صفحه جوان

گشايش خداوند در امر ازدواج

افسوس! كه جامعه ما هنوز از اسلام ناب محمدي صلي ا... عليه و آله فاصله زيادي دارد. دريغا! كه هنوز چهره اسلام، در بسياري از مسائل، پشت پرده مانده است و پرده‎هاي جهل و خرافات و عادات و آداب و رسوم جاهلي و خودخواهي‎ها و شرك‎ها و خودپرستي‎ها و نفس پرستي‎ها و... جلوي خورشيد درخشان اسلام را گرفته و جامعه را از پرتو حيات بخش آن محروم ساخته است.اگر در «ازدواج و انتخاب همسر»، اسلام، معيار و ملاك بود، اكثر يا همه اين مشكلات وجود نداشت. اما كدام اسلام!؟، به فرموده امام خميني - اسلام ناب محمدي، نه اسلام آمريكايي.

اسلام ناب، همان است كه نبي اكرم اجرا مي‎فرمودند. مگر نخوانده و نشنيده‎ايم كه: پيامبر بزرگوار در يك جلسه و در عرض چند دقيقه، تمام مراحل يك ازدواج را –از قبيل: خواستگاري، تعين مهريه، خواندن عقد و... - اجرا مي‎فرمودند و دست زن و شوهر را به هم داده و روانه منزلشان مي‎كردند!؟ اين‎ها كه افسانه نيست، معجزه هم نيست. الآن هم اسلام ناب، همان اسلام است و همان توان و خاصيت را دارد؛ اما اين ماييم كه مسلمان ناب نيستيم(هر عيب كه هست، از مسلماني ماست)

نظر اسلام پيرامون هزينه‎هاي اقتصادي براي ازدواج

اول: هزينه‎هاي اقدام

اقدام به ازدواج، هزينه‎هايي مثل مراسم‎، خريد عروس و داماد و... دارد. در اين مورد مي‎توان گفت كه از نظر دين براي اقدام به ازدواج، خرج خاصي كه لازم بوده و از توان مالي معمول مردم خارج باشد وجود ندارد. اين امر از مقايسه دو آيه شريفه: «مردان و زنان بي‎همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را؛ اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بي‎نياز مي‎سازد؛ خداوند گشايش دهنده و آگاه است.» و «و براي خدا بر مردم است كه آهنگ خانه [او] كنند، آن‎ها كه توانايي رفتن به سوي آن دارند.» معلوم مي‎شود؛ زيرا در آيه اول به‎طور مطلق نسبت به اقدام براي ازدواج مجردان، امر كرده است و آن را مقيد به استطاعت مالي - كه اگر توانستيد اقدام كنيد - نكرده است، بر خلاف آيه دوم كه وجوب حج را مشروط به استطاعت كرده است يعني حج در صورتي بر شما واجب مي‎شود كه توانايي مالي داشته باشيد.

در باب وجوب حج، انسان بايد علاوه بر تأمين مخارج معمولي، قادر به مخارج فوق‎العاده براي انجام حج باشد؛ و اگر اين مخارج فوق‎العاده در خصوص اقدام به ازدواج نيز لازم بود، مي‎بايست در آيه‎اي كه امر به ازدواج مي‎كند قيد مي‎شد و چون شرطي ذكر نشده پس از امر عمومي آيه فهميده مي‎شود كه براي ازدواج، رسوم مالي خاصي كه از توان اغلب مردم خارج باشد وجود ندارد.

دوم: مهريه

در روايات از مهريه گزاف منع شده و پرداخت مهريه سبك نيز براي اكثر پدراني كه براي ازدواج پسرشان اقدام مي‎كنند مقدور است. به چند روايت در اين خصوص توجه بفرماييد:

1. رسول خدا(صلي ا... عليه و آله) مي‎فرمايد: «بهترين مهريه سبك‎ترين آن است.»

2. در حديثي ديگر از ايشان آمده است: «از ميمنت زن اين است كه راحت خواستگاري شود و كابينش(مهريه‎اش) سبك باشد.»

از نظر ديني، ازدواج مشروط به متمكن بودن و دارا بودن شغل و مسكن و اسباب منزل مناسب نيست كه در صورت عدم اين موارد، از ازدواج، ممانعت به عمل‎ايد يا اين‎كه توصيه به عدم آن شود.

3. همچنين مي‎فرمايد: «در مهريه آسان بگيريد؛ زيرا مرد كابين» سنگين [زن را مي‎دهد؛ اما در دلش نسبت به او كينه و دشمني ايجاد مي‎كند.

سوم: لوازم اقتصادي تشكيل زندگي

از نظر ديني، ازدواج مشروط به متمكن بودن و دارا بودن شغل و مسكن و اسباب منزل مناسب نيست كه در صورت عدم اين موارد، از ازدواج، ممانعت به عمل‎ايد يا اين‎كه توصيه به عدم آن شود؛ بلكه در آيات و روايات سفارش شده كه براي اقدام به ازدواج از فقر و نداري هراس نداشته باشيد.قرآن كريم در آيه شريفه وَأَنكِحُوا الْأَيامَي... مي‎فرمايد: براي ازدواج مجردان اقدام كنيد و از فقر آن‎ها نترسيد؛ چون اِن يكُونُوا فُقَرَاءَ يغْنِهِمُ ا... مِن فَضْلِهِ؛ «اگر فقير باشند خدا آن‎ها را بي‎نياز خواهد كرد.» اين وعده و تضمين صريح و روشن خداوند است؛ و چه تضميني مطمئن‎تر از تضمين خدا!؟

بنابراين، از نظر قرآن، ازدواج و ورود به زندگي با فقر(بدون شغل و مسكن و لوازمات زندگي) نه تنها منع نشده، بلكه از اسباب رفع فقر هم قلمداد شده است.در روايات نيز نه تنها فقر را مانعي از ازدواج ندانسته‎اند؛ بلكه جهت برطرف شدن فقر و تنگدستي، ازدواج را توصيه فرموده و كساني را كه از ترس فقر ازدواج نمي‎كنند مذمت نموده‎اند.

رسول مكرّم اسلام(صلي ا... عليه و آله) مي‎فرمايند: «جوان هايتان را زن دهيد؛ زيرا با اين كار خداوند اخلاق آن‎ها را نيكو مي‎گرداند و روزي هايشان را زياد مي‎كند و بر جوانمردي‎هاي آنان مي‎افزايد.»ايشان در حديث ديگر مي‎فرمايد: «همسر بگيريد كه روزي شما را زياد مي‎كند.»

امام صادق(عليه السلام) در كلامي گهربار ترك ازدواج را به‎خاطر ترس از تنگدستي، مذمت كرده و مي‎فرمايند: «هر كه از ترس تهيدستي ازدواج را ترك كند، به خداي عزوجل گمان بد برده است. خداوند عز و جل مي‎فرمايد:» اگر تهيدست باشند خداوند از فضل خود توانگرشان مي‎سازد.

قرآن كريم در آيه شريفه وَأَنكِحُوا الْأَيامَي...مي‎فرمايد: براي ازدواج مجردان اقدام كنيد و از فقر آن‎ها نترسيد؛ چون اِن يكُونُوا فُقَرَاءَ يغْنِهِمُ ا... مِن فَضْلِهِ؛ «اگر فقير باشند خدا آن‎ها را بي‎نياز خواهد كرد.» اين وعده و تضمين صريح و روشن خداوند است؛ و چه تضميني مطمئن‎تر از تضمين خدا!؟

نويدهاي رهبران اسلام

پيامبر اكرم صلي ا... عليه و آله كه امين اسرار خداوندند درباره امدادهاي الهي به نوجوانان مجرد چنين مي‎فرمايند:«بي همسرانتان را همسر دهيد، زيرا خداوند در پرتو ازدواج، اخلاق آنان را نيكو مي‎گرداند و رزق و توان مالي آن‎ها را وسعت مي‎دهد، و بر مروت و ارزش‎هاي انساني شان مي‎افزايد.

باز ايشان در اين باره مي‎فرمايند:«كسي كه ازدواج را از ترس فقر و ناداري ترك كند، همانا به خداوند گمان بد برده است؛ زيرا خداوند مي‎فرمايد: اگر فقير باشند، خداوند با فضل و رحمت خويش آنان را بي‎نياز مي‎سازد. همان بزرگوار خطاب به جوانان مي‎فرمايند: «همسر بگيريد، كه به‎يقين، رزق شما را زياد مي‎كند.

امام صادق – عليه السلام – مي‎فرمايند: رزق، همراه زنان و خانواده است.

به اين نمونه زيبا، توجه كنيد:جواني بدون همسر، كه به شدت فقير و نادار بود، حضور پيامبر اكرم صلي ا... عليه و آله آمد و از فقر و تهيدستي، شكايت كرد و از آن حضرت راهنمايي خواست كه: اي رسول خدا! چه كنم تا از حالت سخت ناداري و پريشاني در آيم؟

حضرت فرمودند: «تزوج»: ازدواج كن! جوان، تعجب كرد و با خود گفت: «من كه مخارج خودم را نمي‎توانم تأمين كنم، چگونه ازدواج كنم و مخارج همسر و زندگي مشترك را به دوش گيرم»!؟ اما چون به درستي فرموده پيامبر صلي ا... عليه و آله، ايمان داشت، اقدام به ازدواج كرد و كم كم در زندگي‎اش گشايش ايجاد شد و از تهيدستي به در آمد.

توجه عميق به اين «نويدها» و «وعده‎هاي صادق»، اطمينان به «امدادهاي خداوندي» را در دل انسان به وجود مي‎آورد و به انسان، شهامت و دلگرمي مي‎بخشد تا با توكل به خداوند، به ازدواج اقدام كند و از مشكلات و موانع نهراسد؛ و مسلم است كه: هرگاه جواني، براي رضاي خداوند و اجراي دستور او و پاك ماندن از فسادها و بيماري‎هاي روحي و جسمي و براي رشد و تكامل و سعادت، اقدام به ازدواج كند، لطف و رحمت خداوند شامل حالش مي‎شود و «امدادهاي الهي» به كمك او خواهند آمد و او را در هدف مقدسش ياري خواهند كرد.

فارس

 جوان

حديث جوان
امام حسن مجتبي علي السلام:

هركس لباس شهرت - و انگشت نما، از جهت رنگ، دوخت، مد و... - بپوشد، روز قيامت خداوند، او را لباس آتشين خواهد پوشاند.
مستدرك الوسائل: ج 3، ص 245

ولايت و جوانان
قابليت جوان ايراني از متوسط قابليت هاي جوانان دنيا بالاتر است

ملت عزيز ايران! شما مسلح و مجهز به ايمان و همت و استعداد و قابليت انساني هستيد؛ اين اساس ثروت اين ملتِ با همت، با ايمان و با استعداد است. جوان ايراني داراي قابليت‎هايي است كه از متوسط قابليت‎هاي جوانان دنيا بالاتر است. متخصصان و كارشناس‎هاي ما به من مي‎گويند در هر كاري از كارهاي فني و علمي كه ما نيرو گذاشتيم و متمركز شديم، توانستيم آن كار را به بهترين وجه انجام دهيم؛ به توفيق و حول و قوه الهي هم در مسائل فني اين‎طور است، هم در مسائل انساني و اجتماعي، و هم در مسائل سياسي. پشتوانه‎اش هم همين ايمان، وحدت و همبستگي شماست. اين ارتباطِ گرم و صميمانه شما با مسؤولان كشور است؛ اين را نبايد از دست داد. همتِ كار، همتِ تلاش و ايمان جوشنده شما مردم، شما را مثل كوه استوار كرده است. بايد همين همت باقي بماند.
1385/08/19

حكايت
وصيت لقمان حكيم به فرزندش

لقمان حكيم به فرزندش وصيت كرد و فرمود: كه‎اي فرزند! چهار صد پيغمبر را ملاقات كردم و چهار هزار كلمه حكمت از آن‎ها ياد گرفتم و از آن چهار هزار كلمه، چهار صد كلمه را اختيار كردم و از آن چهار صد كلمه، چهل كلمه را، و از آن چهل كلمه، هشت كلمه را اختيار كردم و آن هشت كلمه اين است:
دو چيز را فراموش كن:
1- اگر به كسي نيكي كردي. 2- اگر كسي به تو بدي كرد.
دو چيز را فراموش نكن:
1- ياد خداي سبحان. 2- ياد مرگ.
چهار چيز را در چهار موقع خود انجام ده:
1- وقتي سر سفره نشستي مواظب دهانت باش.(مواظب حلال و حرام)
2- وقتي به خانه كسي رفتي مواظب چشم خود باش.
3– هنگامي كه در ميان مردم هستي مواظب زبانت باش.
4- هرگاه مشغول نماز شدي، قلبت را حفظ كن.

پند و اندرز
ازسخن نابجا و كلام بي فايده بپرهيزيد

سخن كافي و به اندازه درباره موضوع سودمند و مفيد، اگر بيرون از جايگاه مناسبش گفته شود، از اقسام كلام بي‎فايده شمرده مي‎شود. نابجايي سخن، گاه از عدم تناسب سخن با مخاطب پديد مي‎آيد؛ ماننداقامه برهان‎هاي غامض و دشوار براي عوام، و گاه از نبود تناسب زماني، مكاني و...مخاطب حاصل مي‎شود؛ مانند سخن گفتن با افرادي كه از فرط خستگي، توان گوش سپردن به سخنان گوينده را ندارند.
پرسش بي‎فايده را هم مي‎توان از اقسام كلام بيهوده به شمار آورد كه در اين قسم نيز گاه از امري بي‎فايده، پرسيده مي‎شود؛ مانند آن شخص كه پس از كلام امير مؤمنان علي(عليه السلام): «سلوني قبل ان تفقدوني؛ از من بپرسيد پيش از آن‎كه مرا در ميان خود نيابيد»، از تعداد موهاي سر و صورت خويش پرسيد و گاه از كسي مي‎پرسد كه به پاسخ گفتن قدرت يا رغبت ندارد. همه اين‎ها افزون بر اين‎كه وقت پرسش كننده را از بين مي‎برد، وقت پاسخ دهنده را نيز هدر مي‎دهد و او را به زحمت مي‎اندازد.اين در صورتي است كه آفتي متوجه آن دو نشود و طرح پرسش براي اظهار فضل، فخر فروشي و تحقير طرف مقابل نباشد؛ وگرنه افزون بر نابودي عمر، انسان را به وادي گناه نيز مي‎كشاند و بي‎مقدار مي‎كند. براي پاسخ دهنده هم ممكن است پيامد زشتي را به همراه داشته باشد؛ براي نمونه؛ آن گاه كه روزه داري را ناآگاهانه به خوردن و آشاميدن فرا مي‎خوانند و او مي‎پرهيزد، از او مي‎پرسند: روزه هستي؟ با اين پرسش، چند مشكل براي پاسخ دهنده پديد مي‎آيد. اگر بگويد روزه نيستم، دروغ گفته است. اگر بگويد روزه هستم، از پاداش عبادت پنهاني او كاسته شده است. اگر پاسخ مثبت دهد و از اين پاسخ، انگيزه لذت و غرور داشته باشد، به ورطه ريا افتاده و اگر پاسخ ندهد، به پرسش كننده توهين كرده است. همچنين اگر از شخصي چيزي بپرسد كه او نمي‎خواهد در آن مورد پاسخي دهد و دوست دارد مسأله از ديد پرسش كننده يا ديگران پنهان بماند، در اين‎جا پرسش كننده نه تنها وقت پربار خود را هدر داده، بلكه وقت طرف مقابل خود را نيز گرفته و تباه كرده است بدون اين‎كه نتيجه خاصي از گفتار خود گرفته باشد. به اين ترتيب، پرسش بي‎فايده، از بدترين نوع كلام بي‎فايده است.
مرحوم آيت‎الله مجتبي تهراني‎