صفحه اول

تعامل يا تقابل؟!
طراحان همه پرسي به دنبال چه چيزي هستند؟

 دكتر قاسم روان‌بخش

از ابتداي انقلاب اسلامي هر دولتي كه به دليل ناكارآمدي، به بن بست رسيده است با فرافكني آشكار، پيشنهاد رفراندوم و همه پرسي داده است! گويا رفراندوم داروي شفابخش همه دردها و كليد قفل‎هاي بسته است! بني صدر در مدت يك سال رياست جمهوري اش چندين بار پيشنهاد برگزاري رفراندوم را مطرح كرد و اين‎گونه ادعا مي‎كرد كه تنها راه چاره مراجعه به آراي عمومي است. ولي گذشت زمان روشن ساخت كه مشكل در غربگرايي و عدم باور به توانايي داخلي و بي اعتنايي به قدرت عظيم ملت و جوانان فرهيخته كشور بوده است. سرانجام ملت در رفراندومي عملي، بني صدر را از كار بركنار كرد و او به ديار غرب گريخت.

رئيس دولت اصلاحات نيز در هر دو دوره رياستش بارها پيشنهاد برگزاري رفراندوم را مطرح كرد و سرانجام ملت در انتخابات شوراهاي دوم و مجلس هفتم و رياست جمهوري 84 در يك رفراندوم عملي، اين جريان را به حاشيه راند و پرچم خدمت را به دست كساني سپرد كه رمز موفقيت كشور را در شعار «ما مي‎توانيم» مي‎دانستند. هر چند اين جريان نيز در دولت دومش تحت تاثير افكار غربگرايان قرار گرفت و شعار ما مي‎توانيم را به فراموشي سپرد!

آقاي روحاني هم بارها به مناسبت‎هاي مختلف از جمله در مراسم افتتاحيه دانشگاه‎ها در سال جاري، خواستار اجراي «رفراندوم» شده است.

صرف نظر از سياسي بودن اين پيشنهاد و اين كه همه مي‎دانند اين‎گونه اظهار نظرها بيش تر جنبه سياسي دارد و با هدف انحراف افكار عمومي از مساله اصلي و پوششي بر ناتواني‎هاي دولت مطرح مي‎شود، واقعا پيشنهاد رفراندوم چه فايده اي براي كشور و ملت دارد؟ اصل 59 قانون اساسي تصريح مي‎كند: «در مسايل بسيار مهم اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي ممكن است اعمال قوه مقننه از راه همه پرسي و مراجعه مستقيم به آراي مردم صورت گيرد. در خواست مراجعه به آراي عمومي بايد به تصويب دو سوم مجموع نمايندگان مجلس برسد.»

دراين اصل مهم، اولا مي‎گويد «ممكن است» و تكليفي نسبت به اجراي رفراندوم ندارد و ثانيا بايد از مواردي باشد كه مجلس توان تصميم گيري در باره آن را نداشته باشد از اين رو بايد دوسوم از كل نمايندگان يعني قريب200 تن از نمايندگان به ضرورت رفراندم در آن امر مهم راي مثبت بدهند و شوراي نگهبان هم آن را تاييد كند. چنين چيزي به ندرت اتفاق مي‎افتد زيرا مردم نمايندگاني را برگزيده اند كه به‎جاي آن‎ها تصميم بگيرند و نيازي به مراجعه به آراي خود مردم نيست. مراجعه به آراي عمومي و رفراندوم به معناي ناتواني و ناكارآمدي مجلس ودولت است و اين مطلب پيام خوشايندي براي مجلس و دولت ندارد.

آن‎چه آقاي روحاني مي‎خواهد به رفراندوم بگذارد چيست؟ آيا جز اين است كه مي‎خواهد موضوع مذاكره با آمريكا را به رفراندوم بگذارد؟ آيا در اين موضوع مهم سياسي، ابهامي وجود دارد كه دولت و نمايندگان بخواهند از مردم بپرسند؟! مگر خود آقاي روحاني كه امروز پيشنهاد آن را مطرح مي‎كند مذاكره با امريكا را كار ديوانه‎ها ندانست؟! اين سخن بدين معناست كه بي فايده بودن مذاكره با آمريكا به اندازه اي روشن است كه حتي ديوانه‎ها نيز مي‎فهمند و حاضر به اجراي آن نيستند! آيا با اين فرض پرسيدن چنين سوالي از ملت بزرگ ايران، عاقلانه است؟! مردمي كه مضرات بي‎شمار تعامل با آمريكا را با تمام وجود در زندگي خود لمس كرده اند آيا ممكن است در رفراندوم كذايي دولت به تعامل با آمريكا راي مثبت بدهند؟ امروز نتايج خفت بار مذاكره و تعامل با آمريكا و اروپا براي مردم از روز روشن تر است؛ مردم افزايش سه برابري قيمت ارز و كاهش ارزش پول ملي را در زندگي خويش كاملا احساس مي‎كنند. آن‎ها به خوبي مي‎فهمند چگونه قدرت خريدشان به ثلث كاهش يافته و سفره آن‎ها كوچك تر شده است. مدتي است كالاي استراتژيك گوشت قرمز از سفره بخشي از مردم حذف شده است. قيمت انواع كالاهاي ضروري خانواده‎ها چند برابر افزايش يافته؛ در حالي كه درآمد مردم در اين مدت افزايش چنداني نداشته است. مردم شاهد كاهش اعتبار بلكه بي اعتبار شدن پاسپورت ايراني هستند و مي‎بينند كه حتي پاسپورت دولتمردان از ارزش افتاده است؛ براي وزير اقتصاد و هيات همراهش رواديد صادر نمي‎شود، ظريف نمي‎تواند از نماينده ايران در سازمان ملل در بيمارستان عيادت كند و حتي آب خوردن در اختيارش نمي‎گذارند و به هواپيمايش سوخت نمي‎دهند. تحريم‎هاي سابق نه تنها پا برجا مانده كه صدها تحريم ديگر نيز در سايه تعامل بر اين ملت تحميل شده است!

با وجود اين آيا آقاي روحاني انتظار دارد كه مردم در رفراندوم به تعامل با آمريكا آن هم ترامپ ديوانه راي مثبت بدهند؟ يا مردم بپذيرند كه آن‎ها را در چاه ويل ديگري به نام FATF بيندازند؟!

نكته ديگر اين كه مراجعه به آراي عمومي و رفراندوم براي اموري است كه با راي ملت از ابهام خارج شده، تعيين تكليف شوند؛ ولي چنين نيست كه هر رفراندومي بتواند كشور را از بن بست نجات دهد بلكه گاهي كشور را به بن بست و در گيري مي‎كشاند و وحدت ملي را مي‎شكند. به‎عنوان نمونه رفراندومي كه در انگليس براي خروج اين كشور از اتحاديه اروپا برگزار شد به يك بحران براي اين كشور تبديل شده است. قريب به 2 درصد بيش از 50 درصد به خروج از اتحاديه اروپا راي مثبت داده اند و بقيه مردم مخالف خروج هستند. درگيري‎هايي كه ميان دو طرف در طي مدت سه سال گذشته يعني از سال 2016 پيش آمده موجب استعفاي چند نخست وزير و حتي انحلال قريب الوقوع پارلمان شده است و هنوز هم به سان كلاف سر درگمي است كه كسي نمي‎تواند آن را حل كند؛ مسؤولان انگليس نه جرات مي‎كنند از اتحاديه اروپا خارج شوند و نه اين كه رسما بگويند خارج نمي‎شويم. زيرا از طرفي اكثريت نسبي به خروج از اتحاديه اروپا راي مثبت داده و از سوي ديگر نصف جمعيت انگليس يعني بيش از 48 در صد مردم با آن مخالفند. آيا طراحان رفراندوم در ايران چنين چيزي را دنبال مي‎كنند؟ بر فرض كه رفراندومي صورت بگيرد و51 در صد مردم به مذاكره يا بخوانيد تسليم در برابر امريكا راي مثبت دهند در اين صورت تازه آغاز ماجرا ودر گيري‎هاي داخلي است و شبيه رخدادهاي انگليس بلكه بدتر از آن در ايران اتفاق مي‎افتد و فتنه‎هاي سنگيني كشور را دچار بحران مي‎كند.

توصيه جدي فرمانده كل قوا به دو ملت بزرگ عراق و لبنان
لزوم هوشياري در برابر عوامل نفوذي

 دكتر محمد ملك زاده

برخي معتقدند سرانجام اعتراض‎هاي عراق و لبنان همچنان در هاله‎اي از ابهام قرار دارد اما آن‎چه تاكنون محرز گرديده اين است كه فساد و بي‎عدالتي در كنار برخي عوامل كليدي ديگر به بروز ناآرامي‎هاي اخير در اين كشورها انجاميده است. نمي‎توان سوء استفاده برخي گروه‎ها و نيروهاي سهيم در قدرت از جايگاه خويش در هر دو كشور عراق و لبنان را در نارضايتي‎هاي عمومي ناديده انگاشت. اين وضعيت مي‎تواند چنان عرصه را بر زندگي مردم تنگ كند كه آن‎ها به ناچار به خيابان‎ها آمده و عليه وضع موجود شورش كنند. زيرا از نگاه كارشناسان اجتماعي عامل فساد به واسطه گسترش و تعميق فقر و نابرابري و افزايش محروميت نسبي، مي‎تواند زمينه‎ساز نارضايتي فراگير و در پي آن، اعتراض‎هاي وسيع و گاه غير قابل كنترل تبديل شود.

تقريبا ترديدي نيست كه تظاهركنندگان ناراضي در هر دو كشور عراق و لبنان از فساد و بي‎عدالتي‎هاي موجود در كشورشان شكوه و شكايت دارند. آن‎ها به درستي معتقدند كشورشان قابليت بهره گيري مناسب‎تر از فرصت‎ها و امكانات موجود را داراست و در صورتي كه منابع ملي براي بهبود توسعه كشور و عدالت بيش‎تر هزينه مي‎شد، امروز آن‎ها وضعيت بهتري داشتند.

سرنوشت جوامع انساني نشان مي‎دهد كه همواره بين ميزان فساد، مردم‎سالاري و سطح رفاه و امنيت، روابط تنگاتنگي وجود دارد؛ يعني هرچه سطح امنيت و رفاه اجتماعي بالاتر و ميزان دخالت و مشاركت مردم در تعيين سرنوشت و نحوه مديريت جامعه بيش‎تر باشد، امكان بروز فساد كم‎تر خواهد شد. بنابراين تعميق مردم‎سالاري و افزايش مشاركت سياسي مردم در تعيين سرنوشت خويش، عامل مهمي در كنترل و پيشگيري از فساد است و به‎طور چشم گيري مي‎تواند از تشديد نارضايتي‎هاي عمومي حاصل از فساد جلوگيري كند. يك نظام سياسي رقابتي به خوبي مي‎تواند عامل بازدارنده فساد باشد. در اين نظام‎ها با توجه به اين‎كه امكان اعتراض عليه برخي ناكارآمدي‎ها و فسادها در بستري قانونمند فراهم است نارضايتي‎هاي اجتماعي به آشوب و ناآرامي‎هاي خطرناك منجر نخواهد شد. اما مسلم است كه اين مهم در حكومت‎هاي مستقل و يا به دور از نفوذ بيگانگان در كشور به سرعت بيش‎تري قابل تحقق خواهد بود و امكان سوء استفاده از اعتراض‎ها كم‎تر فراهم مي‎گردد.

ترديدي نيست كه دو كشور مهم عراق و لبنان امروز دشمنان زيادي دارند. ملت اين دو كشور در دهه‎هاي اخير دوران سختي را پشت سر نهاده‎اند؛ به‎ويژه ملت بزرگ عراق سال‎هاي سخت و آميخته به وحشت دوران حاكميت رژيم بعث، بخصوص دوران حاكميت ديكتاتوري صدام را هرگز از ياد نبرده‎اند؛ دوراني كه با شكنجه و قتل و غارت مردم مظلوم عراق همراه بود. پشت سر نهادن دوره گذار كنوني و رسيدن به وضعيت مطلوب نيازمند صبر و شكيبايي است. رخنه در اعتراض‎هاي بحق مردمي از سوي عوامل نفوذي استكبار كه از دشمنان سرسخت دو ملت مظلوم و زجركشيده عراق و لبنان مي‎باشند مي‎تواند مسير صحيح اعتراض‎ها را منحرف ساخته و خداي نكرده با گسترش ناامني زمينه تحقق منافع نامشروع استكبار در اين دو كشور را رقم زند. بر اين اساس رهبر معظم انقلاب با هشدار به برنامه‎ريزي گسترده دشمنان براي ايجاد آشوب و سلبِ امنيت در كشورهاي منطقه، به درستي عامل اين خباثت‎ها و كينه‎ورزي‎هاي خطرناك را آمريكا و سرويس‎هاي اطلاعاتي غربي با پشتوانه پول برخي كشورهاي مرتجع منطقه معرفي فرمودند و خطاب به دلسوزان عراق و لبنان تأكيد كردند: «اولويت اصلي، علاج ناامني است و مردم اين كشورها نيز متوجه باشند كه دشمن به‎دنبال برهم زدن ساختارهاي قانوني و ايجاد خلأ در اين كشورها است و تنها راه رسيدن مردم به مطالبات بر حقي كه دارند، پيگيري آن‎ها در چارچوب ساختارهاي قانوني است.»

به فرموده رهبر انقلاب همان گونه كه دشمنان ملت ايران چنين توطئه‎هايي را براي كشور عزيز ايران هم داشته اما توطئه آنان همواره در برابر هوشياري ملت و آمادگي نيروهاي مسلح ايران با شكست مواجه شده‎اند دو ملت بزرگ عراق و لبنان نيز با هوشياري بايد دشمنان را از رسيدن به اهدافشان ناكام گذارند.

 سرمقاله

تو در توي فتنه 98

  دبير سياسي

استكبار جهاني به سركردگي امريكا كه از 40 سال پيش از ملت ايران سيلي خورده است و طي چهار دهه انقلاب در عرصه‎هاي مختلف شكست خورده است در فتنه‎هاي گوناگون همواره با كمك گرفتن از عناصر داخلي‎اش، در صدد براندازي نظام جمهوري اسلامي بر آمده است. آخرين مورد آن در سال 96 بود كه امريكايي‎ها با استفاده از دلارهاي سعودي و استفاده از عناصر ميداني منافقين اتاق جنگ را در اربيل عراق و هرات افغانستان داير كرده بودند و رسانه آمد نيوز نيز نقش هدايتگري اين فتنه را بر عهده داشت. اين فتنه هر چند با استفاده از تجربه شكست فتنه 88 كه تنها بر تهران متمركز شده بود به ديگر شهرها و استان‎ها كشانده شد ولي به سرعت توسط خود مردم خنثي گرديد و راهپيمايي عظيم مردمي در 22 بهمن آبي بود كه بر آتش فتنه ريخت و به آن خاتمه داد. عناصر ميداني دشمن و حاميان خارجي آن‎ها به هنگام شكست در 96، از فتنه 97 و تابستان داغ 97 سخن مي‎گفتند ولي تابستان گذشت و زمستان هم عبور كرد و هيچ اتفاقي نيفتاد. امام خامنه‎اي در برابر اين‎گونه تهديدات، فرمودند اين‎گونه تهديدات نمي‎تواند ما را غافلگير كند، ما فعاليت‎هاي دشمن را رصد مي‎كنيم، مي‎دانيم اين‎گونه حرف‎ها ممكن است براي غفلت از فتنه‎اي در سال 98 صورت گرفته باشد. ايشان فرمودند ما فريب نمي‎خوريم مراقب هستيم.
فتنه 98 فتنه عميق و تو در تويي بود كه دشمن پس از چندين سال مطالعه و پژوهش به آن رسيده بود. اين فتنه قرار بود كه نه تنها در ايران بلكه كل منطقه و همه كشورهايي كه در محور مقاومت قرار دارند به‎ويژه عراق و لبنان انجام شود. سوژه فتنه، شبيه فتنه 96 مسايل اقتصادي و گراني و فساد اداري بود. بدين گونه كه امريكايي‎ها با خروج از برجام و فشار حداكثري و اعمال تحريم‎هاي بيش‎تر بر ايران و بي‎تدبيري‎هاي دولت در زدن چوب حراج بر سرمايه ارزي كشور و مصادره دلارها و طلاي كشور و در نتيجه، افزايش يكباره قيمت ارز به بيش از سه برابر و كوچك شدن سفره مردم زمينه اين نارضايتي را فراهم كنند. درهمين راستا كارخانه‎ها تعطيل شد و لشكر بيكاران افزايش يافت. از سوي ديگر با اختلاس‎ها و دزدي‎هايي كه صورت مي‎گرفت و حقوق‎هاي نجومي برخي عناصر خاص اين‎گونه وانمود مي‎شد كه فسادي سيستمي بر كشور حاكم است و هيچ مسؤول دلسوز مردم وجود ندارد و بايد به نظام جمهوري اسلامي پايان داد. همين سوژه در عراق و لبنان نيز دقيقا مورد توجه طراحان فتنه قرار گرفت و به همين دليل از سال گذشته تاكنون، تظاهراتي كه چندين دور در عراق صورت گرفته و تظاهرات اخير لبنان همه بر محور مخالفت با گراني و اعتراض به اوضاع نامطلوب اقتصادي بوده است.
طراحي فتنه فراگير منطقه‎اي به دنبال درگير شدن ايران به فتنه و شورش‎هاي داخلي از اين جهت بود كه نتواند در چنين شرايطي فتنه‎هاي عراق و لبنان را مديريت كند و در نتيجه به يكباره همه منطقه فرو ريزد و يا لااقل عراق و لبنان را از نفوذ ايران خارج سازند.
اولين خواسته طراحان فتنه، دستاورد حداكثري يعني نابودي جمهوري اسلامي و همه دست‎هاي پر قدرت منطقه‎اي اش مانند حزب‎الله و دولت و ملت عراق و يمن بود. در صورت فراهم نشدن هدف حداكثري، دستيابي به شكست قدرت منطقه‎اي ايران يعني جداسازي عراق و لبنان و شكست حزب‎الله و نجات اسراييل برايشان مهم بود و در مرحله سوم اگر اين دو هدف ميسر نشود حداقل جدايي عراق از ايران و خارج كردن آن از جبهه مقاومت مي‎توانست براي آن‎ها پيروزي بزرگي باشد، زيرا در سياست فشار حداكثري بر ايران، اين دولت عراق است كه بيش‎ترين كمك را به اقتصاد ايران مي‎كند، مقابله عراق باسياست‎هاي تحريمي آمريكا، توانسته سياست‎هاي امريكايي‎ها را بر اعمال فشار حداكثري به شكست بكشاند. از سوي ديگر خروج عراق از جبهه مقاومت، سوريه را نيز به شدت آسيب پذير مي‎كرد.
امام خامنه‎اي براي حل اين مشكل و خنثي سازي اين فتنه در اقدامي مهم، رئيس قوه قضاييه را حدود 8 ماه قبل از پايان يافتن دوره رياست تغيير دادند و فردي قاطع و پر تحرك را به رياست قوه قضاييه منصوب كردند. آيت‎الله رئيسي در اين مدت كوتاه توانست براي مردم اثبات كند كه فساد در كشور سيستمي نيست بلكه موردي است و با موردها نيز هر چند بزرگ باشند برخورد مي‎كند. مبارزه با فساد در دستگاه قضايي و اخراج تعداد قابل توجهي از قضات و عناصر مهم اجرايي خائن در قوه قضاييه زمينه را براي مبارزه با فساد‎هاي كلان فراهم كرد؛ تا جايي كه برادر رئيس جمهور و داماد و دختر وزير و مدير و نماينده مجلس را به پاي ميز محاكمه كشاند و احكام سنگيني برايشان صادر شد و اين نهضت همچنان باقدرت ادامه دارد. اين برخورد قاطع موجب جوانه زدن اميد در دل‎ها شده، زمينه‎هاي اعتراض را در ميان مردم خشكاند.
اقدام دومي كه مجموعه تحت امر رهبري يعني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي انجام داد اشراف دقيق اطلاعاتي بر ارتباطات شبكه‎هاي ضد انقلاب داخلي با عناصر بيروني است؛ شبكه‎هايي كه در فتنه 88 و 96 به‎صورت هماهنگ عمل مي‎كردند و مهم‎ترين ابزار آن شبكه‎هاي اجتماعي به‎ويژه تلگرام و مخصوصا كانال « آمدنيوز» بود. در اين اقدام هوشمندانه، روح‎الله زم مدير اين شبكه به نحو هوشمندانه‎اي به اربيل عراق آورده شد؛ قرار بود در اين سفر با عناصر داخلي اين شبكه، فتنه‎اي هماهنگ در عراق و ايران رقم بزنند و البته اتاق اين جنگ رواني هم همانند سال 96 در اربيل عراق بود. ولي ناگهان متوجه شد كه در تور اطلاعات سپاه ايران گرفتار شده است. دستگيري روح‎الله زم و شناسايي سرشاخه‎هاي فتنه داخلي در كشور توانست فتنه عظيم 98 را در نطفه خفه سازد و حقيقت جمله امام خامنه‎اي مبني بر اين‎كه ما فريب نمي‎خوريم و مراقب فتنه احتمالي سال 98 هستيم را بر همگان روشن سازد. ممكن است كسي بگويد كه ساختن كانال ديگري مانند «آمد نيوز» كار سختي نيست دشمن مي‎تواند به سرعت كانالي شبيه آن را ايجاد كند، ولي پاسخ اين است كه راه اندازي كانالي شبيه آن به اين سرعت امكان ندارد؛ زيرا همه عناصر و وابسته‎هاي اين كانال در داخل شناسايي شده‎اند و امكان مانور جديد برايشان فراهم نيست. با شكست فتنه در ايران، عملا طرح فتنه منطقه‎اي شكست خورد؛ زيرا ايران توانست در امنيت كامل، دو فتنه عراق و لبنان را مديريت كند.
پيام روشن امام خامنه‎اي به نخبگان و تصميم گيرندگان و خواص كشورهاي منطقه كه به‎صورت علني و از تريبون رسمي ابلاغ شد براي مسؤولان وملت‎هاي منطقه بسيار رهگشا بود. ايشان ضمن هشدار درباره اين‎كه مهم‎ترين توطئه دشمن ايجاد ناامني است فرمودند حفظ نظام و رعايت چارچوب‎هاي قانوني از مهم‎ترين مسائل اين كشورهاست. مردم در چارچوب‎هاي قانوني مي‎توانند به خواسته هايشان برسند چنان‎چه نظامي بر سرپا نباشد و هرج و مرج حاكم شود امكان رسيدن به خواسته هايشان وجود نخواهد داشت. از سوي ديگر از مسؤولان اين كشورها نيز خواستند به خواسته‎هاي بحق مردم توجه كنند و در جهت برآورده ساختن آن‎ها بكوشند. پيام روحبخش امام خامنه‎اي به اين كشورها، نخبگان و خواص و تصميم گيران را به تامل و تفكر واداشت و با تصميم‎هاي پخته و اصولي و مصاحبه‎ها و سخنراني‎هاي بصيرت بخش توانستند فتنه را در لبنان كاملا مهار و در عراق، به سمت آرامش نسبي به پيش ببرند كه ان شاء‎الله در روزهاي آينده به‎صورت كامل مهار خواهد شد. بي‎ترديد در آرامش پس از فتنه مي‎توان دست‎هاي مرموز داخلي و خارجي را كه در فتنه دخالت داشته‎اند به مردم نشان داد و مردم را در برابر فتنه‎هاي آينده احتمالي واكسينه كرد.
طرح مجدد و ناگهاني موضوع FATF و فشار سنگين رسانه‎اي بر مجمع تشخيص مصلحت، براي تصويب لوايح چهارگانه و قرار گرفتن طرح برجام 2 در دستور كار مدعيان اصلاحات و حاميان دولت روحاني و حمله به سپاه قدس و حاج قاسم سليماني نشانه شكست سنگين فتنه 98 است. به‎عنوان نمونه محسن امين زاده از وزارت خارجه دولت اصلاحات اظهار داشته است: دخالت نظاميان در سياست خارجي تحقير دولت است و بايد براي آن فكري بشود.
وي افزوده است «بزرگ‎ترين اشتباه دولت و وزارت خارجه دولت روحاني در اين مقطع، عدم توجه بنيادين به سياست خارجي منطقه و عدم خلع يد نظاميان از دخالت همه جانبه در ديپلماسي منطقه‎اي از جمله روابط باهمسايگان بود. وزارت خارجه با اولويت بحران هسته‎اي پرداختن به سياست منطقه‎اي و كنترل دخالت نيروهاي نظامي و امنيتي را به تاخير انداخت اماعملا فرصت وامكان باز پس گيري ديپلماسي منطقه‎اي را از دست داد و نظاميان در برابر تغييرات بعدي مقاومت كردند.»
در اين فضاي سنگين رسانه‎اي رئيس جمهور نيز جرقه اوليه اين حمله را زد و گفت لوايح چهارگانه را هم دولت و هم مجلس تصويب كرده‎اند ولي نمي‎دانم چراعده‎اي در برابر آن ايستاده‎اند. اين حمله گويا منشأ صدور مجوزي براي سايت‎ها و روزنامه‎هاي وابسته به دولت و جريان مدعي اصلاحات شد كه براي تصويب FATF مجمع تشخيص و شوراي نگهبان را به باد انتقاد بگيرند تا همچنان در يك فرافكني آشكار، مقصر اصلي كمبودها و اختلالات اقتصادي را رهبري و نهادهاي وابسته به ايشان معرفي كنند. اين اقدام مي‎تواند هم ذهن‎هاي مردم را از فتنه خنثي شده و عوامل اصلي آن منحرف كند و هم اين‎كه بهانه‎هاي اقتصادي را براي فتنه ديگري در آينده نه چندان دور تازه نگه دارد.