صفحه ادب و هنر

نقد فيلم سينمايي «مُطرب»
تندروهاي ديروز، آزاديخواهان امروز!

سينمايي «مطرب» مي‎توانست با جهت‎گيري بهتر هم بخنداند و پرفروش باشد و هم يكي از چالشي‎ترين مسائل سياسي-فرهنگي كشور را به درستي نقد كند اما به بيراهه رفته است.

رانت‎خواري و آقازادگي و نقد آن شايد تنها نكته مثبت فيلم «مطرب» باشد. پارتي‎بازي‎هايي كه براي رسيدن به مقاصدي چون محبوبيت در ميان قشر هنري در كشور مي‎شود، يكي از معمول‎ترين اشكال كار سياسي در ميان مسؤولين است. هر كدام از مسؤولين محترم در حوزه‎هاي فرهنگي كه بخواهد نظر هنرمندان را جلب كند مي‎رود و دم يك هنرمندي را مي‎بيند كه دچار مشكل خاصي است و يا گرفتار شده است. با او چند عكس يادگاري مي‎گيرد و خود را نگران هنر و فرهنگ كشور نشان مي‎دهد و نهايتا دستور مساعدت براي حل برخي از مشكلاتش مي‎دهد.

به گزارش خبرنگار فرهنگي خبرگزاري تسنيم، اين موضوع دقيقا همان ماجرايي است كه براي فيلم توقيفي اخير اتفاق افتاد. دلسوزان هنر براي آن‎كه صلاحيت خود را براي ورود در مجلس اثبات كنند با رد توقيف و سپس مبارزه براي رفع توقيفي ديگر خود را مدافعان هنر نشان مي‎دهند. همان‎ها كه بعد از آن‎كه پشت ميز نشستند ديگر با هنرمندان از سر دلسوزي سابق حرف نمي‎زنند و اين بار نگران مصالح ملي و منافع كشور مي‎شوند. البته اين روال تا قبل از انتخاباتي ديگر ادامه دارد و باز اين چرخه مي‎چرخد.

«پارسا» در مطرب نيز دقيقا همين چهره است؛ فردي كه براي اثبات دلسوزي خود براي هنرمندان به آن‎ها پول مي‎دهد و ساپورتشان مي‎كند اما تمام اين‎ها نقش‎آفريني بيش نيست. دو رويي امثال اين آقازاده در «مطرب» نشان از پليدي موجود در ميان برخي از شخصيت‎هاي سياسي دارد.

البته «مطرب» مي‎توانست روي اين موضوع تكيه كند و بيش‎تر به آن بپردازد. مي‎توانست با دستمايه قرار دادن اين موضوع مهم به نقد آقازادگي بپردازد ولي به‎جاي آن به متلك پراني به‎صورت مستقيم و غير مستقيم به تندروي‎ها پرداخته است. از سوي ديگر شوخي‎هاي جنسي نيز براي خنداندن كه به شيوه معمول سينماي ما تبديل شده است در فيلم مرتب بيان مي‎شود. همه اين‎ها نشان مي‎دهد كه استعداد «كيايي» براي خنداندن بيش‎تر از آن‎كه صرف نقد درست و صحيح مسائل اجتماعي و فرهنگي شود صرف نقاط كوري مانند تم اين فيلم شده است. البته معناي اين سخن آن نيست كه فيلم بايد درباره صرف مسأله آقازادگي باشد اما از رهگذر مسأله خوانندگان كشور و مشكلاتي كه بر سر راه موسيقي وجود دارد به نقد ريشه آن يعني افراط و تفريط و ترسيم راه درست و ميانه بپردازيم.

آيا واقعا مطرب نشان مي‎دهد كه افراطيان اول انقلاب در حوزه موسيقي امروز كجا هستند؟ آنان كه امروز سنگ موسيقي را محكم بر سينه خود مي‎كوبند و خود را عاشق و شيفته آن مي‎دانند همان‎هايي هستند كه خود را از پيامبر و امام خميني حتي بالاتر مي‎ديدند و موسيقي را فسق مسلم معرفي مي‎كردند. اين سير تند و كند آقايان باعث شد كه از اين روند بي‎مديريتي در موسيقي كشور آهنگ‎هايي توليد شود كه ذائقه مردم را در سطح پايين ببرد و مردمي كه موسيقي و شعر غني و لطيف در تاريخ‎شان در اوج است امروز گوش به اشعار موسيقي‎هاي سخيف بدهند.

اما در همان سال‎ها كه موسيقي توسط برخي از اين چهره‎هاي مشخص سياسي محكوم بود توسط امام و مقام معظم رهبري با يك ديدگاه منطقي و درست تببين مي‎شد. حتي اصرار بر داشتن سرود و موسيقي در جنگ و يا براي مسائلي مهم مانند شهادت استاد مطهري كه مورد تمجيد امام خميني قرار گرفت نشان مي‎دهد كه هيچ وقت نظام با موسيقي سر مخالفت نداشته است.

اما روال فيلم تماما اين‎گونه بيان مي‎كند كه انگار انقلاب از اول سر ناسازگاري با موسيقي داشته است و هنوز هم بر همان موج حركت مي‎كند. در حالي كه در حال حاضر تعداد كنسرت‎هاي موجود در كشور هر سال بيش‎تر مي‎شود و آن قدر كه فيلم بر لغو كنسرت مي‎دمد خبري نيست.

بنابراين اتفاقا بايد افسوس خورد كه كيايي هدف را گم كرده است در حالي كه مي‎توانست ضمن آن‎كه فيلم كمدي سالم و پرفروشي داشته باشد و نقد افراط و تفريط را بيان كند، به اصل و ريشه مشكل كه همان دورويي و نان به نرخ روز خوردن دوروها و رياكاران به‎عنوان عاملان اصلي فساد در تمام عرصه‎هاي نظام و كشور، اشاره كند.

توابان واقعي كساني‎اند كه موسيقي امروز كشور را با توجه به مشكلات اين حوزه از آموزش و پژوهش تا توليد و كنسرت با نگاه مبتني بر علم موسيقي و تاريخ و فرهنگ و البته نياز جامعه حمايت كنند نه آن‎كه با برجسته سازي اشتباه يا افراطي ديگر تنها براي موسيقي و خوانندگان اشك تمساح بريزند.

«لودگي» يك ژانر جديد در سينماي ايران است!

 حسام زبيراوي

در چند سال اخير سينماي ايران به‎دليل همراه نبودن مخاطبان با سينما مشكلات زيادي در فروش فيلم‎هاي اكران شده داشته است؛ فيلم‎هايي كه به‎دليل كمبود محتوا، ضعف فيلمنامه، بازي‎هاي ضعيف بازيگران و كارگرداني غير حرفه‎اي، فيلم را به يك اثر سطح پايين در سينما تبديل كرده است كه حال مخاطبي نيست كه ميلي به ديدن اين فيلم‎ها داشته باشد.

نبودن مخاطب و تماشاچي به يك دغدغه بزرگ براي تهيه كنندگان و مسؤولان سينمايي تبديل شده بود تا جايي كه تهيه كنندگان را مجبور كرد براي اين مشكل راه حلي پيدا كنند.

راه حل تهيه كنندگان براي جذب مخاطب

تهيه كنندگان براي جذب مخاطب و فروش فيلم‎هايشان در ابتدا دست به ساخت آثاري در قالب طنز زدند و اسم آن را به اصطلاح خودشان ژانر كمدي گذاشتند.

در ابتدا اين فيلم‎ها در جذب مخاطب بسيار موثر بودند اما رفته رفته اين فيلم‎ها از قالب طنز خود بيرون آمدند و به‎دليل سوء استفاده بسياري از تهيه كنندگاني كه حالا مخاطبان خود را هم پيدا كرده بودند به آثاري مبتذل در سينماي ايران تبديل شدند.

اين كار تهيه كنندگان سينما باعث شد اين آثار كه اسم ژانر كمدي را به يدك مي‎كشيدند رفته رفته به ژانري جديد در سينماي ايران تبديل شوند كه توانسته بودند مخاطبان بسياري هم به سينما بياورند ولي در مقابل به آثاري مبتذل و فاقد ارزش‎هاي بالا در سينماي ايران تبديل شدند.

بازي با شعور مخاطبان سينمايي

توليد اين فيلم‎ها رفته رفته در بين تهيه كنندگان ايراني جا باز كرد، تا جايي كه اين فيلم‎ها ديگر بدون توجه به محتوا و شعور مخاطب فقط براي فروش بيش‎تر و ايجاد سرمايه براي آنان توليد مي‎شد.

تهيه كنندگان بدون توجه به شعور مخاطب اين فيلم‎ها را توليد مي‎كردند و به خورد مخاطبان سينمايي مي‎دادند. فيلم‎هايي كه فاقد محتوا و ارزش‎هاي سينمايي و فقط لودگي و مسخربازي يك مشت سلبريتي به ظاهر طناز بود كه در ديالوگ‎هايي كه در بين آن‎ها رد و بدل مي‎شد شاهد الفاظي ركيك و زشت بوديم كه فقط براي خنده گرفتن از مخاطب نوشته شده بودند.

ابداع ژانري جديد در سينماي ايران

اسم اين ژانر جديد را در سينماي ايران چه مي‎توان ناميد؛ ژانري كه سرشار از لوده بازي و مسخره بازي‎هاي سلبريتي‎هايي است كه فقط به‎خاطر پول و نه براي شهرت و ارزش‎هاي هنري با تهيه كننده‎اي قرارداد مي‎بندد كه او هم به فكر فروش فيلم خودش است و اين جاست كه نتيجه آن اين مي‎شود كه اثري توليد شود با ژانري جديد در سينماي ايران كه براي لحظاتي مخاطبي را كه به سينما آمده است فقط مي‎خنداند.

خنداندن مخاطب به چه ارزشي؟

اما خنداندن به چه ارزشي؛ آيا خنداندن با حركات و الفاظ زشتي كه در اين فيلم‎ها به كار گرفته مي‎شود و بازي با شعور مخاطبان از سوي تهيه كنندگان و سلبريتي‎هاي سوء استفاده گر كه فقط به فكر توليد سرمايه براي خودشان هستند كار درستي است؟

امسال بازهم شاهد توليد و اكران اين فيلم‎ها در سينماي ايران بوديم كه اين يك فاجعه براي سينماي ايران است.

اميدواريم مسؤولين سينمايي نظارت بيش‎تري بر توليدات و اكران فيلم‎هاي روي پرده و راه حل بهتري در جذب مخاطب در سينما‎هاي كشور داشته باشند و تهيه كنندگان ارزش بيش‎تري براي مخاطبي كه وقت و پول خود را خرج فيلم هايشان مي‎كنند قائل باشند.

 ادب و هنر

سوء استفاده هاي انتخاباتي دولت، به سينما آسيب زده است!

يك كارشناس سينما معتقد است كه سازمان سينمايي قصد بهره‎برداري انتخاباتي از سينما را دارد و به همين دليل به جاي مسائل اصلي به حاشيه‎ها و موضوعات فرعي دامن زده مي‎شود.
به گزارش مشرق، عليرضا سربخش، منتقد سينما و جانباز دفاع مقدس گفت: سينما الان در وضعيت خوبي به سر نمي‎برد و فيلم‎ها از جنبه محتوايي و تكراري بودن سوژه‎ها و نداشتن عمق و فقدان پيام‎هاي مثبت، به شدت رنج مي‎برند؛ بخصوص فيلم‎هايي كه در قالب كمدي ساخته مي‎شوند محتوا و پيام خوبي ندارند. حتي خود بازيگران هم گاهي در صحبت‎ها اعلام مي‎كنند كه ما اين فيلم‎ها را بازي مي‎كنيم اما از آن‎ها رضايت نداريم.
وي افزود: يكي از آيتم‎ها فروش فيلم‎هاست كه مي‎بينيم فيلم‎ها آن گونه كه شايسته است فروش نمي‎كنند. طي يك سال اخير وضعيت اقتصادي سينما به شدت كساد شده است. اگر قيمت بليت بالا نمي‎رفت احتمالا رقم خيلي كمي ثبت مي‎شد.
اين كارشناس فرهنگي تصريح كرد: يكي از اصلي‎ترين مشكل امروز سينماي ما مشكل مديريت است. درواقع، سينماي ما اصلا مديريت نمي‎شود و يله و رهاست.
سربخش ادامه داد: مشكل ديگر اين است كه بسياري از امور به تهيه كنندگان و خود سينماگران واگذار شده است. گويا نظام، حقي در سينما ندارد. جاي سؤال است كه در كجاي دنيا سينما توسط حكومت رها شده است؟ مديريت سينما بايد به كسي واگذار شود كه مدير رسانه باشد و فن آن را بداند و نظريه‎پرداز باشد. اما وقتي كار به افراد عادي واگذار شود آن‎ها غير از اين‎كه جلوي بيني خود را ببينند كاري نمي‎كنند.
اين منتقد سينما اظهار داشت: گروهي كه در وزارت ارشاد مستقر هستند با قصد بهره‎برداري انتخاباتي از سينما، در پي دوقطبي سازي و ايجاد حاشيه هستند. يعني به اين سمت و سو حركت مي‎كنند كه مردم را از مسائل اصلي كه مسائل اقتصادي و معيشتي است باز بدارند و موضوعاتي چون توقيف فيلم‎ها را به‎عنوان مسأله اصلي مطرح كنند!
سربخش تأكيد كرد: درجه‎بندي سني فيلم‎ها نيز يكي از نقشه‎هاي اين دولت است تا فيلم‎هايي ساخته شود كه سينما از سمت و جهت اصلي خودش خارج شود. هشدار مي‎دهم كه يكي از اهداف آن‎ها اين است كه زمينه‎اي را فراهم كنند كه شوراي مجوز ساخت فيلم ساقط شود. اين درحالي است كه مي‎دانيم در بسياري از كشورها فيلمي اگر مجوز ساخت نداشته باشد مجوز اكران نمي‎گيرد.