صفحه سياسي

سناريوي برجام 2 براي انتخابات اسفند

  دبير سياسي

اين روزها دولت آقاي روحاني و برخي مدعيان اصلاحات به شدت مشغول فضاسازي براي آوردن فشار به مجمع تشخيص مصلحت نظام براي تصويب لوايح پالرمو و CFT هستند؛ آقاي روحاني در هيات دولت در حالي كه به شدت عصباني به نظر مي‎رسيد اظهار داشت: چهار تا لايحه هم دولت تصويب كرده و هم مجلس تصويب كرده چرا يك عده مانع اند چرا يك عده جلوي مجلس و دولت ايستاده اند؟ والله به مصلحت كشور نيست بايد روابطمان را با دنيا روان كنيم، بايد بازارها را فتح كنيم، راه ديگري نداريم؛ اقتصاد به غير اين درست نمي‎شود. هي نگوييد دانشگاه‎هاي ما دانشگاه‎هاي ما؛ دانشگاه چه كار مي‎تواند بكند. خفه نكنيد شركت‎ها را هر چه شركت‎هاي بزرگ هستند به اين دادگاه و آن دادگاه نكشيد و كشور را تعطيل نكنيد.

به دنبال اين اظهارات و در راستاي موج آفريني براي آن‎چه كه آن را « فتح بازارهاي جهان مي‎نامند» اخيرا FATF براي چندمين بار 4 ماه ديگر به ايران فرصت داد كه الزامات اين موسسه را بپذيرد و اظهار داشته اند كه اين فرصت آخرين فرصت است. (البته هر بار هم اعلام مي‎كنند كه ديگر قابل تمديد نيست.)

آقاي وزير اقتصاد نيز اخيرا براي تحريك و فشار بر مجمع تشخيص مصلحت اعلام كرد كه اين فرصت ديگر قابل تمديد نيست.

آقاي مجيد انصاري هم تصويب اين لوايح را در راستاي تعامل با دنيا دانست و گفت «نظر شخصي من با توجه به بررسي‎هايي كه انجام داده‎ام اين است كه اگر بنا داريم با جامعه بين‎الملل تعامل داشته باشيم و اصطلاحاً كار كنيم ناگزير هستيم به پيوستن به اين كنوانسيون‎ها مانند پالرمو؛ در حقيقت اين كنوانسيون‎ها در حكم ويترين است و آن‎ها ويترين خود را خراب نمي‎كنند و بهانه نمي‎دهند. الان چيزي كه مهم است ما هم نبايد از همين ابتدا ويترين خود را خراب كنيم و با نپذيرفتن آن‎ها خود را در جرگه كشورهاي متهم قرار دهيم . نپيوستن به اين كنوانسيون‎ها دور زدن تحريم‎ها را هم دشوارتر مي‎كند.»!

آقاي جهانگيري هم در اقدامي زشت با نسبت دادن دو امر خلاف واقع به عالي‎ترين مقام كشور يعني امام خامنه اي و نيز سران سه قوه مبني بر اين كه آن‎ها لوايح FATF را تصويب كرده اند از مجمع تشخيص مصلحت خواست تا هر چه زودتر اين لوايح را تاييد كنند ولي هر دو ادعاي وي به سرعت از سوي مجمع تشخيص مصلحت و دفتر رياست قوه قضاييه تكذيب شد. روزنامه‎هاي مدعي اصلاحات و سايت‎هاي خبري آن‎ها نيز از در پشتيباني از دولتي‎ها آمده، با تحليل‎هاي غير واقع بينانه اين‎گونه وانمود مي‎كنند كه پذيرش الزامات FATF ضروري است، چنان‎چه تصويب نشود مخالفان اين لوايح بايد تبعات آن را بپذيرند.

به نظر مي‎رسد براي تصويب لوايح چهارگانه كه به عبارتي مي‎توان آن را برجام 2 ناميد سناريويي نوشته شده است كه به اعتقاد نويسندگان آن سناريو تنها با فضا سازي و تحريك افكار عمومي بر ضد مجمع تشخيص مصلحت و شوراي نگهبان دست يافتني است؛ شبيه آن‎چه در برجام صورت گرفت.

به راستي اين جماعت به دنبال چه چيزي هستند ؟!

آيا نمي‎دانند كه پذيرش الزامات FATF هيچ فايده اي براي برداشته شدن تحريم‎ها ندارد؟ خود آقاي ظريف از تريبون مجلس اظهار داشت كه قول نمي‎دهم در برابر پذيرفتن الزامات FATF اتفاقي بيفتد. آقاي نقوي حسيني از وزير خارجه خواست كه ايشان و رئيس جمهور تعهد بدهند كه با پذيرش FATF تحريم‎ها برداشته مي‎شود ما چشم بسته آن را تصويب مي‎كنيم؛ ولي آقاي ظريف گفت كه نه من مي‎توانم چنين تعهدي بدهم و نه رئيس جمهور، ولي مي‎توانم بگويم با اين مصوبه، يكي از بهانه‎هاي آن‎ها كم مي‎شود! مهم‎ترين دليلي كه موجب شده آن‎ها تعهد ندهند اين است كه در بيانيه FATF كه در تاريخ 27 ژوئن 2016 صادر شده آمده است:

«اگر ايران تا پايان زمان تعيين‎شده ــ يعني 12ماه ــ به تمام تعهداتش عمل كند، FATF گام‎هاي بعدي را در نظر مي‎گيرد.» روشن نيست منظورشان از برداشتن گام‎هاي بعدي چيست. به نظر مي‎رسد جز يك وعده سر خرمن چيز ديگري نباشد، زيرا وقتي كه در برجام بر برداشتن يا تعليق تحريم‎ها تصريح شده بود، جز خسارت محض چيزي عايد ايران نشد، اكنون با واژه مبهم « برداشتن گام‎هاي بعدي» چگونه مي‎توان تضمين داد تحريم‎ها مرتفع گردد و مبادلات با كشورهاي جهان روان شود؟

سوال اساسي نخبگان سياسي اين است كه اگر در بيانيه FATF وعده رفع تحريم‎ها داده نشده و خود رئيس جمهور و آقاي ظريف هم نمي‎توانند به مردم چنين تضمين و اطميناني بدهند احياي مجدد اين پروژه و اين همه تاكيد بر پذيرش الزامات FATF چيست؟! آيا برجام خفت بار ديگري براي ايران تهيه ديده اند؟!

به نظر مي‎رسد تنها فايده اي كه مي‎تواند داشته باشد مصرف انتخاباتي است زيرا ضرب الاجل براي تصويب آن تا انتخابات مجلس است. آن‎ها مي‎خواهند اين مساله را تا دوم اسفند به‎عنوان مهم‎ترين مساله كشور زنده نگه دارند و اين‎گونه وانمود كنند كه جريان دولت و اصلاحات طرفدار حل مشكل است و جريان منتقد دولت مخالف حل مشكلات است بنابراين با ايجاد دوگانگي تعامل و تقابل، چهار سال ديگر بر پشت مردم سوار شوند. در همين راستا آقاي شكوري راد در مصاحبه اي با فارس اعلام كرد كه اصلاح‎طلبان تنها با اجراي برجام 2 شانس موفقيت در انتخابات آتي خواهند داشت. وي تصريح كرد: « دولت درصدد است كه مشكلات بين‎المللي را برطرف كند و به نفع مردم باشد، شايد ما بتوانيم با سازوكارهايي كه وجود دارد در همين دولت شاهد برجام 2 باشيم كه اگر برجام 2 به دست بيايد، ممكن است بسياري از موانع را از پيش پاي دولت بردارد و تحركاتي را شاهد باشيم.» بنابر اين مردم بايد مراقب اين‎گونه حيله‎ها و سناريوها باشند و از يك سوراخ چند بار گزيده نشوند.

براي روشن شدن مطلب و براي اثبات اين كه اين سناريو براي انتخابات نوشته نشده است، لازم است آقاي روحاني و طرفدارانش به اين چند پرسش پاسخ دهند:

1. وقتي اين حجم عظيم وعده‎هاي برجامي روي زمين مانده است مردم چگونه مي‎توانند به وعده‎هاي توخالي برجام 2 اعتماد كنند؟

2. آقاي رئيس جمهور شما خود را يك حقوقدان معرفي كرديد پس چگونه به فرآيند تصويب لوايح و وظايف قانوني دولت و مجلس و شوراي نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت بي اطلاعيد؟ آيا نمي‎دانيد لوايح دولت پس از ارسال به مجلس و تصويب آن، طبق اصل 93 قانون اساسي بايد به تصويب شوراي نگهبان برسد؟ و در صورت تعارض و اختلاف ميان مجلس و شوراي نگهبان طبق اصل 112 به مجمع تشخيص مصلحت ارسال مي‎شود؟ لوايح چهارگانه ادعايي مورد نظر شما در همان سيكل قانوني قرار دارند؛ براساس قانون اساسي، اين لوايح از سوي شوراي نگهبان رد شده و اكنون مدتي است در دستور كار مجمع تشخيص مصلحت قرار دارد؛ آن‎ها نيز بر اساس قانون، حق دارند آن‎ها را رد يا تاييد كنند. بنابر اين، تعبير « چرا يك عده مانع اند چرا يك عده جلوي مجلس و دولت ايستاده اند؟» تعبير غير مودبانه و نادرستي است زيرا آن‎ها نه مقلد دولتند و نه مقلد مجلس؛ قانون به آن‎ها اين حق را داده است كه آن‎چه را مصلحت تشخيص مي‎دهند اعلام كنند.

3. در اين كه بهترين راه حل مشكلات اقتصادي كشور، داشتن يك اقتصاد دانش بنيان است، ترديدي نيست. امام خامنه اي نيز در يكي از بندهاي اقتصاد مقاومتي كه ابلاغ شده است بر آن تصريح كرده‎اند. چگونه است كه جنابعالي در يك سخنراني‎تان از يك سو شركت‎هاي دانش بنيان را تنها راه حل اقتصاد كشور مي‎دانيد و از سوي ديگر دانشگاه را مورد حمله قرار مي‎دهيد؟!

4. در هر چه ترديد داشته باشيم در اين ترديدي نيست كه راه حل مشكلات كشور پناه بردن به بيگانه نيست؛ زيرا تجربه 40 ساله انقلاب اسلامي و حتي تجربه‎هاي گذشته نيز نشان مي‎دهد كه دشمن خيرخواه كشور و ملت نيست. تجربه سازش دولت اول و دوم شما هم همين حقيقت را نشان مي‎دهد كه در برابر واگذاري‎هاي گسترده به دشمن هيچ عايدي نداشته ايد؛ بنابر اين، چگونه باز هم همان راه حل شكست خورده و سوخته را تنها راه حل مي‎دانيد؟!

5. آقاي شكوري راد هم نمي‎تواند با ضرس قاطع بگويد تحريم‎ها برداشته مي‎شود بلكه مي‎گويد« ممكن است بسياري از موانع را از پيش پاي دولت بردارد» معناي اين سخن اين است كه ممكن است نه تنها موانع برداشته نشود بلكه موانع ديگري نيز بر سر راه دولت و ملت ايران قرار داده شود چنان كه در برجام اين‎گونه شد.

6. بنابر اين، به نظر مي‎رسد نوشتن اين سناريو تنها جنبه انتخاباتي دارد و هيچ ارزش ديگري ندارد.

ديدار تأمل بر انگيز در باكو و توهين هاي متعاقب آن

مقدمه: جناب آقاي دكتر روحاني رئيس جمهوري محترم جمهوري اسلامي ايران كه اوايل آبان ماه به منظور شركت در 18 امين اجلاس كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد به باكو سفر كرده بود، در اندك فرصتي كه براي ديدار‎هاي دوجانبه با مقامات آذري داشت، با شخصي به نام «الله‎شكور پاشازاده» رئيس پرحاشيه اداره مسلمانان قفقاز نيز ملاقات نمود كه اين ديدار تبعات و هزينه‎هاي غيرضروري قابل توجهي در پي داشته و انجام آن اقدامي مغاير با شعار «تدبير» دولت يازدهم محسوب مي‎گردد.

ملاقات عالي‎ترين مقام اجرايي جمهوري اسلامي ايران با رئيس يك اداره خاص در جمهوري آذربايجان، فارغ از اين‎كه چقدر با اصول ديپلماتيك همخواني داشته باشد، علاوه بر اين‎كه ناخرسندي جدي بخش عمده‎اي از فعالان و مردم شيعي جمهوري آذربايجان را به همراه داشت، به بهانه‎اي در دست برخي رسانه‎ها و مسؤولين حزبي اين كشور به منظور تشديد تبليغات ضدايراني و حتي توهين به شخصيت‎هاي بلندپايه نظام جمهوري اسلامي ايران تبديل شد.

البته با توجه به عدم حضور الهام علي‎اف رئيس جمهوري آذربايجان در شانزدهمين دوره اجلاس كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد در تهران و حضور اين كشور در سطح وزير امور خارجه در اجلاس ياد شده، حضور ايران در اجلاس باكو در سطح رئيس جمهوري نيز از منظر قواعد ديپلماتيك قابل بررسي است، ليكن اين مساله موضوع نوشتار حاضر نيست.

تشريح موضوع:

در اين بخش تلاش مي‎گردد با رعايت اجمال، مواردي در تشريح موضوع صدرالاشاره بيان گردد:

1) الله‎شكور پاشازاده پيش از استقلال جمهوري آذربايجان، به‎عنوان مامور سرويس امنيتي اتحاد جماهير شوروي سابق(ك.گ.ب) از سال 1980 مسؤوليت اداره مسلمانان قفقاز را به منظور جلوگيري از برقراري ارتباط موثر شيعيان آذري با حوزه‎هاي علميه و مراجع تقليد شيعي در ايران و عراق، عهده‎دار بود و پس از استقلال جمهوري آذربايجان نيز در همين مسؤوليت، وظيفه كنترل و جهت‎دهي به روندهاي ديني جامعه آذربايجان در راستاي سياست‎هاي دولت سكولار آذربايجان را بر عهده داشته كه شايد به دليل عدم موفقيت كامل و مورد انتظار دولت آذربايجان در انجام وظيفه پيش‎گفته، بعدها كميته دولتي امور ديني نيز تشكيل شده و هم اكنون اداره مسلمانان قفقاز و كميته دولتي مذكور علي‎رغم برخي اختلاف نظرات، در ابتداي مسؤوليت جلوگيري از روند روز افزون گسترش و تعميق ارزش‎هاي اصيل اسلامي در دومين كشور شيعي دنيا و پس از شكست اين سياست، ايجاد انحراف در روند فوق از طريق ارائه «مدل آذربايجاني اسلام» بر مبناي سكولاريسم و سياست‎هاي دولت باكو - عبارتي كه مرتبا از سوي كميته دولتي آذربايجان مورد استفاده قرار مي‎گيرد - را بر عهده گرفته است و آن‎چه اسباب تاسف مي‎گردد اين‎كه آقاي پاشازاده در انجام اين مسؤوليت از مساعدت‎هاي- شايد ناخواسته ولي دامنه‎دار - برخي كارگزاران جمهوري اسلامي ايران در باكو نيز بهره‎مند گرديده است كه برنامه‎ريزي انجام اين ديدار تنها يكي از اين مساعدت‎ها محسوب مي‎گردد و مواردي مانند تمهيد مقدمات برگزاري كنفرانس اداره مسلمانان قفقاز در ايران اسلامي به منظور ارائه و تبيين مدل آذربايجاني و سكولار اسلام، ايجاد نمايندگي براي اداره مسلمانان قفقاز در قم، حضور پررنگ در كنفرانس‎هاي داراي اهداف خاص اداره فوق و... نمونه‎هاي ديگري از اين مساعدت‎هاست و اين در حالي است كه كارگزار مذهبي كشورمان در باكو حدود دو ماه قبل، علي‎رغم درخواست‎هاي مكرر تعدادي از فعالان و مردم شيعه آذربايجان از اقامه نماز ميت بر پيكر امام جماعت فقيد مسجد امام امت قصبه بلبله باكو كه از روحانيون مجاهد و دوستدار حقيقي امام خميني و مقام معظم رهبري بود، خودداري نمود و در جهت اعتباربخشي به «الله‎شكور پاشازاده» وي را موقع حضور در منزل آن مرحوم مشايعت نمود كه اسباب ناخرسندي و اعتراض شيعيان آن منطقه گرديد.

2) اقدام سفارت جمهوري اسلامي ايران در باكو در هماهنگي و برگزاري اين ديدار در شرايطي صورت گرفته است كه پيش از اين اخبار مستند و تحليل‎هاي دقيق درخصوص روابط تامل‎برانگيز «الله‎شكور پاشازاده» با محافل و شخصيت‎هاي رژيم صهيونيستي، سران آل‎سعود و وهابيون منتشر گرديده است- اتفاقا وي پس از ملاقات با رئيس جمهوري ايران به منظور شركت در يك كنفرانس دولت آل‎سعود كه در وين برگزار مي‎گردد راهي اتريش گرديده است-، علاوه بر اين، نقش پاشازاده در كنترل حركت‎هاي مردمي شيعيان آذري، مواضع منفعلانه و توجيه‎گرانه وي در قبال حادثه نارداران كه در آذر ماه 1394 به شهادت، مجروحيت و دستگيري ده‎ها تن از شيعيان آذري منجر گرديد، بي‎تفاوتي و حتي مواضع حمايتي وي از اقدام دولت باكو در دستگيري ده‎ها تن از سران و فعالان جريان اسلامگراي آذربايجان كه به دليل اعتراض به موضوعاتي مانند تخريب مساجد و ممنوعيت حجاب در مدارس به حبس‎هاي طويل‎المدت محكوم شده‎اند، مشاركت وي در برخي تجارت‎هاي غيرقانوني و نقش او در انواع فسادهاي اقتصادي، صدور دستور‎العمل به منظور محدودسازي مراسم مذهبي، تلاش براي ايجاد خدشه در كنفرانس‎ها و برنامه‎هاي تقريبي جمهوري اسلامي ايران(مانند كنفرانس هفته وحدت و...) از طريق طراحي و اجراي برنامه ظاهرا مشابه كه با رويكرد سكولاريسم و هدف تبيين مدل آذربايجاني از اسلام برگزار مي‎گردد و عملا به محفلي براي كمرنگ نمودن تلاش‎هاي چهل سال گذشته انقلاب اسلامي براي ايجاد وحدت بين مسلمانان و كشورهاي اسلامي بر مبناي ارزش‎هاي اصيل اسلامي تبديل مي‎گردد - كه اتفاقا برگزاري يكي از اين نوع كنفرانس‎ها توسط اداره مسلمانان قفقاز در ماه نوامبر سال جاري ميلادي برنامه‎ريزي شده است - و... از ديگر موضوعات مستند رسانه‎اي شده درخصوص پاشازاده مي‎باشد كه تنها با يك جست‎وجوي اينترنتي در فضاي رسانه‎اي و مجازي آذربايجان و برخي كشورهاي ديگر مانند روسيه، تركيه و ايران و... قابل دسترسي است.

3) پس از برگزاري اين ديدار غيرضروري و پرهزينه، برخي سايت‎هاي آذري مانند modern.az با عبارت‎هايي مانند «الله‎شكور پاشازاده رئيس جمهوري اسلامي ايران را به حضور پذيرفت» سعي در شخصيت‎بخشي به وي را داشتند و اين در حالي است كه اتفاقا بر اساس نظرسنجي‎هاي همين سايت نزديك به دولت آذربايجان، الله‎شكور پاشازاده فقط مورد اعتماد چهار دهم درصد مردم و مخصوصا دينداران آذري مي‎باشد. علاوه بر اين، متعاقب ديدار ياد شده، برخي چهره‎هاي حزبي مانند آرزوخان عليزاده جانشين حزب استقلال ملي آذربايجان و تعدادي از سايت‎هاي آذري مانند ovqat.com با دروغ‎پراكني و بهانه‎هاي واهي مانند برگزاري ديدار در محل سفارت كشورمان در باكو(در حالي كه اين‎گونه نبوده)، ادعاي عدم رعايت آداب ديپلماتيك از سوي سفارت كشورمان و انواع توهين‎ها را به مقامات عالي‎رتبه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و نيز شخص رئيس جمهوري اسلامي انجام داده و رئيس جمهور كشورمان را به‎عنوان شخصي بدون صلاحيت ديني و داراي صلاحيت صرفا سياسي آن هم به‎صورت ناقص، مخالف با رهبر ديني جمهوري اسلامي و... معرفي نموده‎اند كه خواسته است از طريق توهين به پاشازاده به‎عنوان رهبر ديني آذربايجان و قفقاز، قصاص رهبر ديني ايران را از وي بگيرد و.... اين محافل خبري و اشخاص حزبي، به بهانه برگزاري اين ديدار، در قياسي مع‎الفارق و موهوم تلاش نموده‎اند پاشازاده را به‎عنوان رهبر ديني آذربايجان و فراتر از آن منطقه قفقاز(گرجستان، روسيه) معرفي نموده و سپس وي را با مقام معظم رهبري مقايسه نمايند و اين در حالي است كه وي از حداقل سواد ديني نيز برخوردار نبوده و حتي خودش در كليپي كه از وي منتشر شده صراحتا مي‎گويد من در اين سال‎هاي طولاني كه شيخ‎الاسلام قفقاز هستم معناي وجدان را نفهميده‎ام، وي حتي شناختي از روحانيون فاضل و وضعيت ديني آذربايجان ندارد و صرفا به دليل خوش‎خدمتي به دولت آذربايجان توانسته است مسؤوليت خود را تداوم بخشد ولي دولت گرجستان به‎عنوان يكي از سه كشور قفقاز جنوبي با بي‎اعتنايي به حضور نماينده پاشازاده در اين كشور، اداره مسلمانان گرجستان را از چند سال قبل راه‎اندازي نموده كه به‎صورت مستقل فعاليت مي‎نمايد و پاشازاده صرفا با هزينه‎بخشي از دلارهاي بادآورده در برخي مناطق قفقاز شمالي توانسته است روابط خود با مفتيان سني‎مذهب اين مناطق را حفظ كند.

شيخ‎الاسلام پاشازاده كه پيش از اين سابقه توهين به مقامات عالي رتبه نظام از طريق اعزام يكي از معاونانش به تجمع ضد ايراني در مقابل سفارت كشورمان در باكو را در كارنامه خود داشته است، اين بار نيز با درخواست‎هاي مكرر از برخي كارگزاران كشورمان در باكو مبني بر لزوم ملاقات با رئيس جمهوري ايران، زمينه‎ساز توهين‎هاي آشكار و تلويحي به مقامات عالي‎رتبه كشورمان گرديده است.

الله‎شكور پاشازاده كه زمزمه‎هاي قبلي مبني بر فرا رسيدن پايان عمر مسؤوليتي‎اش در اداره مسلمانان قفقاز را پس از توصيه اخير الهام علي‎اف مبني بر مطلوب بودن استعفاي مسؤولين بالاي 70 سال، جدي‎تر ارزيابي مي‎كند، اكنون تلاش مي‎نمايد با افزايش ملاقات‎ها، سفرها و... نظر مساعد رئيس جمهوري آذربايجان براي تداوم مسؤوليتش در اداره مسلمانان قفقاز را جلب نمايد و در اين راه برخي دوستان ايراني‎اش از هيچ كمكي به پاشازاده دريغ نمي‎كنند!

سخن آخر:

اكنون انتظار قانوني و طبيعي آن است كه متوليان هماهنگ‎كننده اين ملاقات در باكو به مردم ايران و مقامات عالي‎رتبه نظام و شخص رئيس جمهوري محترم توضيح دهند در مقابل اين همه تبعات و توهين‎هاي گستاخانه و نيز در قبال ناخرسندي دينداران اصيل آذري از برگزاري ملاقات رئيس جمهوري اسلامي ايران با شخصي مثل پاشازاده چه دستاوردي را نصيب سياست خارجي و منافع ملي كشورمان نموده‎اند؟ آيا برخي كارسازي‎هاي شخصي شيخ‎الاسلام پاشازاده در اموري مانند صدور ويزا براي برخي كارگزاران كشورمان در باكو و برگزاري برخي ضيافت‎هاي به اصطلاح شاهانه براي برخي ميهمانان ايراني و... تناسبي با هزينه‎هاي اين ملاقات داشته است؟

لازم به يادآوري است تا لحظه نگارش اين نوشتار، سكوت منفعلانه! تنها پاسخ سفارت كشورمان در قبال گستاخي‎ها و حرمت‎شكني‎هاي فوق‎الاشاره بوده است كه جاي بسي تامل و تاسف داشته و هيچ تناسبي با توصيه‎هاي مقام معظم رهبري به دست‎اندركاران دستگاه ديپلماسي ندارد.

البته دولت جمهوري آذربايجان هم بايستي خطوط قرمز مردم و نظام جمهوري اسلامي ايران را بيش از قبل به رسانه‎هاي دولتي و شبه‎دولتي و سران احزاب اقماري خود تفهيم كرده و به آنان اجازه ندهد در برابر دريافت دلارهاي سعودي و صهيونيستي پا از گليم خويش بيرون نهند.

سخنگوي ارشد نيروهاي مسلح:
كوچك ترين تجاوز را در جغرافيايي وسيع پاسخ خواهيم داد

روند پرشتاب و سريع تحولات و اتفاق‎هاي سياسي- امنيتي از ابتداي سال جاري در منطقه غرب آسيا و خليج فارس كه از سوي دشمنان جمهوري اسلامي ايران براي تكميل پازل جنگ تركيبي عليه ملت ايران دنبال شد، فاز جديدي از صحنه‎آرايي منطقه‎اي و بين‎المللي را در اين منطقه رقم زده است.

ساقط كردن پهپاد متجاوز آمريكايي توسط نيروي هوافضاي سپاه، توقيف نفتكش متخلف انگليسي توسط نيروي دريايي سپاه، تشكيل ائتلاف شكست خورده آمريكا براي تامين امنيت دريايي در خليج فارس، حمله پهپادي و موشكي انصار‎الله يمن به تاسيسات نفتي عربستان و در پي آن كاهش چشمگير صادرات نفت اين كشور، شرارت‎هاي رژيم صهيونيستي در منطقه و... را مي‎توان از جمله تحولات مهم در ۶ ماه نخست امسال در منطقه برشمرد.

با اين حال شكي نيست كه برخلاف خواست و اقدامات آمريكا و دنباله‎روهاي منطقه‎اي آن، نه تنها در موقعيت جمهوري اسلامي ايران در منطقه آسيبي وارد نشده، بلكه به گفته بسياري از شخصيت‎ها و كارشناسان داخلي و خارجي، سطح قدرت ايران در منطقه غرب آسيا و تاثيرگذاري آن در معادلات جهاني، پس از اتفاق‎هاي اخير چند پله بالاتر رفته است.

سردار ابوالفضل شكارچي از سوي سرلشكر باقري رئيس ستادكل نيروهاي مسلح در فروردين‎ماه ۱۳۹۷ به‎عنوان معاون فرهنگي و تبليغات دفاعي ستادكل نيروهاي مسلح و سخنگوي ارشد نيروهاي مسلح منصوب شد. سردار شكارچي پيش از اين مسؤوليت‎هايي چون معاونت هماهنگ كننده سازمان عقيدتي سياسي وزارت دفاع و فرماندهي سپاه حضرت ابوالفضل(ع) استان لرستان را بر عهده داشته است. وي همچنين در دوران دفاع مقدس نيز از جمله رزمندگاني بود كه در لشكر ۱۷ علي ابن ابيطالب استان قم حضور داشت. گزيده گفت و گوي فارس با سردار شكارجي درباره سطح قدرت منطقه‎اي و فرامنطقه‎اي جمهوري اسلامي ايران را ملاحظه مي‎كنيد.

** كوچك‎ترين تجاوز را در جغرافيايي وسيع پاسخ خواهيم داد

بعد از رخدادهاي اخير در منطقه كه نمونه بارز آن اصابت پهپاد و توقيف نفتكش انگليسي بود، گفته مي‎شود كه سطح قدرت جمهوري اسلامي بالا رفته است، اين بالا رفتن سطح قدرت جمهوري اسلامي به چه معناست و چه ثمراتي براي كشور دارد؟

سردار شكارچي: نظام سلطه و استكبار جهاني و در رأس آن آمريكا پس از پيروزي انقلاب اسلامي هر روز در حال گذراندن دوران زوال خود است، اما تا زماني كه به عراق و افغانستان حمله نكرده بود، خود اين باور را نداشت كه چقدر ضعيف شده است. بخصوص در سال ۲۰۰۳ كه به عراق حمله كرد، هرگز نتوانست خود را جمع كند.

دليل اين موضوع اين است كه آن‎ها با حمايت همه جانبه از رژيم بعثي صدام هشت سال جنگ را بر ما تحميل كردند تا نظام ما از هم بپاشد، اما يك كشور بي‎تجربه تثبيت نشده بعد از رژيم ستمشاهي را جنگ، منسجم و متكي به خود كرد و توانست روي پاي خود بايستد، بعد از جنگ آمريكايي‎ها متوجه شدند كه جنگ به‎جاي اين‎كه نظام مقدس جمهوري اسلامي را تضعيف كرده باشد، عامل تقويت آن شده است.

بخش كمي از اقتدار نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران ساقط كردن پهپاد آمريكايي و متوقف كردن كشتي متخلف انگليس در خليج‎فارس بود كه نشان داده شد، مي‎توان گفت شرايطي مثل شرايط موجود به وجود نيامده بود و اين گوشه‎اي از صلابت نظام مقتدر ايران اسلامي بود.

بارها گفته و تأكيد شده كه به‎هيچ‎عنوان آغازگر هيچ جنگ نبوده و نيستيم، چنان‎چه متجاوزي خطاي راهبردي نمايد آن تجاوز با بالاترين و كوبنده‎ترين پاسخ پشيمان كننده و در جغرافيايي بيش آن‎چه مورد تصور بدخواهان ايران اسلامي هست روبرو خواهد شد و دشمنان انقلاب اسلامي در آن شرايط موضوع پاسخ ده برابري به يك خطا را از عمق وجود و در ميدان عمل درك خواهند كرد.

نمونه‎اش همين است كه آمريكا با هواپيماي فوق پيشرفته جاسوسي و متجاوز خود، چند كيلومتر به فضاي كشور ما تجاوز كرد، ما به دشمن امان نداديم و زماني كه وارد فضاي كشور شد، بلافاصله رهگيري و منهدم شد.

سه مطلب پشت اين اتفاق مهم قرار دارد، اول – اين‎كه پيشرفته‎ترين هواپيماي فوق جاسوسي دشمن مورد اصابت قرار گرفت، دوم- اين‎كه دشمن قدرت فن آوري و تجهيزات پيشرفته با توليد ايراني را تجربه كرد و فهميد كه به خوداتكايي رسيده‎ايم و سوم – اين كه، اراده بسيار قوي براي پاسخگويي سريع و كوبنده به هر تجاوز گويي را داريم و براي دفاع از كشورمان قاطعانه عمل مي‎كنيم.

سال هاست كه به اين قدرت رسيده‎ايم و فقط زمينه نمايش عملي قدرتمان را آمريكا در ماجراي سقوط پهپاد متجاوز و انگليس در توقيف نفت‎كش متخلف فراهم كردند. انگليس وقتي در تنگه هرمز و آب‎هاي خليج‎فارس تخلف انجام داد، ديد كه جمهوري اسلامي ايران به‎شدت و باقدرت برخورد مي‎كند و كشتي نفت‎كشي كه توسط شناور جنگي انگليس اسكورت مي‎شد، به دليل تخلف و ناديده گرفتن اخطار، توقيف شد. لذا بايد گفت تحريم و فشار دشمن روي ارتقاء قدرت بازدارندگي جمهوري اسلامي ايران تأثير مثبت داشته و راهبرد مقاومت فعال افول و نزول دشمنان كينه‎توز انقلاب اسلامي را به دنبال داشته است.

اتفاق‎هاي اخير در منطقه، دشمنان قلدر و مستكبر را از ياوه‎گويي‎هايي همچون گزينه نظامي روي ميز و امثال آن بر حذر داشته است زيرا به‎اندازه كافي تحقيرشده‎اند و امروز آمريكا و انگليس مورد تمسخر جهانيان قرار مي‎گيرند و اطلاع دارند در صورت هرگونه خطاي راهبردي، ميدان عمل و جغرافيا و ميدان جنگ، در اختيار آنان نخواهد بود.

** قدرت جمهوري اسلامي ايران فرامنطقه‎اي است

اين گستردگي جغرافياي جنگ كه تبديل به كليدواژه‎اي پرتكرار شده ممكن است براي برخي نامفهوم باشد كه در صورت بروز تهاجمي عليه كشورمان، قدرت جمهوري اسلامي ايران چگونه بروز پيدا خواهد كرد، اين موضوع را بيش‎تر تشريح بفرماييد.

سردار شكارچي: هرجايي و در هر نقطه‎اي از هر سرزميني كه منافع آمريكا و هم‎پيمانان او در آن‎جا باشد تهديد مي‎شود و جمهوري اسلامي ثابت كرده كه توانايي انجام اين كار را دارد. حتي اگر كشوري خودش مستقيم در جنگ احتمالي حضور نداشته نباشد اما كشور و سرزمينش را در اختيار دشمن قرار دهد، ما آن كشور را سرزمين دشمن مي‎دانيم و همانند متجاوز با او برخورد خواهيم كرد.

اقتدار جمهوري اسلامي ايران به مرزهاي جغرافيايي و درون كشور ايران محدود نيست و قدرتش فراملي، فراپيراموني و فرامنطقه‎اي است و از همه ظرفيت‎هايش استفاده خواهد كرد و البته دشمنان ما اين ظرفيت را خوب مي‎شناسند و اين موضوع را خوب درك مي‎كنند.

** تجهيزات غربي در حمله يمن به آرامكو آزمون مفتضحانه‎اي پس داد

اين موضوع آيا به‎نوعي به چالش كشيدن قدرت‎هاي فرا منطقه‎اي كه مدعي تأمين امنيت منطقه هستند، نيست؟

سردار شكارچي: قطعاً قدرت پوشالي و ذهني قدرت‎هايي مثل آمريكا و... به چالش كشيده شده است، كشورهايي كه تا ديروز آمريكا، انگليس و رژيم جعلي صهيونيستي را عليه نظام جمهوري اسلامي ترغيب و تحريك به حمله نظامي مي‎كردند، امروز به اين نتيجه رسيده‎اند كه آمريكا، انگليس و رژيم در حال زوال صهيونيسيتي توان حفاظت از خود و نيروهاي خودشان را ندارند.

پوشالي بودن قدرت نظام سلطه و در رأس آن‎ها آمريكا و انگليس براي جهانيان رو شد، تجهيزات راداري، تسليحات، پدافند هوايي كه منابع كشورها و ملت مسلمان منطقه براي خريد آن به غارت رفته است و غارتگراني همچون آمريكا با ايران هراسي آن‎ها را مي‎دوشيدند، در قضيه حمله يمن به آرامكو عربستان سعودي آزمون خود را مفتضحانه پس دادند و دنيا متوجه ضعف‎هاي شديد و حقارت اين حوزه شدند.

لذا به اين نتيجه مي‎رسيم كه وقتي صدها ميليارد دلار سلاح‎هاي فوق پيشرفته آمريكايي، انگليسي، فرانسوي و اسرائيلي انباشته‎شده در عربستان سعودي قادر به دفاع از مهم‎ترين تأسيسات نفتي جهان يعني آرمكو عربستان در مقابل عمليات انصار‎الله بااراده و شجاع يمن كه سال هاست در محاصره به سر مي‎برند نيستند، چطور جرأت خواهند كرد نظام مقتدر جمهوري اسلامي ايران را تهديد نمايند، در عين حالي كه مي‎دانند در صورت هرگونه خطا تمام منافع آن‎ها با خطر مواجه خواهد شد و اين موضوع دليل قاطعي هست براي ياوه‎گويي و هذيان‎گويي دشمن كه در قالب جنگ رواني شكل مي‎گيرد.

** هرچه فشار متجاوزان به يمني‎ها بيش‎تر شود، قدرت آن‎ها نيز بيش‎تر مي‎شود

پس چرا غربي‎ها تلاش دارند حمله به تأسيسات نفتي عربستان را به ايران نسبت دهند؟

سردار شكارچي: يمن كشوري است كه سال هاست مورد تجاوز ظالمانه و بي‎امان ائتلاف عربستان سعودي و امارات با حمايت همه‎جانبه آمريكا، اسرائيل، انگليس و فرانسه قرار دارد. علاوه بر از بين بردن زيرساخت ها، به مدرسه، بيمارستان، درمانگاه، خانه‎ها و مجلس عروسي در يمن هم رحم نكردند و واقعاً اين كشور را به يك ويرانه تبديل كردند، اما همين يمن ويران و فقير و محاصره‎شده در برابر سلاح‎هاي آمريكايي، اسرائيلي، فرانسوي، انگليسي و... كه در اختيار عربستان قرار دارد شجاعانه و ثابت قدم ايستاده است و جانانه دفاع مي‎كند. انصار‎الله و ارتش مردمي يمن بر روي يك ويرانه نشسته‎اند ولي پهپادهاي فوق مدرن و موشك‎هاي نقطه زن توليد مي‎كنند. ودر عين حالي‎كه با مشكلات فراواني روبه رو هستند امروز به قدرت تهاجمي بالايي رسيده‎اند.

هرچه فشار متجاوزان به يمني‎ها بيش‎تر شده قدرت آن‎ها بيش‎تر شده است، چرا؟ پاسخ روشن است، چون هويت و ماهيت مردم يمن را دشمن هنوز هم درك نكرده است و اين همان اشتباهي است كه در قبال مردم ايران، فلسطين، عراق، سوريه، لبنان و... مرتكب شده است.

** دشمنان از سر استيصال حمله به آرامكو را به ايران نسبت مي‎دهند

دشمن هر جا اين اشتباه را كرده و باقدرت نظامي وارد يك منطقه شده، شكست‎خورده است و آن كشورها قدرت دفاعي و بازدارندگي خود را افزايش داده‎اند و امروز يمن پيروز صاحب اين قدرت شگفت‎انگيز است، دشمنان و در رأس آن آمريكا براي پيشگيري از تحقير بيش‎تر خود و از روي استيصال ماجراي آرامكو را به ايران نسبت مي‎دهند درحالي‎كه متوجه قدرت شكست‎ناپذيريمني‎ها هستند. امروز شكست دشمنان در برابر ملت يمن دو علت عمده دارد، اولين آن اراده و ايمان مردم يمن است كه اين اراده و ايمان باعث شده تا يمني‎ها به اين باور برسند كه تا آخرين نفس بايد با دشمنان خود مبارزه كنند و در هيچ شرايطي تسليم نشوند. دليل دوم روحيه دنياطلبي، ترس، وحشت از مرگ و هراس دشمنان مقابل آن‎هاست.

آمريكا و هم‎پيمانان او در جهان هيچ‎گاه درك درستي از واقعيت‎ها نداشتند و اگر درك صحيحي از اراده و ايمان ملت‎ها داشتند به اين اشتباهات راهبردي دست نمي‎زدند. امروز انصار‎الله و ارتش مقتدر مردمي يمن يك نيروي ايماني و انقلابي هست كه تجربه عظيمي را براي كارهاي بزرگ‎تر به دست آورده، و به فن‎آوري و تجارب ارزشمندي دست پيداكرده، به‎طوري‎كه قادر است پهپادهايي توليد كند كه بيش از ۱۲۰۰ كيلومتر برد عملياتي داشته و موشك‎هاي راهبردي نقطه زن توليد كند و از ملت و كشورش دفاع كند.

** صهيونيست‎ها آخرين نفس‎هاي خود را مي‎كشند

اسرائيل هميشه شرارت‎هاي خود را داشته است، اخيراً تحركاتي شرورانه داشت ازجمله حمله پهپادي به دفتر حزب‎الله در ضاحيه بيروت كه البته با پاسخ سخت مقاومت مواجه شد، علت اصلي تحركات اخير اسرائيل چيست؟

سردار شكارچي: شرارت‎هاي اين رژيم جعلي به اين دليل است كه خود را درشيب سقوط و فروپاشي مي‎بيند، اسرائيل در مسير محو شدن از صفحه روزگار دست‎وپا مي‎زند. كسي كه در باتلاق بيفتد، دست‎وپا مي‎زند و اين اقدامات رژيم خون‎خوار و كودك كش هم همان دست‎وپا زدن‎ها است. صهيونيست‎ها در باتلاق گرفتار هستند و آخرين نفس‎هاي خود را تجربه مي‎كنند، يعني پيش‎بيني حضرت امام خامنه‎اي(مدظله‎العالي) در گذشته مبني بر اين‎كه اسرائيل ۲۵ سال آينده را نخواهد ديد، واقعيتي بس تلخ براي اين رژيم جعلي و قلب جهان استكبار و ظالم است.

اسرائيل يك رژيم جعلي است كه سرزميني را از مسلمانان غصب كرده و الزاماً بايد فروبپاشد و آن سرزمين به مسلمانان برگردد، لكن كشورهايي چون آمريكا، انگليس، عربستان سعودي و... كه سرنوشت خود را به اسرائيل گره زده‎اند بايد آمادگي داشته باشند كه با اسرائيل به اين باتلاق فرو خواهند رفت.

** شهيد زين‎الدين يك انقلابي كم نظير و انسان ويژه‎اي در دوره خود بود

شما در دوران دفاع مقدس در لشكر خط‎شكن ۱۷ علي ابن ابيطالب(ع) حضور داشتيد، به‎طورقطع يكي از شهداي شاخص دفاع مقدس كه به عقيده من تاكنون حق اين شهيد آن‎چنان‎كه بايد و شايد ادا نشده و در شناساندن او به نسل جديد ضعيف عمل كرده‎ايم، فرمانده لشكر ۱۷ علي ابن ابيطالب(ع) يعني شهيد مهدي زين‎الدين است، دوست داريم پايان‎بخش گفتگويمان خاطره‎اي از شهيد زين‎الدين باشد.

سردار شكارچي: شهيد بزرگوار مهدي زين‎الدين به‎عنوان يك فرمانده جوان و انقلابي كم‎نظير ازجمله كساني است كه زماني كه امام(ره) فرمودند سربازان من در گهواره هستند، همان زمان شهيد زين‎الدين طفلي بودكه بعداً تا شهادت انقلاب امام را ياري نمود. ايشان يك انسان ويژه‎اي در دوره خود بود و باايمان، تقوا، شهامت، شجاعت، تدبير، فرماندهي چندين هزار نفر را در سن ۲۳-۲۴ سالگي در دوران دفاع مقدس به عهده داشت. آن شهيد والامقام صدها فرمانده و مدير انقلابي و شهادت طلب براي اسلام ناب محمدي(ص) و دفاع از انقلاب اسلامي تربيت كرد.

خاطره‎اي ويژه از ايشان براي والده محترمشان تعريف كردم، پس از تعريف اين خاطره كه براي خودم خيلي شگفت انگيز بود انتظار داشتم پاسخي كه از والده محترم ايشان مي‎شنوم، دست‎مريزاد گفتن به خود براي تربيت چنين فرزندي باشد. ضمن اين‎كه چنين افتخاري را ايشان دارند، ديدم خيلي عكس‎العمل ويژه‎اي نسبت به‎خاطره‎اي كه من تعريف كردم نداشتند و قريب به اين مضمون گفتند كه «در مقايسه باكاري كه من براي ايشان كرده‎ام، آقا مهدي بايد كارهاي بزرگ‎تري را انجام مي‎دادند» من از ايشان پرسيدم كه چه‎كاري بوده است؟ ايشان فرمودند: كه يك‎بار در فصل زمستان ايشان [شهيد زين‎الدين] شيرخواره بود و امكانات زيادي هم وجود نداشت و من هم تب و لرز داشتم و در بستر بيماري بودم. ايشان در نيمه‎هاي شب گريه و بي‎قراري مي‎كردند و من هم تا آن زمان به ايشان بدون وضو شير نداده بودم، من رفتم در حياط، در آن هواي بسيار سرد و با اين وضعيت و با آن حالت مريضي وضو گرفتم و راضي نشدم حتي در آن وضعيت هم يك‎بار بدون وضو به ايشان شير بدهم.

شهيد زين‎الدين يك نابغه بود و از هر زاويه‎اي كه شما به يك انسان متعالي نگاه كنيد، شهيد زين‎الدين اين ويژگي را در خود داشت، اما چنين آدمي را مادرش مي‎گويد كه من انتظارم از او بيش‎تر بود.

شهيد زين‎الدين به‎تازگي صاحب فرزند شده بودند و در يك مدرسه‎اي در منطقه كوروش اهواز داخل يكي از كلاس‎ها خانواده ايشان استقرار داشتند كه به «بيت اسرا» معروف بود. مدت‎ها در منطقه سردشت بنا بود مأموريتي را انجام بدهيم و ايشان رفته بودند بسترهاي آن مأموريت را آماده كنند و مدتي بود به زن و بچه خود سركشي نكرده بود. آن موقع هم كه وسايل ارتباطي مانند امروز وجود نداشت. راننده ايشان شهيد يزدي تعريف مي‎كرد كه قرار بود پس از بازگشت از مأموريت سردشت، شب برويم اهواز و سركشي از خانواده خود داشته باشند، سپس صبح روز بعد به سمت سد دز كه محل اردوي چند هزارنفري لشكر ۱۷ علي ابن ابيطالب بود حركت كنيم. سر يك‎دو راهي كه از پل كرخه به جاده انديمشك اهواز مي‎رسد، به شهيد يزدي گفته بود كه اين‎جا توقف كن و سكوتي را اختيار كرده بود و سپس به شهيد يزدي گفته بود كه حركت كن برويم به سمت سد دز!(اردوگاه لشگر۱۷)

شهيد يزدي از او پرسيده بود كه بنا بود ما به اهواز برويم، شهيد زين‎الدين هم در پاسخ به ايشان مي‎گويد: توقف ما هم براي همين بود كه عقلم بر اساس تكليف به من مي‎گفت برو به بچه‎هاي لشكرت سركشي كن و نفس و دلم هم مي‎گفت به زن و بچه‎ات سركشي كن. عقلم اين‎جا پيروز شد، پس به سمت سد دز برويم تا از لشكرو رزمندگان آن سركشي كنيم و بعداً فرصتي ديگر به خانواده سر مي‎زنم. براي شادي روحش صلوات بفرستيد.

يك مصاحبه و 12 ادعاي خلاف واقع!

دقت و صداقت در گفتار براي هر فردي ضروري است اما براي مسؤولان كشور اين ضرورت دوچندان بوده و نمي‎توان به سادگي از كنار مواضع آنان گذشت، چرا كه هر حرف و سخن آنان عوارض و نتايج خاص خود را به دنبال دارد. آن‎چه مي‎خوانيد 12 نكته قابل تأمل از مصاحبه مفصل غلامرضا انصاري معاون ديپلماسي اقتصادي وزارت امور خارجه كشورمان با روزنامه اعتماد است، نكاتي كه بيان آن‎ها از سوي معاون وزير خارجه جاي تعجب داشته يا با واقعيت‎ها همخوان نيست و در مواردي بوي تحريف از آن به مشام مي‎رسد.

1. انصاري در پاسخ به دومين سؤال جمله‎اي عجيب و قابل تأمل مي‎گويد، «يكي از ويژگي‎هاي برجام اين بود كه يك همدردي بين‎المللي را به نفع ايران رقم زد»!

- يعني مشكل اصلي كشور ما «عدم همدردي» ديگر كشورها با ما بود؟! آيا الان كه 6 سال گذشته است و به قول آقايان، همدردي بين‎المللي هم شكل گرفته، گره‎اي از كار فروبسته اين مرزوبوم گشود شده است؟ اساساًً آن همه امتياز نقد در توافق هسته‎اي داديم كه همدردي بدست آوريم؟!

2. «موافق اين نيستم كه هدف برجام، اقتصادي بود!»

- اين اظهارنظر يكي از تاريخي‎ترين مواضع دست‎اندركاران برجام است كه يك‎بار هم از سوي ظريف بيان شده بود. گويا حافظه ملت را در حد ماهي فرض كرده‎اند. فقط بفرمايند اگر هدف برجام، اقتصادي نبود پس چه بود؟!

3. «هيچ كشوري در دنيا مجوز سازمان ملل و شوراي امنيت را براي غني‎سازي ندارد اما ايران دارد.»

- جالب است بدانيد قبل از برجام، غني‎سازي 20 درصد را انجام مي‎داديم اما بر اساس برجام در دنيا استثنا شديم و حق غني‎سازي بيش از 3/5 درصد را نداريم!

4. «براثر برجام تمام قطعنامه‎هاي سازمان ملل در يك‎شب كنار رفتند!»

- اتفاقاً قطعنامه‎هاي سازمان ملل كنار نرفتند بلكه در قالب قطعنامه 2231 فقط تجميع شدند!

5. «دونالد ترامپ پس از حضور در كاخ سفيد، احساس كرد كه كلاه بزرگي سر آمريكا رفته و شروع به مخالفت با برجام كرد.»

- آقايان ديپلمات به اين سؤال ساده پاسخ نمي‎دهند اين چه كلاهي است كه سر آمريكا رفته كه يكي از شروط اساسي ترامپ براي ايران برداشتن بند غروب توافق و دائمي كردن اين كلاه است؟!

6. «بدون شك برجام براي ايران يك پيروزي بزرگي بود اما نواقصي هم داشته است.»

- اتفاقاً كاملاًً برعكس است، صحيح‎تر آن است كه بگوييم «برجام براي ايران يك شكست بزرگي بود اما نكات خوبي هم داشته است، مثلاً اين‎كه دست چدني آمريكا آشكار و براي ملت مايه عبرت شد.

7. «ما متعهد به برجام بوده و هستيم. هيچ‎وقت هم اعلام نكرده‎ايم كه مي‎خواهيم از برجام خارج شويم!»

- بله و احسنت! همين گزاره و چراغ سبز نشان دادن ايشان و دستگاه ديپلماسي بود كه باعث شد آمريكا از برجام خارج شود، به امريكا فهمانديد كه شما حتي اگر به سرسوزني از تعهدات خود هم عمل نكنيد، ما همچنان پايبند خواهيم بود!

8. «اگر سيستم بانكي ايران مي‎خواهد با سيستم بانكي جهان اعم از كوچك يا بزرگ آن هر نوع ارتباطي را برقرار كند، شرط آن FATF است.»

- ادعاي وجود چنين شرطي، خلاف واقع است! يك سؤال هم مطرح مي‎شود اين است كه FATF قدمتي 30 ساله دارد(تأسيس در سال ۱۹۸۹) چطور مي‎شود كه در سي سال گذشته، چنين شرطي نبوده و طي اين چند سال اخير مطرح شده است؟

9. «اگر ما نتوانيم به سلامت از اين وضعيت عبور كنيم، سيستم بانكي كشور به‎طور كامل فلج خواهد شد. يعني شما حتي امكان حضور در كشورهاي دوست و همسايه را در حوزه بانكي نخواهيد داشت.»

- اين ادعا شبيه همان حرف‎هايي است كه مي‎گفتند اگر توافق نشود، جنگ خواهد شد. كاركردي جز ارعاب و تسهيل اهداف طرف غربي ندارد.

10. «اگر در اين چند ماه كه به ما فرصت داده شده نتوانيم FATF را بگذرانيم مطمئن باشيد كه سيستم بانكي كشور با يك بحران جدي رو‎به‎رو خواهد شد!»

- از جنس ادعاي قبلي! ثانيا چگونه است كه دشمنان ملت ايران (مثلا همين آمريكا) اينقدر اصرار بر الحاق ايران به FATF دارند؟! و شما چرا همان خط را دنبال مي‎كنيد؟! چگونه است كه برخي مقامات آمريكا تصريح كرده اند كه راه جلوگيري ايران از دور زدن تحريم‎ها الحاق كامل اين كشور به FATF است و شما باز بر اين الحاق تاكيد داريد؟!

11. «به همين كساني كه اين حرف را مي‎گويند بفرماييد كه به ادعاي همه واحدهاي اطلاعاتي كشور، بيش‎ترين اطلاعات از طريق موبايل‎ها به خارج از كشور منتقل مي‎شود. اين شامل همه‎چيز است اعم از جزييات، كليات، عكس، تصوير، اطلاعات است. خوشبختانه هميشه سازمان‎هاي اطلاعاتي ما دستور داده‎اند كه علي‎الخصوص از اين موبايل‎هاي پيشرفته استفاده نكنيد. زيرا عكس، صدا، تصوير و حتي رفتار شما در اين موبايل‎ها قابل رصد و ارسال است. آن‎كساني كه مي‎گويند FATF باعث مي‎شود كه اطلاعات كشور بيرون برود، آيا حاضر هستند كه موبايل‎هاي خود را تحويل بدهند؟»

- به وزارت امور خارجه براي داشتن چنين معاوني با اين سطح از استدلال و تحليل بايد تبريك گفت. به فردي گفتند در پمپ بنزين سيگار نكش، جواب داد من جلوي پدرم هم مي‎كشم!

12. «مشاهده كنيد كه اكنون در FATF چند كشور عضو هستند؟ همه جهان عضو هستند.»

- در خوشبينانه‎ترين حالت اين حرف را مي‎توان به حساب اشتباه لفظي گوينده گذاشت. چرا كه تنها 35 كشور عضو FATF و رژيم آل‎سعود و صهيونيستي هم عضو ناظر آن هستند. البته شايد منظور معاون ظريف اتحاديه‎هاي عضو اين نهاد باشد كه در اين صورت هم ايران از سال 2016 عضو ناظر اتحاديه اوراسيا به‎عنوان يكي از اين اتحاديه‎هاست. وانگهي امريكا و ديگر دشمنان با ايران كار دارند و با اعضايديگر FATF مشكل مهمي ندارند.

يك روزنامه چاپ قطر:
چرا ايران برنده شد و كشور هاي مرتجع منطقه باختند؟!

يك روزنامه چاپ قطر تصريح كرد ايران برنده تحولات خاورميانه و كشورهاي هم‎پيمان با آمريكا، بازنده اين تحولات هستند.

روزنامه العرب نوشت: كشورهاي عرب حوزه خليج فارس پس از اشغال عراق توسط آمريكا در سال 2003 دچار شك و ترديد شدند در حالي كه بايد وارد عمل مي‎شدند و از مقاومت در عراق حمايت و پشتيباني مي‎كردند و براي ايجاد موازنه قوا با ايران، آن‎ها را به احزاب سياسي تبديل مي‎كردند اما بيم آن داشتند كه مبادا برچسب حمايت از تروريسم بر پيشاني آن‎ها بخورد به‎ويژه با توجه به اين‎كه اشغال عراق به دنبال حادثه يازدهم سپتامبر صورت گرفت و به همين دليل اين كشورها، بازنده ميدان نبرد در عراق بودند.

كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس، در سال 2005 پس از ترور رفيق حريري نخست وزير پيشين به‎عنوان قدرتمندترين عامل كشورهاي ياد شده لبنان را از دست دادند و از تحولات شكل‎گرفته پس از خروج ارتش سوريه از لبنان و بازگشت مهاجران و در راس آن‎ها ميشل عون و آزادي زندانيان از جمله سمير جعجع استفاده نكردند و به همين دليل ميشل عون به اجبار در كنار «حزب‎الله و سوريه و ايران» قرار گرفت و رهبري مسيحيان و رياست جمهوري لبنان را برعهده گرفت علي‎رغم اين‎كه او تنها كسي بود كه مي‎توانست مسيحيان را در برابر رقباي خويش بسيج كند.

كشورهاي عرب خليج فارس در سال 2011 پس از وزيدن تندباد تغيير برخي از رژيم‎هاي عرب و ريشه‎كن شدن برخي از آن‎ها توسط بهار عربي، اكثراً سعي كردند تا از رژيم‎هاي ضعيف همچون علي عبد‎الله صالح در يمن حمايت كنند از ترس اين‎كه مبادا بهار عربي با خود رهبراني در تضاد با آن‎ها بر سر كار آورد. كشورهاي مزبور در مورد مصر و سوريه نيز رويكردي نادرست در پيش گرفتند اما اين امر بر توان جهان عرب چيزي نيفزود بلكه ايران با حمايت از بشار اسد در سوريه و حوثي‎ها در يمن به پيروزي دست يافت.

اگر اين كشورها اجازه مي‎دادند تا انقلاب يمن به ثمر برسد در آن صورت همه جريان‎ها بر سر حاكميت با يكديگر به رقابت مي‎پرداختند و آن‎ها مي‎توانستند از احزاب يمني مورد دلخواه خود حمايت كنند.

ايران با ايجاد ائتلاف با برخي از احزاب عربي اسلامي از توان نرم‎افزاري خود بهر‎ه‎برداري كرد در حالي كه كشورهاي حاشيه خليج فارس به نبرد با اسلام سياسي پرداختند و ثابت كردند كه از توان نرم‎افزاري جز پرداخت پول چيز ديگري را نمي‎فهمند. آن‎ها همچنين پس از انقلاب‎هاي عربي، پايگاه و موقعيت مردمي عربي خود را از دست دادند.

اما از نظر توان سخت‎افزاري، اعمال محاصره بين‎المللي، ايران را وادار كرد تا بر توان ذاتي خود تكيه كند. تهران با كمك هم‎پيمانانش توانست توان نظامي به‎ويژه سامانه موشكي‎اش را به پيش ببرد در حالي كه كشورهاي خليج فارس تسليحات «اندك» با قيمت «گزاف» خريداري كردند و توافقنامه‎هاي نظامي منعقد كردند كه از آن‎ها سودي نبردند به‎ويژه پس از سياست‎هاي در پيش گرفته شده از سوي ترامپ كه تمايلي به جنگ ندارد بلكه در دفاع از اين كشورها از خود سهل‎انگاري نشان مي‎دهد.

 يادداشت هفته

شكار رهبر داعش؛ نمايش چهره عريان رياكاري امريكا

 علي اكبر عالميان

خبر هلاكت خليفه خودخوانده داعش كه بنابر ادعاي ترامپ، توسط نيروهاي ويژه آمريكايي صورت پذيرفته شده است، چه واقعيت داشته باشد و چه واقعيت نداشته باشد، حكايت از رياكاري آمريكايي‎ها در برخورد با پديده تروريسم دارد و چهره عريان آنان را در مبارزه با جريان‎هاي افراطي نمايان ساخته است. به نظر مي‎رسد كه شكار«ابراهيم عواد السامرائي البدري» معروف به ابوبكر البغدادي براي آقاي ترامپ، يك لقمه چرب و نرمي بوده است كه در يكي از بزنگاه‎هاي مهم صورت پذيرفته است. البغدادي كه در زمان اشغال عراق، چهار سال در زندان آمريكايي‎ها در بصره در بند بود، عاقبت آزاد گرديد و بعد از چندي با رهبري مخوف‎ترين گروه تروريستي با نام داعش، جنايت‎هاي فراواني را مرتكب شد. رهبري اين جريان پس از مرگ الزرقاوي و ابوعمر البغدادي واز سال ۲۰۱۰ اتفاق افتاد.داعش در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۴، اعلام «خلافت اسلامي» كرد و ابوبكر البغدادي را امام و خليفه مسلمانان در هر مكاني معرفي كرد. نزديك به ده سال از رياست او بر جريان داعش و حدود 5 سال از اعلام «خلافت اسلامي» مي‎گذرد و در اين مدت بي‎رحمانه‎ترين جنايت‎ها بر ضد مردم منطقه صورت گرفته است. آيا آمريكايي‎ها نمي‎توانستند زودتر از اين‎ها او را دستگير كرده و يا به هلاكت برسانند؟!
گرچه وي در راس فهرست افراد تحت پيگرد و تعقيب آمريكا قرار داشته و ظاهرا آمريكايي ها، جايزه ۲۵ ميليون دلاري براي دستگيري اش تعيين كرده بودند، ولي اين‎ها همه نمايش‎هاي كاخ سفيد براي بازي دادن افكار عمومي به شمار مي‎آمد. آمريكايي‎ها مي‎دانستند كه او كجا مخفي شده است و اگر هم مي‎خواستند، به راحتي مي‎توانستند او را به هلاكت برسانند. دقيقا يك سال قبل در همين ايام، يك منبع امنيتي عراق گفته بود كه: ابوبكر بغدادي در تونلي زير زميني در سوريه ساكن است و تمام اطلاعات درباره حضورش در عراق صرفا گمانه‎زني است. اين منبع امنيتي در گفت وگو با شبكه الاخباريه عراق تاكيد كرده بود كه: «محافظان بغدادي تنها ۴ تن هستند و نيروهاي سوريه دموكراتيك ابوهاجر از اهالي قريه در جنوب موصل را بازداشت كردند. وي آخرين كسي است كه سركرده داعش را در الباجوز قبل از خروجش از آن‎جا ديده است.» اين پرسش پيش مي‎آيد كه چگونه يك افسر ميان رده امنيتي عراق از محل اختفا سركرده داعش مطلع است، اما دستگاه جاسوسي ايالات متحده از آن خبري ندارد؟! براي ترامپ چه منافعي در هلاكت البغدادي در اين برهه زماني وجود داشته است كه او با آب و تاب فراوان به تعريف چگونگي اين شكار بزرگ خود پرداخته است؟ به تعبيرالجزيره، كشته شدن البغدادي يك اتفاق عادي به نظر نمي‎رسد به‎ويژه كه «دونالد ترامپ» رئيس جمهور آمريكا پيش از رسانه‎اي شدن اين خبر در توييتر نوشت: «همين الان اتفاق بزرگي افتاد.»بايد توجه داشت كه پرونده ابوبكر بغدادي دقيقا شبيه اسامه بن‎لادن بسته شده است.در كشته شدن اسامه بن‎لادن، باراك اوباما رئيس جمهور پيشين آمريكا، زمان مناسبي را براي اين كار انتخاب كرده بود و اين زمان، ايام پيش از انتخابات رياست جمهوري بود. استفاده تبليغاتي ترامپ از مرگ ابوبكر بغدادي آن هم درست در ايام كوتاه مدت باقيمانده تا انتخابات رياست جمهوري، مساله‎اي است كه بر شباهت اتمام كار دو رهبر جريان افراطي در منطقه صحه مي‎گذارد. دونالد ترامپ به تبليغات گسترده‎اي در مورد مرگ ابوبكر بغدادي دست زده است تا اولا چهره‎اي ضد تروريستي از دولت ايالات متحده به نمايش بگذارد. ثانيا؛ ماجراي استيضاح خود را به حاشيه براند و ثالثا برگ برنده‎اي براي انتخابات رياست جمهوري در دست داشته باشد. قتل بغدادي گرچه مي‎تواند دستاوردي براي او در انتخابات ۲۰۲۰ رياست جمهوري آمريكا باشد، اما قطعا نمي‎تواند چهره آمريكايي‎ها را درباره مساله تروريسم، ترميم نمايد.
امروزه كم‎تر كسي است كه از نقش مستقيم ايالات متحده در تشكيل، راه اندازي و حمايت از جريان داعش مطلع نباشد. اعترافات خود آمريكايي‎ها در اين زمينه بهترين سند به شمار مي‎آيد. گرچه به تعبيرنوآم چامسكي؛ زبان‎شناس مطرح امريكايي:«پيدايش داعش و گسترش عمومي راديكاليزم نتيجه دست‎اندازي واشنگتن در جامعه شكننده عراق است؛ جامعه‎اي كه به سختي و بعد از يك دهه تحريم‎هاي شديد امريكا و انگليس در كنار هم مانده بود»، اما بايد توجه داشت كه علاوه بر ضرورت اشاره به نقش غير مستقيم آمريكا در تشكيل داعش، بايد به نقش مستقيم اين كشور نيز توجه شود. همين چندي قبل بود كه خانم هيلاري كلينتون وزير خارجه سابق آمريكا در كتاب خود با عنوان «گزينه‎هاي دشوار»، اعتراف كرده بود كه داعش ساخته دست آمريكا با هدف تقسيم خاورميانه است. وي در بخش‎هايي از اين كتاب مي‎نويسد: «من به 112 كشور جهان سفر كرده بودم و با برخي از دوستان اين توافق حاصل شد تا به محض اعلام تاسيس داعش اين گروه به رسميت شناخته شود اما ناگهان همه چيز فروپاشيد. توافق شده بود تا دولت اسلامي(داعش) در روز 5 / 7 / 2013 اعلام شود و ما منتظر اعلام تاسيس آن بوديم تا ما و اروپا هرچه سريع‎تر آن را به رسميت بشناسيم.»
جيمز ولسي، رئيس سابق سازمان «سيا» نيز گفته بود كه: «سيا براي جهان اسلام طرحي خواهد ريخت كه آن را درگير انقلاب‎هاي داخلي كند؛ انقلاب‎هايي كه با تكيه بر تعصب‎گرايي، طايفه‎گرايي و مذهب‎گرايي تقسيم اين جهان را به دنبال داشته باشد و زمينه نفوذ و تسلط آمريكا بر آن را فراهم كند.»
اين وعده جيمز ولسي بعدها در اسناد منتشر شده از سوي ادوارد اسنودن، پيمانكار سابق آژانس امنيت ملي آمريكا محقق گرديد كه اعتراف كرده بود: «سازمان‎هاي اطلاعاتي آمريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي در شكل گيري داعش نقش داشتند و در عملياتي با نام "لانه زنبور" گروه داعش را تشكيل دادند.گروه داعش براي حمايت از اسرائيل تشكيل شده و هدف عمليات "لانه زنبور" تشكيل گروهي با شعارهاي اسلامي است كه تندروها را از سراسر جهان جذب كند و بر اساس انديشه‎هاي تكفيري، سلاح خود را به سوي كشورهاي مخالف موجوديت اسرائيل نشانه بگيرد.»
ترامپ با شكار رهبر داعش تلاش دارد آمريكا را سردمدار مبارزه با تروريسم معرفي كند و اين در حالي است كه خود عامل به وجود آوردن اين گروهك مخوف و تروريستي بوده است. اين همان معناي چهره عريان رياكاري ايالات متحده است.