد در بر بگيرد. ما بايد به همه‎اش توجه كنيم. اگر تزاحمي باشد در مقاطعي، اهميت‎ها و اولويت‎ها را احراز كنيم و روي آن‎ها بيش‎تر تكيه كنيم. نمي‎شود ما فقط نظرمان را در اين‎كه با تورم مبارزه كنيم و كار به چيزهاي ديگر نداشته باشيم محصور كنيم. بدترين نوع فساد و وحشي‎گري كه در عالَم وجود دارد، امروز در اين كشورهاي پيشرفته است. عمده اين‎ها هم مال سرمايه‎داران و پول‎دارهاست. مردم فقير غالباً قرباني اين‎ها مي‎شوند و آن‎هايي كه دنبال اين فساد هستند، پول‎دارها هستند. ما رفتيم پول‎دار شديم، شديم مثل طبقه سرمايه‎دار آمريكا، درست شد؟ تازه اول اين است كه اين فسادها بيايد سراغمان ما را از هر خوكي پست‎تر كند. دنبال همين هستيم؟ انقلاب اسلامي مي‎گويد همه چيز بايد متناسب با هم پيش برود به سوي هدف انساني. اين است كه بايد ما به نسل آينده و آموزش و توجه دادن به آن‎ها اهميت بدهيم. اين خطرهايي است مربوط به شناخت.

خطر ديگر مربوط به انگيزه‎ها و احساسات و عواطف انسان‎هاست. انسان‎ها غالباً در شرايط سخت زندگي نااميد مي‎شوند. انگيزه‎شان را براي كار و فعاليت از دست مي‎دهند؛ چه كار فردي، چه كار اجتماعي. پس ما بايد به نسل جوان اهميت بدهيم براي اين‎كه آينده انقلاب دست اين‎هاست. بايد انگيزه را در اين‎ها تقويت بكنيم تا اميدوار باشند به آينده. اگر ما مطالبي را كه بر يأس اين‎ها مي‎افزايد ولو اين‎كه واقعيت هم دارد، بيش‎تر تكيه بكنيم، اين مديريت صحيح نيست؛ مديريت غلط است. مدير بايد ببيند چه كار بايد بكند و چگونه رفتار كند تا اين مجموعه كه از نسل‎ها و اقشار و اديان و مذاهب مختلف تشكيل شده، برآيندش بهتر از سابق باشد. اين كارِ بسيار عظيمي است و اين است كه ايشان را برجسته مي‎كند. به جوان‎ها بايد بها بدهيم، آينده انقلاب دست اين‎هاست و آينده ما هستند.

رهبر انقلاب اسلامي در يك فرازي از بيانيه اشاره مي‎كنند كه «انقلاب همواره آماده تصحيح خطاهاي خويش است.» بعضي‎ها اين تكه از بيانيه را به شكل خاصي ضريب داده و بازنمايي كرده‎اند. بر اساس منظومه اعتقادي و ارزشي انقلاب، معناي گزاره «انقلاب آماده تصحيح خطاهاي خويش است» چيست؟ و ساز و كار و روشِ درست اين اصلاح چيست؟

اين اشتباه يكي از مواردي است كه از كاربردِ لفظ از معنايي به معناي ديگر ايجاد مي‎شود. مغالطه‎اي است در استعمال يك لفظ در چند معني مختلف. اين‎جا كه ما مي‎گوييم خطاي انقلاب، يك وقت خطا يعني ما در فكرِ انقلابي خطا كرديم و آن را بايد اصلاح كنيم. اين چيزي است كه دشمنان مي‎خواهند نسبت بدهند كه شما مي‎گوييد خطا كرديم، يعني فكر ما غلط بود و اصلاً نمي‎بايست انقلاب كنيم يا به اين شكل نبايد انقلاب كنيم. جوابش اين است كه اين‎جا انقلاب قرائن دارد. انقلاب يعني اين‎كه ما محصول آن حركت را امروز در اختيار داريم و اين را مي‎گوييم. اين نظامي، احكامي، مقرراتي، قواي تعريف‎شده‎اي و قانون اساسي‎اي دارد و اين را مي‎گوييم انقلاب. در مقام عمل اگر درست مقررات و اصول و ضوابط اين انقلاب رعايت نشده باشد، مي‎گوييم اشتباه اين انقلاب يعني اشتباه كساني كه متصدي اجراي منويات انقلاب بودند و در عمل اشتباه كردند؛ يا نفهميدند، يا عمداً به‎خاطر اغراض نفساني و منافع شخصي‎شان مخالفت كردند. اين‎ها را بايد شناسايي و جبران كنيم.

لازمه ارزيابي هر حركتي همين است و البته اگر يك حركتي اسلامي باشد، اسلام مي‎گويد شما بايد هميشه محاسبه كنيد. حتي مي‎گويد هر فردي بايد محاسبه كند ببيند كارهايي كه روز كرده، درست بوده يا نه؛ اگر اشتباه بوده، استغفار و جبران كند. يك پديده‎اي كه چهل سال در ميان مردم وجود داشته، نبايد ارزيابي كنند كه اين كجايش درست و كجايش غلط بوده است؟ اشتباهي اگر بوده از كي بوده است؟ از نقص معلومات بوده يا در تشخيص اشتباه كردند يا نقص انگيزه‎ها و نيت‎ها بوده است كه به‎جاي اين‎كه دنبال ارزش‎ها و منافع جامعه بروند، رفتند دنبال منافع شخصي؟ اين‎ها را بشناسيم و سعي كنيم در گام بعدي از اين‎ها بكاهيم. اين‎كه بگوييم بايد به‎كلي برطرف شود، اين يك مقداري ايده‎آل فكركردن است. اگر كسي آشنايي مختصري با تاريخ انسان داشته باشد، مي‎داند در زندگي اجتماعي هرگز چنين چيزي هيچ جايي اتفاق نمي‎افتد. آخر آخري هم كه به ما وعده داده شده كه اسلام پيروز مي‎شود، اين است كه عدالت برقرار مي‎شود و اگر كسي مرتكب جرمي شد، مجازات مي‎شود. نه اين‎كه اصلاً كسي مرتكب گناهي نمي‎شود، مَلَك نمي‎شود انسان، انسان تا آخر همين انسان است. اين سوءاستفاده‎اي است كه از اشتراك لفظي مي‎كنند. هر كسي در هر جمله‎اي كه مي‎گويد، نمي‎تواند اولش بگويد معنايش اين است. از قرائن بايد بفهمند معنايش چيست.

و اما براي اين‎كه ما به اهداف انقلاب بهتر برسيم و در گام دوم موفق‎تر باشيم، بايد بعد از اين‎كه اشتباهات‎مان در گام اول را شناختيم، سعي كنيم آن‎ها را جبران كنيم.

اول، اشتباه در شناخت است. شناخت چه چيزي؟ اول شناخت انسان. اصلاً آدميزاد يعني چه؟ فرقش با حيوانات ديگر چيست؟ چرا قرآن وقتي مي‎خواهد كساني را خيلي سرزش كند، مي‎گويد «يأْكُلُونَ كَما تَأْكُلُ اْلأَنْعامُ» مثل چهارپاها چيز مي‎خورند. يعني فقط دنبال سير شدنند و هدف ديگري ندارند و... اين زندگي انساني نيست. ما بايد بفهميم انسان اين‎هايي كه دارد، ابزار و وسيله‎اند يا هدف؟ هدف ما ارضاي همين غرائز حيواني است يا اين‎ها همه وسيله براي يك چيز ديگري است؟ آن چيزي كه مي‎تواند اين را به‎صورت كامل و صحيح به ما بدهد، قرآن و دين است وگرنه انسان‎ها با هم مختلفند و هر كسي خواسته خودش را در يك چيزي مي‎بيند و دنبال يك چيزي است. اول ما بفهميم انسان چيست و هدف از آفرينش انسان چيست و ما بايد دنبال چه بگرديم؟ چند عرصه دارد؟ از چند زاويه بايد به اين مسأله نگاه كرد؟ چه ساحت‎هايي هست كه بايد برايش فعاليت كنيم؟ آن ساحت‎ها اگر تزاحم داشتند، كدام اولويت دارد؟ اگر نيروهاي ما محدود باشد، اين نيروها را چگونه تقسيم كنيم كه اولويت‎ها بهتر رعايت بشود؟ اين‎ها مي‎شود مديريت.

پس اول شناخت صحيح انسان، هدف آفرينش انسان، كمال نهايي انسان؛ فلسفه وجود انسان در اين كره خاكي چيست؟ اين زندگي توأم با اين مشقت‎ها و زلزله‎ها و سيل‎ها و جنايت‎ها و فسادها براي چيست؟ چرا ما را آوردند اين‎جا؟ خدا نمي‎توانست يك كاري بكند كه از اول آدم در بهشت باشد؟ متأسفانه در اختصاصي‎ترين محافل علمي ما هم اين مسائل كم‎تر مطرح مي‎شود. در اين‎جا ضعف شديد داريم. خود انسان را هنوز نشناخته‎ايم؛ اين‎كه براي چه آفريده شده و وظيفه ما در اين عالم چيست؟ بايد دنبال چه بگرديم؟ آن تحولي كه بايد پيدا بشود، رو به يك هدف نهايي دارد كه كمال واقعي انسان است. يعني همه وسيله‎اند براي رسيدن به آن هدف. حالا اگر كساني از فرهيخته‎ترين اقشار جامعه ما بگويند هدف نهايي برقراري عدالت است و همه مساوي بشوند در غذاخوردن، در پوشاك، در استفاده از نعمت‎ها، اين درست شد؟ اين شد اسلام؟ اين شد انقلاب اسلامي؟ خب زنبور عسل خيلي از ما قوي‎تر است. هيچ مشكلي ندارد، خودشان توليد مي‎كنند و خودشان هم مصرف مي‎كنند، هيچ دعوايي هم ندارند. خب ما تازه انسانيم، ما اشرف مخلوقات هستيم براي اين‎كه نهايتاً آرزويمان اين باشد كه يك زندگي مثل زنبور عسل داشته باشيم؟

اولين قدم براي يك مؤمن اين است كه بفهمد اصلاً بايد دنبال چه بگردد و هدف اصلي‎اش چيست؟ ما بايد بفهميم راهِ صحيح اين است كه آموزش‎هاي ديني را تقويت كنيم. نسل آينده بايد تربيت بشوند تا اسلام را بهتر بفهمند. اين با شعار و سخنراني تمام نمي‎شود. بايد راه اين تربيت را پيدا بكنيم. راهش اهتمام به تربيت نسل جوان بر اساس بينش اسلامي و ارزش‎هاي اسلامي است؛ هم شناخت صحيح نسبت به زندگي و اين عالم و هم تقويت ارزش‎هاي اسلامي به‎عنوان انگيزه حركت و به‎عنوان ايده‎آل‎هايي كه بايد در نظر بگيريم و به طرف آن حركت كنيم و زندگي‎مان را بر اساس آن‎ها شكل بدهيم.

سؤال ديگر ما ناظر به مأموريتي است كه رهبر انقلاب اسلامي براي جوانان در گام دوم انقلاب تعريف كرده‎اند. سرفصل‎هاي مهمي همچون معنويت و اخلاق، علم و اقتصاد و... از طرفي قبلاً هم بحث «آتش به اختيار» را ايشان مطرح كرده بودند. نگاه شما به مقوله نقش‎آفريني و مسؤوليت‎پذيري جوانان در گام دوم چيست؟ و چه توصيه‎هايي به نسل جوان انقلابي براي انجام صحيح اين وظايف داريد؟

برخي مسؤولين ما به آفتي مبتلا شده‎اند كه راه علاجش اين است كه جوان‎ترها بيايند و مسؤوليت را بپذيرند. مسؤولين معصوم كه نيستند، معرفت و تقوا هم مراتب مختلف دارد. كساني با اصل اسلام موافق بودند، اما دلشان مي‎خواست كه وقتي مدتي زندان رفتند، شكنجه شدند و سختي ديدند، بعد بنشينند جاي شاه و والاحضرت‎ها. تا حالا آن‎ها حكومت كردند، حالا نوبت ماست. ما از آن‎ها چه كم داريم؟! اگر نشد، آن وقت گله‎مند مي‎شوند و سعي مي‎كنند اين پُستي را كه به دست آورده‎اند؛ از دستشان نرود. بايد نيروهاي جواني بيايند كه اين دلبستگي‎ها به دنيا درشان كم است و بيش‎تر قابليت تربيت دارند. ارزش‎هاي انقلابي برايشان مطرح است و حاضرند فداكاري كنند و به شهادت برسند. دعا مي‎كنند بگوييد ما ان‎شاءا... شهيد بشويم.

آدم تا جوان هست، بهتر مي‎شود تربيتش كرد. اهتمام آقا به مسأله جوان اين است كه اين‎هايي كه آفت‎ها را ندارند، سر كار بيايند و البته در همين بيانيه ايشان اشاره كرده‎اند كه «ما چيزهايي را تجربه كرديم كه شماها تجربه نكرديد.» يعني بايد از تجربيات ما استفاده كنيد. جوان كم‎تر دلبستگي به دنيا پيدا كرده و با صفاي باطنش آمادگي دارد كه حرف حق را بهتر بشناسد و بپذيرد.

بنده اگر توصيه‎اي داشته باشم، توصيه به مسؤولين است كه زمينه را براي پيشرفت جوان‎ها فراهم كنند. انقلاب به‎عنوان يك پديده انساني مطرح است نه يك پديده طبيعي. بر خلاف آن‎چه ماركسيست‎ها مي‎گويند كه جبر تاريخ است، نه؛ هيچ جبري نيست. يك عامل انساني است و قوامش به انتخاب و اختيار است. انتخاب و اختيار، شناخت و انگيزه مي‎خواهد. ما بايد در اين زمينه فعال باشيم. پس براي اين‎كه چنين شناختي در اين جامعه و در نسل جوان به قدر كافي به وجود بيايد، دستگاه تعليم و تربيت ما بايد تقويت بشود. بايد اين سير تدريجي مداراي با مخاطب را از قرآن، از حديث، از رفتار ائمه اطهار(عليهم‎السّلام) و دستورهاي ديني ياد گرفت كه از كجا شروع كنيم و چگونه ارزش‎ها را تقويت كنيم و فكر را تعالي ببخشيم. بايد هدف و طرح صحيحِ جامعي داشته باشيم و برنامه‎هاي اجرايي با رعايت زمان‎بندي و رعايت امكانات و... در نظر بگيريم و مجرياني هم متناسب با آن انتخاب كنيم.

ما اقتصاد مي‎خواهيم براي اين‎كه توان اين را داشته باشيم كه با بدن‎مان كار بكنيم براي رضاي خدا. بايد اول دينش را بشناسيم و بعد خودمان را آماده كنيم براي عمل جهادي. همه اين‎ها مراحلي است كه ما بايد انجام بدهيم. يك رهبر آگاه بايد اين‎ها را جوري بگويد كه عوامل مخالف تشديد نشود و نتوانند متهمش كنند. اين يكي از مشكل‎ترين مسؤوليت‎هاي مدير جامعه اسلامي است كه الحمدللّه آقا به نحو احسن اين را در طول مديريت‎شان عمل كرده‎اند و از خداي متعال مي‎خواهيم كه باز هم بيش‎تر موفق باشند و ما بايد خودمان سعي كنيم كه اين روش را ياد بگيريم و در حد خودمان با كساني كه مواجه هستيم از بچه‎هاي خودمان در خانه، تا دانشجويان و نسل‎هاي مختلفي اگر استاد دانشگاه هستيم، با كارگري كه زير دستمان كار مي‎كند اگر سركارگر هستيم و با كارمندهايي كه زير دستمان هستند اگر مسؤوليت اجتماعي پيدا كرديم، بايد اين مراحل و سير تدريجي را طي كنيم تا موفق بشويم به عمل.

رهبر انقلاب اسلامي در يكي از فرازهاي بيانيه مي‎فرمايند كه «انقلاب ما از آفت افراط و چپ‎روي مصون ماند.» در اين مقطع ما در بين بعضي افراد و جريانات داخل جبهه انقلاب و عدالت‎خواهي با نوعي عجله و كم‎صبري روبه‎رو هستيم تا جايي كه بعضي‎ها حتي به نقدِ مديريت رهبري هم مي‎پردازند. از سوي ديگر شاهد بوده‎ايم كه رهبر انقلاب از «صبر انقلابي» و اين‎كه «انقلابي‎گري فقط در بستر نظام امكان‎پذير است» سخن گفته‎اند. نظر و تحليل شما درباره اين مساله چيست؟

بله، اين‎ها به يك معنا به جهل برمي‎گردد. حالا آن‎هايي كه ضد انقلابند و مي‎خواهند انقلاب را براندازي كنند و اصلاً شمشير را از رو بسته‎اند يا عامل بيگانه هستند، آن‎ها اصلاً حساب‎شان جداست. شما فرموديد حتي كساني كه انقلابي هستند و دلشان هم مي‎خواهد واقعاً به وظيفه عمل كنند، چرا اين‎جوري فكر مي‎كنند؟ اين به‎خاطر جهل‎شان است. نمي‎دانند هر كاري را بايد از چه راهي انجام داد و هدف اصلي چيست و چگونه بايد به سوي آن هدف پيش رفت؟ اهميت مدير، اهميت اطاعت از مدير، اهميت ولايت فقيه و اطاعت از ولي‎فقيه را درست نمي‎دانند. ما اشخاصي سراغ داريم متدين، مسلمان، هيچ كمبودي در وظايف فردي‎شان ندارند؛ اما ته دلشان اين است كه امام(ره) فلان‎جا اشتباه كرد يا آقا در فلان‎جا اشتباه كرد. ضعف معرفت دارند به اين‎كه اصلاً مديريت اسلامي در اين زمان در اين مورد چه اقتضا مي‎كند؟ در دين‎شناسي، ما بايد يك دين‎شناس ممتازي را بشناسيم و حرفش را بپذيريم. البته محال نيست يك جايي اشتباه بكند، اما كسي كه پنجاه سال نشان داده كه يك اشتباه بَيني كه بشود اثبات كنند كه اين‎جا اشتباه كرده، از او سر نزده، همچنين نعمتي را در اختيار داريم، آن وقت به خودمان حق بدهيم بگوييم تو اشتباه مي‎كني؟! براي اصلاح اين‎ها بايد به تربيت جوانان همت كرد.

در انتهاي اين گفت‎وگو اگر نكته پاياني جنابعالي داشته باشيد، استفاده مي‎كنيم.

من خيلي چيزها را از رهبر انقلاب اسلامي استفاده كرده‎ام، ولي اجمالاً آن‎چه در شخصيت ايشان بيش‎تر من را جذب مي‎كند و تحت تأثير قرار مي‎دهد، وسعت نظر ايشان در مقابل مخالفين است. ايشان آن‎جا كه مصلحت كشور باشد، با كساني كه صددرصد مخالف هستند، هيچ به رويشان نمي‎آورد و دستي هم به سر و گوششان مي‎كشد و... مي‎گويند من يك كاري نكنم كه به دشمني‎اش افزوده بشود. اين ويژگي كه بتوانند با اقشار مختلف رعايت مصلحت اساسي اسلام و نظام را بكنند و منافع شخصي‎شان را در مقابل آن در نظر نگيرند و مؤثر ندانند و بتوانند خودشان را در مقابل احساسات منفي كنترل كنند، من در كم‎تر كسي ديده‎ام اين‎جور باشد.

پرسش هاي بي پاسخ از دبير شوراي هماهنگي اقتصادي سران قوا

نگاهي به روند تصميم گيري‎هاي دولت در دو سال اخير نشان مي‎دهد كه دولت روحاني تقريبا تمامي تصميمات مهم اقتصادي خود را از طريق «شوراي هماهنگي اقتصادي سران قوا» مي‎گيرد.

شوراي هماهنگي اقتصادي سران قوا در ارديبهشت ماه 97 به درخواست حسن روحاني رئيس جمهور و با اخذ مجوز از مقام معظم رهبري تشكيل شد. هرچند تشكيل اين شورا تقريبا همزمان با خروج آمريكا از برجام صورت گرفت اما تشكيل آن بي‎ارتباط به اعتراضات و اغتشاشات دي ماه 96 نبود.

به‎صورت خلاصه، اين شورا تشكيل شد تا تصميماتي كه براي مديريت اقتصاد كشور در شرايط تحريم لازم است، خيلي زودتر از گذشته گرفته شود و پيچ و خم‎هاي اداري و قوانين بعضا دست و پاگير، مانع اتخاذ و اجراي تصميماتي كه براي اداره كشور لازم است، نشود.

*ساختار و اعضاي شوراي هماهنگي اقتصادي سران قوا

اعضاي شوراي هماهنگي سران قوا عبارتند از:

الف- از طرف دولت(قوه مجريه):

- حسن روحاني، رئيس جمهور

- اسحاق جهانگيري، معاون اول رئيس جمهور

- محمد نهاونديان، معاون امور اقتصادي رئيس جمهور

- محمود واعظي، رئيس دفتر رئيس جمهور

- محمدباقر نوبخت، رئيس سازمان برنامه و بودجه

- فرهاد دژپسند، وزير اقتصاد

- محمدجواد ظريف، وزير امور خارجه

- سيد عباس عراقچي، معاون وزير امور خارجه و مذاكره كننده ارشد تيم هسته اي

- بيژن نامدار زنگنه، وزير نفت

- عبدالناصر همتي، رئيس كل بانك مركزي

ب- از طرف مجلس(قوه مقننه):

- علي لاريجاني، رئيس مجلس شوراي اسلامي

- رئيس مركز پژوهش‎هاي مجلس

- غلامرضا تاجگردون، رئيس كميسيون برنامه و بودجه

- الياس حضرتي، رئيس كميسيون اقتصادي مجلس

ج- از طرف قوه قضائيه:

- آيت‎الله رئيسي، رياست قوه قضائيه

- حجت الاسلام محسني اژه اي، معاون اول قوه قضائيه

- حجت الاسلام منتظري، دادستان كل كشور

به گزارش فارس، رئيس جمهور، رئيس شوراي هماهنگي اقتصادي قوا و معاون اقتصادي رئيس جمهور دبير اين شورا است.

*شوراي هماهنگي اقتصادي سران قوا، سازوكاري مفيد يا مضر در شرايط تحريم؟

براساس اين گزارش، برخي كارشناسان اعتقاد دارند شوراي هماهنگي اقتصادي، سازوكار مناسبي براي تصميم گيري در شرايط تحريم است كه مي‎تواند منجر به افزايش سرعت در تصميم گيري و اجرا و هماهنگي بيش‎تر سه قوه در اين زمينه شود. البته اين كارشناسان اذعان دارند كه لزوما اين شورا، تصميمات درستي نمي‎گيرد و همه تصميمات آن قابل دفاع نيست.

برخي ديگر از كارشناسان اعتقاد دارند شوراي هماهنگي اقتصادي، سازوكار مناسبي براي تصميم گيري در شرايط تحريم نيست. از طرفي، در اين شورا بعضا قانونگذاري مي‎شود و عملا اين شورا جايگزين مجلس شوراي اسلامي شده است. از طرف ديگر، با توجه به اين‎كه اكثر اعضاي اين شورا، عضو هيأت دولت هستند، عملا اين شورا به ابزاري براي تصويب و اجراي درخواست‎هاي دولت با حداقل هزينه تبديل شده است.

علاوه بر اين، كارشناسان معتقدند عملكرد مثبت يا منفي شوراي هماهنگي اقتصادي سران قوا به شدت تحت تاثير عملكرد دبيرخانه اين شورا است. اين در حالي است كه اطلاعات بسيار اندكي درباره عملكرد اين دبيرخانه در فضاي رسانه‎اي كشور وجود دارد و ابهامات و سوالات زيادي درباره اين موضوع مطرح است.

يكي از موارد مذكور، مصوبه شوراي هماهنگي اقتصادي سران قوا درباره انتزاع شركت بازرگاني دولتي از وزارت جهاد كشاورزي و الحاق آن به وزارت صنعت، معدن و تجارت بود كه تابستان امسال رسانه‎اي شد و برخي نمايندگان مجلس به نقل از علي لاريجاني رئيس مجلس و عضو شوراي هماهنگي اقتصادي مدعي شدند اين شورا مصوبه‎اي در اين زمينه نداشته است و دبيرخانه اين شورا حاضر به ارائه هيچ توضيحي در اين زمينه نشد.

برخي از اين ابهامات و سوالات كه بايد محمد نهاونديان دبير شوراي هماهنگي اقتصادي سران قوا پاسخ دهد، عبارت است از:

1- حيطه اختيارات شوراي عالي سران قوا چقدر است؟ آيا مصوبات اين شورا مي‎تواند همه قوانين قبلي درباره موضوعات مختلف را نقض كند؟

2- مصوبات اين شورا چند سال اعتبار دارد؟

3- تعداد اعضاي شورا چقدر است؟ چه تعداد از آن‎ها حق راي دارند؟ از هر يك از قوا چند نفر در شورا حضور دارند؟

4- سازوكار تصميم گيري در شورا به چه شكل است؟ آيا تصميم گيري بر اساس راي اكثريت اعضاي شورا انجام مي‎شود؟ يا مصوبات بر اساس اجماع روساي سه قوه اتخاذ مي‎شود؟ يا شيوه تصميم گيري به شكل ديگري است؟

5- اعضاي شورا از چه زماني در جريان دستور كار جلسه قرار مي‎گيرند؟ آيا فرصت كافي براي بررسي دستور جلسه را دارند؟ گفته مي‎شود تنها از 24 ساعت قبل از جلسه اعضاي شورا از دستور كار مطلع مي‎شوند. آيا اين صحت دارد؟

6- گفته مي‎شود مصوباتي مورد تاييد هستند كه روساي هر سه قوه به آن راي مثبت بدهند. آيا اين مطلب صحيح است؟ و آيا سازوكار راي گيري جداگانه‎اي از سران قوا وجود دارد؟

7- چرا درباره تصميمات مهم از جمله مصوبات مربوط به FATF، تشكيل وزارت بازرگاني، كسري بودجه و افزايش قيمت بنزين اخبار ضد و نقيض از اين شورا به گوش مي‎رسد و بعضا بعضي گفته‎هاي مسؤولان ارشد درباره مصوبات شورا تكذيب مي‎شود؟ چرا سازوكار دقيقي براي اداره جلسات و اطلاع رساني وجود ندارد؟

8- دبيرخانه شورا كجا قرار دارد؟ دستور جلسه شورا چگونه مشخص مي‎شود و چه كسي درباره دستور جلسه تصميم مي‎گيرد؟ آيا همه اعضا حق دادن پيشنهاد درباره دستور جلسه را دارند؟

9- آيا تا كنون به غير از پيشنهادات دولت پيشنهاد ديگري از ساير قوا در دستور كار شورا قرار گرفته است؟ اگر پاسخ مثبت است لطفا از چند مورد حائز اهميت آن‎ها نام ببريد و همچنين بفرماييد چند درصد پيشنهادات مربوط به دولت است و چند درصد مربوط به ساير قوا.

10- چرا مصوبات شورا منتشر نمي‎شود؟ آيا امكان انتشار مصوباتي كه ارتباطي با امنيت ملي ندارند وجود ندارد؟ آيا مشروح مذاكرات جايي ثبت مي‎شود؟

11- گفته مي‎شود مصوبات شورا جايگزين همه سازوكارهاي تصميم گيري در كشور شده است و دولت هر جا احساس كند از طريق سازوكار معمول كشور نمي‎تواند مصوبه‎هاي مورد نظر خود را بگيرد به سازوكار شورا مراجعه مي‎كند. از جمله تشكيل وزارت بازرگاني و انتقال بازرگاني دولتي از وزارت كشاورزي به وزارت صمت كه پس از چهار بار رد شدن در مجلس، دولت مصوبه شوراي هماهنگي را براي آن گرفت. آيا اين موضوع صحت دارد؟ و دليل اين رويه دولت چيست؟

12- تعداد مصوبات شوراي عالي هماهنگي اقتصادي چقدر است؟ آيا همه اين مصوبات نياز به طرح در چنين شوراي فراقوه‎اي داشته است؟

13- در دوره قبل تحريم‎ها ستاد ويژه تدابير اقتصادي در شوراي عالي امنيت ملي وجود داشت اما تعداد و موضوع مصوبات آن بسيار كم‎تر از شوراي عالي هماهنگي بود. در دوره فعلي شوراي عالي هماهنگي جايگزين ستاد ويژه تدابير شده است و مصوبات متعددي نيز داشته است. سازوكار فعلي چه برتري نسبت به سازوكار قبلي دارد؟ و آيا موضوعاتي كه در حال حاضر شوراي عالي هماهنگي اقتصادي به آن ورود مي‎كند واقعا نياز به ورود چنين شورايي دارد؟ چرا در دوره قبل به موضوعات مشابه توسط ستاد تدابير ويژه رسيدگي نمي‎شد؟

14- لطفا دقيق و روشن بفرماييد كه آيا كل مصوبات شورا به نظر و تاييد مقام معظم رهبري مي‎رسد يا صرفا به اجازه اوليه ايشان استناد مي‎شود؟

15- با توجه به استفاده گسترده دولت از اين شورا براي گرفتن مصوبات مورد نظر خود به‎جاي استفاده از اختيارات شورا درباره استثنائات، نگران نيستيد كه اين شورا به‎طور كامل جايگزين همه سازوكارهاي قانوني كشور شود؟

16- فرآيند تصميم گيري درباره بنزين چگونه بوده است؟ براي اين تصميم به كدام يك از قوانين استناد شده است؟ آيا همه اجزاي تصميم دولت درباره اين موضوع از جمله شيوه حمايت از خانوارها و پرداخت كمك معيشتي و يارانه جديد و قيمت‎ها در شورا مورد بحث و بررسي قرار گرفته است؟

 حديث مهدي(عج)

به سوي ظهور

امام زمان(عج):
اگر خواستار رشد و كمال معنوي باشي هدايت مي‎شوي، و اگر طلب كني مي‎يابي.
بحارالأنوار، ج 51، ص 339

 راه امام

انتظار آن كه جهانخواران ما را يارى كنند بي حاصل است

امروز روز صيقل انسانيتِ انسان‎هاست. روز جنگ است. روز احقاق حق است. و حق را بايد گرفت. و انتظار آن كه جهانخواران ما را يارى كنند بي‎حاصل است... درنگِ امروز فرداى اسارت‎بارى را به دنبال دارد. امروز بايد لباس محبت دنيا را از تن بيرون نمود، و زره جهاد و مقاومت پوشيد، و در افق طليعه فجر تا ظهور شمس به پيش تاخت و ضامن بقاى خون شهيدان بود.
صحيفه امام، ج21، ص12

 در پرتو خورشيد

ديدم حق با «آقا» است و من مرتكب اشتباه شدم

«محمدعلي آذرشب» رئيس مركز مطالعات فرهنگي ايران و عرب، عضو كميته فرهنگ و تمدن اسلام و ايران شوراي عالي انقلاب فرهنگي، استاد دانشگاه تهران، مؤلف و مترجم بيش از 50 كتاب به زبان عربي است. وي چنان در زبان عربي غور كرده و به اين زبان مسلط است كه كار خطير ترجمه پيام‎ها و سخنان مقام معظم رهبري به زبان عربي را بر عهده دارد.
آقاي آذرشب مي‎گويد: كار با مقام معظم رهبري دشوار است؛ چرا كه ايشان زبان عربي را به خوبي مي‎دانند، گاهي برخي كلمات يا جملات را تغيير مي‎دهند و بعد متوجه مي‎شوم به‎دليل آهنگ خاصي كه مدنظرشان بوده اين تغيير صورت گرفته است. به‎خاطر دارم يك بار در ترجمه يك عبارت دچار اشتباه شدم، آقا گفتند به نظر، فلان لغت صحيح‎تر است، اما من نپذيرفتم. ايشان گفتند به هر حال شما صاحب‎نظر هستيد و نظر شما مقبول است. بعداً كه متن را يك بار ديگر مرور كردم، ديدم حق با آقاست و من مرتكب اشتباه شدم.