صفحه اول

رئيس كميسيون امنيت ملي خطاب به روحاني:
رئيس جمهور بايد پاسخگوي ناكارآمدي ها باشد

حجت الاسلام مجتبي ذوالنور رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي در گفت وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري رسا، در خصوص اظهارات رئيس جمهور در شهر يزد گفت: رئيس جمهور به دنبال تفرقه افكني و دادن آدرس غلط به مردم است.

وي ادامه داد: آقاي روحاني مي‎خواهد توجه مردم را از خود منحرف كند. رئيس جمهور بايد پاسخ بدهد كه چرا در اين شش سال در خصوص وجود فساد گسترده در كشور صحبت نكرده است.

رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي با يادآوري مفاد قانون در خصوص كساني كه در خصوص فساد سكوت مي‎كنند، بيان داشت: طبق ماده ۶۰۶ قانون مجازات اسلامي بايد رئيس جمهور به دادگاه معرفي شود، زيرا اقدامي را در خصوص جلوگيري از فساد و يا گزارش آن انجام نداده است.

نماينده مردم قم در مجلس شوراي اسلامي با طرح پرسشي در خصوص رفتار متناقض رئيس جمهور، بيان داشت: چرا تا زماني كه حكم حسين فريدون برادر رئيس جمهور اجرا نشده بود، ايشان سخني از وجود فساد در كشور مطرح نمي‎كرد؟ اين رفتار آقاي روحاني از دو منظر قابل بررسي است، اول اين‎كه او در خصوص همين سطح از حكم صادر شده اعتراض دارد، و يا از جهت ديگر او نمي‎خواهد ابعاد پرونده برادرش وسيع‎تر شود.

وي تصريح كرد: واقعيت اين است كه حكم صادر شده در خصوص پرونده آقاي فريدون تمامي جزئيات پرونده او را شامل نمي‎شود، بلكه پرونده آقاي فريدون ابعاد ديگري نيز دارد و او بايد همچنان از زندان به دادگاه مراجعه كرده و پاسخگو باشد.

رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي تصريح كرد: مردم امروز از گرسنگي و مشكلات فرياد مي‎كشند. آن‎ها اين سوال را دارند كه چرا بايد نزديكان رئيس جمهور فساد مالي داشته باشند و وي با كفش ميليوني در انظار ظاهر شود. هرچند كه به نظر مي‎رسد آقاي روحاني حال مردم گرسنه را به هيچ عنوان نمي‎فهمد.

رئيس فراكسيون روحانيت با يادآوري خاطره‎اي از يكي از وزراي سابق گفت: اين فرد در يك سفر همراه من بود و در آن زمان به من مي‎گفت كه توانايي ارتقاي يك خودروي شخصي(پرايد) خانوادگي را ندارد. حالا امروز مشاهده مي‎كنيم كه فرزند او در دولت آقاي روحاني به ثروت‎هاي بي‎شماري آن هم از طريق نامشروع رسيده است. اين مسائل نشان مي‎دهد كه منشأ فساد و رانت دقيقا در دولت خود آقاي روحاني است.

نماينده مردم قم در مجلس شوراي اسلامي تاكيد كرد: ميزان رانت و فساد در دولت روحاني بيش از آن چيزي است كه مطرح مي‎شود. بنده به‎عنوان رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مسائلي را مي‎دانم كه اگر بازگو كنم، ابعاد بيش‎تري مشخص خواهد شد.

وي گفت: روحاني از نوعي شارلاتانيسم رسانه‎اي بهره مي‎برد، وي هنوز در حال و هواي ايام انتخابات به سر مي‎برد و در اين شش سال نيز مانند دوران انتخابات عمل تبليغاتي كرده است.

رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي تصريح كرد: بنده به‎عنوان نماينده ملت، از منافع ملت دفاع مي‎كنم. بنده وضعيت مردم را هر روز مشاهده مي‎كنم كه براي تامين مخارج زندگي خود با مشكلات فراواني دست و پنجه نرم مي‎كنند.

وي گفت: امروز بيش از ۸ ميليون بيكار در كشور وجود دارد و رئيس جمهور به‎جاي اين‎كه مشكلات آن‎ها را برطرف كند، تنها شعار مي‎دهد و كار‎هاي تبليغاتي مي‎كند.

نماينده مردم قم در خانه ملت تاكيد كرد: مردم زماني كه مشكلات خود را در مقابل رئيس جمهور فرياد مي‎زنند، آقاي روحاني مي‎گويد «بنده اين افراد را به اسلام دعوت مي‎كنم.» انگار كه اين مردم معترض، كافر هستند! بر همين اساس اگر من نيز كه نماينده ملت در مجلس هستم، مشكلات را نگويم، چه كسي مي‎تواند حرف مردم را به گوش مسؤولان برساند؟ آيا بايد مردم جهت رسيدن به خواسته‎هاي خود در خيابان‎ها حضور پيدا كرده و با تخريب و فرياد مشكلاتي كه دارند را مطرح كنند؟

وي در پايان تاكيد كرد: بنده تمام توان خود را به كار مي‎گيرم تا در قبال فساد‎هاي موجود، بخصوص در بدنه دولت، ايستادگي كنم و اين روند را نيز از طريق قوه قضائيه پيگيري مي‎كنم.

نگراني از قاطعيت قوه قضائيه در مبارزه با فساد دانه درشت ها

«كارنامه خالي باز هم كار دست حسن روحاني داد. او در سخنان خود در جمع مردم يزد، به‎جاي ارائه گزارش از عملكرد دولت و تبيين برنامه‎هاي آتي خود براي مسائل اقتصادي و فرهنگي كشور، به جنجال‎آفريني روي آورده و باز هم ترجيح داد با پرداختن به حواشي از اصل مطالب دوري كند».

رجانيوز با طرح اين مطلب نوشت: سخنان روحاني البته جديد نبود. رجانيوز دو هفته قبل در گزارشي به توضيح ابعاد برنامه جديد دولت براي ايستادگي و زير سوال بردن اقدامات دستگاه قضايي در روند مبارزه با فساد اشاره كرده بود.

اما دولت روحاني كه از كاهش اقبال جامعه آگاه شده، تمام توان خود را براي دوقطبي سازي و حاشيه‎سازي‎هاي سياسي به كار گرفته است. حسن روزي طلب معاون مركز اسناد انقلاب اسلامي در اين خصوص خبر از صحبت‎هايي تند توسط روحاني در جلسه اخير هيات دولت داده است كه مي‎توان آن را حكم شيپور جنگ دولت عليه نهادهاي انقلابي به خصوص قوه‎قضائيه دانست: «شنيده شده كه آقاي رئيس جمهور به هيات دولت گفته كه دولت بعدي يا داعشي(لقبي كه به مخالفانش مي‎دهد) است كه همه‎تان را حذف مي‎كند و يا همراه كه براي بودنتان التماس مي‎كند! پس بايستيد و اعتراض كنيد! بعد هم دستگيري پوري حسيني را مثال زده و گفته اگر اعتراض نكنيد سراغ شما هم مي‎آيند.» گفتني است پوري حسيني رئيس سازمان خصوصي سازي است كه چندي قبل به‎دليل اتهامات فراوان در زمينه فسادهاي سنگين در پرونده خصوصي‎سازي‎ها دستگير شده است.

مواضع روحاني در حالي است كه دستگاه قضايي در دوره جديد نه تنها توانسته صرفا در يكي از نواحي دادسراي تهران آن هم فقط در ۹۱فقره پرونده قريب به۷هزار ميليارد تومان وجه نقد، ۸۷ ميليون و ۸۳۶هزار و ۳۳۷يورو، ۱۲ميليون و ۹۳هزار و ۵۴۱دلار و ۲۹۴ميليون و ۳۰۳ هزار و ۱۴۷ درهم امارات به خزانه دولت و بانك‎ها باز گرداند كه بسياري از اقدامات آن مورد حمايت جامعه قرار گرفته است. همچنين از اولين برخوردهاي قضايي اين دوره مي‎توان به برخورد با مفسدان داخل اين قوه اشاره كرد كه مهم‎ترين آن در پرونده طبري معاون اجرايي اين دستگاه قابل ارزيابي است.

موارد فوق هر چند نياز به توضيح بيش‎تري ندارد اما سوال اين است كه چرا روحاني به تيغ كشيدن به چهره فعاليت‎هاي فسادزاي كشور روي آورده است؟

حسين فريدون برادر جنجالي رئيس جمهور سال‎ها بود كه مورد اتهام فساد اقتصادي قرار داشت. با اين وجود در حساس‎ترين جلسات و همچنين مذاكرات هسته‎اي دولت روحاني با غرب حضور داشت. اژه‎اي همان زمان در حاشيه سمينار حفاظت اطلاعات قوه قضائيه در جمع خبرنگاران با اشاره به تحت فشار قرار گرفتن قوه قضائيه به‎خاطر جديت اين قوه در دستگيري فريدون، گفته بود: «كساني گفتند «اگر فلان كس را قبل از انتخابات احضار كنيد، ما اعلان جنگ مي‎كنيم»؛ ولي ما تسليم نشديم‎. برخي كه خودشان قائل بودند كه بايد افراد علني مجازات شوند، امروز حرف‎هاي ديگري را مطرح مي‎كنند.»

پاي مقاومت حسن روحاني در برابر مفاسد نزديكان خودش به مناظرات تلويزيوني در سال ۹۶ نيز باز شد، در اين مناظرات سيد ابراهيم رئيسي گفته بود كه فساد اگر در زير عمامه اشخاص هم باشد، بايد با آن برخورد شود. وي همچنين گفت: اگر جاي شما بودم اجازه مجازات آن‎ها را مي‎دادم.

رئيس قوه قضائيه اخيراً در واكنش به برخي سخنان درباره مسير مبارزه با فساد در قوه قضائيه، در جريان سفر به تبريز گفت: اين‎گونه نيست كه برخي با اتهام‎زني، ملامت كردن و دوقطبي‎سازي بخواهند ما ميدان مبارزه با فساد را خالي كنيم. اين ميدان مبارزه با فساد با سياسي‎كاري و ملامت و اتهام‎زني خالي نمي‎شود.

رئيسي با تأكيد بر اين‎كه مبارزه با فساد و عدالت‎خواهي را خواست مردم و دلسوزان مي‎دانيم ادامه داد: اين خواست به هيچ عنوان نه تأخير خواهد داشت و نه تعطيل مي‎شود.

به نظر مي‎رسد عزم جدي قوه قضائيه براي مبارزه با مفاسد كه طبق نظرسنجي‎هاي معتبر با استقبال بسيار بالاي افكار عمومي همراه شده، دكان كاسبي و التهاب‎آفريني طراحان جنگ رواني دولت را به شدت راكد كرده است.

 سرمقاله

بررسي مباني فكري حسن روحاني و دولت اعتدال

 دكتر قاسم روان‌بخش

در همان آغازين روزهاي انقلاب اسلامي، دشمن به تفاوت ماهوي انقلاب اسلامي ايران و ساير انقلاب‎هاي دنيا پي برد و دريافت كه انقلاب ايران، انقلابي عقيدتي و فرهنگي است و با ابزار مادي نمي‎توان به جنگ آن رفت. به همين دليل كنت دمارانش رئيس سرويس جاسوسي فرانسه در يادداشت‎هاي خود كه بعدها آن‎ها را به‎صورت كتابي منتشر ساخت، از وقوع جنگي قطعي ميان اردوگاه غرب به رهبري امريكا بر ضد ايران خبر داد و نوشت انقلاب اسلامي ايران از جنس عقيده است و عقيده را بايد با عقيده به شكست كشانيد. او اين جنگ را مُهلك‎ترين «جنگ عقيدتي تاريخ» دانسته كه دورنماي عيني «پايان تمدن غربي» را نشان مي‎دهد، سپس انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني را به گلوله آتش‎زايي تشبيه مي‎كند كه ممكن است همه جا را طعمه حريق كند.
برنارد لوئيس، استاد برجسته اسلام‎شناسي در دانشگاه‎هاي اسرائيل، نيز سال‎ها پيش از ساموئل هانتينگتون زنگ خطر انقلاب اسلامي را به صدا درآورد و گفت « مبارزه آينده چيزي جز «برخورد تمدن‎ها» نيست؛ يعني يك واكنش احتمالاً غيرعقلاني، اما بي‎ترديد، تاريخي از سوي يك رقيب كهن عليه «ميراث يهودي- مسيحي ما»، عليه «وضعيت كنوني سكولار» ما، و عليه گسترش جهان‎شمول اين دو است.»
به همين دليل و با شناختي كه غربي‎ها از انقلاب اسلامي پيدا كرده بودند صدام را به جنگ نظامي ضد ايران تشويق كردند؛ زيرا معتقد بودند كه برافروختن اين آتش موجب كينه ميان دو ملت خواهد شد و جلوي صدور و پيشرفت انقلاب اسلامي را خواهد گرفت. كنت دمارانش طي نامه‎اي به صدام مي‎نويسد «هوشيار باش! هيچ چيز خطرناك‎تر از جنگلي كه آتش گرفته باشد، نيست.]امام[ خميني مرزهاي فكري را درمي‎نوردد.»
پس از شكست طرح حمله نظامي بر ضد ايران و شكست عمليات طبس و كودتاي پايگاه شهيد نوژه در سال 59، ريگان رئيس جمهور امريكا شد. او با اين تز كه شناخت دشمن، نصف عمليات است، در صدد شناسايي انقلاب اسلامي بر آمد؛ از اين رو كنت دمارانش را به نشستي تخصصي و مشورتي دعوت كرد و در اين باره از او مشورت خواست. دمارانش با توصيف عميق و دقيق از انقلاب اسلامي اظهار داشت: نوع نگاه [امام]خميني و يارانش نسبت به انسان و جهان با ما متفاوت است؛ آن‎ها انسان‎ها را سربازان خدا مي‎دانند در حالي كه ما انسان را محور هستي و همه كاره عالم مي‎دانيم. آن‎ها حاضرند براي خدا و تحقق آرمان هايشان جان بدهند و خودشان را فدا كنند ولي هيچ يك از ما چنين آمادگي‎اي نداريم.
وي در پاسخ به اين پرسش ريگان كه راهكار و راه چاره برخورد با اين جمعيت چيست؟ مي‎گويد: «شما نمي‎توانيد با يك عقيده به وسيله تانك و هواپيما مبارزه كنيد. بايد دست به كار هوشمندانه‎اي بزنيد، چيزي كه من آن را نبوغ فعال ناميده‎ام. شما بايد با هر عقيده‎اي به وسيله عقيده بجنگيد. در اين مبارزه بايد از فكر خود استفاده كنيم.»
آن‎ها از فكر خود استفاده كردند و با نبوغ فعال خويش به اين نتيجه رسيدند كه دو نوع عمليات فكري بر ضد جمهوري اسلامي طراحي كنند؛ عمليات اول طرحي اورژانسي بود و عمليات دوم طرح بلند مدت؛ در طرح اورژانسي كه آن را عمليات « مسكيتو» يا پشه مالاريا ناميدند بنا بر اين شد كه مزاحمت‎هايي براي انقلاب اسلامي ايجاد كنند تا از پيشرفت و تعالي باز بماند و متوقف شود. عمليات مسكيتو را مي‎توان شامل تشكيل جوخه‎هاي ترور بر ضد انديشمندان و شخصيت‎هاي فكري و سياسي مانند شهيد مطهري و شهيد بهشتي و... و ترجمه آثار مخرب افرادي مانند پوپر و... دانست.
آن‎ها به كمك مترجمان زبده و سكولار بر اين شدند كه انقلابيون را از جهت فكري متزلزل و سست و بي‎اراده نمايند. اما طرح بلندمدت امريكايي‎ها عمليات PSB بود كه پشتوانه ايدئولوژيك نظام را بزنند و از اين طريق نظام اسلامي را ساقط كنند. آن‎ها بر اين باور بودند كه اين هدف جز از راه ترويج مباني ليبراليزم و سكولاريزم و اومانيزم ميسر نمي‎شد. جلوگيري از اسلامي شدن علوم انساني در دولت ميرحسين موسوي و تشكيل مركز مطالعات استراتژيك در رياست جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني و سپس در مجمع تشخيص مصلحت نظام با محوريت اتاق فكر غربگراياني مانند حسين بشيريه و سريع القلم و ورود غرب گرايان به اتاق فكر برنامه نويسي كشور، در راستاي هدف بلند مدت آن‎ها انجام شد. فرآيند تحقق اين هدف به اين‎گونه بود كه مقام معظم رهبري براي اداره علمي كشور، ابتدا چشم اندازي 20 ساله تعريف كردند و سپس براي رسيدن به اين افق روشن 20 ساله، تدوين برنامه‎هاي 5 ساله را توصيه فرمود. تيم غربگراي ليبرال، با نفوذ در اتاق برنامه‎ريزي، برنامه چهارم توسعه را مبتني بر مباني كاملا غربي و ليبرليستي - سكولاريستي نوشت. و سپس كتابي در جهت تبيين آن مباني تاليف كرد كه به‎دليل رسوايي فوق‎العاده آن، به توصيه مقام معظم رهبري خمير شد.
مراجعه به كتاب مذكور اين حقيقت را روشن مي‎ساخت كه نويسندگان آن درصدد تحقق هدفي بودند كه غربي‎ها آن را عريان بيان كرده‎اند: «در حركتي روشنفكرانه، عقلايي و بلندمدت، بايد همه الگوهاي رايج اعتقادي جهان نابود شوند و تنها الگوي مطلوب، كه شيوه زندگي آمريكايي است برجهان حاكم گردد.» و اين هدف جز با تسخير اراده ملت‎ها ميسر نمي‎شد. «ژنرال دوايت آيزنهاور، فرمانده وقت نيروهاي ناتو، قاعده عمليات PSB را چنين شرح داد: «ما در تلاشيم تا جهان را از طريق راه‎هاي مسالمت‎آميز از آن خود گردانيم. ابزارهايي كه براي گسترش اين واقعيت استفاده مي‎كنيم به ابزارهاي رواني مشهورند، اما از اين لحاظ كه چنين كلمه‎اي قادر است چه كاري انجام دهد، هيچ نگراني به خود راه ندهيد. جنگ رواني در واقع اذهان و اراده‎هاي افراد را مورد هدف قرار مي‎دهد.»
كنت دمارانش نيز نحوه تسخير اراده‎هاي افراد را اين‎گونه توصيف مي‎كند« مطابق منطق عمليات مخفي سياسي، بهترين روش «تبليغات»(پروپاگاندا) روشي است كه طبق آن، «سوژه» شما در جهتي حركت كند كه مقاصد شما پيش برده شود. در حالي كه سوژه، پيش خود تصور مي‎كند كه دارد هدف‎هاي خودش را دنبال مي‎كند.»
با مراجعه به برخي كتاب‎ها و نظريات نظريه پردازان مركز مطالعات استراتژيك مجمع تشخيص نظام، به اين نتيجه مي‎رسيم كه اين مركز با استفاده از بودجه بيت‎المال در جهت تحقق اين هدف گام بر مي‎داشت؛ مركزي كه به همين دليل، پس از فوت هاشمي رفسنجاني منحل شد. آقاي روحاني در دو كتاب منسوب به ايشان كه بيش‎تر به قلم سريع القلم شباهت دارد مي‎نويسد:
ما با دنياي جهاني شده يا رو به جهاني‎شدن مواجه هستيم(روحاني، امنيت ملي و نظام اقتصادي 1389، ص 714). وي مي‎افزايد: «در جهان نوين مرزهاي سياسي دولت‎ها ديگر به‎عنوان مرزهاي جداكننده ملت‎ها به‎طور معني داري عمل نمي‎كند. يكسان‎سازي ارزش‎ها، ايدئولوژي‎ها و سليقه‎ها در سطح جهاني در حال افزايش است. افزايش وابستگي متقابل جهاني، تا حد زيادي به‎عنوان پاسخي نسبت به كاهش حاكميت ملي، طبيعي به نظر مي‎رسد.» سپس به تعدادي از عواملي كه موجب اين وابستگي متقابل مي‎شود اشاره مي‎كند كه برخي از آن‎ها عبارت است از: «تدوين كنوانسيون‎هاي بين‎المللي و پيوستن كشورها به اين كنوانسيون‎ها كه پس از پيوستن كشورها به كنوانسيون‎ها مفاد آن كنوانسيون همانند قوانين داخلي كشورهاي عضو خواهد بود.» «گسترش شباهت‎هاي جهاني ارزش‎هاي مادي، كه منجر به افزايش تشابه درخواست‎ها و آمال ملل جهان شده است. و استاندارد شدن بيش‎تر نظام‎هاي تسليحاتي در سطح بين‎المللي حداقل تا حدودي به‎خاطر كاهش اهميت توليد و استفاده از سلاح‎هاي داخلي، گسترش دموكراسي سياسي كه باعث تسهيل در درك متقابل و ظهور زمينه‎هاي مشترك بين ملت‎هاي داراي ايدئولوژي مشابه شده است.» (ر. ك. همان، ص 45 و 46. همچنين ر. ك. روحاني،انديشه‎هاي سياسي 1388، جلد 1، ص 275 تا 279 و 292).
تامل در نكات فوق، نشان مي‎دهد كه نويسنده با اين فلسفه بافي‎ها، جهاني شدن را به معناي كاهش حاكميت ملي و هضم شدن در هاضمه امپرياليزم امريكايي و حاكميت فرهنگ جهاني امريكايي و حاكم شدن سبك زندگي امريكايي بر همه جهان مي‎داند؛ زيرا ايشان قائل است كه ارزش‎هاي مادي بايد گسترش يابد و ايران اسلامي به همه كنوانسيون‎هاي بين‎المللي بپيوندد و همه قوانين آن‎ها را قوانين داخلي تلقي كند و حتي استاندارد نظام تسليحاتي آن‎ها را نيز بپذيرد!
درست بر همين اساس است كه دولت ايشان اصرار دارد كه ايران بايد به كنوانسيون‎هاي بين‎المللي مانند FATF، كنوانسيون مدعي به رفع تبعيض عليه زنان، كنوانسيون كودك، سند 2030، ورود زنان به ورزشگاه‎ها، يكسان سازي لباس و گسترش بي‎حجابي و غيره بپيوندد و حتي محدوديت‎هاي موشكي و منطقه‎اي را بپذيرد. روشن است كه اين‎گونه فلسفه بافي‎ها زمينه را براي پذيرش سلطه كامل غرب و امريكا و نابودي استقلال كشور را فراهم مي‎سازد.
آقاي روحاني جهاني شدن به‎عنوان پديده‎اي خودجوش كه توسط برخي قدرت‎ها تقويت و تشديد نيز مي‎شود را يك جريان غالب و تأثيرگذار مي‎داند كه خواستار ايجاد تغييراتي در ساختارهاي اقتصادي سياسي و فرهنگي جوامع پذيرنده است.(روحاني، امنيت ملي و نظام اقتصادي1389، ص 727)
وي تغيير را تنها مؤلفه و عنصر ثابت جهاني شدن مي‎داند و پيوستن به فرايند جهاني شدن را متضمن ايجاد تغيير و تحول نسبتاً ساختاري در عرصه‎هاي «اقتصاد»، «سياست» و «فرهنگ» كشورهاي پذيرنده معرفي مي‎كند (همان، ص 709). او تقويت زيرساخت‎ها را براي يك كشور سم مهلك دانسته مي‎گويد « اگر كشوري معطل تثبيت و تقويت زيرساخت‎ها شود و به سرعت تغييرات مورد مطالبه جهاني شدن را انجام ندهد به لحاظ امنيتي چالش برانگيز بوده وحتي در شرايطي مي‎تواند براي او تهديدزا باشد.(ر. ك. همان، ص 714). سپس هشدار مي‎دهد «جمهوري اسلامي ايران براي هرگونه تعامل با فرايند جهاني شدن، زمان زيادي را در اختيار ندارد.» (روحاني 1388، انديشه‎هاي سياسي، ص 310)
او در اين ديدگاه، آمريكا را امپراطور و كدخداي دهكده جهاني مي‎داند و معتقد است كه مي‎تواند هر نوع تغيير كه بخواهد در جهان پديد آورد. (ر. ك. همان، ص 295 تا 310).
سپس مي‎گويد از نظر اين ديدگاه، جهان در مقابل اين قطب قدرت بلامنازع جديد بايد تسليم شود و هر كشوري كه آمادگي پذيرش و برتري آمريكا را نداشته باشد، دشمن تلقي شده و با آن برخورد نظامي مي‎شود. آمريكا هيچ حد و مرز محدود كننده قدرت را در سطح جهان به رسميت نمي‎شناسد. از جمله موانعي كه در مقابل اين قدرت هژمونيك وجود دارد، خاورميانه است. سال‎هاي زيادي است كه اولين اولويت سياست خارجي آمريكا بحث خاورميانه و حل مشكلات آن است(همان، ص 298).
درست بر اساس همين باور غلط است كه آقاي روحاني و همفكرانش در برابر امريكا و اروپا پرچم سفيد بالا مي‎برند و جرات مقابله جدي با آن‎ها را ندارند.