صفحه سياسي

نقدي بر چند مدعاي خلاف واقع رئيس جمهور

 دكتر قاسم روان‌بخش

ادعاي اول

رئيس جمهور اخيراً با اشاره به اين‎كه ما خطوط قرمزي داريم، گفت: خط قرمز ما اين است حقوق ما محفوظ بماند و در مسيري كه حركت مي‎كنيم عزت ملي ما محفوظ بماند و اين‎كه بنشينيم و براي منافع ملي در چارچوب عزت ملي حرف بزنيم، چيزي است كه خداوند به ما امر كرده و راه ما بوده و پيامبر ما با همه حرف مي‎زد و پيمان مي‎بست و با كفار پيمان مي‎بست و پيمان را مي‎شكستند، دوباره پيمان مي‎بست؛ راه اين است و كسي كه پيمان مي‎شكند، ضرر مي‎كند. وي افزود: كسي كه پاي عهد ايستاده، هميشه پيروز ميدان است و موفق است پس كار شما به معناي مقاومت ملت و مفهوم ايستادگي واقعي و به معناي آباداني كشور است.

پاسخ:

حتي يك مورد نقض و استثناء هم وجود ندارد كه بگوييم به آن استناد كرده‎اند.

بايد به اين نكته توجه كرد كه رسول‎الله(ص) حساسيت مضاعفي نسبت به تعهد طرف مقابل و پايبندي به مفاد پيمان داشتند. اگر به تاريخ اسلام نگاهي بيندازيم، آنچه از مجموعه گزارش‎هاي تاريخي مي‎توان استنتاج كرد، اين است كه پيامبر مكرم اسلام بر روي مساله عهد و پيمان بسيار حساس بودند و ايشان تنها جايي كه مطابق نقل تاريخ گذشت نمي‎كرد و مداهنه‎اي در كار نبود و به اشدِّ احوال برخورد مي‎كردند، در مواردي بود كه طرف مقابل پيمان‎شكني مي‎كرد.

براي مثال در ماجراي صلح حديبيه، ابوسفيان طرف مقابل صلح‎نامه حديبيه بود. وقتي گروهي از مشركان به يكي از قبايل هم‎پيمان پيامبر حمله كردند، رسول‎ا... به‎عنوان يك خبر غيبي فرمودند "به زودي ابوسفيان براي تمديد معاهده حديبيه مي‎آيد و مي‎خواهد صلح را تمديد كند و من با او تمديد نمي‎كنم." اين مبرزترين موردي است كه براي شناخت برخورد پيغمبران با عهدشكنان قابل استناد است و حاضر نشدند بأي نَحوٍ كانَ با طرف مقابل سر ميز مذاكره بنشينند.

پيامبر وقتي دولت اسلامي را در مدينه مستقر كردند، با قبايل اطراف و يهود مدينه پيمان بستند. زماني كه يهوديان عهدشكني كردند نه‎تنها پيغمبر با اينان سر ميز مذاكره مجدد ننشست بلكه شديدترين رفتار را نسبت به آن‎ها اعمال كرد و حكم به جلاي وطن داد و از مدينه نفي بلد كرد يا در سال پنجم هجرت در غزوه احزاب به‎خاطر نقض عهد با يهود بني‎قريظه برخورد شديدي كرد. در تاريخ اسلام موردي پيدا نمي‎شود طرف مقابل عهدش را با پيامبر شكسته باشد و پيامبر به وي اعتماد كرده و دوباره پاي ميز مذاكره نشسته باشد، نه‎تنها اعتماد نمي‎كردند بلكه بدترين نوع برخورد را با كساني داشت كه با پيامبر عهدي را بستند و اين عهد را نپاييدند و بر قرار خودشان ثبات نداشتند.

پيامبر در مواردي كه به نقض عهد منجر مي‎شد باب مماشات و تساهل و تسامح را پيش نگرفته بلكه به‎شدت ناقضين عهد را تنبيه كرده است، قرآن كريم مي‎فرمايد "فَقاتِلوا أَئِمَّةَ الكُفرِ إِنَّهُم لا أَيمانَ لهم"! «أَيمان» اين‎جا به‎معناي عهد و پيمان است و دستور كشتن ائمه كفر براي عدم پايبندي به پيمانشان است. أَيمان متفاوت از ايمان است كه به‎معناي عهد و سوگندي است كه نقض كردند.

هنگامي كه سيره عملي اهل‎بيت(ع) را نگاه مي‎كنيم، به كساني كه احتمال مي‎دادند نمي‎توان با آن‎ها سر ميز مذاكره رفت، حتي صحبت هم نمي‎كردند. وقتي مروانِ حكم در جنگ جمل شفاعت شد و خدمت امام علي(ع) آمد، جوابي كه امام علي نسبت به مروان حكم دادند اين بود كه "لا حاجة لي في بيعته"، من احتياجي به بيعت او ندارم. وقتي دستش را دراز كرد تا بيعت كند، حضرت فرمودند "إنها كفَّ اليهوديه"، اين دست مثل دست يهود مي‎ماند. مهم‎ترين مشكل پيامبر با يهود، نقض عهد بود و اين‎جا هم اميرمؤمنان مي‎فرمايد كه "من هيچ احتياحي به بيعت مروان ندارم چراكه اين دست، دست بيعت‎شكن است."، بعد مي‎فرمايند "ألم‎يبايعني" آيا مروان بعد از قتل عثمان با من بيعت نكرد؟ لذا بيعت مجددي با وي نبست.

درباره آن چه آقاي روحاني فرمودند در خوش‎بينانه‎ترين حالت بايد بگوييم اشراف و احاطه به تاريخ اسلام نداشتند و هرازگاهي اظهارنظراتي شاذّ مي‎كنند يا اين‎كه بايد بگوييم براي توجيه افتضاحي كه در قضيه برجام به‎بار آوردند، مي‎خواهند يك توجيهي براي كارشان داشته باشند و نياز دارند يك مستند شرعي براي توجيه تمايل‎شان به مذاكره با غرب بتراشند.

آقاي روحاني توجه داشته باشد تاريخ اسلام يك تاريخ بين، واضح، غيرقابل توجيه و غيرقابل تأويل است و كسي نمي‎تواند سليقه و ذائقه خود را بر آن تحميل كند. سيره پيامبر را نمي‎توان تفسير به رأي كرد و حرف‎هايي بزند كه در مصادر تاريخي نيست و سخناني بگويد كه غيرمستند و خلاف آن در منابع تاريخي است.

ادعاي دوم

منافع ما ماندن در برجام است

رئيس جمهور در ادامه سخنان خود به موضوع برجام اشاره كرد و اظهار داشت: «ما براي مصالح جامعه و كشور خودمان با ۶ كشور توافقي را امضا كرديم و يكي از كشورها از توافق خارج شد و عهد و پيمان خود را زير پا گذاشت. روحاني ادامه داد: ما چند كار مي‎توانستيم انجام دهيم؛ عده‎اي مي‎گفتند شما هم بلافاصله از توافق خارج شويد و عده‎اي مي‎گفتند در هر شرايطي بايد در اين توافق بمانيد؛ عده‎اي هم مي‎گفتند راه بينابين را پيدا كنيد و لذا ما با همين تجربه، ديديم راه بينابين به نفع ما هست. مردم عزيز ايران و رفسنجان بدانيد با ادامه برجام سال آينده ما به هدف بزرگ سياسي، امنيتي و دفاعي دست پيدا مي‎كنيم. قبل از برجام سال‎ها خريد سلاح از طرف ايران طبق قطعنامه سازمان ملل ممنوع بود و خريد سلاح كشور ديگر از ايران نيز هم ممنوع لذا طبق اين توافق و قطعنامه ۲۲۳۱ سال آينده اگر برجام را نگه داريم، تحريم تسليحاتي ايران برداشته مي‎شود و به راحتي مي‎توانيم سلاح خريد و فروش كنيم اين يكي از آن آثار مهم توافق است. وي تصريح كرد: مي‎توان از الان از برجام بيرون رفت اما آن ثمري كه پيش روي ما هست، نخواهد بود و قطعنامه‎هاي شوراي امنيت عليه ايران نيز بر مي‎گردد»

پاسخ: اولا: امريكا دشمني كه يك طرفه از برجام خارج شده و همه تعهداتش را زير پا گذاشته؛ اروپايي‎ها نيز طبق اظهارات اخير آقاي ظريف، هيچ يك از تعهدات 11 گانه برجامي اشان را عمل نكرده‎اند. اكنون چگونه مي‎توان اميد داشت كه در سال آينده ممنوعيت خريد و فروش سلاح را بردارند و از اين طريق منافع ايران تضمين شود؟

ثانيا: ايران به خودكفايي توليد سلاح رسيده است و نيازي به اختصاص دادن ارز محدود كشور براي خريد سلاح‎هاي ديگران نداريم

ثالثا: اكنون در حال فروش سلاح به مناطقي كه مايليم هستيم نيازي به مجوز آن‎ها نداريم.

به نظر مي‎آيد كه اين وعده خلاف واقع، بيش‎تر مصرف انتخاباتي داشته باشد مانند خبر انعقاد قرار داد خريد 500 هواپيماي مسافربري نو و عكس يادگاري گرفتن با يك هواپيماي خريداري شده در آستانه انتخابات رياست جمهوري! آقاي رئيس جمهور در برابر منتقدان اين قرار داد اظهار داشت ما هواپيماي نو مي‎خريم هر كس نمي‎خواهد سوار شود برود هواپيماي كهنه سوار شود! بعد از انتخابات معلوم شد تبليغ انتخاباتي بوده و از هواپيما خبري نيست.

ادعاي سوم

روحاني تصريح كرد: در هفته پيش تصميماتي براي استان كرمان و يزد مبني بر تامين آب آشاميدن مردم يزد و كرمان براي ۳۰ سال آينده اتخاذ شده و اين از بركت، تلاش، كار و كوشش از سوي دولت و مردم است. روحاني با بيان اين‎كه براي آب آشاميدني سالم مورد نياز مردم اين استان تا افق ۳۰ ساله برنامه‎ريزي شده است گفت: انتقال آب از خليج فارس براي استان يزد و كرمان مشخص شده است و دولت و صندوق توسعه ملي نيز براي اين مهم كمك مي‎كند و در سال آينده اولين بخش از آب خليج فارس به استان كرمان و يزد وارد خواهد شد. رئيس جمهوري در ادامه با بيان اين‎كه اين آب براي تامين بخش صنعت است و آبي كه تاكنون براي صنعت مصرف شده در اختيار ساير بخش‎ها قرار خواهد گرفت تصريح كرد: از اين آب انتقالي نيز مي‎توان براي كشت‎هاي گلخانه‎اي استان استفاده كرد؛ زيرا طرح‎هاي گلخانه‎اي يك تحول بزرگ در حوزه كشاورزي هستند و كار بسيار عظيمي در اين زمينه در استان يزد صورت گرفته است و اين كشت بسيار مهم است؛ زيرا با آب كم؛ محصول زياد برداشت مي‎شود.

پاسخ: اين هم يك بلوف انتخاباتي است! منتظر بمانيد اگر تا سال آينده يك قطره آب به يزد يا كرمان رسيد چشم بسته، همه ادعايش را مي‎پذيريم.

ادعاي چهارم

طرح حمايتي دولت از ۱۸ميليون خانوار

روحاني با بيان اين‎كه ما مي‎دانيم كه مردم از لحاظ تامين مخارج زندگي خود در فشار قرار دارند و مي‎دانيم زندگي مردم به‎ويژه كساني كه درآمد ثابت دارند؛ سخت مي‎گذرد اما در روزهاي آينده دولت براي خانوارهايي كه در فشار اقتصادي هستند طرح حمايتي خود را ارائه مي‎كند گفت: در كشور ايران حدود ۲۴ ميليون و ۶۰۰ هزار خانوار وجود و يك عده‎اي از آن‎ها وضع زندگي مناسب دارند و اكثريتي هستند دچار فشار هستند و بايد از راهي به آن‎ها كمك شوند و در كشور ما ۷ ميليون خانوار وضع زندگيشان خوب است و ۱۸ ميليون خانوار نياز به مساعدت و كمك دارند اميدوارم از ماه آينده يك حمايتي از سوي دولت به اين ۱۸ ميليون خانوار در اين طرح شود. رئيس جمهوري تصريح كرد: اين طرح مهم دولت در سال ۹۸ است كه در روزهاي آينده و هفته‎هاي آينده مشخصات آن براي مردم اعلام خواهد شد و به‎عنوان يك قدم دولت براي حمايت مردم در زندگي روزمره آن‎ها است تا بتوانيم از اين تحريم و مشكلات عبور كنيم و راه بزرگان و شهيدان را ادامه دهيم كه راه نجات كشور است.

پاسخ: اولا در انتخابات رياست جمهوري يازدهم مي‎گفتيد كه يارانه دادن گداپروري است و مردم صدقه نمي‎خواهند؛ قرار بود چنان رونق اقتصادي ايجاد كنيد كه مردم به دولت يارانه بدهند نه يارانه بگيرند اكنون با بي‎تدبيري‎هاي دولت تدبير، كار به جايي رسيده كه دو سوم مردم يعني 18 ميليون خانوار به كمك حمايتي دولت نيازمند هستند!!

ثانيا: منابعي براي تامين هزينه اين حمايت وجود ندارد؛ زيرا دولت با كسري بودجه تقريبا 100 هزار ميليارد مواجه است بنابر اين يا بايد پول و اعتبار بي‎پشتوانه در اختيار مردم قرار دهد كه موجب افزايش نقدينگي بيش‎تر مي‎شود و عملا از جيب مردم برداشت مي‎كند و يا اين‎كه قيمت بنزين و انرژي افزايش دهد كه باز هم دست كردن به جيب خود مردم است! كه عملاً همين گزينه دومي را اجرا كرد و لوازم و پيامدهاي آن را ملاحظه كرديم.

ثالثا: دولتي كه قرار بود به مردم صدقه ندهد و كرامت مردم را حفظ كند الان به 60 ميليون نفر قرار است دو مرتبه صدقه بدهد يك صدقه قبلي مبلغ 45 هزارتوماني و دومي صدقه 55 هزار توماني و البته حاضر نيست مبلغ 55 هزار تومان به 45 هزار تومان اضافه كند و يك جا مبلغ 100 هزار تومان بريزد تاصدقه دولت تدبير واميد مشخص باشد!

رابعا: مشكل اين جاست كه ماجراي وعده‎هاي خلاف واقع در حال تكرار شدن است؛ ديگر مردم به وعده وعيدهاي اين رئيس جمهور اعتنايي ندارند.

ادعاي پنجم:

رئيس جمهور در رفسنجان: آيت‎الله هاشمي رفسنجاني نمرده است و براي هميشه زنده است و نام، راه، سياست و خدمات او براي هميشه در تاريخ كشور ما جاودان خواهد بود.

پاسخ: اين هم يك ادعاي خلاف واقع آشكار است همه مي‎دانند كه هاشمي مرده است و او را دفن كرده‎اند. اگر منظور راه و رسم ايشان است باز هم خلاف واقع است زيرا راه و رسم او همان راه اصلاح‎طلبان و دولت شماست كه امروز منفورترين راه در پيش چشم ملت ايران است.

تأملي در چگونگي پرداخت يارانه بنزيني و طرح افزايش جمعيت!

 محمدرضا ابوترابي

نكاتي در مورد مساله كاهش جمعيت كه طرح يارانه بنزين آن را جدي‎تر مي‎كند؛

۱- در شرايطي كه رهبر معظم انقلاب پيوسته درباره خطر كاهش جمعيت هشدار مي‎دهند و در وضعيتي كه پنجره جمعيتي كشور تا ۲۰ سال آينده بسته خواهد شد و كشور ديگر سالمند خواهد شد وتوان فرزند آوري وافزايش جمعيت را از دست خواهد داد سياست دولت در پرداخت يارانه بيش تر به خانواده‎هاي كم جمعيت وحتي مجرد وپرداخت يارانه كم تر به خانواده‎هاي تا ۵ نفر وعدم حساب خانواده‎هاي بالاتر از ۵ نفر دقيقا تشويق به فرزند كم تر ودر مقابل تنبيه خانواده‎هاي پر جمعيت است! اين مساله در يارانه بنزين كاملا مشهود است!

۲- پنجره جمعيتي را اگر به‎طورساده بيان كنيم مدت زمان فرصت فرزندآوري براي نسلي است كه توان فرزندآوري دارند اين مدت زمان نهايتا تا سال ۱۴۲۰ شمسي است كه در واقع كم تر از ۲۰ سال فرصت جبران است. علت وچگونگي اين مساله بيان خواهد شد

۳- اگر به‎طور ساده بيان كنيم، جوانان كشور، ماحصل دهه۶۰ هستند واز دهه ۷۰ كه مساله كاهش جمعيت به شدت پيگيري شد عملا از نسل اواخر دهه۵۰ و دهه ۶۰ جبران تعداد فرزند نشد وتعداد فرزند به شدت رو به كاهش رفت؛ از اين مساله به‎عنوان نرخ جايگزيني ياد مي‎شود.

۴- اين اقدام اخير دولت اقدام ديگري است در راستاي ادامه سياست كاهش نسل جوان جمعيتي كشور وتداوم اجراي نسخه پيچي غربي‎ها براي كاهش جمعيت كشور!

۵ - به گفته كارشناسان جمعيت كشور، ما وارد پنجره جمعيتي شده ايم ومدت زماني را سپري كرده ايم واگر واقع بين باشيم در حقيقت ۱۲ سال براي جبران كاهش جمعيت فرصت داريم ! طبق الگوي پنجره جمعيتي اگر مدت دو سوم فرصت كارايي پنجره جمعيتي سپري شود يك سوم باقيمانده زمان، عملا كارايي خود را از دست خواهد داد واين مساله در مورد كشور ما با توجه به ورود به پنجره جمعيتي ۱۲ سال خواهد بود...

۶- اوج فرزندآوري اواسط دهه ۶۰ و ميانگين فرزندآوري ۵ بوده است. به اين آمار دقت كنيد؛ ميانگين فرزندآوري هر خانواده يعني اگر معدلي حساب كنيم هر خانواده ۵ فرزند دارد يعني قطعا تعداد فرزندان بيش تر بوده كه ميانگين هر خانواده ۵ فرزند مي‎شود آن هم چه زماني؟! زمان اوج بمباران شهر‎هاي مركزي كشور! يعني اوج شرايط استرس، اضطراب، حتي عدم اميد به زندگي و آينده به‎خاطر شرايط جنگ و فقدان شرايط مالي منسجم و نبود آرامش در كشور، پس مي‎توان پاسخ شبهاتي كه گاه مطرح مي‎شود را اين‎گونه هم داد.

۷- هرچند وظيفه دولت ومجلس در طرح‎هاي تشويقي سياست فرزندآوري وايجاد تسهيلات بسيار مهم وضروري است اما دولت ومجلس نشان داده اند نه تنها اين امر را دنبال نمي‎كنند بلكه متاسفانه در مسير سياست كاهش فرزندآوري وتنبيه خانواده‎هاي پر جمعيت گام بر مي‎دارند. پس نمي‎توان به اميد دولت نشست از طرفي مدت زمان محدود اجازه نمي‎دهد دل ببنديم كه با تلاش و روي كار آمدن دولت ومجلس انقلابي مشكل حل خواهد شد! نه زمان اين اجازه را مي‎دهد ونه تضمين ۱۰۰ در صدي در روي كار آمدن دولت ومجلس انقلابي است. البته بايد در اين زمينه تلاش كرد اما اين مساله ودرحقيقت اين جنگ جمعيتي تمام عيار نياز به ورود جدي خود مردم بخصوص جريان حزب اللهي دارد تا با راه انداختن تشكل‎هاي مردمي به‎طور جدي وعملي سياست تشويق جمعيت را به عهده بگيرند.

۸- الان به‎جاي جهاد در جان فشاني نياز به جهاد مالي وايجاد تدابير اساسي وتبليغ جدي در حل گره‎ها وموانع افزايش جمعيت وايجاد اميد وآرامش وجود دارد. در قرآن كريم دركنار «جاهدو بانفسهم»، «جاهدوا باموالهم» مطرح شده كه در خيلي موارد جهاد با مال مقدم بر جهاد با جان است. اين مساله جز با اقدام جهادي جريان حزب اللهي ومتدينين ودلسوزان وخواص جامعه ميسر نخواهد شد. جريان انقلابي وحزب اللهي بايد از خود شروع كنند؛ هم در فرزند آوري، هم در جهاد با مال، هم در جهاد با لسان وروشنگري و هم در تهيه برنامه وتشكل وايجاد راهكار‎هاي تشويقي.

۹- طرح مساله تعدد زوجات نوعي انفعال ودر حقيقت توطئه ديگري است كه با طرح آن، خطر كاهش جمعيت را به سخره گرفته وبه حاشيه مي‎برد وتبعات ديگري دارد كه متاسفانه مي‎بينيم گاه از سوي طيف انقلابي جامعه هم مطرح مي‎شود وانتقاد جدي رهبر معظم انقلاب را هم در پي داشته است.

۱۰- خطر كاهش جمعيت كشور بسيار بسيار جدي است وفرصت بسيار بسيار محدود... اگر جلوي اين خطر وجنگ آشكار گرفته نشود وجبران نگردد تبعات آن دامنگير همه خواهد بود وتمام كشور در آتش آن خواهند سوخت. ضريب حفاظت وامنيت كشور به شدت پايين خواهد آمد وكشور عملا خانه سالمنداني مي‎شود كه تمام هزينه آن صرف نگهداري ودرمان وبيمه خواهد شد و شور ونشاط واميد وابتكار وتلاش جوانان و حضور جهادي وعلمي واقتصادي در ميادين سازندگي واقتصادي وعلمي به علت كمبود و فقدان نيروي جوان صفر خواهد شد.

ريشه دشمني با رئيس دستگاه قضا كجاست؟

هفته گذشته همزمان با بالا گرفتن اعتراض‎هاي مردم به افزايش ناگهاني نرخ بنزين، خبرگزاري دولتي ايسنا در مطلبي با عنوان «تصميم نظام»، طرح افزايش نرخ بنزين را متوجه همه سران قوا و حتي رهبرانقلاب دانست. ايسنا با تهيه مطلب مذكور، به دنبال آن بود كه از دولت رفع مسؤوليت كند.

پس از ايسنا، اينبار نوبت به ايلنا رسيده است كه براي رفع مسؤوليت از روي دوش روحاني و دولت، به ميدان بيايد.

به گزارش رجانيوز، خبرگزاري ايلنا، در گزارشي تحت عنوان «جزئيات جديد از جلسه سران قوا درباره نرخ بنزين»، مدعي شده است كه نظر حسن روحاني براي نرخ جديد بنزين 1200 تومان بوده و كسي كه پيشنهاد قيمت 1500 توماني براي بنزين را داده است، رئيس دستگاه قضا مي‎باشد!

گرچه پس از گذشت ساعاتي از انتشار مطلب، ايلنا به‎صورت چراغ خاموش، مطلب مذكور را از خروجي سايتش حذف كرد. اما ناگفته نماند كه اطلاعيه دفتر دادستاني كل كشور در واكنش به خبرسازي ايلنا، در حذف مطلب مورد بحث بي‎تأثير نبوده است.

دفتر دادستاني كل كشور(حجت الاسلام و المسلمين منتظري يكي از اعضاي شوراي هماهنگي سران قوا مي‎باشد) در واكنش به خبر ايلنا طي اطلاعيه‎اي ضمن كذب محض خواندن اساس ادعاي مطرح شده اعلام كرده است: اگر اين منبع آگاه به‎صورتجلسه مورخ 1398/07/17 كه از طرف دفتر رئيس جمهور تنظيم شده است دسترسي داشت چنين خبر كذبي را منتشر نمي‎كرد.

از سوي ديگر، برخي منابع مي‎گويند آيت‎الله رئيسي به‎عنوان رئيس قوه قضائيه در جلسه مربوط به تصميم‎گيري درباره بنزين به‎صورت مشروط با اين طرح موافقت كرده است.

قاضي‎زاده هاشمي عضو هيأت رئيسه مجلس در همين رابطه گفته است: «بر اساس شنيده‎ها رئيس قوه قضائيه رسما با دولت مكاتبه كرده و اعلام كرده است كه پيش از افزايش قيمت بايد تمهيدات رسانه‎اي براي اقناع سازي افكار عمومي انجام شود و با مردم صحبت شود تا مردم مطلع باشند.»

دولت و رسانه‎هايش در فرار از پاسخگويي يد طولايي دارند. گويا كار ويژه رسانه‎هاي وابسته به دولت اين است كه هركجا نياز به پاسخگويي دولت در قبال عملكردش باشد و يا آبروي نداشته دولت در نزد مردم در خطر باشد، وارد ميدان شده و با متهم كردن ديگران، اين بار سنگين را از دوش دولت بردارند. بعنوان مثال در ماجراي تحميل برجام و پس از آن‎كه مشخص شد دستاورد اين عقب نشيني در برابر دشمن براي كشور نزديك به صفر است، دولتمردان آن را به‎عنوان «تصميم نظام» معرفي كرده و از پاسخگويي در اين باره فرار كردند.

گفتني است كه اين اتهام زني‎ها به آيت‎الله رئيسي ريشه در دشمني و لجاجت دولت و به تبع رسانه‎هايش با دستگاه قضا دارد و نمود عيني آن را مي‎توان در سخناني كه روحاني در يزد عليه قوه قضائيه ايراد كرد، يافت.

جبهه پايداري انقلاب اسلامي:
اقدام دولت در افزايش قيمت بنزين بدون توجيه افكار عمومي كام مردم را تلخ كرد

جبهه پايداري انقلاب اسلامي پيرامون افزايش قيمت بنزين از سوي دولت بيانيه‎اي را صادر كرد.

در اين بيانيه آمده است:

خبر سهميه‎بندي و افزايش قيمت بنزين و دونرخي كردن آن در حالي بامداد جمعه 24 آبان ماه از سوي دولت جناب روحاني اعلام گرديد و كام مردم را همزمان با ميلاد پيامبر گرامي اسلامي(ص) به دليل اجراي بدون توجيه و گفتگو با افكار عمومي تلخ كرد كه اين طرح در سال 86 با صدها ساعت كار كارشناسي اجرا شده بود؛ اما با روي كار آمدن دولت تدبير و اميد و با پافشاري وزير نفت اين دولت در سال 94 و با اظهارات جناب رئيس جمهور مبني بر اين‎كه «بنزين دو نرخي فساد ايجاد مي‎كرد و به همين دليل آن را تك‎نرخي كرديم.» اين طرح كنار گذاشته شد و باعث شد تا طرحي كه در زمان اجرا با صدور كارت سوخت توانسته بود مصرف سوخت را به‎شدت كنترل كند و تا حدودي عدالت نسبي در يارانه بنزين را به وجود آورد، با ادعاي غيرمستند فساد در دونرخي بودن قيمت و البته لج بازي مسؤولان دولتي در حذف همه تصميمات دولت قبل كنار گذاشته شود تا حذف كارت سوخت طي 4 سال گذشته ضمن اين‎كه خسارتي نزديك به 70 هزار ميليارد تومان به كشور وارد كند، با توزيع قريب به 60 درصد يارانه پنهان سوخت براي سه دهك پردرآمد و كم‎تر از 10 درصد آن به سه دهك كم درآمد موجب از ميان رفتن عدالت اجتماعي در كشور مي‎شود.

جبهه پايداري انقلاب اسلامي اعلام مي‎دارد فارغ از دلايل معقولي كه از لحاظ اقتصادي براي هدفمند كردن يارانه بنزين وجود دارد، معتقد است تعطيلي اين طرح خسارات جبران ناپذيري را به اقتصاد كشور وارد نموده، اما به نحوه تصميم و همچنين چگونگي اجراي دولت اشكالات اساسي وارد است كه به آن اشاره مي‎گردد:

1- نحوه اطلاع رساني دولت در اين موضوع در حالي به‎صورت بسته و توهين آميز صورت گرفته كه جناب روحاني طي دوران تصدي مسؤوليت رياست جمهوري بارها و بارها مدعي برگزاري همه پرسي و رفراندوم در تخصصي‎ترين موضوعات كشور و همچنين بين‎المللي بوده و مشخص نيست با كدام توجيه عقلاني در اين موضوع عمومي بدون اقناع اجتماعي و البته بدتر از آن تكذيب خلاف واقع موضوع در رسانه‎ها از سوي خود رئيس جمهور و وزير نفت دولت كه خود باعث كاهش سرمايه اجتماعي نظام مي‎گردد، دست به چنين اقدامي زده است.

2- آنچه پيرامون افزايش قيمت بنزين صورت گرفته، از آن جهت كه منجر به افزايش درآمد دولت و همچنين هزينه كرد آن با توجه به پرداخت مبالغي به حساب سرپرستان خانوارها مي‎گردد، قاعدتا مي‎بايست پس از تصويب در جلسه سران قوا به تصويب نمايندگان مجلس مي‎رسيد و همچنين نحوه اجراي آن با نظارت مجلس صورت مي‎پذيرفت. جناب رئيس جمهور كه خود مدعي اصل ۱۱۳ و تذكر براي عدم اجراي قانون اساسي است نبايد خود پيشگام در نقض قانون اساسي شود.

3- از زمان اجراي افزايش قيمت بنزين، مسؤولين دولتي در مصاحبه‎ها و اطلاعيه‎هاي مختلف در حالي تاكيد كرده‎اند اين افزايش قيمت نبايد موجب افزايش ديگر قيمت‎ها شود و هيچ صنفي حق ندارد قيمت كالاي خود را به بهانه گران‎شدن بنزين، افزايش دهد كه تجربه گذشته ثابت كرده است كنترل قيمت به اين شكل نه در توان و همت دولت است و نه در برخي موارد امكان‎پذير خواهد بود و در صورت افزايش فشار مي‎تواند به ضد خود تبديل شده و منجر به ورشكستگي توليدكنندگان و اصناف و همچنين ركود مضاعف اقتصاد گردد؛ لذا به نظر مي‎رسد افزايش عجولانه و ناگهاني قيمت بنزين بار تورمي بسيار شديدي را در شرايط فعلي ايجاد مي‎كند و بيش از آن‎كه نتايجي همچون حذف يارانه پنهان را در پي داشته باشد، منجر به سقوط بيش‎تر رفاه خانوارهاي كم‎درآمد مي‎گردد كه قدرت خريد آنان در يك‎سال اخير به‎شدت كاهش يافته است.

4- يكي از معضلاتي كه اقدام يكباره افزايش قيمت بنزين و به تبع آن كاهش مصرف سوخت ايجاد مي‎كند، تقاضاي بيش‎تر افراد جامعه براي بهره مندي از ناوگان حمل و نقل عمومي است و بدون شك در صورت امكان استفاده با حفظ كرامت انساني و دارا بودن قيمت ارزان‎تر، موجب اقبال مردم به استفاده از وسايل نقليه عمومي خواهد شد؛ اما مشاهدات عيني حاكي از اين است كه اقدام ويژه و موثري در اين خصوص از سوي دولت صورت نگرفته و افكار عمومي هيچ گزارشي از گسترش و نوسازي ناوگان حمل و نقل عمومي را همزمان با اجراي اين پروژه دريافت نكرده است كه اين موضوع خود بر نگراني‎هاي جامعه افزوده است.

5- اقدام دولت در افزايش قيمت بنزين درحالي صورت گرفته كه كشور همچنان درگير يك تورم 40 درصدي است و اين افزايش قيمت در حالي كه برخي كشورهاي همسايه به دليل نارضايتي از وضعيت اقتصادي و همچنين تحركات برخي جريان‎هاي مقابل جبهه مقاومت دچار تنش و آشوب شده‎اند، در خوشبينانه‎ترين حالت حاكي از بي‎تدبيري و كج سليقگي مسؤولان اجرايي در كشور است.

مسيح مهاجري، از مريدان هاشمي و حاميان روحاني:
سطح زندگي مديران كنوني به گونه اي است كه درد مردم را درك نمي كنند

مسيح مهاجري، مدير مسؤول روزنامه جمهوري اسلامي كه جزو ارادتمندان ويژه مرحوم هاشمي و همچنين حاميان پروپاقرص دولت‎هاي حسن روحاني شناخته مي‎شود، در سرمقاله اين روزنامه نكاتي را پيرامون بحث گراني بنزين و حواشي آن نوشته است. به گزارش جهان نيوز، بخش‎هاي مهم يادداشت مهاجري چنين است:

*حفاظت از نظام جمهوري اسلامي، تماميت ارضي، استقلال و امنيت كشور، از اوجب واجبات است ولي ايجاد امنيت را نبايد فقط در برخورد با ناامني‎ها خلاصه كرد، بلكه قبل از آن بايد عوامل ايجاد ناامني‎ها شناسايي و ريشه‎كن شوند. در ناامني‎هاي هفته آخر آبان، عامل پديد آمدن ناامني تصميم نادرستي بود كه درباره دو‎نرخي‎كردن بنزين و گران كردن جهشي قيمت آن گرفته شد و البته زمان و چگونگي اعلام و اجراي آن.

* مسؤولان نظام بايد اين واقعيت را بدانند كه اكثريت قريب به اتفاق مردم كشور همان طور كه قبول دارند قيمت بنزين مي‎بايست افزايش پيدا مي‎كرد، در اين نكته نيز اتفاق‎نظر دارند كه تصميم اتخاذ شده در اين زمينه نادرست بوده است و زمان و چگونگي اجراي آن نادرست‎تر. حتي مردمي كه اين روزها در نقاط مختلف كشور در راهپيمايي‎ها شركت مي‎كنند تا آشوبگران و حاميان خارجي آن‎ها را محكوم كنند، آن‎ها هم متفقاً اين تصميم‎گيري را قبول ندارند. مردم از نظام و امنيت كشور دفاع مي‎كنند نه از اين تصميم.

*آرامش اين روزها مسؤولان نظام را دچار اين اشتباه نكند كه مردم در مورد تصميم بنزيني ما در اشتباه بودند و حالا كه متوجه شده‎اند نه‎تنها حرفي ندارند بلكه براي تصحيح كردن اشتباه خودشان به صحنه آمده‎اند و راهپيمائي مي‎كنند.

*مردم براي اصل نظام و امنيت كشور و جلوگيري از سوءاستفاده دشمنان اهميت زيادي قائل هستند و آن را در اولويت قرار مي‎دهند و همه چيز خود را فداي آن مي‎كنند ولي اين انتظار را هم دارند كه مسؤولان به اشتباه خود پي ببرند و درصدد تصحيح آن برآيند.

* آقاي رئيس جمهور در تبليغات انتخاباتي خود وعده داده بود سطح زندگي مردم را چنان بالا ببرد كه به‎جاي يارانه گرفتن، بتوانند به دولت كمك كنند. آرمان بسيار خوبي است ولي حالا علاوه بر يارانه قبلي، يارانه جديدي هم اختراع شده كه به 60 ميليون نفر پرداخت مي‎شود! اين، يعني مردم فقيرتر شده‎اند و اگر نشده‎اند، معناي اين كار اين است كه مديران اقتصادي دولت نمي‎دانند چه مي‎كنند.

* مسؤولان بدانند با اين مديران و مشاوران اقتصادي نمي‎توانند بحران اقتصادي كشور را برطرف نمايند. بايد شجاعت به خرج دهند و صاحبنظران اقتصادي واقع‎بين را به‎جاي اين مديران بگمارند. مشكل مديران اقتصادي كنوني اين است كه سطح زندگي آن‎ها به گونه‎اي است كه درد مردم را درك نمي‎كنند و متأسفانه اين را هم نمي‎دانند كه با روشي كه در پيش گرفته‎اند امكان ندارد قيمت كالاها و خدمات ثابت بماند، عدم افزايش دستوري قيمت‎ها موقتي است و قابل دوام نيست.

طي نامه‎اي صورت گرفت
دعوت جامعه اسلامي دانشجويان از علامه مصباح براي انتخابات خبرگان

جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران در نامه‎اي خطاب به آيت‎الله علامه مصباح يزدي از ايشان تقاضا كرد تا در انتخابات ميان‎دوره مجلس خبرگان رهبري حضور يابند. متن كامل اين نامه به شرح زير است:

بسم ا... الرّحمن الرّحيم

من به ايشان(آيت‎الله مصباح) ارادت قلبى دارم؛ فقيه، فيلسوف، متفكّر و صاحب‎نظر در مسائلِ اساسى اسلام. اگر خداى متعال به نسل كنونى ما اين توفيق را نداد كه از شخصيت‎هايى مثل مرحوم علّامه طباطبايى، يا مرحوم شهيد مطهّرى استفاده كند، بحمدا... اين شخصيت عزيز و عظيم، خلاءِ آن عزيزان را در زمان ما پر مي‎كنند. من حقيقتاً خدا را حمد و شكر مي‎كنم كه جامعه ما و بخصوص نسل جوان ما به ايشان خيلى علاقه دارند. بنده از هرجا كه كسب خبر كردم، در سرتاسر كشور، اطّلاع يافتم كه نسل جوان ما به ايشان شديداً علاقه‎مند و معتقد و قدردان است.(رهبر معظم انقلاب اسلامي)

محضر علامه گرانقدر، آيت‎الله مصباح يزدي(ادام ا... بقائه و بركات وجوده)

سلام عليكم

امروز علاقه ما دانشجويان به شما عيان است و دليل آن عيان‎تر از اين است كه به گفته درآيد، اما براي دشمنان سرتاپا كينه و بغضي كه چشم و گوششان جز راه‎هاي براندازي نظام - كه همه‎اش به توجه خداوند متعال و نگاه صاحب الزمان(عج) به گل نشسته - چيزي نمي‎بيند و نمي‎شنود، مي‎گوييم: چطور مي‎توان از جريان روحانيت اصيلي كه مانع غفلت جريان حق است و شاخصه‎هاي حركت اصيل اسلامي و انقلابي را به دست ما مي‎دهد غفلت كرد؟

دشمنان ما بدانند، امروز روزي ست كه نظام اسلامي به وجود و حضور شما افتخار مي‎كند و فرمايشات ولي زمان در مورد شما مدت‎هاست آويزه گوش ما شده است. آري! دشمنان بدانند دانشجو بيدار است و از حريم عقايد و ايدئولوژي خود تا سر حد جان حمايت خواهد كرد، لذا از ارتباط با مطهري زمان دور نمانده و با معرفت، بصيرت و تمسك به دامان علماي دين از تمامي فتنه‎ها و موانع دست ساز دشمن، در امان خواهد بود، ان شاءالله.

ما بر آنيم كه با اين هوشياري و توجه به اشارات امام مسلمين، كه قدر شما را بيش از پيش نزد همگان روشن مي‎سازد، از امواج توفنده و بي‎رحم گمراهي در فكر و عمل نجات يافته، به ساحل امن هدايت فرود آييم.

لذا اهميت و ارزش حضور شما در اين برهه زماني مشخص‎تر مي‎شود. آن‎جا كه امام خامنه‎اي مي‎فرمايند: دانشجوي مسلمان دانشگاه را فتح كرد اما خودش از درون مغلوب شد، به دليل ضعف تحليل و محتوا؛(17/3/1396)

ما نيك مي‎دانيم كه اگر خود را نسازيم و از چون شمايي ايدئولوژي اسلام اصيل و استراتژي مبارزه را فرا نگيريم، سقوط مان قريب الوقوع است.

حال كه شما چنين جايگاه والا و مهمي داريد؛ آيا اين جفا نيست در حق ما و مردم كه در يكي از مهم‎ترين نهادهاي جمهوري اسلامي در اين برهه زماني حضور نيافته و مجلس خبرگان را از بركات وجودي خود بدين وسيله متنعم نفرماييد؟ همان طور كه رهبر معظم انقلاب اسلامي فرمودند، حضور شما وزانت مجلس خبرگان را بيش‎تر كرده و نبودن شما براي مجلس خبرگان خسارت است.(20/12/1394)

حضرت علامه! شما بعد از 70 سال مبارزه با جهل، انحراف و التقاط، بهتر از ما دست‎هاي خبيث و آلوده به خون جوانان برومند مسلمان ما را مي‎بينيد؛ شما بهتر از ما خصم و دندان‎هاي كينه توزانه شان را براي دريدن همه عقايدمان درك مي‎كنيد؛ راضي نشويد كه ما مردم مسلمان ايران از بركت وجود شما در مجلس خبرگان محروم بمانيم.

از شما تقاضا داريم در اين نهاد مهم انقلاب كه هر اقدامش در ظهور امام زمان مان تاثير بسيار دارد، ايفاي نقش نموده و وظيفه و رسالت انقلابي تان را بيش از پيش كامل كنيد. ما همچون تشنگاني هستيم كه منتظر قدوم پر بركت شما هستند.

ما دانشجويان از شما ميخواهيم دعوت ما را براي حضور در انتخابات مجلس خبرگان رهبري پذيرفته و با حضور خود، دل‎هاي سخت دشمنان مان را از انقلاب اسلامي نااميد‎تر و خشمگين‎تر كنيد.

والسلام عليكم و رحمه ا...

جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران

سرنخ اشرار اجاره اي لابه لاي بيانيه مدعيان اصلاح طلبي

بيانيه اخير افراطيون مدعي اصلاح‎طلبي، از زخم دوباره نابرادرها به مردم و كشور حكايت مي‎كند.

روزنامه رسالت با اشاره به بيانيه 77 نفر از مدعيان اصلاح‎طلبي كه تعداد معتنابهي از آن‎ها فراري هستند و پناهندگي در خارج كشور گرفته‎اند، نوشت: اخيراً بيانيه‎اي با امضاي 77 نفر از همين اصلاح‎طلبان بدخيم صادر شده كه همزباني خود را با پمپئو و بيانيه كاخ سفيد بي‎محابا اعلام كرده‎اند.

در اين بيانيه از اشرار و كساني كه به اموال عمومي و مردم آسيب زده‎اند و حتي به مساجد هم رحم نكرده و قرآن سوزي راه انداختند با عبارت «مردم» و «آسيب‎ديدگان اعتراضات» ياد شده است. آيا واقعاً كساني كه در دو سه روز اول هفته گذشته دست به آشوب و فتنه‎گري زدند مردم بودند؟

در اين حوادث شماري از هموطنان ما توسط همين اشرار شهيد شدند و شماري از نيروهاي انتظامي و حافظان امنيت مردم با قمه و گلوله سلاخي شدند. در اين بيانيه هيچ يادي از آن‎ها نشده است! در عوض نوشته شده: «شليك بي‎محاباي تفنگي كه از محل بيت‎المال براي دفاع از مردم فراهم شده به سوي شهروندان عادي و غيرمسلح كه به خيابان‎ها آمده بودند جنايتي است كه نبايد در تعقيب عاملان و آمران آن تعلل كنند»

كدام شليك، كدام مردم، كدام شهروند عادي وغيرمسلح و... آن‎ها از چه سخن مي‎گويند؟! از دستگيرشدگان آشوب‎ها مقادير زيادي سلاح، وسايل ارتباطي پيچيده، بمب‎هاي آتش‎زا و وسايل پيچيده جاسوسي و... گرفته‎اند! اين‎ها آيا از نظر امضاءكنندگان بيانيه، مردم هستند؟! و حافظان امنيت مردم كه براي كنترل اوضاع از جان مايه گذاشتند و نگذاشتند آسيب‎هاي وارده بيش‎تر شود، متهم اصلي آشوب‎ها معرفي شوند؟!

بالاخره در اين فتنه و آشوب امضاءكنندگان بيانيه بگويند طرف آمريكا و رژيم صهيونيستي و سرويس‎هاي امنيتي آن‎ها و نيز منافقين و سلطنت‎طلب‎ها و... هستند يا طرف مردم؟!

خشونت‎هاي اعمال شده از سوي اشرار بوده است. حافظان امنيت و مردمي كه با نيروهاي انتظامي در خاموش كردن آتش فتنه همكاري كردند در برابر خشونت سازمان‎يافته ايستادند. اگر اين‎هايي كه آشوب كردند مردم معترض بودند چرا ظرف دو روز كه ليدرهاي آشوب را گرفتند و ارتباطات آن‎ها را از طريق قطع اينترنت قطع كردند، فتنه خاموش شد.

مسدود شدن برخي از شاهراه‎ها ومبادي ورودي و خروجي شهرها بر اساس دستگيري‎ها، مربوط به چند عضو فرقه منحله كومله و ديگر گروه‎هاي محارب بوده كه با دستگيري‎هايي در اين سطح مشكل خيلي سريع حل شد.

آيا گروه‎هاي محارب جزء مردم هستند و امضاءكنندگان بيانيه براي آن‎ها حق اعتراض و حتي حق شليك به سوي مردم و حافظان امنيت قائل هستند؟ آيا از نظر امضا‎كنندگان، مردم و حافظان امنيت حتي اجازه دفاع از خودشان را هم ندارند؟ و اگر دفاع كردند دستگاه قضا نبايد در تعقيب آن‎ها تعلل كند! اين جماعت از كدام دستگاه قضا و از چه مملكتي سخن مي‎گويند؟

در بيانيه تأكيد شده است: «ايستادن در برابر مردم عاصي، پذيرفتني نيست.»

آن‎ها از كدام مردم عاصي ياد مي‎كنند. آيا همين مردمي كه 60 ميليون نفر از آن‎ها در مرحله اول و دوم و سوم اين طرح، منابع حاصل از عوايد گران شدن بنزين به حساب آن‎ها واريز شده، مي‎آيند بانك و پمپ بنزين و مسجد و قرآن آتش بزنند و هزينه همين آتش‎سوزي را از جيب خود پرداخت كنند يا اين فجايع و جنايت‎ها مال همان‎هايي است كه بيانيه‎نويسان شرورانه از آن‎ها دفاع مي‎كنند!

يادآور مي‎شود برخي محافل كارشناسي و امنيتي معتقدند از طريق احضار و بازجويي دست‎اندركاران و تهيه‎كنندگان اصلي بيانيه 77 نفره مي‎توان به ارتباطات شبكه‎اي ريل‎هاي ضدانقلاب با آشوبگران در داخل پي برد.

شازده حامي محرومان ايران!

 دكتر محمد ملك زاده

اكنون پس از فروكش كردن آتش اغتشاش آشوبگران مزدور غرب، خاندان سلطنتي و وهابي در ايران، بهتر مي‎توان پيرامون برخي اظهارنظرها قضاوت نمود. يكي از طنزهاي تلخ تاريخ حمايت رضا پهلوي در بي‎بي‎سي از اغتشاشات اخير در ايران به بهانه اعتراض به گراني بنزين و دفاع از "محرومين و مستضعفين"!! است. هنوز پدربزرگ‎ها و مادربزرگ‎هاي ايران فراموش نكرده‎اند دوران سياه سلطه خاندان خبيث پهلوي بر ملت اين كشور و بريز و پاش‎هاي هنگفت اين خانواده را. در حالي كه حلبي‎آبادهاي اطراف تهران سكونت‎گاه جمع كثيري از مردم محروم و حاشيه‎نشينان اين شهر بودند و آنان همچون ساير مردم ساكن در شهرها و روستاهاي ايران از حداقل امكانات محروم بودند، اين خاندان خبيث و وابسته با سوء استفاده از دلارهاي كلان نفتي به هر بهانه‎اي جشن و سروري براي خود برگزار مي‎كردند و سرمايه‎هاي اين ملت مظلوم را صرف تفريح‎هاي آن‎چناني خود و يا جلب رضايت اربابان خويش مي‎نمودند. تجملات و بريز و پاش‎هاي دربار پهلوي به قدري وقيحانه بود كه گاه مورد اعجاب، تمسخر و يا انتقاد شديد نشريات مختلف غربي نيز واقع مي‎شد. گزارش نه چندان دور روزنامه انگليسي «ديلي اكسپرس» از وضعيت دربار پهلوي كه بعد از انتشار بلافاصله به سندي در ساواك تبديل شد، مربوط به زماني است كه مشكلات اقتصادي مردم ايران در سال ۱۳۵۴ به اوج رسيده و در همين حال دربار پهلوي براي خريد هديه جشن تولد "شازده دربار"، دچار سردرگمي و سرگرداني شده است! در سندي از سازمان امنيت رژيم پهلوي "ساواك" مربوط به بخشي از مطالب اين روزنامه آمده است:

روزنامه «ديلي اكسپرس» در صفحه ۳ شماره ۱۱ دسامبر ۱۹۷۵(آذرماه ۱۳۵۴) با عنوان «پسري كه همه چيز دارد» چنين مي‎نويسد: مشكل چه چيز خريدن براي نزديك‎ترين و عزيزترين افراد به‎عنوان هديه ايده‎آل، انسان را به آشفتگي سوق مي‎دهد. اما بياييد در اين فصل شادي‎بخش درباره خانواده شاهزاد‎ه‎اي كه در هر جشن تولد و يا عيد با مشكل بزرگي روبه‎روست بينديشيم. ولايتعهد، رضا پهلوي ۱۵ ساله، پسر شاه ثروتمند ايران، كسي است كه راضي نگاه داشتن وي كار مشكلي است. وي از هنگامي كه در گاهواره بود، تاكنون هداياي زيادي دريافت داشته است. عليا حضرت فرح، مادر وليعهد ايران، ابروان خود را در هم كشيده و با كشيدن آه گفت: من نمي‎دانم ديگر چه هديه‎اي به او بدهم. شهبانو دست‎هاي خود را به نشانه ناراحتي بالا برده و گفت: به پسري كه همه چيز دارد، چه مي‎توان هديه كرد؟ بديهي است انتخاب يك هديه صحيح براي جواني كه روزي شاهنشاه يا شاه شاهان و ظل‎الله و مركز عالم خواهد شد كار بس دشواري است. دادن هديه طلا و برليان به وزن خود او تلف كردن وقت است. زيرا شمش‎هاي طلا و ساير اشياي قيمتي در گاو‎صندوق‎هاي بانك به نام او گذارده شده است و نيازي به پول نقد هم ندارد. نوجوانان آرزوي كاخ براي خود مي‎نمايند، ولي وليعهد رضا پهلوي كاخ شاهنشاهي دارد و اين كاخ مرمر در وسط كاخ نياوران، آن جايي كه والدينش زندگي مي‎كنند واقع گرديده است. وي داراي سگ اسپانيل است كه هنگام ورود به كاخ از او استقبال مي‎نمايد و يك اتاق ناهارخوري با نور شمع دارد كه از دوستان خود در آن پذيرايي مي‎كند و آخرين مدل وسايل استريو موسيقي دارد كه موزيك‎هاي مدرن از آن پخش مي‎كند و در باغ كاخ يك استخر دارد و اين كاخ براي هر جواني يك ايده‎آل و تنها خانه رويايي محسوب مي‎شود. صد سال قبل پسر شاه ايران براي خود در كاخ، حرم تشكيل مي‎داد، ولي در ايران امروزي ديگر اين طوري نيست، ولي با وجود اين، ولايتعهد از داشتن دوستان مونث برخوردار است... علياحضرت فرمودند: گرچه هنوز خود وي جوان است، در سيزدهمين جشن تولد خود از مادربزرگ خود يك اتومبيل «ميني» هديه گرفت...

و اكنون چنين شازده‎اي مدعي رهبر اغتشاشات و حامي ملت محروم ايران نيز مي‎باشد!!

 يادداشت هفته

جاهلان قداره بند و دست هاي آلوده دشمن!

 علي اكبر عالميان

گرچه اغتشاشات هفته گذشته اغتشاشگراني كه با سوار شدن بر امواج مطالبات برحق مردمي، آسيب‎هاي فراواني را به كشور تحميل كرده و در نوع خود بي‎سابقه نيز بوده است، اما اكنون بعد از فروكش كردن و در واقع شكست آن‎كه با حضور آگاهانه مردم و نيروهاي امنيتي و انتظامي ميسر شده است، مي‎توان عميق‎تر به لايه‎هاي پيدا و پنهان اين فتنه بزرگ نگريست و آن را در بوته نقد و تحليل قرار داد. شرح واقعه عيان‎تر از آني است كه نياز به توضيح داشته باشد. در پي گراني بنزين، عده‎اي از مردم معترض مي‎شوند و به خيابان‎ها مي‎آيند. در پي حضور مردم معترض، عده‎اي نيز با سوء استفاده از اين موقعيت به وجود آمده، به آشوب گري دست زده و با سلاح سرد و گرم به جان مردم بي‎دفاع و نيروهاي زحمتكش انتظامي و امنيتي مي‎افتند و صدها منزل و بانك و فروشگاه را به آتش مي‎كشند و چندين هزار ميليارد هم به كشور خسارت مي‎زنند. هدف اين عده نيز كاملا مشخص بود. هدف آنان چيزي جز براندازي نبود. حركت اين آشوب گران در فقه شيعه «بغي» نام دارد و كيفر باغي نيز چيزي جز اشد مجازات نيست. در اين ميان گرچه تلخي اين فتنه جديد همچنان كام هر انسان با وجداني را مي‎آزارد و وحشي گري جاهلان قداره بند كه به تاسي از جاهليت جديد صورت پذيرفته است، خشم و انزجار را متوجه اين جانيان مي‎كند، اما حضور حماسي مردم و هوشمندي و اقتدار نيروهاي امنيتي و انتظامي در جمع كردن اين فتنه بزرگ كاملا ستودني بوده و شايسته سپاس و قدرداني است. سزاوار است تا دستگاه محترم قضايي در اولين فرصت ممكن، تنبيه سختي را متوجه سرشاخه‎هاي اصلي اين توطئه بزرگ كند تا قدري از تلخي كام ملت كاسته شود و دل دردمندان كمي آرام گرفته و آلام آنان تسكين يابد. تاخير در مجازات اين افراد و در قالب آنچه غربالگري آنان ناميده مي‎شود، داغ دردمندان و قاطبه ملت ايران را درمان نمي‎كند و آنان را آرام نخواهد كرد.
از سوي ديگر ماجرا بايد به عقبه اين فتنه جديد نيز اشاره كرد. آنچه تا به امروز از زبان مسؤولين عاليرتبه امنيتي و انتظامي شنيده شده است حكايت از سازماندهي حساب شده اين فتنه دارد و كاملا حساب شده و با برنامه‎ريزي قبلي به نظر مي‎رسد. در اين ميان بايد به نقش برخي دولت‎هاي خارجي اشاره كرد كه دست‎هاي پيدا و پنهان آنان در مديريت اين اغتشاشات به چشم مي‎آيد. در اين ميان به‎ويژه بايد به حمله برنامه‎ريزي شده به تأسيسات عسلويه اشاره كرد كه به گفته دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان، به احتمال فراوان به قصد تلافي اقدام انصار‎الله يمن در حمله به تأسيسات آرامكو صورت پذيرفته بود. گرچه بايد منتظر ماند و گزارش مقامات امنيتي را درباره دست داشتن يا نداشتن برخي از دولت‎هاي فتنه گر حاشيه خليج فارس را مشاهده كرد، اما در اين ميان نمي‎توان در نقش كاملا آشكار آمريكايي‎ها در حمايت از اقدامات اغتشاشگران، ذره‎اي ترديد به خود راه داد.حمايت ترامپ و پمپئو و همچنين نانسي پلوسي رئيس مجلس نمايندگان آمريكا از فتنه گران ودخالت آشكار در امور داخلي ايران، واضح‎تر از آني است كه نياز به بررسي و تحقيق داشته باشد. مشكل دولت ايالات متحده با جمهوري اسلامي ايران، مشكلي عميق، ريشه‎اي و دنباله دار است؛ چرا كه به تعبير رهبر معظم انقلاب: «انقلاب اسلامي جزو افتخاراتش اين بود كه نفوذ امريكا، دست امريكا و ريشه‎هاي امريكا و بند و بست‎هاي امريكايي را در اين كشور از بين برد.» بريده شدن دست دولتي كه كارنامه سياهي در دشمني با ملت ايران دارد، خود عامل مهمي است تا اين كينه توزي را هر از چندگاهي بروز داده و نمايان سازد.
ايالات متحده علاقه فراواني به دخالت در امور ايران و به آشوب كشيدن كشورمان دارد؛ چرا كه علاوه بر عداوتي كه نسبت به انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي دارد، طعم شيرين دخالت در ايران را چشيده بود گرچه اين طعم شيرين با پيروزي انقلاب اسلامي به تلخي مبدل شده است. تاريخ دخالت‎هاي امريكا در ايران خود گواهي آشكار از مدعاي فوق است. از زمان استخدام دكتر ميلسپو امريكايي و همكارانش براي اصلاح ماليه تا ورود جرج آلن به تهران به‎عنوان سفير آمريكاو به تبع آن حضور گسترده مستشاران امريكايي در ارتش ايران اين طعم شيرين در كام آمريكايي‎ها نشسته بود گرچه كام ايرانيان را تلخ كرده بود. بعدها وقتي كرميت روزولت، مامور آژانس مركزي اطلاعات امريكا وارد ايران شد تا طراحي و اجراي كودتاي آمريكايي ۲۸ مرداد۱۳۳۲ را عملياتي سازد، فصل جديدي از اين دخالت‎ها آغاز گرديد. كاخ سفيد بعد از راه اندازي اين كودتا، به ايجاد دستگاه ضداطلاعات ارتش و تقويت آن و در درجه دوم به تاسيس سازمان امنيت كشور(ساواك) پرداخت. دخالت‎هاي آمريكا در امور داخلي ايران پس از كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ همچنان ادامه داشت تا اين‎كه در سال‎هاي پس از انقلاب اين دخالت‎ها متوقف و دست اين دولت قطع گرديد. همين عامل موجب شده است تا آمريكايي‎ها در دوران پس از انقلاب كينه انقلاب و نظام را در دل بگيرند و از هر راهي براي ضربه زدن به نظام بهره ببرند. حمايت از جاهلان قداره بندي كه هر از چندگاهي به بحران و آشوب مي‎پردازند، يكي از همين راه هاست. هرچند آتش فتنه جديد در نطفه خفه شده است، اما بايد توجه داشت كه دست‎هايي كه به اراده ملت ايران در اين چهل سال قطع شده است، از هر فرصتي جهت دست درازي مجدد، مهيا مي‎شود. بايد مانند هميشه با تبعيت از فرامين ولي فقيه و با حفظ وحدت و انسجام و مراقبت نسبت به عدم سوء استفاده دشمنان از خواسته‎هاي بحق مردم، مراقب نفوذ دوباره اين دست‎هاي آلوده بود. دست‎هاي آلوده دشمن، جاهلان قداره بند را تحريك و حمايت مي‎كند. بايد اين دست‎ها را قطع كرد.