صفحه فرهنگي-اجتماعي

۸ ويژگي سردار سليماني در فرماندهي جنگ سوريه

سردار رحيم نوعي اقدم فرمانده قرارگاه حضرت زينب(س) در سوريه و از همرزمان سرلشكر قاسم سليماني فرمانده نيروي قدس، طي يادداشتي به 8 ويژگي فرماندهي سردار سليماني در جبهه مقاومت اشاره كرده است كه متن كامل آن را در ادامه مي‎خوانيد:

جنگ در سوريه و جبهه مقاومت به‎دليل فرماندهي سردار سليماني تفاوت‎هاي ويژه‎اي با ديگر جنگ‎هاي جهان پيدا كرده بود. فرماندهي سردار سليماني خاص و متفاوت است. بنده در اين يادداشت تلاش كرده‎ام به 8 ويژگي فرماندهي ايشان در جنگ سوريه بپردازم.

اولين موضوعي كه در فرماندهي سردار سليماني تجلي داشت و خود را به رُخ مي‎كشيد، توكل به پروردگار متعال و توسل به اهل بيت عليهم السلام بود. فرماندهي حاج قاسم در به‎كارگيري توان‎ها، غيرفيزيكي بود. او بيش‎تر بر ايمان و اعتقادات تاكيد داشت و آن را محور قرار مي‎داد. سردار سليماني بيش از همه، فرهنگ و ادبيات مقاومت را به كار مي‎گرفت تا ابزار را. به نظر من ايشان اعتقاد داشت كه فرمانده كل قوا در سوريه، حضرت زينب(س) بود و او براي انجام امور فرماندهي از ايشان فرمان مي‎گرفت.

حاج قاسم وقتي به درب حرم حضرت زينب(س) مي‎رسيد، زانو به زمين مي‎زد، آستان حرم را مي‎بوسيد و سپس وارد حرم مي‎شد. اين ويژگي از مشخصات ممتازي است كه فرماندهان ارتش‎هاي دنيا ندارند. اگر در يك كلمه بخواهم بگويم كه سردار سليماني چگونه پيروزي در جنگ با داعش را به دست آورد، بايد گفت كه خدا آن پيروزي را به سردار سليماني داد. توكل و توسل او در تمامي شرايط باعث پيروزي او شد.

دومين ويژگي سردار سليماني دشمن‎شناسي عملياتي است. سردار سليماني ادبيات و شيوه‎هاي دشمن را به دقت مي‎شناخت. او رفتار دشمن در برابر حركات ما را پيش‎بيني مي‎كرد و تشخيص مي‎داد. لذا طرح‎ريزي عمليات‎ها را به‎گونه‎اي انجام مي‎داد كه با هر اقدام احتمالي دشمن، بتوانيم پاسخ محكمي بدهيم. اگر قرار بود به منطقه‎اي حمله شود، عكس‎العمل احتمالي دشمن را تشخيص و در طرح‎ريزي پيش از حمله مدنظر قرار مي‎داد. بنابراين بايد بگويم كه سردار سليماني از نبوغ خاصي در طرح‎ريزي عملياتي برخوردار است.

سومين موضوع در فرماندهي سردار سليماني، قبول خطر و برداشتن گام‎هاي بلند است. باتوجه به اين‎كه در جنگ سوريه، مسلحين با مردم ارتباط داشتند و به‎كارگيري تاكتيك غافلگيري اطلاعاتي در عمليات‎ها به خوبي جوابگو نبود، سردار سليماني عمليات‎هايي را طراحي مي‎كرد كه نيروهاي خودي ضمن ناامن ساختن عقبه دشمن، مي‎توانستند به عمق نيروهاي دشمن نفوذ كنند. او در جنگ سوريه اگرچه از تجارب و درس‎هاي دفاع مقدس استفاده كرد، اما دفاع متفاوتي را به نمايش گذاشت كه مبتني بر همين ويژگي بود.

چهارمين ويژگي فرماندهي سردار سليماني، فرماندهي در صحنه نبرد و يا به عبارت ديگر فرماندهي از نزديك است. سردار سليماني در سوريه مدام در صحنه‎هاي نبرد و درگيري حضور داشت. اين حضور تنها مختص شرايط عادي نبود، بلكه در شرايط سخت حضور بيش‎تري در جبهه‎ها و خطوط مقدم داشت. در هيچ يك از ارتش‎هاي دنيا نداريم كه بالاترين رده فرماندهي در جلوترين نقطه نبرد آن هم در شرايط سخت حضور پيدا كند و نيروهاي خودي را براي تسلط بر دشمن فرماندهي كند.

پنجمين ويژگي به‎كارگيري نيروهاي متحد مقاومت بود. تمامي سليقه‎ها، فرهنگ‎ها، ادبيات‎ها و حتي عقيده‎ها در بين نيروهاي سردار سليماني حضور داشتند. در ميان نيروهاي تحت امر حاج قاسم شيعيان، اهل تسنن، مسيحيان و... حضور داشتند. او همه آن‎ها را در يك قالب و براي يك هدف مشترك سازماندهي مي‎كرد، در شرايط سخت به صحنه مي‎آورد و مديريت مي‎كرد.

ششمين ويژگي سردار سليماني در صحنه نبرد، به نمايش گذاشتن شهامت، ايثار و از خودگذشتگي بود. سردار سليماني با اين روحيه، رعب قدرت نيروهاي خودي را دل دشمن مي‎انداخت و نيروهاي خودي را قوي‎دل و ايمانشان را مضاعف مي‎كرد. رفتارهاي سردار سليماني كه تجلي ايثار، شهامت و شجاعت بود، دشمن را به وحشت مي‎انداخت. در نتيجه اين نمايش در بدنه نيروها در لحظه هجوم و مقاومت تسري پيدا مي‎كرد. اين ويژگي روحيه دشمن را به شدت تخريب مي‎كرد و روحيه نيروهاي خودي را تقويت مي‎كرد.

فرماندهي بر قلب‎هاي نيروها هفتمين ويژگي فرماندهي سردار سليماني است. نه تنها ايراني‎ها كه ملت‎هاي مسلمان منطقه به شدت به سردار سليماني عشق مي‎ورزند و او بر قلب‎ها فرماندهي مي‎كند.

و در نهايت هشتمين ويژگي فرماندهي سردار سليماني، استقامت در شرايط سخت است. او در سخت‎ترين شرايط بر خود و اطرافيانش مسلط مي‎شد و فرماندهي مطمئن اعمال مي‎كرد. يك روز ايشان به بنده گفتند كه اگر در هر سطحي هواپيماي آمريكايي را ديديد، با هرچه در توان داريد به سويش شليك كنيد، هرچند كه مي‎دانيد كه گلوله‎تان به آن هواپيما نمي‎رسد. چراكه خلبان آن جنگنده شما را مي‎بيند و وقتي كه مي‎بيند فرار نمي‎كنيد، او وحشت مي‎كند و مي‎داند كه شما اهل ايستادگي و نبرد هستيد و شكست‎ناپذيريد.

نظير فرماندهي سردار سليماني در هيچ كدام از ارتش‎هاي دنيا ديده نمي‎شود. نفس او الهام گرفته از ايمان به اهل بيت(ع)، امام خميني(ره) و رهبر انقلاب اسلامي است. افتخار مي‎كنيم كه فرمانده قهرمان ما اعتقادي است. او فرماندهي مخلص است كه اخلاق‎مدارانه فرماندهي مي‎كند.

بخش عمده مشكلات اقتصادي، نتيجه جولان فريدون هاست

پس از مدت‎ها كش و قوس بالاخره حكم قطعي يكي از پرونده‎هاي مهم و پر حاشيه اخير اعلام شد. بر اساس اين حكم حسين فريدون برادر و دستيار رئيس جمهور به جرم دريافت رشوه به پنج سال حبس و جزاي نقدي ۳۱ ميليارد توماني محكوم شد. به گزارش رجانيوز به نقل از كيهان، ماجراي اين پرونده از اين قرار است كه يكي از كلان بدهكاران بانكي به نام «رسول دانيال‎زاده» با زدو بند و پرداخت وجوهات غيرقانوني به ميزان ۲۶ ميليارد تومان از جمله خريد يك منزل ۱۴ ميليارد توماني در سعدآباد به نام همسر حسين فريدون و برخي ديگر از مراودات مالي، از طريق برادر و دستيار ويژه رئيس جمهور موفق به تعيين مديرعامل دو بانك ملت و رفاه و مهره‎چيني در بانك ملي شده است.

جزئيات كيفرخواست پرونده، حاوي نكات عجيب و تأسف‎انگيزي از مراودات گسترده و پشت‎پرده دانيال‎زاده با حسين فريدون است.

از تصاحب سهم ۴۰ درصدي سهم ايميدرو از معدن سنگ آهن سنگان خواف توسط دانيال‎زاده از طريق اعمال نفوذ فريدون، تا واريز ۲۵۰ ميليون براي مراسم تشييع و ترحيم مادر فريدون به‎حساب همسر خواهر وي و... نكات تأسف‎انگيزي از اين مراوده مسموم است.

البته نكته مثبت اين ماجرا ورود شجاعانه و به دور از چشم‎پوشي دستگاه قضا به فساد صورت گرفته بدون درنظر گرفتن نسبت يك متخلف با بالاترين مقام اجرايي كشور است.

امان از اقتصاد فريدوني

اما تشكيل اين پرونده و روشن شدن ابعاد پنهان يك زدوبند و اعمال نفوذ در سطح بالاي مديريت كشور چند نكته مهم در دل خود دارد.

به اعتقاد كارشناسان يكي از مهم‎ترين عوامل اخلال و مشكل در اقتصاد هر كشور علاوه بر سياست‎هاي غلط اقتصادي، بروز فساد و رانت است.

نمونه‎هاي اين اخلال را در سيستم اداري و اقتصادي كشورمان بارها مشاهده كرده‎ايم. اين‎كه يك فرد كه در فضاي سياسي اين كشور تقريبا محلي از اعراب ندارد تنها به علت اين‎كه برادر رئيس جمهور و منسوب و منصوب وي است، به خود اجازه دهد به قيمت دريافت رشوه چند ميلياردي مدير بانك جابجا كند يا سهام فلان شركت معدني را به نام فرد رشوه‎دهنده كند، صرف نظر از اين‎كه چه توجيهي در فضاي اقتصادي و سياسي كشور و چه تأثير نامطلوبي در وضعيت معيشت مردم دارد، نشان از يك رويه نادرست و بيمار در اقتصاد و مديريت است.

قدرت براي خدمت يا سوءاستفاده؟

وجود چنين اشخاصي كه رسيدن به قدرت توسط خود يا اطرافيان را فرصتي براي پركردن جيب‎هاي خود به هر قيمتي حتي له شدن مردم يا كوچك شدن سفره و آسيب به سرنوشت آن‎ها مي‎بينيد چه بلايي بر سر زندگي مردم مي‎آورد؟

وقتي اين مورد اخير را در كنار برخي ديگر از اعمال نفوذها و سوءاستفاده از موقعيت نسبي يا مقام و مسؤوليت و نقش اين روند آلوده در وضعيت اقتصادي و معيشتي مردم قرار مي‎دهيم بيش‎تر نگران مي‎شويم.

راه دور نرويم، در همين ماه‎هاي اخير رسيدگي به برخي پرونده‎هاي مفاسد اقتصادي كه با همت مديريت قبلي و جديد دستگاه قضا آب در لانه موريان‎ها انداخته است، موارد ناخوشايندي از انواع فريدون‎ها را به نمايش مي‎گذارد.

مثلا در بخشي از پرونده بانك سرمايه رانت‎خواري و ويژه‎خواري چند ده ميلياردي فردي همچون هادي رضوي داماد شريعتمداري وزير رفاه دولت فعلي به چشم مي‎خورد كه هرچند به اعتقاد بسياري از افراد گناه وي را نبايد به پاي مسؤولي كه با وي نسبت دارد نوشت، اما به راستي اين‎گونه افراد جز انتساب به مسؤولان چه ويژگي خاصي دارند و اگر اين نسبت‎ها نبود باز هم چهارپاي مراد آن‎ها به اين راحتي جولان مي‎داد؟

يا در همين پرونده در حال برگزاري تخلفات شركت دارويي كه پاي دختر وزير سابق در ميان است صرف‎نظر از اين‎كه حكم نهايي چه خواهد بود آيا نمي‎شود رد اثرات نسبت با مسؤولان كشوري را ديد؟

در پرونده‎هاي ديگر فساد اقتصادي از جمله بانك‎ها و... نيز كه طي ماه‎هاي اخير در حال برگزاري است، بارها رد اعمال نفوذ و رانت‎خواري را ديده‎ايم. اين اعمال نفوذها چه در سايه نسبت فاميلي يا زد و بندهاي قبيله‎اي چه بلايي سر زندگي مردم آورده است؟

خسارت به اقتصاد به چه قيمت؟

چه كسي است كه نقش اين زد و بندها و رانت‎خواري‎هاي كلان كه يكي يكي پرده از آن‎ها كنار مي‎رود را در وضعيت اقتصادي امروز كشور منكر شود؟

مگر با نگاهي به پرونده‎هاي خصوصي‎سازي همچون رشت الكتريك، هپكو، هفت تپه، ماشين‎سازي تبريز و... كه طي سال‎هاي اخير زخم عميقي بر پيكر اقتصاد كشور و اعتماد مردم وارد كرده است نمي‎توان رد پاي همين رانت‎خواري‎ها و زدوبندها را به وضوح مشاهده كرد؟ مگر نه اين است كه در اين موارد و موارد از اين دست عده‎اي به صرف داشتن موقعيت يا مسؤوليت يا رابطه در امانت خيانت كرده و آتش به اموال عمومي و زندگي كارگران مظلوم آن‎ها انداخته‎اند؟

اين افراد رنج واشك كارگران و خانواده‎هاي مستاصل آن‎ها را به چه بهايي به آن‎ها تحميل كرده‎اند؟

دريغ از ذره‎اي وجدان

آيا آن رشوه‎خوار كاسبي كه با يدك كشيدن عنوان برادر و دستيار ويژه رئيس جمهور در راه پركردن جيب خود عرق مي‎ريزد و زحمت مي‎كشد و منافع مردم خود را به چند ميليارد مي‎فروشد، از خود نمي‎پرسد رئيس بانكي كه با پرداخت رشوه و حمايت يك كلان بدهكار بانكي و علي‎رغم نداشتن صلاحيت با اعمال نفوذ او منصوب مي‎شود چه عملكردي از خود بجا خواهد گذاشت؟ اين فرد رسيدن به تمايلات نفساني و معامله بر سر سرنوشت و معيشت مردم را به چه قيمتي قابل توجيه مي‎داند؟

جالب اين‎كه اين دستيار صديق! در ايام مذاكرات هسته‎اي عضو ثابت تيم مذاكره‎كننده ايراني هم بوده است.

پاسخ اميد مردم اين است؟

آيا فلان مسؤول مهم كشور در انتصابات يا كنترل اطرافيان خود كم‎كاري نكرده است؟ آيا مردمي كه بخشي از آن‎ها دلخوش به وعده‎هاي يك شخص وي را براي رياست جمهوري برگزيده‎اند، بايد تاوان رشوه‎خواري برادر وي را نيز بپردازند؟

فريدون‎ها را كنترل كنيد

اين روزها برخي مسؤولان دولت و افراد و رسانه‎هاي همسو با آن‎ها راه‎حل مشكلات اقتصادي كشور و مردم را مذاكره با غرب و در مواقعي امتيازدادن به آن‎ها مي‎دانند، غافل از اين‎كه بخش عمده مشكلات اقتصادي كشور نتيجه جولان فريدون‎ها است.

اگر مسؤول ارشد اجرايي كشور يك روز در هنگام نظرسنجي خياباني از خودرو پياده مي‎شد و پاي درد دل مردم مي‎نشست متوجه دل پُردرد آن‎ها از رانت‎خواري‎ها و سوءاستفاده از قدرت و موقعيت مي‎شد. مردمي كه توان و امكان دريافت يك وام حداقلي را ندارند اين روزها حيران از پرداخت ميليارد ميليارد وام بدون مجوز و ضمانت به نورچشمي‎ها هستند.

آن پدري كه توان تغيير در وضعيت لباس و معاش فرزندانش ندارد وقتي خبر تغيير مديرعامل بانك با دريافت رشوه‎هاي ميلياردي را مي‎شنود چه حسي پيدا مي‎كند؟

پاسخ اعتمادزدايي مردم را چه كسي مي‎دهد؟

شايد بتوان خيانت فريدون‎ها به اين كشور را فراتر از اخلال مالي و اقتصادي، اخلال در اعتماد مردم نسبت به نظام و مسؤولان دانست و چه جرمي بالاتر از اين؟

مردم از خود مي‎پرسند چه كسي به اين افراد حاشيه امن داده است تا همچون گرگ گرسنه به جان زندگي مردم بيفتند؟

اما اميدي كه زنده شده است

اين روزها اما مردم در كنار اين تلخي‎ها و سختي‎ها يك دلخوشي فزاينده دارند و آن هم برخورد بدون تعارف دستگاه قضا با اين زالوهاي اقتصادي است.

مردم اين روزها به چشم مي‎بينند كه مفسدان اقتصادي كه كسي را جلودار خيانت‎هاي خود نمي‎ديدند امروز زير تيغ عدالت گرفتار شده‎اند و يكي پس از ديگري پاي ميز محاكمه مي‎روند. امروز ديگر وزير سابق يا نماينده مجلس بودن يا فرزند و داماد يا برادر فلان مسؤول بودن چك سفيد امضا براي چپاول ملت نيست. اميد مردم يك‎بار ديگر به‎ويژه طي يك سال اخير به دستگاه قضا زنده شده است و از سوي ديگر دزدان غارتگر به هراس افتاده‎اند.

هرچند ميزان حكم صادره در پرونده‎اي همچون پرونده فريدون از نظر بسياري از مردم با توجه به نقش بزرگ وي در اخلال و خيانت و اعتمادزدايي مردم به مسؤولان مي‎توانست شديدتر باشد،(ظاهرا وي پرونده ديگري در دادسرا نيز دارد) اما نفس برخورد با اين مفسدان و خائنان به كشور و مردم كه حتي درون دستگاه قضا را نيز نشانه گرفته است نشان از پاكي و عزم جزم اين دستگاه براي دفاع از حقوق ملت است.

«مذاكره»اي كه همه دنيا را عليه اقتصاد ايران بسيج كرد!

تحريم‎ها هر روز جديدتر و فني‎تر و دقيق‎تر و سطح بالاتر اعمال مي‎شود؛ اخيراً كه اتفاقات بسيار بد و بي‎سابقه‎اي هم رخ داده است؛ از تحريم نيروي نظامي رسمي يك كشور بگيريد تا تحريم وزير خارجه و همچنين رهبر معظم انقلاب. اما تا حالا انديشيده‎ايد كه ايالات متحده در وضع و اعمال چنين قوانين احمقانه‎اي، چگونه موفق مي‎شود افكار جهاني را با خود همراه كند؟ اين روند پيش‎رونده، حاصل ساختارسازي و كنش فعال آمريكا براي طراحي دقيق و مؤثر نظام تحريم‎ها و استفاده از حداكثر ظرفيت‎هاي سياسي و دانشي درون و بيرون آمريكا بوده است. دانشگاه‎هاي صاحب‎نام آمريكايي، در كنار تينك تنك‎ها(انديشكده‎ها)، و نيز افراد صاحب‎نظر سياسي و اقتصادي و امنيتي، و هر نهاد و فرد مؤثر ديگر در اين موضوع با جديت به كار گرفته شده، تا منظومه‎اي سازوار و تأثيرگذار براي تحريم ايران فراهم آيد. افراد و شخصيت‎هاي علمي و سياسي آمريكا، روز به روز در موضوع تحريم، ورزيده‎تر مي‎شوند و مباني و روش‎هاي عميقتر و پيچيده‎تري را در اعمال تحريم‎ها به كار مي‎گيرند. با نگاه به اين ساختارسازي قوي و تربيت متخصصان راهبردي و هزينه‎هاي هنگفت و جديت غرب در دستيابي و ارتقاء فناوري‎هاي نو به نو در معماري نظام تحريم‎ها، طبعاً سنگربندي درست و منظم و قوي در جبهه ايران مورد انتظار است؛ اما دريغ! اين‎جا كسي را دأب مقابله ساختاري با تحريم نيست.

آيا فهرست بلندبالاي دست‎اندركاران و ذي‎مدخلان موضوع، نه حتي براي آفند، كه براي پدافند عليه نظام تحريم‎هاي ظالمانه و شديد و تشديد شونده و به‎اصطلاح غربي‎ها «فلج‎كننده» طراحي مؤثري دارند؟ طراحي مؤثر به‎جاي خود، اصلاً طراحي‎اي دارند؟ آيا براي فعال شدن ديپلماسي اقتصادي، ولو اندك، تمهيدي انديشيده شده؟ آيا ظرفيت‎هاي دروني بي‎شمار اقتصاد ايران سر و سامان يافته؟ آيا براي سبك زندگي مسرفانه مردم تدبير شده؟ آيا ديگر(مطابق آمارهاي فائو) 40 درصد غذاي توليدي‎مان را دور نمي‎ريزيم؟ آيا مصرف گاز ايراني‎ها به اندازه كل چين و كل اتحاديه اروپا نيست؟ دولت چطور؛ آيا جمع و جور‎تر شده يا بودجه برخي ابر شركت‎هاي دولتي 52 درصد افزايش داشته است؟ آيا شبكه تو در تو و پيچيده رانت و استفاده از منابع نفتي و دولتي، تغييري كرده؟ آيا براي مقاوم‎سازي و ساخت دروني اقتصاد تمهيدي انديشيده شده است؟ و الخ.

شايد جدي‎ترين مقابله ما منحصر در اين باشد كه به‎دليل اين‎كه فروش نفت و در پي آن درآمدهاي دولت كاهش داشته، سازمان مالياتي اخيراً جديت به خرج داده كه از «فعالان اقتصادي» ماليات بيش‎تري بگيرد. و البته در ادبيات مالياتي ايران، صد سال و بيش‎تر است كه فعال اقتصادي شامل بانك‎هايي كه بنگاه‎داري مي‎كنند، يا سفته‎بازها، يا فعالان بازار ارز، يا سوداگران مسكن، يا پزشكان شريف، يا كساني كه اقلام لوكس مي‎خرند تا «تبرّج» و «دور دور» كنند، و ديگراني كه با وجود معاملات هنگفت پشيزي ماليات نداده و نمي‎دهند، نمي‎شود؛ اساساً براي برخي از اين طبقات، «پايه مالياتي» تعريف نشده، تا سازمان امور مالياتي، در كارشان شود! طبق تعريف، فعال اقتصادي آن كارمند نگون‎بخت يا كاسب جزئي است كه به زحمت معاش خانواده‎اش را تأمين مي‎كند... و اين، مهم‎ترين كنش ما در برابر تحريم است!

براي اين‎كه به سطح تغيير آرايش دولت به سمت اقتصاد مقاومتي و مقابله با تحريم‎ها پي ببريم جواب آن مدير بلندپايه دولتي موضوعيت دارد كه «اي آقا! چه فرمايش‎ها مي‎كنيد! هريك از 200 عضو هيأت مديره‎ام را اگر دست بزنم از 60 جا صداي اعتراض بلند مي‎شود»؛ و طرفه اين‎كه كمي بعدتر، خود جنابش را خلع يد و سپس با اتهاماتي بدتر از اين‎ها دستگير مي‎كنند!

واقعيتش را بخواهيد جواب ما به جديت غرب، شامل «دندان قروچه» يا اگر حوصله‎اي دست داده نهايتاً فرياد «مرگ بر آمريكا» بوده است. البته سياسيون ما يك واكنش مهم ديگر نيز داشته‎اند؛ اين‎كه به‎جاي عمده كردن و اهتمام به مؤلفه‎هاي اساسي قدرت اقتصادي، جريان‎هاي سياسي عمده شده‎اند و بخصوص جريان‎هاي مذاكره‎كننده ايراني سابق و لاحق، با شدت و همواره، مشغول شستن دست و روي همديگر هستند. در يك نمونه، سعيد جليلي گفت:

برجام مانند اين بود كه ماشين يك ميليوني را به مبلغ يك ميليارد خريداري كني اما طرف مقابل بعد از آن‎كه بخشي از پول را از ما گرفت، از دادن ماشين خودداري كند و با ماشين فرار كند و بعد شركاي او به شما بگويند بايد بقيه اقساط ماشين را بدهيد و بعد هم گفته شود يك مزاحم از معامله خارج شد!

و در طرف ديگر مشاور رئيس جمهور با طرح مثال لطيف ديگري، فوراً به او پاسخ داد:

شما 6 سال پيش پشت فرمان اين ماشين بوديد؛ آن قدر از چراغ قرمز گذشتيد، ورود ممنوع رفتيد، توقف مطلقاً ايستاديد و... تا خسارت‎ها و جريمه‎هاي آن هزار برابر قيمت ماشين شد، سپس ماشين را به دره فصل هفت منشور انداخته و گفتيد اين‎ها كاغذ پاره است. اين ارثيه دوران شوم ماشين‎بازي و تمرين رانندگي جنابعالي است.

صحنه جالبي است... گذشته از رويكرد سياسي جناب جليلي، و نيز اين‎كه اساساً بحث درباره مقابله با تحريم‎ها در حوزه «سياست» موضوعيت ندارد و انحرافي و فرع ماجراست، به‎طور قطع تحريم‎ها نسبت به قبل به‎صورت تصاعدي رشد كرده و هرگز ايران تا اين اندازه از سوي طرف غربي تحت فشار نبوده است؛ گرچه پشت ميزهاي مذاكره، ديپلمات‎هاي اين دوره با زبان مشترك سخن مي‎گويند و نسبت به قبلترها لبخندهاي مليح‎تري مبادله مي‎كنند. پيش‎روي تصاعدي غرب تا آن‎جا بوده كه حتي خود رئيس جمهور از اين اندازه هجمه و تهديد، با غيظ و ناراحتي ياد مي‎كند:

دولت آمريكا مي‎گويد "در هر لحظه‎اي آماده مذاكره با دولت ايران هستيم"! بعد وزير خارجه آن كشور را تحريم مي‎كنند، البته قبلش كه غلط‎هاي بالاتري كردند و رهبر معظم انقلاب را تحريم كردند.

اما با اين حال و با وجود روشن بودن پيش‎روي تحريم‎ها و تشديد حيرت‎آور آن‎ها نسبت به قبل، و در شرايطي كه دولت مسؤوليت اصلي شرايط فعلي را بر عهده دارد، متوليان دولت، به‎جاي عبرت‎آموزي، عذرخواهي و تغيير مسير به راه صواب، با اعتماد به نفس كامل از «موفقيت راهبرد مذاكره‎شان» مي‎گويند؛ و جريان‎هاي قبلي مذاكره‎كننده را مورد تمسخر قرار مي‎دهند؛ و مذاكرات را نسبت به قبل «پرحاصل‎تر» و «نتيجه‎بخش‎تر» مي‎دانند؛ سرداران ديپلماسي مذاكره را گرامي شمرده و به دريافت بالاترين نشان‎ها مفتخر مي‎كنند و هميشه بر اين گزاره غلط تاكيد مي‎كنند كه "با خروج آمريكا از برجام تمام دنيا حق را به ايران داده و عليه آمريكا شده اند"، گو اين‎كه هدف مذاكره همين بوده، ولي واقعيت اين است كه در مقام عمل در دوره جديد تحريم‎ها قريب به اتفاق كشورها در تحريم‎هاي اقتصادي آمريكا عليه ايران همسو و همكار هستند و برخلاف دولت قبل كه خيلي از كشورها در دور زدن تحريم‎ها با ما همكاري مي‎كردند، الان اين همكاري‎ها به حداقل رسيده است.

البته در اين همه فقدان و فترت «واكاوي درست و غيرسياسي و مبنايي از تحريم‎ها» و خلأ «اقدام سريع و قوي و متناسب با كنش‎هاي غرب»، آحاد مردم و به‎خصوص اقشار آسيب‎پذير بيش از همه زيان مي‎بينند.

كمي بعدتر اين دولت هم مي‎رود و دولت ديگري مي‎آيد؛ و باز تحريم‎ها تشديد مي‎شود؛ و باز ما دست روي دست گذاشته‎ايم؛ و باز جناح‎هاي سياسي بر طبل «ندانم‎كاري همديگر» مي‎كوبند. درك اين مفهوم بسيار حياتي است كه مقابله با تحريم‎هايي كه زيرساخت و بناي «دانش‎بنيان» و مبناي «اقتصادي» دارند، با فرافكني و مجامله سياسي ممكن نيست. تا زماني كه جهت‎گيري خردورزانه به همراه تمهيد زيرساخت‎هاي دانشي و سياسي و خصوصاً اقتصادي مناسب براي رويارويي با تهديدها و تحريم‎ها فراهم نشود، و مقابله به مثل از كانال‎هاي مؤثر و مبتني بر دانش صورت نگيرد، هيچ جريان سياسي در اين زمينه راه به‎جايي نخواهد برد؛

گو اين‎كه اساساً و به احتمال قريب به يقين، راه برون رفت از تحريم، مذاكره نيست، بلكه تقويت ساخت دروني اقتصاد است. «مذاكره‎كنندگان» بايد فرع و حاشيه باشند، نه صحنه‎گردان اصلي.

گزارشي از تخريب دنياي قشنگ كودكان به دست والدين

مدت هاست تب مدلينگ به كودكان رسيده است و بچه‎ها تبديل به ابزاري براي كسب درآمد و گاهي فخر فروشي شده‎اند؛ كودكان معصومي كه به‎جاي حركات كودكانه چيزهايي را تبليغ مي‎كنند كه سنخيتي با دنياي بچگانه‎شان ندارد. جالب است بدانيد كه حتي قوانين بين‎الملل نيز ثبت چنين تصاويري از كودكان را ممنوع كرده اما اين‎كه در ايران والدين با كدام مجوز به بهانه مدل هر عكسي را از كودكان مي‎گيرند و در فضاي مجازي منتشر مي‎كنند، جاي سوال است.

يك مدرس و مربي مدلينگ در خصوص اين‎كه اين پزها از كجا مي‎آيند و فلسفه آن‎ها چيست در گفت‎وگو با مهر، مي‎گويد: اين حس‎ها براي بزرگ ترها و در فضا و فرهنگ بزرگسالي است. بعضي از آتليه‎ها براي اين‎كه عكس‎هاي خاص‎تري بگيرند حس مي‎كنند با برهنگي و دادن ژست‎هاي خاص كه اصلاً ربطي به كودك ندارد مي‎توانند عكس ناب و خاص بگيرند. اين نه در اين‎جا بلكه در هيچ كجاي دنيا درست، مرسوم و رايج نيست. شايد يكسري عكس‎هاي نوزادي باشد كه نوزاد برهنه باشد اما آن داستانش فرق دارد و با اين متفاوت است زاويه دوربين تفاوت دارد.

تخريب دنياي قشنگ كودكانه به دست والدين

وي درباره نقش خانواده‎ها در انتشار اين عكس‎ها بيان مي‎كند: خانواده‎ها نبايد هر پزي كه آتليه‎ها مي‎گويند را گوش بدهند البته خانواده‎ها هم نقش بسزايي دارند. آتليه مي‎تواند اين عكس را بگيرد اما يك عكس خصوصي باشد و قرار نيست در فضاي مجازي گذاشته شود؛ بايد چهارچوب‎ها و حريم‎ها رعايت شود. از نقش پدر و مادري كه اين عكس را در فضاي مجازي را مي‎گذارند نبايد گذشت. بايد به خانواده‎ها هم اطلاع رساني شود كه اگر مي‎خواهند عكس غير متعارفي بگيرند آن را در فضاي مجازي منتشر نكنيد. گاهي خانواده حساب نمي‎كنند كه بچه بزرگ مي‎شود شايد الان كودكان متوجه نيستند اما وقتي بزرگ شوند امكان دارد از اين عكس‎ها و آن پوشش و پز خوششان نيايد و ناراحت شوند. يك عده هم بعضي از اين عكس‎ها را براي مقاصد خاص ذخيره و استفاده مي‎كنند.

استفاده ابزاري از كودكان ممنوع

اما اين عكس‎ها چه تأثيري بر بچه‎ها و آينده شأن دارد. وي با اشاره به اين‎كه متأسفانه بعضي برهنگي را با تمدن اشتباه گرفته و تصور مي‎كنند وجود چنين عكس‎هايي در صفحه خود موجب توجه مخاطبين مي‎شود، ادامه مي‎دهد: چه در فرهنگ ما و چه در فرهنگ‎هاي ديگر برهنگي يك تعريفي دارد بخصوص كه در فضاهاي مجاز قابل ديدن باشد. كودك يك حريم دارد و پدر و مادر بايد بدانند چه عكسي از كودك را در شبكه‎هاي مجازي بگذارند. گاهي از رقص، حمام رفتن بچه‎ها و هر چيزي كه برايشان جالب است عكس مي‎گذارند اما فكر نمي‎كنند انتشار اين عكس‎ها چه تأثيري بر روي بچه دارد.

اين مدرس و مربي مدلينگ با بيان اين‎كه در مباحث فرهنگي نيز در خصوص پوشش تعاريف خاص وجود دارد، بيان مي‎كند: به‎عنوان مثال بچه در برابر پدر و مادرش بدون پوشش است و عكس مي‎گيرد و به نظر عادي مي‎آيد اما كافي است كه يك غريبه وارد شود؛ بچه به هيچ وجه آن‎جا نمي‎ايستد و حالت شرم و حيا دارد. به‎خاطر اين مساله بايد پدر و مادرها بيش‎تر توجه كنند. در جامعه ما نگاه‎ها و فرهنگ‎هاي مختلف وجود دارد و برخي كودك آزاري و مشكلات رواني و اخلاقي دارند و مخاطب اين عكس‎ها هستند. خانواده‎ها بايد بدانند هر عكسي را نبايد در فضاي مجازي منتشر كنند چراكه در تمام دنيا استفاده ابزاري و جنسي از كودكان ممنوع است. اين عكس‎ها نه ارزش هنري و نه فرهنگي دارد و تضمين كننده مدل شدن اين بچه‎ها در آينده نيست و هيچ ربطي به مدل شدن ندارد.

آسيب روحي به كودكان؛ نتيجه تجاوز به حريم شخصي آن‎ها

نكته‎اي كه بايد در انتشار عكس كودكان در فضاي مجازي مورد توجه قرار گيرد، حفظ حريم شخصي كودكان است. در اين خصوص يك كارشناس روانشناسي سلامت و درمانگر كودك و نوجوان با توصيه به والديني كه چنين عكس‎هايي را از كودكان منتشر مي‎كنند، گفت: ما بارها تاكيد كرده‎ايم بايد به بچه‎ها حريم خصوصي را ياد دهيم؛ اما وقتي خودمان به‎عنوان والدين حريم كودكانمان را رعايت نمي‎كنيم چطور انتظار داريم ديگران حريم شخصي كودكان را رعايت كنند.

وي افزود: بسياري از والديني كه در اينستاگرام و فضاي مجازي عكس‎هاي كودكانشان را پخش مي‎كنند ممكن است از برخي مسائل آگاهي نداشته باشند. هنگامي كه عموم اين عكس را مشاهده كنند، روي آينده كودك تأثير مي‎گذارد. تا زماني كه كودكان ما قدرت تصميم‎گيري ندارند. عكس از پوشك كردن، حمام كردن، عكس در استخر و غيره تصاويري خصوصي است و انتشار آن‎ها به هيچ وجه درست نيست. برخي از والدين براي افزايش دنبال كننده يا مسائل مادي عكس فرزندانشان را پخش مي‎كنند و اين امر رسماً استفاده از كودك است و در آينده مي‎تواند عواقب بدي مانند خجالت زدگي كودك شود.

اين درمانگر كودك و نوجوان با بيان اين‎كه اين عكس‎ها و چنين ژست‎هايي عملاً سوءاستفاده جنسي از كودكان است چون به روح، روان و آينده كودك آسيب مي‎زند، تصريح كرد: دليل آسيب روحي اين اقدام نيز آن است كه در پي اين اقدام كودكان آگاهي‎هايي را كه براي سنشان زود است به دست مي‎آورند و اين مسائل موجب بلوغ زودرس كودكان مي‎شود.

وي با تاكيد بر اين‎كه سوءاستفاده جنسي از كودكان لزوماً شامل رابطه جنسي نيست و اين ژست‎هاي جنسي نيز به‎دليل آسيب‎زا بودن، سوءاستفاده محسوب مي‎شود، اظهار داشت: اين مسائل ممكن است موجب انحراف جنسي در كودكان شود و وي را در مسير غلطي هدايت كند. اين موضوع براي آينده كودك و تشكيل هويت جنسي وي بسيار زود و خطرناك است.

شايد در دنياي امروز برخي موضوعات اجتناب ناپذير باشد، شايد وضعيت اقتصادي كشور ايجاب كند كه بعضي خانواده‎ها از كودكانشان جهت كسب درآمد استفاده كنند؛ اما نبايد خانواده‎ها به بهانه مدلينگ و معروف شدن، بچه‎هايشان را بازيچه دست ديگران كرده و ناخواسته در گردابي اندازند كه بيرون آمدن از آن محال است.

پياده روي اربعين؛ مبارزه عيني با ليبراليزم غربي

 دكتر عبدالله محمدي

شكوه و ظرفيت هدايتي پياده روي در مسير اربعين را نبايد به فضيلت بيكران زيارت امام حسين(ع) و حتي فضيلت زيارت با پاي پياده، منحصر ساخت. شيعيان در مناسبت‎هاي ديگر هم مفتخر به تاج زوار الحسين(ع) مي‎شوند. پياده روي اربعين را بايد مانور اقتدار شيعي دانست كه خارج از برنامه‎ها و تصميم‎هاي طبيعي، به فرهنگي پيشرو تبديل شده است.

تمدن غربي با محوريت لذات و شهوات بدني و رويگرداني از حقيقت متعالي انسان شكل گرفته و به مدد رسانه و تبليغات سعي در اصيل نشان دادن نازلترين ابعاد و اميال انساني دارد. عالمان دردانديش، براي مقابله با اين فرهنگ حيوان محور، سال هاست تلاش مي‎كنند كه بايد تمام زحمات ايشان را ستود. لكن اربعين تجلي مبارزه عيني با تمدن غرب و مظاهر آن است.

اگر اقتصاد سرمايه داري، اصالت و انباشت ثروت را محور قرار داده است و توانسته است حتي در چشم برخي دينداران جا كند، اربعين تجسم انفاق بدون چشم داشت است. ميزبان، از يكسال قبل سهمي از رزق روزانه خود را براي چنين روزي پس انداز مي‎كند و ميهمان نيز هزينه مي‎كند تا بر هيبت اين تجمع عظيم بيفزايد.

تمدن مادي، بر تنور امتيازات پوچ مادي و نژادي ميدمد تا مردمان جغرافياي غرب را از شرق، سياه را از سپيد، عرب را از عجم و... ممتاز كند. اما در اربعين تمام اين اعتباريات فرومي ريزد. عرب‎ها با اشتياق از عجم‎ها پذيرايي مي‎كنند. زائران متمكن و كم‎تر برخوردار در كنار هم پياده مي‎روند و با هم در صف غذا مي‎ايستند. چهره‎هاي مرجع اجتماعي و نخبگان علمي پاي تاول زده ساده‎ترين مردمان را نوازش مي‎كنند، همگي در ساده‎ترين موكب مي‎آرامند، از غذايي مشترك مي‎خورند. به راستي جز در مشعر و عرفات كجا مي‎توان چنين ظرفيتي براي انقطاع از عناوين ساختگي پيدا كرد؟

تفكرغربي سال هاست سعي در ترويج فردگرايي دارد. تساهل و تسامح و بي‎تفاوتي را با نقاب رعايت حريم خصوصي نهادينه مي‎كند، ولي اربعين اوج حساسيت به ديگري است. اربعين يعني دغدغه مندي به اطرافيان كم توان و توان ياب! بسياري از كساني كه در شهرنشيني و فرهنگ مادي دعوت به بي‎تفاوتي مي‎شدند، اين‎جا چشم مي‎گردانند تا بتوانند كوله‎اي بردارند و ديگران را ياري كنند. جوانان دنبال وظيفه‎اي جديد هستند نه فرار از تكليف. اربعين تمرين حركت كارواني است! اربعين تجسم انفاق است وايثار!

فرهنگ مصرف گراي غرب، شكم پرستي و راحت طلبي را براي فراموشاندن حقيقت متعالي انسان ترويج مي‎كند، ولي اربعين، تجلي استقامت و صبر عاشقانه است. كم خوردن، كم نوشيدن، خستگي، تاول پا و... همراهان دوست داشتني اين سفرند. آنقدر كه كسي به‎خاطر اين سختي‎هاي ظاهري، از آمدنش پشيمان نيست. كودكان نيز هرچند با سختي اما مشتاقانه دوست دارند قدم‎هاي بيش‎تري بردارند. اربعين طليعه فروريختن پايه‎هاي پوشالي تمدن غربي است.

 در محضر قرآن

درس هايي از قرآن

و (به‎خاطر بياوريد) هنگامى كه با موسى چهل شب وعده گذارديم وشما پس از(آمدن) او(به ميقات،) گوساله را(معبود خود) گرفتيد، در حالى كه ستمكار بوديد.
سوره بقره آيه 51
نكته‎ها:
نام حضرت موسى عليه السلام در سى و چهار سوره قرآن و 136 مرتبه آمده است. ماجراى ميعاد حضرت موسى، در سوره‎هاى اعراف و طه نيز آمده است[اعراف، 142؛ طه، 86]. محلّ وعده، كوه طور و مدّت آن ابتدا سى شب معين شده بود و در وعده‎گاه، ده شب ديگر به آن اضافه شد كه اين مدّت براى دريافت كتاب تورات بود، ولى بنى‎اسرائيل عليرغم اين كه رهبرى همچون هارون، برادر حضرت موسى را در ميان خود داشتند، همه‎ى نعمت‎ها و الطاف الهى را فراموش كرده و به سراغ گوساله پرستى رفتند. گوساله‎اى از طلا كه به دست مجسمه سازى هنرمند به نام سامرى، در غياب موسى ساخته شده بود.
از آيات قرآن استفاده مى‎شود كه در اين وعده، سه مساله مورد نظر بوده است: گرفتن تورات، اثبات مقام خلافت براى هارون، آزمايش بنى‎اسرائيل.
در سقوط جامعه بنى‎اسرائيل به دامن شرك، چند عامل نقش داشت:
الف: حضور نداشتن رهبرى چون حضرت موسى.
ب: حضور منحرفين هنرمندى مانند سامرى.
ج: استفاده از طلا و زيور آلاتى كه جاذبه داشت.
د: بوق‎هاى پر سر وصداى تبليغاتى. زيرا گوساله سامرى صدا مى‎كرد.
ه: زمينه مساعد و سابقه گاو پرستى.
پيام‎ها
1- كناره‎گيرى رهبران الهى از جامعه براى مدّت محدود به منظور عبادت خدا، كارى شايسته و نيكو است [تفسير راهنما]«واعدنا موسى اربعين ليله»
2- عبادت در چهل شب وبه دور از مردم، داراى آثار خاصّى است. «اربعين ليله»
3- عدد چهل، در دريافت وحى و الهامات روحانى نقش دارد. «اربعين ليله»

 پرتوي از حكمت

علاقه وافر به ماه رمضان

از قول خانواده مرحوم حاج شيخ اسدا... طيارى نقل شده است كه در ماه رمضان بسيار خوشحال بودند و اوج مسرت ايشان در ماه مبارك رمضان بود و اين ماه را بسيار دوست مى‎داشتند. حتى اين مدتى كه به علت كسالت قادر به روزه گرفتن نبودند در طول ماه مبارك رمضان سحر زودتر از بقيه افراد خانواده مهياى برنامه سحر مى‎شدند و در روز از خوردن و آشاميدن صرف نظر مى‎كردند و در هنگام افطار چند ساعتى مانده به غروب آفتاب با ذوق و شوق فراوان سفره را پهن كرده و به اعضاى خانواده مى‎فرمودند: «براى من هم دعا كنيد تا از اين فيض عظيم الهى بهره اى ببرم.»
منبع: جان شيفته

 بوستان حكايت

طي الارض با خضر نبي(ع)

مرحوم شيخ حسنعلي اصفهاني(نخودكي) در سال 1303 هجري قمري تنها از اصفهان خارج شدند و به عزم زيارت ثامن‎الحجج براي اولين بار قدم به راه مشهد مقدس گذاردند.
در همان روزهاي اول سفر راه را گم مي‎كنند و نزديك غروب آفتاب، در كوه و بيابان سرگردان مي‎شوند. در اين حال به ذيل عنايت حضرت ثامن الحجج عليه السلام متوسل مي‎گردند و عرضه مي‎دارند:
«مولاي من! آگاهي كه قصد زيارت شما را داشته ام ولي در اين وادي سرگردان شده ام. شما را توانايي ياري و مددكاري من هست. از من دستگيري فرما.»
پس از دقايقي به خدمت با سعادت حضرت خضر عليه‎السلام تشرّف حاصل مي‎كنند و راهنمائي مي‎شوند و در كم‎تر از چند دقيقه هيجده فرسنگ راه باقي مانده تا كاشان را، به مدد مولا، طي مي‎كنند و وارد آن شهر مي‎شوند.
منبع: نشان از بي‎نشان‎ها