صفحه اول

سه «ج» شرور به دنبال انحلال پارلمان و دولت لبنان

سعدا... زارعي عضو هيات علمي دانشگاه تهران و كارشناس مسائل منطقه در نشست بررسي تحولات منطقه كه به همت دفتر بين‎الملل و جهان اسلام بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و با محوريت تحولات اخير برگزار شد، در مورد مسائل لبنان گفت: تظاهراتي طي روزهاي اخير در لبنان برگزار شد كه دايره آن از پايتخت فراتر رفت و به بسياري از مراكز استان‎ها و شهرستان‎ها كشيده شد، در نتيجه افزايش نرخ‎ها و تعرفه‎ها(خصوصاً در حوزه مخابرات و ارتباطات) توسط دولت بود؛ و چون موضوع به عامه مردم برمي‎گشت و وضع اقتصادي مردم هم مناسب نبود، با واكنش عمومي مواجه شد.

وي تصريح كرد: اين مردم يك طيف خاصي نبودند، در لبنان سابقه زيادي وجود دارد كه بر سر قضايايي، طيف خاصي واكنش نشان بدهند، مانند مسيحي‎ها، سني‎ها، شيعه‎ها، دروزها يا يك حزب خاص. اما در اين‎جا واكنش‎ها جنبه قومي و حزبي نداشت. از همه طيف‎ها، حزب‎ها، مذاهب و قوميت‎ها در تظاهرات اعتراضي - كه كانون اين تظاهرات هم ميداني در بيروت به نام ميدان صلح يا به قول لبناني‎ها ساحة الصلح بود - حضور داشتند.

زارعي يادآور شد: در واقع تمركز اعتراض‎ها در اين ميدان اصلي بيروت كه به مانند ميدان آزادي خودمان است قرار داشت. اين اقدامي بود كه مردم در واكنش به اقدام دولت انجام دادند و جنبه قومي - سياسي نداشت. اگرچه بعضي‎ها در لبنان تلاش كردند كه به اين اعتراض‎ها يك رنگ قومي، گروهي، حزبي هم بزنند، مثل آقاي «سمير جعجع» كه حزبي در لبنان به نام قواة لبنانية دارد و چهار پست وزارتي در دولت را هم در اختيار دارد.

اين استاد دانشگاه اضافه كرد: دولت و مجلس در لبنان يك دولت و مجلس واگذارشده و به تعبيري تفكيك‎شده است؛ فلذا هر گروهي و حزبي براساس وضعيتي كه در انتخابات پيدا مي‎كند، اگر يك سهمي در پارلمان پيدا كند حتما يك سهمي هم در دولت پيدا مي‎كند. ايشان چهار وزير در كابينه سعد حريري داشت و آمد شعار اعتراض به افزايش قيمت‎ها را عوض كرد و شعار مخالفت با اساس دولت و انحلال دولت و انحلال مجلس را مطرح كرد، كه البته اين موضوع مورد قبول تظاهرات‎كنندگان نبود و به‎خاطر همين هم بازتاب اجتماعي آن چناني پيدا نكرد و تظاهرات در واقع در همان موضوع باقي ماند.

وي گفت: بعد آقاي سعد حريري آمد و كميسيوني تشكيل داد؛ اين كميسيون هم نشستند بحث كردند و منجر شد به صدور يك بيانيه دوازده‎ماده‎اي كه در اين بيانيه مواردي را دولت قبول كرد. ازجمله اين‎كه نرخ مخابرات و مكالمات را به نرخ قبل از آشوب‎ها برساند و در واقع آن مصوبه دولت ملغي شود، و يك‎سري موضوعات ديگر در بخش مبارزه با فساد مطرح شد، مثلاً كاهش حقوق وزرا و كاهش حقوق نمايندگان.

اين استاد دانشگاه اضافه كرد: اين اقدامات در واقع خواسته‎هاي اصلي تظاهرات‎كنندگان را پوشش داد اما تظاهرات علي‎رغم اين مساله و علي‎رغم اين‎كه مقداري فرونشست، اما از نظر گستره جغرافيا يعني تعداد اجتماعات اعتراضي توسعه پيدا كرد.

وي ادامه داد: البته جمعيت تظاهركنندگان در مجموع كاهش قابل توجهي داشت. به اين دليل كه تظاهرات‎كنندگان به دولت لبنان اعتماد ندارند. يعني نمي‎دانند كه آقاي سعد حريري به قولي كه داده است عمل مي‎كند يا نه. چون در لبنان سابقه دارد كه دولتي بيايد وعده‎هايي بدهد اما در عمل آن وعده‎ها را رها كند و كاري براي مردم انجام ندهد. به‎خاطر همين هم مردم در ميدان ماندند تا در عمل اقدامات دولت را براي حل مسائل اقتصادي ببينند.

زارعي افزود: در اين ميان يك بحثي هم بحث حزب‎الله بود كه بيم آن مي‎رفت كه به شكلي با توجه به اين‎كه هم حزب‎الله دشمنان شناخته‎شده و قدرتمندي دارد هم اين‎كه خود حزب‎الله به‎عنوان يك محور در جامعه لبنان مورد حسد خيلي‎هاست، مسائل به سمت حزب‎الله كشيده بشود. درعمل ديديم كه اعتراض‎ها خيلي به سمت حزب‎الله نيامد. در فضاي مجازي مساله خلع سلاح حزب‎الله توسط شخصي مطرح شد ولي ربطي به تظاهرات‎كنندگان نداشت.

وي تصريح كرد: اين‎كه در فضاي رسانه‎هاي اجتماعي يك كسي بيايد يك چيزي بنويسد، الزاماً مبناي اجتماعي پيدا نمي‎كند. فلذا اين مساله به سمت حزب‎الله هم نيامد. آن چيزي كه جعجع و جُمَيل و جنبلاط كه لبناني‎ها به آن‎ها مي‎گويند سه جيم شرور، انجام دادند و دنبال كردند، براي انحلال دولت و پارلمان بود. بدان دليل كه معتقدند پارلمان و دولت در لبنان در واقع توسط حزب‎الله تشكيل شده است و روح اين پارلمان و روح اين دولت روح مقاومت و حزب‎الله است، به اين دليل كه حزب‎الله در انتخابات پارلماني موفق شد در حدود سه‎چهارم كرسي‎هاي پارلمان را از آن خودش كند.

اين استاد دانشگاه تاكيد كرد: از آنِ مقاومت، نه از آنِ حزب‎الله لبنان، اشتباه نشود. مقاومت در لبنان مفهوم عامي است كه شاخه شيعه دارد كه همين جريان آقاي سيد حسن نصرا... است و در عين حال آقاي نبيه بري و جنبش امل هم در همين چارچوب ديده مي‎شوند. يك شاخه مسيحي دارد كه مي‎شود همين آقاي عون كه الان رئيس جمهور است و بيش‎ترين كرسي مسيحي‎هاي لبنان هم به او برمي‎گردد، البته غير از ايشان آقاي سليمان فرنجيه و بعضي‎هاي ديگر مثل حزب دموكرات مسيحي هم جزو مقاومت حساب مي‎آيند. يعني در لبنان لااقل سه ضلع مسيحي ذيل مقاومت شناخته مي‎شوند.

وي تصريح كرد: در سني‎ها هم مقاومت باز براي خودش طرفداراني دارد كه در همين پارلمان كنوني لااقل يك سوم كرسي‎هاي سني‎ها - كه 28 كرسي در پارلمان لبنان دارند - مربوط به مقاومت مي‎شود. در بين دروزها هم چنين است، لذا مقاومت در لبنان يك مفهوم عام فرامذهبي است كه شيعه، سني، مسيحي و دروز در آن به نوعي عضو هستند. به هر حال اين‎ها معتقدند كه اين پارلمان، پارلمان مقاومت است، اين دولت، دولت مقاومت است و حتي‎الامكان بايد منحل بشود. در حالي كه اين خواسته خواسته خطرناكي است.

زارعي ادامه داد: جامعه لبنان يك جامعه موزائيكي است، توافق در آن دير اتفاق مي‎افتد. در لبنان وقتي دوره رياست جمهوري يك نفر به پايان مي‎رسد تا نفر بعدي بيايد و به‎عنوان رئيس جمهور شروع به كار كند گاهي دو سال طول كشيده است. يعني لبنان دو سال رئيس جمهور نداشته است! كما اين‎كه در يك مقطعي كه كار به انتخاب آقاي ميشل سليمان رئيس جمهور قبلي كشيد، فاصله پايان دوره رياست جمهوري نفري كه قبل از سليمان بود تا انتخاب آقاي سليمان يك سال و خرده‎اي طول كشيد.

وي يادآور شد: در زمان انتخاب آقاي ميشل عون هم همين حالت به وجود آمد، يعني زماني كه دوره رياست جمهوري آقاي سليمان به پايان رسيد تا رئيس جمهور شدن عون دو سال و خرده‎اي طول كشيد. در اين حالت امور مردم به هم مي‎ريزد.

اين كارشناس مسائل منطقه گفت: فلذا اين‎كه آقايان مي‎گويند «انحلال مجلس، انحلال دولت، انتخابات زودهنگام» چيزي نيست كه مسير آسان و سهلي داشته باشد و مي‎تواند جامعه سياسي لبنان را به حالت تعليق ببرد، مشكلات سياسي كه امروز عده‎اي براي اعتراض به آن تظاهرات مي‎كنند بيش‎تر و مزمن‎تر بشود و دامنه اعتراض‎ها به همين نسبت گسترش پيدا كند و هيچ كس هم جواب‎گوي مردم نباشد. مشخص است چه وضعيتي درست مي‎شود و ضمناً از آن جايي كه جامعه لبنان يك جامعه موزائيكي است انتخاب مجدد يك رئيس جمهور و يك كابينه و يك نخست‎وزير مساله‎اي است كه دوره‎ي بسيار زمان‎بري خواهد برد و اصلاً به صلاح جامعه لبنان نيست.

وي تاكيد كرد: كسي هم عملاً از اين حمايت نمي‎كند، يعني طبيعتاً نه ما به‎عنوان جمهوري اسلامي حمايت مي‎كنيم و نه عربستان سعودي كه در آن‎جا يك جرياني دارد از چنين ايده‎اي حمايت مي‎كند. اگرچه خيلي از اوضاع فعلي خوشش نمي‎آيد، اما وضع سني‎هاي لبنان در جامعه لبنان وضع تثبيت‎شده‎اي نيست، سني‎ها حداكثر 28 درصد جمعيت لبنان را تشكيل مي‎دهند در حالي كه شيعه‎ها 35 درصد جمعيت آن‎جا را تشكيل مي‎دهند. اين‎گونه هم نيست كه سني‎ها محوريت مطلقي داشته باشند و بشود با آن‎ها كار مهمي در جامعه لبنان انجام داد، لذا عربستان هم حمايت نمي‎كند.

زارعي يادآور شد: حالا بعضي از دوستان كه با نگاه به رسانه حرف مي‎زنند مي‎گويند العربيه شيطنت كرده و پوشش وسيع به تظاهرات داده و اين‎ها را دليل گرفته‎اند كه عربستان دارد از اين مساله حمايت مي‎كند، ولي اين تحليل دقيقي از مساله نيست. در داخل جامعه لبنان هم طبيعتاً مسيحي‎ها از چنين چيزي پشتيباني نمي‎كنند.

وي افزود: مردم لبنان سال‎هاي مديدي ضربه اين شرايط بي‎دولتي را خورده‎اند. سال‎هاي 1975 تا 1990 يك دوره 15 ساله لبنان درگير تنش‎هاي مداوم بوده است. بر اساس آمار بيش از 200 هزارنفر لبناني كشته شده‎اند، در حالي كه لبنان كشور بزرگي نيست.

اين استاد دانشگاه ادامه داد: شما نگاه كنيد ما در جنگ ايران - عراق خودمان تعداد شهدايمان كم‎تر از 170هزارتا بوده است. اما در جامعه لبنان در درگيري‎هاي 15ساله، جامعه بسيار كوچك لبنان كه‎اندازه يك استان ايران است در جنگ‎هاي 15 ساله 200 هزار نفر كشته داده است.

زارعي تاكيد كرد: اين نشان مي‎دهد كه جامعه لبناني مي‎فهمد و خيلي از ايده تغييرات حمايت نمي‎كند. به هر حال آن چه در لبنان ما مشاهده مي‎كنيم مقصر اصلي آن دولت است و جرقه آن را زده است و ثانياً مساله هم يك مساله اجتماعي است و جنبه سياسي - امنيتي آن بسيار كمرنگ است و به نظر نمي‎آيد كه خيلي خارج از كنترل هم باشد و خيلي نگران‎كننده نيست.

وي ادامه داد: لبنان از اين چيزها زياد ديده و از اين به بعد هم خواهد ديد، و لذا نه ما نگران مساله هستيم و نه حزب‎الله نگران است، هرچند بايد احتمالات بد را هم در تجزيه و تحليل‎ها و در بررسي‎ها به نوعي در نظر گرفت.

زارعي در ادامه در پاسخ به اين سوال كه «بعد از ماجراي گروگان‎گيري سعد حريري عربستان سعودي در لبنان هيچ نفوذي ندارد و هرگونه بي‎ثباتي به نفع عربستان تمام مي‎شود، پس احتمال دخالت عربستان هست» گفت: اگر در جامعه لبنان آشوب بشود بيش‎ترين آسيب را سني‎ها مي‎بينند. بعد از سني‎ها هم مسيحي‎ها و بعد دروزها و در نهايت شيعه‎ها. به اين دليل كه شيعه هم جمعيت بيش‎تري دارد و هم اين‎كه در جامعه لبنان سلحشورتر هستند، چندين جنگ را شيعه با رژيم صهيونيستي انجام داده است كه در آن‎ها مسيحي‎ها و سني‎ها چندان سهيم نبودند.

وي افزود: در جنگ سوريه هم باز حزب‎الله لبنان مشاركت بسيار موثري داشته است. از طرف ديگر تقريباً اين سازمان نظامي - امنيتي كه حزب‎الله لبنان و به تعبير ديگر شيعه لبنان دارد، اين سازمان را نه مسيحي‎ها دارند، نه سني‎ها و نه دروزها. البته نه اين‎كه هيچ چيز نداشته باشند، همين قواة لبنانية يك جريان شبه نظامي است، ولي جمعيت و عمق اجتماعي و تجربه و رهبري اين‎ها كجا و همه اين‎ها در حزب‎الله كجا.

زارعي يادآور شد: بين قواة لبنانية آقاي جعجع و بين حزب‎الله آقاي نصرا... بسيار فاصله هست. لذا اساساً به نفع سني‎ها و مسيحي‎ها و حاميان آن‎ها نيست كه لبنان را به سمت جنگ داخلي ببرند. در بحث فتنه‎هاي داخلي، اين‎ها وقتي فتنه را طولاني‎مدت ببينند به سمتش نمي‎آيند، لذا ما هيچ نگراني بابت اين‎كه سعودي‎ها جامعه لبنان را در يك دوره طولاني به درگيري بكشانند نداريم. حالا امكان كوتاهش چرا نيست؟ براي اين‎كه كسي نمي‎تواند حريف حزب‎الله لبنان بشود.

وي ادامه داد: يك زماني سال 1387، درگيري شد. بر سر همين قضاياي بعد از جنگ سي و سه روزه و هشت مارس، اين‎ها شروع كردند به اين‎كه با حزب‎الله سرشاخ شوند؛ چيزي راه افتاد به نام اعتصام، اعتصام يعني اين‎كه اين‎ها داخل يك ميداني مي‎ماندند و متحصن مي‎شدند.

زارعي گفت: از آن طرف هم دادگاهي تشكيل شد كه اعضاي حزب‎الله را متهم مي‎كرد به اين‎كه در قتل رفيق حريري دست داشتند. اين قضيه چند ماه طول كشيد. تا اين‎كه يك روز تعدادي با حزب‎الله درگير شدند. دو نفر از شيعه‎ها كشته شد. حزب‎الله لبنان يك صبح تا ظهر كل نيروهاي اين‎ها را بازداشت كرد و تحويل ارتش داد، چون نمي‎خواست نگه دارد. بعد از اين قضيه فهميدند كه نمي‎توانند به هيچ وجه سر به سر حزب‎الله بگذارند

وي ادامه داد: ما مطمئنيم كه در لبنان درگيري كوتاه مدت به اين معنا اتفاق نمي‎افتد. حالا مگر اين‎كه كسي از روي بي‎سياستي اين كار را كند، وگرنه اين‎كه از جايي خط بگيرد بگويد برو درگير شو اين نيست. ترور محتمل است، اين‎كه بخواهند رهبران حزب‎الله را ترور كنند. ولي اين‎كه از طريق آشوب بخواهند جلو بيايند بعيد است.

اين استاد دانشگاه در مورد سوالي ديگري مبني بر اين‎كه «جعجع وزرايش را بيرون كشيد و جنبلاط هم مي‎خواست اين كار را بكند و بعد منصرف شد؛ چرا جنبلاط منصرف شد؟ و با اين موضوع انگيزه‎هاي به وجود آمدن آشوب داخلي جدي‎تر نيست؟» پاسخ داد: «دروزها» در جامعه لبنان هفت درصد جمعيت هستند و اين حزب سوسياليست ترقي خواه كه رهبرش همين آقاي جنبلاط است و مؤسسش هم پدرشان است، اين‎ها جمعيت و عددشان خيلي عدد بالايي نيست. به همين خاطر هم اين جريان و شخص آقاي جنبلاط هميشه به‎صورت سنگ متعادل كننده يا سنگ تعيين كننده عمل مي‎كنند.

وي گفت: دو سمت ترازو وقتي مساوي مي‎شوند اين سنگ كوچك جنبلاط روي هر كدام قرار بگيرد پايين مي‎رود. اما غير از اين هميشه هر وقت كه دو تا جريان هستند كه اين دو تا جريان يكي بالاتر و يكي پايين‎تر است حزب سوسياليست لاجرم آمده است طرفي كه قوي‎تر است. اصلاً به تعبيري ايدئولوژي ندارد. نگاه مي‎كند به صحنه.

اين كارشناس مسائل منطقه تاكيد كرد: اصلاً معروف هست كه در جامعه لبنان اگر مي‎خواهيد بدانيد قدرت دست كيست نگاه كنيد جنبلاط كجاست. هر جا جنبلاط هست، قدرت همان جاست. به‎خاطر اين‎كه جنبلاط خودش كاره‎اي نيست. نگاه مي‎كند مي‎بيند قدرت كجاست، مي‎رود همان جا مي‎نشيند. فردا اگر قدرت جابه جا شود بلافاصله جنبلاط هم جابه جا مي‎شود. در اين صحنه جنبلاط ابتدا احساس كرد كه طوفاني راه مي‎افتد و همه چيز را با خودش مي‎برد. بعد كه آقاي نصرا... آمد وسط و سخنراني كرد و دولت هم آمد آن طرح را داد و از خارج هم چندان حمايت خيلي جدي پيش نيامد، جنبلاط يك خرده ترمز كشيد گفت من وزرا را بيرون نمي‎آورم و آرام آرام از اين مسير خارج شد.

وي در پاسخ به سوال ديگري در مورد «شباهت‎هاي مردم معترض در عراق و لبنان و سودان و اين‎كه آيا با جماعت را به رشدي كه غالبا جوان هستند و فارغ از انگيزه‎هاي ديني يا سياسي با توجه به شبكه‎هاي اجتماعي نظم سياسي كشورها را را بدون جايگزين به هم مي‎زنند مواجه هستيم؟» گفت: اين‎جا دو تا نكته دارد. يك نكته اين است كه همه اين ماجراها يك تعريف و يك مفهوم ندارد. يعني هر كدام از اين‎ها يك تفسيري دارند و نمي‎شود همه را با يك تفسير توضيح داد.

زارعي افزود: مطلب دوم اين است كه شبكه‎هاي اجتماعي در برهه كنوني خواه ناخواه داراي موقعيت ويژه‎اي شدند. يعني يك عنصر محركِ مهمِ اصلي شده‎اند. اين شبكه‎هاي اجتماعي دو سه تا چيز كه در گذشته اهميت خاص داشتند را پوشش داده است. اولين ويژگي مساله رهبري است. هميشه بايد در جنبش‎ها يك رهبري معين وجود داشته باشد تا حركت وجود داشته باشد. اين‎جا رسانه آمده و نقش اين رهبري را دارد ايفا مي‎كند، بدون اين‎كه مردم هيكل رهبري را ببينند.

وي ادامه داد: دومين ويژگي ايدئولوژي است. هر حركتي ايدئولوژي مي‎خواهد. اين شبكه‎هاي اجتماعي آمده و متناسب با فضا حرف مي‎زند و طراحي شعار مي‎كند. عملاً آن ايدئولوژي را حذف كرده، البته به شكل رقيق خط، جهت و شكل مي‎دهد. سومين خصوصيت هم اين است كه در واقع كثرت مورد نياز براي حركت را هم آمده پر كرده است.

زارعي گفت: انقلاب ايران را شما نگاه بكنيد، حداقل هشتاد درصد جمعيت ايراني در خيابان بودند و اگر اين نبود رژيم شاه ساقط نمي‎شد. اگر اين جمعيت هشتاد درصدي نبود شاه واقعاً ساقط نمي‎شد. اما الان با ده درصد آن جمعيت مي‎شود رژيمي مثل رژيم شاه را به‎خاطر همين فضاي اجتماعي سرنگون كرد. فضاي اجتماعي آمده جبران آن كثرت را مي‎كند. يعني مي‎بينيد كه جمعيت جمع شده در ميدان التحرير قاهره پانصد هزار نفر بوده است، آن‎هايي كه آن‎جا بودند مي‎گفتند.

اين استاد دانشگاه تاكيد كرد: در واقع تندترين زمان در بهمن 1389 حداكثر پانصد هزار نفر بوده است، از چه جمعيتي؟ جمعيت 80 ميليوني، از چه شهري؟ شهر 17 ميليوني. قاهره 17 ميليون جمعيت داشته و پانصد هزار تا آمده در ميدان، اما با سرعت رژيم حسني مبارك را ساقط كرده است.

وي ادامه داد: لذا اين شبكه اجتماعي كار جمعيت را هم پوشش مي‎دهد. اما در عين حال به نظر من اين قضايا نمي‎تواند استمرار پيدا كند، يعني يك مدت كه بگذرد بي‎نتيجه بودن اين حركت‎ها براي ملت كه اثبات شود، اين‎ها ديگر ممكن است تا يك محدوده‎اي بتوانند عمل كنند، اما در حد تغيير رژيم نمي‎توانند جلو بيايند. لذا شما تفاوت اتفاق‎هاي الان را با اتفاق‎هاي سال 89 تا 92 نگاه كنيد. آن‎جا وقتي مي‎خوردند به بدنه نظام، نظام‎ها فرو مي‎پاشيدند. اين‎جا وقتي مي‎خورند به بدنه نظام، نظام مي‎ماند.

زارعي تاكيد كرد: لذا در سودان اتفاقي نيفتاد، در الجزاير اتفاقي نيفتاد، در عراق اتفاقي نيفتاده و بعيد است بيفتد، در لبنان اتفاقي نيفتاده و بعيد است بيفتد. اين نشان دهنده اين است كه شبكه‎هاي اجتماعي آرام آرام در اين مسير به طريقي اعتبار گذشته شان را از دست مي‎دهند. اندكي منطقي‎تر به اين مساله نگاه مي‎شود و اين به نظر من اتفاق مهم و قابل تحليلي است./ فارس

 سرمقاله

تأملي بر ناآرامي‎هاي اخير در عراق
هوشياري ملت فهيم عراق توطئه دشمنان را خنثي خواهد ساخت

 دكتر محمد ملك زاده

دور جديد اعتراض‎ها و ناآرامي‎هاي عراق كه چندي پيش و در آستانه اربعين حسيني كليد خورده بود، بار ديگر پس از مدتي آرامش نسبي، با ايجاد آشوب و بلوا و بي‎ثباتي مجدد در اين كشور شعله ور شد؛اعتراض‎هايي كه گرچه به دلايل عمدتا اقتصادي شكل گرفته ولي زمينه مساعدي براي سوء استفاده دشمنان ملت عراق شده است. در اين وضعيت ارتش رسانه‎اي عبري، عربي و غربي در تلاشند تا دامنه اعتراض‎ها را گسترده‎تر و شدت آن‎ها را بيش‎تر كنند. در تحليل وقايع اخير عراق كه بعضا با جلوه‎هايي از مخالفت با برخي مراسم مذهبي مانند اربعين و يا ايجاد دشمني با كشور دوست و حامي ملت عراق يعني ايران همراه گرديده نكاتي قابل ذكر مي‎باشد:
جريان‎هاي دخيل در اغتشاش‎هاي عراق
صرف نظر از خواسته بحق ملت جنگ زده و زجركشيده عراق در اعتراض به فساد و فقر و تبعيض و انتظار از دولت اين كشور در ايجاد اشتغال، گسترش خدمات عمومي و فراهم نمودن حداقل امكانات رفاهي؛ جريان‎هاي متعددي در اغتشاش‎هاي اخير عراق به ايفاي نقش پرداخته و زمينه انحراف اعتراض‎هاي مسالمت آميز مردمي به سمت بلوا و آشوب را فراهم نموده‎اند. جريان بعثي‎هاي طرفدار رژيم سابق؛ حاميان داعش؛ سفارتخانه آمريكا يا نفوذي‎هاي اسرائيل و منافقين؛ و بالاخره تيم‎هاي عربستاني و اماراتي كه اغلب از طريق سايبري و فراخوان دادن در شبكه‎هاي اجتماعي در اغتشاش‎هاي اخير فعاليت داشته‎اند، از جمله جريان‎هاي شاخص در دامن زدن به آشوب‎هاي اخير در عراق به شمار مي‎روند. با افزايش مطالبات عمومي براي خروج آمريكا از عراق، سفارتخانه آمريكا به‎طور خاص به دسيسه چيني جهت ايجاد آشوب و بلوا در عراق روي آورده است. آن كشور گرچه در هفته‎هاي اخير برخي پايگاه‎هاي نظامي خود در عراق را تخليه كرد، اما هدف اصلي‎اش از اين اقدام، گسترش اغتشاش‎ها همزمان با فعاليت برخي عناصر مشكوك به منظور توجيهي براي ماندن آمريكايي‎ها در عراق بوده است. بي‎دليل نيست كه تنها چند ساعت پس از تخليه يك پايگاه آمريكايي در عراق، داعش با انتشار بيانيه‎اي از مردم خواست به اين گروهك تروريستي بپيوندند! اين اقدامات هماهنگ بدين منظور بود تا خروج آمريكا از عراق را عامل ناامني و بازگشت داعش نشان دهد.
فتنه انگيزي با هدف دامن زدن به اختلاف‎هاي ايران و عراق
با بررسي جريان‎هاي اغتشاشگر در دو كشور ايران و عراق مي‎توان به برخي ترفندهاي مشترك براي اختلاف‎افكني بين دو ملت ايران و عراق دست يافت. نتايج اين بررسي‎ها از وجود دشمنان مشترك دو ملت ايران و عراق براي اختلاف افكني ميان دو ملت حكايت دارد. گاهي تبليغ مي‎كنند كه ايران و عراق به مدت 8سال درگير يك نبرد خونين با يكديگر بوده‎اند و نتيجه مي‎گيرند ارتباط ميان اين دو ملت بي‎معناست! در حالي كه اينان اشتراك‎هاي قومي، مذهبي و تاريخي ايران و عراق را ناديده مي‎گيرند و به اين واقعيت اشاره نمي‎كنند كه آتش جنگ را رژيم ديكتاتور صدام كه دست نشانده آمريكا و دشمن ملت عراق بود برافروخت. دشمني ايران با بعثي‎هايي بود كه با حمايت قدرت‎هاي استكباري و دشمنان اسلام به ايران حمله نمود و نه ملتي كه در طول تاريخ تشيع با ايران اشتراك‎هاي فرهنگي و مذهبي و دوستي داشته‎اند. اوج اين دوستي را همه ساله مي‎توان در ميزباني از زائران اربعين حسيني(ع) مشاهده كرد. تاريخ فراموش نمي‎كند كه حتي در همان زمان جنگ هم بسياري از عراقي‎ها به صف جبهه‎هاي ايراني پيوستند و با حزب بعث جنگيدند.
اين روزها در ميانه اعتراض‎هاي عراق، شايعه‎اي در حجم گسترده توسط رسانه‎هاي ضدانقلاب پوشش داده شد مبني بر اين‎كه نيروهاي ايراني براي سركوب اعتراض‎هاي عراق به آن كشور رفته‎اند!
درست مشابه شايعه‎اي كه در فتنه ۸۸ رواج يافت مبني بر اين‎كه حزب‎الله لبنان با معترضان ايراني برخورد مي‎كند! در روزهاي نخست سال جاري و در زمان سيل كه نيروهاي جهادي عراق براي كمك به مناطق سيل زده به ايران آمدند، باز شايعه‎هاي بي‎اساسي را عليه آنان در شبكه‎هاي اجتماعي براي برانگيختن تعصبات ديني منتشر كردند مبني بر اين‎كه عراقي‎ها نواميس ايراني را هتك حرمت نموده‎اند! در اقدامي مشابه، روزنامه سعودي «الشرق الاوسط» در ايام اربعين سال‎هاي گذشته براي ايجاد اختلاف بين دو ملت ايران و عراق، خطر تعرض جنسي به زنان عراقي توسط ايرانيان را مطرح مي‎كرد!
يكي ديگر از ترفندهاي مورد استفاده در اعتراض‎هاي اخير عراق اين است كه جمهوري اسلامي را دليل اصلي مشكلات اقتصادي در عراق معرفي كنند. بي‎بي‎سي فارسي - رسانه دولتي انگليس - در ايام اربعين حسيني با انتشار گزارشي جهت‎دار سعي كرد تا القا كند اين راهپيمايي عظيم، اقتصاد عراق را دچار اختلال مي‎كند. اين ترفند از سوي دشمنان دو ملت ايران و عراق بارها در خصوص ايران نيز به كار رفته است. چندي پيش شبكه تلويزيوني «من و تو» حتي شايعه كرد كه كمك‎هاي مردم ايران به كميته امداد خميني(ره) هم خرج زنان بي‎سرپرست عراقي مي‎شود! در حالي كه بعدا مشخص شد كمك‎هاي مردم يك شهر حتي در شهر ديگر هم خرج نمي‎شود چه برسد كشور ديگر.
استفاده از تصاوير آرشيوي، عكس‎هاي فتوشاپي و دستكاري در تصاوير پلاكاردهاي مورد استفاده قرار گرفته در تجمعات و جايگزين كردن شعارهاي تند به‎جاي متن واقعي بر روي پلاكاردهاي موجود در دست تظاهركنندگان، از ديگر ترفندهايي است كه توسط دشمنان با هدف تحريك عواطف هر دو گروه موافق و مخالف اعتراض‎ها انجام گرفته تا آتش آشوب را شعله‎ورتر سازند؛ اقداماتي كه در جريان اعتراض‎هاي ايران نيز بارها مورد استفاده جريان‎هاي ضد انقلاب قرار گرفته است. استفاده از اين ترفندهاي مشترك در جريان اعتراض‎هاي مردمي ايران و عراق، از توطئه شوم دشمن مشترك دو ملت جهت اختلاف افكني و فتنه انگيزي ميان امت اسلامي حكايت دارد كه قطعا با هوشياري بيش از پيش ملت فهيم ايران و عراق خنثي خواهد شد.