صفحه جوان

با محبت به هم، اختلاف ها را از بين ببريد!

توافق اخلاقي صد در صد در خانه محال است. نمي‎شود توافق بين زن و شوهر يا عروس و مادر شوهر حتي دختر و مادر، پسر و پدر صد در صد باشد. يك اختلاف سليقه‎هايي در ميان هست و خواه ناخواه يك اختلافاتي به وجود مي‎آيد. و به قول يك مرد بزرگ روانشناس اختلاف در خانه يك امر طبيعي است و اين عدم توافق صد در صد به اندازه‎اي است كه بعضي از فلاسفه بزرگ قائل شدند انسان نوع منحصر به فرد است. مي‎گويد: انسان‎ها از افراد يك نوع نيستند هر انساني يك نوع مستقل است. اختلاف‎ها سبب شده است كه انسان را نوع منحصر به فرد بدانند. حالا حرف اين‎ها درست است يا نه اما حرف آن روانشناس عالي است. بايد همه درك كنيم كه اختلاف هست؛ اين درد وجود دارد و بايد درصدد چاره باشيم چه كنيم كه توافق اخلاقي باشد؟ اگر بين يك زن و شوهر توافق اخلاقي هفتاد درصد باشد بسيار عالي است بايد خيلي شكر كنند كه ما نعمت بزرگي داريم؛ هميشه حمد خدا را به زبان بياورند الحمد لله رب العالمين كه هفتاد درصد توافق اخلاقي داريم. حتي به شما عزيزان عرض كنم اگر توافق اخلاقي پنجاه درصد هم باشد خوب است. اگر بين مادر شوهر و عروس پنجاه درصد توافق اخلاقي باشد بايد شكر خدا كنند. بين پسر و پدر، بين پسر و مادر، بين دختر و مادر هفتاد درصد توافق اخلاقي باشد بايد خيلي شكر خدا كنند كه توافق اخلاقي دارند اين دختر، اين پسر خيلي شكر كنند.

آن چه ما معمولاً از آن غفلت داريم اين است كه توافق اخلاقي صد در صد محال است. بسياري از ما بلكه همه ما غفلت داريم كه اگر توافق اخلاقي هفتاد درصد باشد بسيار عالي است و نعمت بزرگي از طرف حق تبارك و تعالي نصيب ما شده است. آن چه مورد بحث ماست اين است كه اين سي يا پنجاه درصد اختلاف را چه بايد كرد؟

محبت؛ شرط از بين رفتن اختلاف

مهم‎ترين چيزي كه مي‎تواند آن اختلاف را از بين ببرد محبت است. اگر محبت بين زن و شوهر، عروس و مادرشوهر، پدر و پسر، دختر و مادر حكمفرما باشد ديگر آن اختلاف سي يا پنجاه درصد اثري ندارد و تحت الشعاع محبت واقع مي‎شود. يك جمله‎اي از پيغمبر اكرم(ص) است كه مي‎فرمايد: حبك للشي ء يعمي ويصم؛ يعني اگر كسي را دوست داشته باشيد بدي او را نمي‎بينيد؛ بدي‎هايش را نمي‎توانيد به زبان بياوريد يا بشنويد. اگر محبت به كسي داشته باشيد تا مي‎توانيد توجيه مي‎كنيد. اگر كسي بدي او را گفت ولو مطابق با واقع بگويد نمي‎پذيريد و دفاع مي‎كنيد. حتي وقتي تصور مي‎كنيد كه اين اخلاق بد را دارد خود را ملامت مي‎كنيد.

داستاني از ليلي و مجنون نقل مي‎كنند كه درست باشد يا نباشد چنين حقيقتي در انسان هست. مي‎گويند ليلي‎اش نذري پخته بود. همه مي‎رفتند از او‎اش مي‎گرفتند. مجنون هم ظرفش را داد به يكي از دوستانش و گفت مي‎روي آن‎جا براي من‎اش بگير. وقتي كه ظرف مجنون را دادن به ليلي و گفتند مال مجنون است كاسه را به زمين زد و شكست. خبر آوردند كه ظرف را شكست يك شعر خواند:

اگر با ديگرانش بود ميلي

چرا ظرف مرا بشكسته ليلي

مجنون گفت همين كه ظرف مرا شكست دليل بر اين است كه تمايل به من دارد و الا چرا ظرف ديگري را نمي‎شكند؟ يعني زير بار نمي‎رود كه ليلي بد كرده است بلكه اين عمل بدش را هم توجيه مي‎كند.

خانم به شوهرش محبت دارد؛ اگر كسي بدي شوهرش را بگويد دفاع مي‎كند و نمي‎تواند بدي او را بشنود. همين خانم بدي همسايه را مي‎بيند حتي بدي برادرش، بدي خويشانش، اما وقتي رسيد به شوهرش اصلاً بد از او نمي‎بيند تا ناراحت شود. من بسياري از خانم‎ها را سراغ دارم كه وقتي شوهرانشان به آن‎ها تندي مي‎كنند شكر خدا مي‎كنند و مي‎گويند اين تندي شوهر به من دليل اين است كه به من محبت دارد و الا چرا با خواهرش يا زن‎هاي ديگر تندي نمي‎كند! پس معلوم مي‎شود كه مرا دوست دارد و مي‎خواهد مرا بسازد.

يكي از چيزهائي كه همه بايد به آن توجه داشته باشيم اين است كه حرف براي محبت و از بين بردن آن فوق‎العاده تأثير دارد. حرف گاهي نظير خالي است كه در يك صورت زيبا باشد و گاهي نظير فلفلي است كه دهان را بسوزاند.

گاهي يك متشكرم آقا به خانم، نظير همان خالي است كه در صورت يك ماه رو باشد. اين خال چه اندازه ارزش به اين زن مي‎دهد؟ اين تشكر هم همان طور است و در قلب او ايجاد محبت مي‎كند. و به عكس گاهي يك تندي، يك زخم زبان به اندازه‎اي محبت را از بين مي‎برد نظير همان فلفل كه دهان را مي‎سوزاند. گاهي يك جمله كه به نظر كوچك مي‎رسد براي از بين بردن محبت بزرگ است. اين‎كه اسلام به اطاعت زن از شوهر، به حسن رفتار شوهر با همسرش اين قدر ثواب مي‎دهد اين‎ها گمان نمي‎كنم استحقاقي باشد. اين ثواب‎ها براي اين است كه شارع مقدس چيز ديگري را به دست آورد. مثلاً پيغمبر اكرم(ص) روي منبر مي‎فرمود: اگر كسي حق اميرالمؤمنين(عليه السلام) را بشناسد، واجباتش را هم به جا آورد، گناه هم نداشته باشد و يا اگر داشته باشد توبه كند و يك مرد زن دار و يا زن شوهردار باشد درهاي بهشت همه به رويش باز است و مقام او به مقام انبياء و اوصياء مي‎رسد.

در روايات مي‎خوانيم اگر خانمي يك آبي به شوهرش بدهد پروردگار عالم ثواب يكسال عبادت به اين زن مي‎دهد. خوب اين آب دادن كه اين قدر ثواب ندارد. اين براي اين است كه مي‎خواهد زن را شوهردار بار آورد. اگر مردي زحمت بكشد براي اين‎كه زن و بچه‎اش در رفاه باشند مثل اين است كه در خط مقدم جبهه باشد. خوب اين ثواب كه استحقاقي نيست براي توسل است. براي چه مي‎دهند؟ براي اين‎كه محيط خانه گرم شود، و به عكس حرف‎هاي ركيك به اندازه‎اي گناه دارد كه انسان مي‎ماند. اين همه گناه هم استحقاقي نيست؛ به‎عنوان ثانوي است.

پيغمبر اكرم(ص) روي منبر مي‎فرمودند: اگر خانمي شوهرش را اذيت كند ولو با يك تندي يا زخم زبان، اگر مردي زنش را اذيت كند ولو با يك تندي و زخم زبان، پيغمبر فرمودند او اول كسي است كه وارد جهنم مي‎شود. يعني گناهش خيلي بالاست. چرا؟ براي اين‎كه اگر محبت در خانه نباشد محيط خانه خيلي سرد است و اگر محبت باشد رفاه هست، آسايش هست. نظير اين دو روايتي كه خواندم در همين كتاب وسائل فراوان وجود دارد ديگر چه رسد به رواياتي را كه علامه مجلسي و ديگران نقل كرده‎اند بخواهيم به آن‎ها رجوع كنيم.

پيغمبر اكرم(ص) مي‎فرمودند: اگر زني بر اذيت شوهر صبر كند، ساكت باشد، سر به زير باشد، اگر مردي صبر كند بر اذيت همسرش يعني گذشت و فداكاري داشته باشد اين زن، اين مرد مقامش در بهشت با حضرت ايوب(ع) برابر است. حضرت ايوبي كه بر بلا صبر كرد. خوب اين مقام استحقاقي نيست؛ براي اين است كه محيط خانه گرم باشد. بايد در خانه محبت حكمفرما باشد. بايد مواظب باشيم سلب محبت نشود.

مواظب حرف هايتان در خانه باشيد. حرف است كه ايجاد محبت مي‎كند. حرف است كه محبت را از بين مي‎برد.

 جوان

حديث جوان
امام حسين عليه السلام:

چنان‎چه با گوش خود بشنوم كه شخصي مرا دشنام مي‎دهد و سپس معذرت خواهي او را بفهمم، از او مي‎پذيرم و گذشت مي‎نمايم، چون كه پدرم اميرالمؤمنين علي عليه السّلام از جدّم رسول خدا صلّي ا... عليه و آله روايت نمود:
كسي كه پوزش و عذرخواهي ديگران را نپذيرد، بر حوض كوثر وارد نخواهد شد.
إحقاق الحقّ، ج 11، ص 431

ولايت و جوانان
غربي ها با خونسردي آدم مي كشند

امروز غربي‎ها خودشان را در دنيا دموكرات و طرفدار آزادي فكر و رأي معرفي كرده‎اند، در حالي كه جزو دروغ‎هاي بزرگِ دنياست. شما اين را بدانيد؛ آن دموكراسي كه امروز در اصطلاحات جهاني و دنياي غرب تعريف مي‎شود و به آن افتخار مي‎كنند، نه در آمريكا وجود دارد، نه در فرانسه و نه در انگليس. حالا من آلمان را مثال نمي‎زنم كه سابقه فاشيسم و نازيگري دارد؛ حتّي در آمريكا و در فرانسه كه خودشان را مهد دموكراسي دنيا مي‎دانند، چنين دموكراسي‎اي كه تعريف مي‎كنند، مطلقاً وجود ندارد. فاصله زيادي با آن دارد. منتها يكي از خصوصيات و اخلاقيات غربي‎ها اين است كه زشت‎ترين پديده‎ها را خيلي اتو كشيده و بسته بندي شده و ادكلن زده و زيبا عرضه مي‎كنند - مثل همه بسته بندي هايشان - طبيعت آن‎ها اين است! با كسي هم كه مي‎خواهند دعوا كنند، به آرامي دعوا مي‎كنند! يعني چطور؟ ماها دست به يقه مي‎شويم و داد و فرياد مي‎كشيم؛ ولي آن‎ها فرياد نمي‎كشند و در قلب طرفْ گلوله پرتاب مي‎كنند؛ بدون اين‎كه خيلي هم عصباني شوند! با خونسردي آدم مي‎كشند.اين خصوصيت آن هاست.
1375/09/15

حكايت
حضرت عيسي عليه السلام و زارع

گويند حضرت عيسي بن مريم عليه السلام نشسته بود و نگاه مي‎كرد به مرد زارعي كه بيل در دست داشت و مشغول كندن زمين بود.
حضرت عرض كرد: خدايا آرزو و اميد را از زارع دور گردان. ناگهان زارع بيل را به يك سو انداخت و در گوشه‎اي نشست.
عيسي عليه السلام عرض كرد: خدايا آرزو را به او بازگردان. زارع حركت كرد و مشغول زراعت شد. عيسي عليه السلام از زارع سؤال نمود: چرا چنين كردي؟ گفت: با خود گفتم تو مردي هستي كه عمرت به پايان رسيده، تا به كي به كار كردن مشغولي؟ بيل را به يك طرف انداخته و در گوشه‎اي نشستم.
بعد از لحظاتي با خود گفتم: چرا كار نمي‎كني و حال آن‎كه هنوز جان داري و به معاش نيازمندي؟ پس به كار مشغول شدم.

پند و اندرز
از آن چه بي فايده است حرف نزن!

نهاد پاك آدمي، از زيان و كاستي نفرت داشته، انسان را از هر امر زيانباري باز مي‎دارد. از سويي عمر، سرمايه اصلي بشر است كه به تندي سپري مي‎شود و راهي براي بازگشت آن نيست. با توجه به اين دو نكته، خرد آدمي، به ناپسندي گفتار بيهوده حكم كرده، گزافه گو را سزاوار نكوهش مي‎داند. شريعت هم با صحه نهادن بر حكم عقل، انسان را از اين كار باز مي‎دارد. روايات موجود در اين زمينه، اهميت پرهيز از سخن بيهوده را نمايان مي‎سازد. رسول خدا در حديث طولاني معراج مي‎فرمايد:(ديدم) كه دوزخ، هفت در داشت و بر هر دري سه جمله نوشته شده بود. بر در پنجم نوشته بودند:... و در آن چه بيهوده است، بسيار سخن نگو كه از رحمت خدا ساقط مي‎شوي. در جاي ديگري مي‎فرمايد: از خوبي اسلام آدمي است كه آن چه را به كارش نمي‎آيد، ترك كند.
روايت به روشني ستايش پيامبر از ترك اين رفتار را مي‎نماياند چرا كه آن را از جمله نيكي‎ها و محاسن اعتقاد شخص مسلمان شمرده است.
امام علي(ع) يكي از صفات مؤمنان را دوري از سخن بي‎فايده بر مي‎شمرد و از گزافه گويان اظهار شگفتي مي‎كند: در شگفتم از كسي كه سخني مي‎گويد كه در دنيا سودي ندارد و در آخرت اجري نخواهد داشت.
سخن اضافي - اگر چه درباره امري مفيد هم باشد - نكوهيده است؛ زيرا اضافه آن بيهوده است و فايده‎اي به بار نمي‎آورد. رسول خدا مي‎فرمايد:
خوشا به حال كسي كه زيادي كلامش را نگاه دارد و زيادي مالش را انفاق كند.
روزي امير مؤمنان علي(ع) از كنار مردي كه فراوان سخن مي‎گفت، عبور كرد، ايستاد و خطاب به وي فرمود: اي(مرد!) همانا تو(با اين گفتارت) نامه‎اي را به سوي پروردگارت نزد دو فرشته نگاهبانت، پر مي‎كني [ گفتار بيهوده تو نوشته مي‎شود]؛ پس، از آن چه مفيد است، سخن بگو و چيز بيهوده را رها كن.
سخن نابجا هم، اگر چه درباره موضوعي مفيد باشد، نكوهيده است؛ زيرا افزون بر آن‎كه فايده‎اي ندارد، چه بسا كاستي شخص گوينده را نيز در پي داشته است.
سيدالشهدا حضرت حسين(ع) به ابن عباس فرمود:
اي فرزند عباس! هرگز از آن چه بي‎فايده است، سخن مگو؛ چرا كه من از وزر براي تو مي‎ترسم و هرگز از آن چه مفيد است، سخن نگو تا هنگامي كه جايگاهي مناسب براي سخنت ببيني. چه بسا گوينده‎اي كه به حق سخن گويد(اما در جايگاه نامناسبش)؛ پس بر او عيب گرفته مي‎شود.
مرحوم آيت‎الله مجتبي تهراني‎