صفحه اول

نقشه اي كه با يك تصميم حكيمانه خنثي شد

 دكتر قاسم روان‌بخش

رئيس جمهور پيشين امريكا، باراك اوباما، در يكي از اظهارات خود گفته بود من با همان مدل ريگان به سراغ ايران خواهم رفت. معنا و مفهوم اين سخن آن بود كه با همان مدل و شيوه‎اي كه اتحاد جماهير شوروي را متلاشي كرديم ايران اسلامي را نيز متلاشي خواهيم كرد.

نگاهي به وقايعي كه از سال 92 تا به امروز رخ داده است نشان مي‎دهد كه امريكايي‎ها دقيقا در حال اجراي همان مدل امريكايي ريگان هستند كه با هنرپيشگي خاصي روي صحنه برد و به نتيجه رساند.

1. پرده اول، با نامه نگاري اوباما به امام خامنه‎اي شروع شد كه در آن خواهان مذاكره دو جانبه با ايران براي حل مشكلات و مسايل في ما بين شده بود. هر چند امام خامنه‎اي اين تقاضا را ترفند شيطان بزرگ دانست و به مسؤولان دولت دهم درباره عواقب آن هشدار داد، ولي متاسفانه برخي عناصر در دولت دهم با ذوق زدگي براي مذاكره عازم عمان شدند. آقاي حسن روحاني كه مرد مذاكره سال‎هاي 82-84 بود با شعار مذاكرات برد- برد و حل مشكلات مردم و بهبود وضعيت معيشتي آن‎ها پا به عرصه انتخابات 92 گذاشت و مورد اعتماد اكثريت مردم قرار گرفت. روحاني در اين مرحله نقش گورباچف در شوروي را بازي كرد و مذاكره با امريكا به مساله اول كشور و مهم‎ترين دغدغه مردم تبديل شد. زماني كه برجام به امضا رسيد همه پاي تلويزيون‎ها خبر اين قصه را دنبال مي‎كردند و روحاني و ظريف به قهرمان تبديل شده به يكديگر تبريك مي‎گفتند. آقاي روحاني به شكرانه اين پيروزي بزرگ به تيم مذاكره كننده نشان فتح و پيروزي داد و روزنامه‎ها باتيترهاي درشت خبر از خاتمه يافتن تحريم‎ها و آغاز فصلي جديد در زندگي مردم مي‎دادند! در نتيجه، نگاه‎ها متوجه بيرون شد؛ گويا قرار است معجزه بزرگي از سوي غرب و امريكا صورت پذيرد. در كنار اين حركت، با آزادي رسانه‎هاي بي‎قانون مجازي كه پايگاه دشمن است، سبك زندگي و فرهنگ جامعه نيز تحت تاثير قرار گرفت. آن‎ها با پمپاژ شعار «ما نمي‎توانيم» به داخل و تعطيلي صنايع هسته‎اي و هوا فضا و متوقف كردن پژوهش و تحقيق در علوم مادر، عملا بخشي جامعه را به نوعي به نوميدي از داخل و اميد به خارج كشاندند. اجراي همزمان سند 2030 و برجام و تلاش براي تصويب FATF و.... حركت‎هايي در راستاي فلج كردن انقلاب اسلامي بود.

2. در حالي كه همه اميدها را به خارج منعطف كرده بودند و چرخ‎هاي توليد داخلي از كار ايستاده بود ناگهان همه اميدها بر باد رفت؛ اوباما به جاي اجراي برجام، فصل جديدي از تحريم‎ها را بر مردم ايران تحميل كرد كه بدتر از همه آن‎ها تحريم ويزا بود. تيم دولت روحاني كه از اين اقدام شوكه شده بودند ابتدا در صدد توجيه كار اوباما بر امدند و اظهار مي‎داشتند كه اين تحريم‎ها ربطي به برجام ندارد و بعضي از آن‎ها نيز بر اين باور بودند كه جسم برجام نقض شده اما روح آن باقي است! آمريكايي‎ها با خروج يكطرفه از برجام، و بازگرداندن تحريم‎هاي سابق و اعمال تحريم‎هاي بيش‎تر وارد جنگ تمام عيار رواني بر ضد ايران شدند، جنگ رواني دشمن به اضافه بي‎تدبيري‎ها و دستپاچگي دولت به كاهش شديد ارزش پول ملي و افزايش نرخ ارز، تورم بالا و افزايش قيمت كالاها به چند برابر شد. از سال 94 تا سال 98 بسياري از كارخانه‎ها و مراكز توليدي بزرگ و كوچك كشور به حالت تعطيل يا نيمه تعطيل در آمد و در نتيجه جمع بسياري از كارگران كشور به لشكر بيكاران پيوستند. اين شرايط، روزهاي پاياني دوره گورباچف را در اذهان تداعي مي‎كند. قيافه‎هايي كه ترامپ در برابر دوربين مي‎گيرد و حرف و حديث‎هاي تيم وي بر ضد ايران بسيار شبيه فيگورهاي ريگان در سال‎هاي غلبه بر روسيه شوروي است. امريكايي‎ها از اين‎كه توانسته‎اند از طريق عناصر خوشبين به غرب، با حداقل هزينه، چرخ هسته اي، رشد علمي و اقتصاد ايران را متوقف كنند در پوست خود نمي‎گنجند.

3. آحاد جامعه از طبقات مختلف كه با اجراي سياست‎هاي گورباچفي دولت روحاني در شرايط فشار و سختي به سر مي‎برند، تازه متوجه شده‎اند كه اين سياست‎ها نه تنها مشكلاتشان را حل نكرده بلكه بر مشكلات آن‎ها افزوده است. وضعيت سخت معيشتي و گسترش فقر در جامعه به‎ويژه در حاشيه‎هاي شهرها موجب حضوربرخي از طبقات فقير و بي‎بضاعت در اعتراض‎هاي خياباني شده كه نمود آن‎ها را در شهرهاي حاشيه تهران مانند ملارد و شهر قدس و... مي‎توان مشاهده كرد. اين اعتراض‎ها يادآور حضور مردم تهي‎دست و فقير در ميادين سرخ مسكو و ديگر كشورهاي اقماري آن است كه مردم به‎دليل فقر و گرسنگي در اعتراض به سياست‎هاي دولت گورباچف به دست و پاي خويش زنجير بسته بودند. مردمي كه يك روز در همين ميادين براي گورباچف به‎دليل آغاز مذاكراتش با امريكا ابراز احساسات مي‎كردند و دست تكان مي‎دادند بعد از گذشت مدتي كوتاه و بعد از شكست سياست‎هاي سازش‎كارانه‎اش، خواهان بركناري سريع‎تر او شدند. به هرحال گورباچف تحت فشار افكار عمومي مردم و فشارهاي بين‎المللي و سياست‎هاي غلط خودش كنار رفت و زمينه را براي حضور يلتسين غربگرا فراهم ساخت و سرانجام با سياست‎هاي يلتسيني اتحاد جماهير شوروي فرو پاشيد و ابرقدرت شرق متلاشي شد.

4. امروز امريكايي‎ها به خيال خام خود نظام جمهوري اسلامي را در چنين مرحله‎اي مي‎بينند؛ آن‎ها تصور مي‎كنند با فشارهاي حداكثري كه آورده‎اند و سياست‎هاي جاهلانه‎اي كه دولت مورد قبولشان اعمال كرده است قرار است با جرقه بنزين در ميادين شهر بمانند؛ و ادامه شورش‎هاي خياباني و تلاش اصلاح‎طلبان و سلبريتي‎ها براي خالي كردن شدن پشت رئيس جمهور به استعفاي حسن روحاني و انحلال دولت بيانجامد. انتخابات مجلس نيز در اين شرايط بحراني به تعويق مي‎افتاد. زماني كه شورش‎ها به چنين نتيجه‎اي منجر مي‎شد هر دولت اضطراري براي اداره كشور ممكن بود با همان فشارها و شورش‎ها مواجه شود. در آن شرايط كشور با نوعي هرج ومرج و خلا قدرت سياسي مواجه مي‎شد، امنيت جامعه مختل مي‎گرديد و ارزش پول ملي بيش از پيش كاهش مي‎يافت و اجناس و كالاهاي اساسي كمياب و به شدت گران مي‎شد. در نتيجه، افزايش هرج و مرج و ناامني و مشكلات تامين مايحتاج عمومي زمينه را براي پذيرش كودتاگري مانند يلتسين فراهم مي‎ساخت. و اين‎جا بود كه امريكايي‎ها با يك برنامه حساب شده و كپي برداري از نمونه فروپاشي شوروي مي‎توانستند به نتيجه دلخواه خويش دست يابند.

5. تصميم حكيمانه امام خامنه‎اي درباره سياست مديريت سوخت و تاييد تصميم دولت و سران قوا، عملا همه نقشه‎هاي فوق را خنثي كرد. ايشان شرايط فعلي را براي كناره گيري حسن روحاني مناسب نمي‎بينند و همه خطوط دقيق و ظريف دشمن را با دقت و با نگاه ريزبينانه‎شان ارزيابي مي‎كنند. حضور حماسي مردمي كه به‎رغم نارضايتي از افزايش قيمت بنزين و نحوه اجراي آن، در تاييد نظام و انقلاب و مواضع حكيمانه رهبري عزيزشان به خيابان‎ها آمدند يادآور حضور حماسي مردم در 9 دي 88 بود. اين تصميم حكيمانه و اين حضور حماسي نقشه‎هاي دشمن را خنثي كرد و خواب‎هاي آشفته امريكا و هم پيمانان منطقه اي‎ش را آشفته ساخت.

6. اين سياست حكيمانه به معناي عدم برخورد با مسببان اين وضعيت نابهنجار اقتصادي نيست. دستگاه قضايي عوامل فساد را به دست عدالت مي‎سپارد و در روزهاي آتي در محاكمه رسول دانيال زاده كه جعبه سياه سوءاستفاده‎هاي كلان برخي نزديكان رئيس جمهور از جمله برادر وي حسين فريدون است واقعيت‎ها بيش از پيش برملا مي‎شود. برخورد با رئيس جمهور بايد در شرايطي بسيار آرام و از راهي كاملا قانوني صورت پذيرد. بي‎ترديد چنين كاري از اين مجلس بر نمي‎آيد بلكه ان‎شاء‎الله در مجلس آينده كه با آراي معنادار مردم شكل مي‎گيرد مي‎تواند اراده ملي از آستين نمايندگان انقلابي در‎ايد.

7. دشمن پس از صدها بار آزمايش بايد فهميده باشد كه اين‎جا نه شوروي و گرجستان است نه عراق و لبنان و نه جاي ديگر؛ اين‎جا ايران اسلامي است با ملتي فهيم و بصير و با رهبري حكيم و بزرگ.

با انتخابات
كناره گيري از انتخابات و آثار آن

كناره گيري از انتخابات به معناي پشت پا زدن به سرنوشت اسلام و مسلمين و كشور اسلامي است و آثار منفي زيادي را به همراه دارد كه اگر بيان گردد كمترين مرتبه ايمان، انسان را به پاي صندوق رأي مي‎كشاند، چه اين كه امام مي‎فرمايد: بايد مشاركت كنيد، اگر خداي نخواسته از عدم مشاركت شما يك لحظه‎اي بر جمهوري اسلامي وارد بشود، بدانيد كه احاد ما كه اين خلاف را كرده باشيم خداي نخواسته، مسؤول هستيم، مسؤول پيش خدا هستيم، مسأله رياست جمهور نيست، مسأله مسأله اسلام است (1) شما خانم‎ها يك نقشه بسيار فعال داشته باشيد كه خداي نخواسته مجلس يك مجلسي نشود كه به واسطه ورود بعض عناصر غير صالح به تدريج كشانده بشود به طرف شرق يا به غرب و همان بشود كه در رمان سابق بود و همان بگذرد بر ما و شما كه در زمان سابق مي‎گذشت (2) فرضاً كه ما بد باشيم اما اسلام كه خوب است، اسلام را كه قبول دارند همه، اين يك وظيفه اسلامي است كه ما حفظ كنيم جمهوري اسلامي را، اگر مجلس لطمه‎اي بر آن وارد بشود به جمهوري اسلامي لطمه وارد مي‎شود اگر مجلس يك مجلس قوه‎اي باشد براي بخاطر اين كه پشتوانه‎اش همه ملت باشد، اين مجلس مي‎تواند با دنيا كه در مقابل ايران واقع شده است، مي‎تواند كارهايش را به شايستگي عمل بكند و اين تابع اين است كه قوي باشد و قوتش هم تابع اين است كه شماها رأي بدهيد (3) اگر مسامحه كنيد، مسؤول هستيد پيش خداي تبارك و تعالي، اگر نرويد و رأي ندهيد و آنها كه جديت دارند به اين كه وارد بشوند در مجلس و به هم بزنند اوضاع ايران را، آنها خداي نخواسته بروند، مسؤوليتش به عهده شماست مستقيماً، مسؤوليت همه طبقات دارند، مراجع مسؤولند، علما و ائمه جماعت مسؤولند، خطبا مسؤولند، تجار مسؤولند، بازرگان مسؤولند، دانشگاهي‎ها مسؤولند، طلاب علوم دينيه مسؤولند، كارگرها مسؤولند، همه مسؤولند (4) امروز روزي است كه آنهايي كه از اول تا حالا مخالف با جمهوري اسلامي بودند مخالف با اسلام بودند، اسلام را مخالف مقاصد خودشان مي‎ديدند آنها به دست و پا افتاده اند و دارند تبليغات مي‎كنند اگر مومنين كنار بروند آنهايي كه متعهد به اسلام هستند كنار بروند و اينها بيايند و قبضه كنند مثل صدر مشروطه كه رفتند كنار اشخاصي كه متعهد بودند و. قبضه كردند مشروطه را آنهايي كه متعهد به اسلام نبودند، اسلام را به آنجا كشاندند كه همه ديدند اگر درصدد مشروطه علما در ميدان، مؤمنين آمده بودند، روشنفكرهاي متعهد آمده بودند و مسلمان‎هاي متعهد آمده بودند و قبضه آمده بودند و قبضه كرده بودند مجلس را و نگذاشته بودند كه ديگران بيايند مجلس را بگيرند، ما به اين روزگار نمي‎رسيديم، ما مملكت مان خراب نمي‎شد، ما عزتمان از بين نمي‎رفت.)) (5) اين سخن امام سخن هر روز ماست كه سنگر مجلس را حفظ نماييم، مردم اگر از من گله دارند از اسلام سرد نشوند، من خلاف كرده ام به اسلام چه مردم اگر اسلام را، استقلال و آزادي را، نبودن تحت اسارت شرق و غرب را مي‎خواهند همه در انتخابات شركت كنند و در صحنه حاضر باشند، اگر يك ظالم خلاف كرد اسلام كه نكرده است پس بايد كاري كنيم كه ظلم نباشد و ظالم از بين برود اگر ديديم در اين دوره خلاف شده و به افرادي ظالم شده بايد تلاشمان را بيشتر كنيم تا خلاف و ظلم را از بين ببريم نه اين كه برويم از صحنه خارج شويم زيرا اگر از صحنه خارج شويم ظلم بيشتر مي‎شود پس بايد اجتماعمان را بيشتر كنيم و بيشتر در صحنه حاضر باشيم (6) در اول مشروطه اصناف بازار هم وكلائي داشتند انتخابات تا اندازه‎اي دست مردم بود بعد كم كم آنهائي كه فاسد بودند كار را طوري كردند تا متدينين را از مجلس كنار گذاردند آنها هم مقاومت نكردند و كنار رفتند بعد ديديد كه مجلس را چه كردند، هر كاري كه خاستند انجام دادند اگر مجلس در آينده يك قدم عقب نشيني كنيم در آينده نزديك ما را كنار خواهند گذاشت، بايد قهر نكنيم (7) اگر مردم كنار بروند همه شكست مي‎خوريم(8)

پي‎نوشت‎ها:

1) صحيفه نور، ج 19، ص 195 - 8 / 5 / 64

2) صحيفه نور: ج 18، ص 263 - 19 / 1 / 63

3) صحيفه نور، ج 18، ص 284 - 25 / 2 / 63

4) صحيفه نور: ج 12، ص 7 - 22 / 12 / 58

5) همان

6) صحيفه نور: ج 18، ص 180 - 20 / 9 / 62

7) صحيفه نور، ج 18، ص 198 - 12 / 10 / 62

8) همان منبع، ص 179، 20 / 9 / 62

 سرمقاله

مروري بر نقش بسيج به‎عنوان نماد كارآمدي و اقتدار نظام جمهوري اسلامي
حقيقتِ افسانه اي انقلاب

 دكتر محمد ملك زاده

بسيج داراي هويت انقلابي و برخاسته از توده‎هاي مختلف اجتماعي در نظام جمهوري اسلامي است. بدون شك دستاوردهاي چهل ساله جمهوري اسلامي و كسب اقتدار و پيروزي در برابر دسيسه‎هاي قدرت‎هاي جهاني را بايد مرهون فداكاري‎ها و از خودگذشتگي‎هاي اين نهاد انقلابي در نظام اسلامي دانست. در جمهوري اسلامي ايران، گرچه دستور تشكيل بسيج پس از پيروزي انقلاب و تشكيل شوراي انقلاب صادر شد اما در واقع بايد نقش بسيج به معناي حركت و حضور نيروهاي مردمي تحت رهبري انقلاب را از قبل از پيروزي انقلاب مورد تاكيد قرار داد. در اين نهضت مردمي همواره نقش مردم و بسيج مردمي بسيار چشمگير بوده است. پس از انقلاب و تشكيل نهادهاي قانوني نيز اين حركت، نه تنها دچار ركود نگرديد، بلكه همين حضور و مشاركت جمعي و مردمي، در مسير اصلاحات و سازندگي جامعه اسلامي قدم نهاد و تحت رهبري و هدايت ولي امر در برابر توطئه‎ها و دسيسه‎هاي گوناگون دشمنان انقلاب ايستاد و وظيفه اوليه خود را حفاظت و حراست از دستاوردهاي انقلابي دانست كه خود مردم براي پيروزي آن قيام نمودند و حكومت دلخواه خود را به وجود آوردند. با گذشت چهار دهه از عمر با بركت انقلاب اسلامي و تامل در عملكرد اين نهاد انقلابي، نقش بسيج را مي‎توان در عرصه‎هاي گوناگون سياسي، اجتماعي، اقتصادي و دفاعي مورد تاكيد قرار داد. چند ماه قبل از آغاز جنگ تحميلي و همزمان با افزايش تهديدات و مخاطرات عليه نظام نوپاي جمهوري اسلامي، در آذرماه ۱۳۵۸ از سوي رهبر فقيد انقلاب صادر شد. به دنبال اين فرمان در فرصت 9 ماهه تا آغاز جنگ تحميلي، عضويابي، آموزش و سازماندهي نيروهاي بسيجي انجام گرفت. هدف اصلي از تشكيل بسيج و آموزش مردم، فراهم كردن زمينه و بستر دفاع در برابر هرگونه تجاوز احتمالي بود. در اين دوره، با توجه به ويژگي‎هاي خاص آن شرايطي ايجاد شد كه اين نهاد انقلابي و مردمي كاركرد نظامي و دفاعي را براي خود تعريف نمايد. با شروع جنگ تحميلي كاركرد دفاعي بسيج آشكارتر گرديد؛ يعني زماني كه انبوه نيروهاي آموزش ديده به‎صورت داوطلب به سوي جبهه‎ها حركت مي‎كردند. آنان با حداقل امكانات در عرصه نبرد، به دفاع از سرزمين ايران پرداختند. در اين دوره با توجه به تجاوز دشمن به سرزمين ايران، انگيزه دفاع مردمي و بسيج نظامي بسيار بالا بود. در همان ماه‎هاي اوليه جنگ بسيج نيروها به عهده سپاه پاسداران گذاشته شد.
به استناد ماده ۹ اساسنامه‎سپاه، مصوب ۱۳۶۱ برنامه‎ريزي، سازماندهي، فرماندهي و اجراي آموزش‎هاي عقيدتي – سياسي و نظامي اعضاي بسيج مستضعفين بر عهده سپاه پاسداران قرار گرفت تا با ايجاد توانايي‎هاي لازم در كليه افراد معتقد به قانون اساسي و اهداف انقلاب اسلامي، دفاع همه جانبه از كشور، نظام جمهوري اسلامي و همچنين كمك به مردم هنگام بروز بلايا و حوادث غيرمترقبه‎صورت پذيرد. سپاه پاسداران كه مسؤوليت امنيت داخل كشور را بر عهده داشت، با شروع جنگ به كمك ارتش جمهوري اسلامي ايران شتافت و از همان آغاز تجاوز دشمن، عرصه نبرد را حوزه مأموريت خود دانست.
از ابتداي جنگ تحميلي نيروهاي بسيجي جزو نيروهاي اصلي عمل كننده در مناطق جنگي به حساب مي‎آمدند و عمده نيروهاي اعزامي به جبهه‎ها، از ميان افراد بسيجي بودند. انجام عمليات‎هاي بزرگ در جبهه‎هاي جنوب و غرب كه از سوي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي انجام مي‎گرفت و يا به‎صورت مشترك با ارتش اجرا مي‎شد، با حضور انبوه عظيم مردم بسيجي بود.
نقش مثبت بسيج در طي سال‎ها سازمان بسيج را گسترش بيش‎تري داد و پايگاه‎هاي مقاومت بسيج علاوه بر مساجد و محلات كه پايگاه مردمي را تشكيل مي‎دادند، دامنه آن را به ديگر اقشار جامعه و طبقات اجتماعي توسعه داد. با تشكيل بسيج دانش آموزي در مدارس التهاب و هيجان نوجوانان و جوانان دانش آموز براي دفاع از نظام اسلامي با تشكيل واحدهاي مقاومت در سطح مدارس بيش‎تر شد. از اين رو در ميان رزمندگان، نوجواناني مشاهده مي‎كنيم كه گاه به ظاهر توان حمل سلاح و تجهيزات انفرادي را هم نداشتند ولي نشاط و شادابي حضورشان در جنگ. حماسه‎اي ديگر آفريد كه شهيد محمدحسين فهميده تنها يك نمونه از آن است؛ همان بسيجي جان بركفي كه بنيانگذار جمهوري اسلامي او را رهبر ناميد.
بر اساس آمار موجود، در طول مدت جنگ، بيش از ۵۵۰ هزار دانش آموز بسيجي به جبهه عزيمت نمودند كه از ميان آنان بيش از ۳۶۰۰۰ دانش آموز شهيد شده و چندين هزار نفر نيز جانباز و مجروح و يا آزاده گشتند و افتخار بزرگي براي اين قشر در مسير دفاع از ميهن اسلامي كسب نمودند. ساير اقشار اجتماعي از جمله روحانيت نيز كه همواره در عرصه‎هاي مختلف از جلوداران انقلاب اسلامي بوده‎اند شهداي بسيجي فراواني را تقديم نظام و انقلاب نموده‎اند كه البته به تعبير حضرت امام(ره) "از روحانيت راستين اسلام و تشيع جز اين انتظار نمي‎رود كه در راه خونين مبارزه مردم، خود اولين قرباني‎ها را بدهد و مهر ختام دفترش شهادت باشد." امام خميني(ره) با افتخار دانستن شهداي بسيجي روحاني براي نظام و انقلاب فرمودند: "خدا را سپاس مي‎گزاريم كه از ديوارهاي فيضيه گرفته تا سلول‎هاي مخوف و انفرادي رژيم شاه و از كوچه و خيابان تا مسجد و محراب امامت جمعه و جماعات و از دفاتر كار و محل خدمت تا خطوط مقدم جبهه‎ها و ميادين مين، خون پاك شهداي حوزه و روحانيت افق فقاهت را گلگون كرده است و در پايان افتخارآميز جنگ تحميلي نيز رقم شهدا و جانبازان و مفقودين حوزه‎ها نسبت به قشرهاي ديگر زيادتر است."(صحيفه امام، ج21، ص 276)
با پذيرش قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل مبني بر آتش بس بين ايران و عراق و پايان جنگ تحميلي، مرحله جديدي از عمر بسيج با حضور در عرصه سازندگي آغاز شد. در اين دوره گرچه جنگ نظامي خاتمه يافت اما وظايف و مسؤوليت‎هاي بسيج سنگين‎تر گرديد؛ زيرا جنگ واقعي تازه شروع شد و انقلاب و نظام در برابر توطئه‎هايي به مراتب سنگين‎تر از جنگ نظامي قرار گرفت. ابتكار استراتژيك رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در اين دوره، ايجاد تحول در ساختار و سازمان بسيج و تبديل واحد بسيج مستضعفين به نيروي مقاومت بسيج بود كه در آن ماموريت‎هاي اساسي نيروي مقاومت به دقت تبيين مي‎شد. اين ابتكار كه به ارتقاء و تقويت سازمان بسيج انجاميد نيروي بسيج را در مسير سازندگي و عمران، دانش افزايي و مقابله با توطئه‎ها قرار داد و آنان بحق در عرصه‎هاي مختلف سازندگي، كشاورزي، توليدات صنعتي و فني، ساخت مسكن، خدمات رفاهي و علمي و اشتغالزايي، مقابله با تهاجم فرهنگي، و ساير عرصه‎هاي اجتماعي و اقتصادي نيز حماسه‎اي ديگر آفريدند. در اين مقطع كه دشمنان از موفقيت در عرصه نظامي نااميد گشته و به ساير عرصه‎هاي اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي روي آورده است بدون شك كارامدي بسيج كم‎تر از دوران تجاوز نظامي نبوده و نخواهد بود؛ واقعيتي كه امتحان خود را در سال‎هاي اخير و در زمينه امنيت و آرام سازي شهرها و مناطق مختلف كشور به خوبي نشان داد. از اين رو رهبر انقلاب، بسيج را در جمهوري اسلامي پديده‎اي عظيم و معجزگون، استثنايي و كم‎نظير توصيف مي‎كند و آن را حقيقتي شبيه افسانه‎ها مي‎نامد.